روزنامه‌های تهران، تحریم‌ها و اختلافات داخلی

روزنامه‌های صبح امروز تهران، شنبه ۲۷ خرداد در صفحات اول خود از تصویب تحریم های تازه ای علیه ایران در یکی از دو مجلس آمریکا به عنوان نقض برجام یاد کرده و از زوایای مختلف راه حل هایی برای مقابله با تحرکات آمریکا پیشنهاد کرده‌اند.

افشای اسناد مربوط به ۲۸ و سقوط دولت دکتر مصدق در ۶۴ سال قبل از دیگر مسایلی است که روزنامه های تهران پراهمیت دیده‌اند.

حق نشر عکس Sharq
Image caption تیتر و عکس های صفحه اول شرق

بهانه‌های بیپایه

ناصرتکمیل همایون در مقاله‌ای در روزنامه ایران: در شرایطی که وزیرخارجه امریکا عملاً و علناً ایران را به دخالت برای تغییر نظام تهدید کرده، باید متوجه بود که دولت واشنگتن در کدام سوی این طیف‌بندی‌ها قرار دارد. به عبارت دیگر دولتی که در آن کودتای ۲۸ مرداد «اشتباه» خوانده شد، دولتی دیگر و متعلق به خاستگاه فکری و سیاسی متفاوتی بود. درک این تفاوت‌ها در جامعه و سیاست امریکا، که از یک سو مواضع تیلرسون و از سوی دیگر افشای ابعاد جدیدتر کودتای ۲۸ مرداد در آن است، بسیار ضروری است.

نویسنده در ادامه به نمونه حمله امریکایی‌ها به عراق و افغانستان در خاورمیانه به بهانه‌هایی است که خیلی زود معلوم شد بی پایه بودند.اما بی پایه بودن این بهانه‌ها چه نتیجه‌ای داشت؟ عملاً هیچ. امریکا عراق را به توسعه سلاح‌های کشتار جمعی متهم کرده بود، به این کشور حمله کرد و بعد معلوم شد این بهانه دروغ بوده است. چیزی که اما در عمل رخ داد، حضور چندین ساله امریکا در عراق و ویرانی این کشور بود.

مقاله روزنامه دولت به این جا رسیده که: امروز نیاز داریم تا در یک سیاست عملی به این سؤالات بیندیشیم که آیا روشن شدن دروغ‌های امریکا برای حمله به عراق توانست تأثیری به نفع عراق یا ضرر امریکا بگذارد؟ آیا مانعی شد برای جلوگیری از این حمله؟ آیا عاملی برای پاسخگویی بعدی امریکا و طرفداران جنگ در این کشور بود؟ آیا باعث شد تا عراق بتواند حق ضایع شده خود را در این جنگ و اشغال طولانی بگیرد؟

نقشه آمریکا برای ایران

کیهان در یادداشت روز خود با اشاره به تحریم های مصوب مجلس آمریکا نوشته: دولت اگر نخواهد اهرم تحریم را از دست دشمن بگیرد، از این پس به شدت بر ادامه حاشیه سازی‌ها نیاز خواهد داشت، حاشیه‌هایی که می‌تواند هزینه‌هایی به مراتب، سنگین‌تر از مذاکرات اتمی و برجام بر کشور و مردم تحمیل کند. ادامه چنین وضعیتی «خسارت محض است» و حتی می‌تواند، مشکلات را در کشور پیچیده‌تر کرده و از حوزه اقتصادی به سایر حوزه‌ها بکشاند. چگونه؟

جعفر بلوری در این مقاله با اشاره به تحریم های آمریکا علیه حزب الله لبنان که در عمل به انزوای سیستم بانکی انجامید و تا آنجا رسید که در نهایت از همه بانک‌های لبنانی خواست به قانون تحریم‌های آمریکا علیه حزب‌الله لبنان متعهد باشند. این قانون تحریم آمریکایی باعث نزاع بی‌سابقه‌ای میان حزب‌الله لبنان و بانک مرکزی این کشور شد که هنوز هم ادامه دارد.

به نوشته کیهان: آمریکا با طرح تحریم حزب‌الله لبنان، تلاش کرد با این حربه، این کشور را به نوعی دچار «خود تحریمی» و «نزاع داخلی» کند. به نظر می‌رسد، آمریکایی‌ها این بار به دنبال اجرای این فرمول در ایران هستند و فقط به جای «حزب‌الله لبنان»، نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در آن فرمول گذاشته‌اند. انتظار آن است که رئیس‌جمهور به این فتنه کثیف آمریکایی پاسخ دندان‌شکنی بدهند.

نقشه آمریکا و مقابله ایران

نادر کریمی جونی در سرمقاله جهان صنعت نوشته:رفتار‌های ایالات متحده در هفته‌های اخیر این باور را به ذهن متبادر می‌سازد که کاخ سفید برای برهم زدن برجام می‌خواهد از تکنیک ناراضی و خسته کردن ایران استفاده کند. در این رابطه ترامپ و همکارانش دریافته‌اند که برهم زدن برجام یا پاره کردن این سند همکاری، امکان‌پذیر نیست و تبعات و هزینه‌های سنگینی دارد. از این رو کاخ سفید به این نتیجه رسیده‌ که به جای برهم زدن و پاره کردن این سند همکاری، می‌توان سختگیری‌ها علیه ایران را در جوانب دیگر دنبال کرد تا در نهایت ایران به ارتکاب عملی ناسنجیده و هیجانی سوق داده شود.

به نوشته این مقاله: آمریکا تصور می کند که در آن صورت می‌توان از رفتار ایران هیجانی بهره‌برداری و همکاری با برجام را متوقف یا نابود کرد.البته این تکنیک کهنه آمریکایی‌ها برای ایرانی‌ها چندان ناآشنا نیست و پیش از این به‌ویژه در جریان منازعه بر سر اموال ایران در آمریکا و جنگ تحمیلی، چند بار این تکنیک از سوی واشنگتن مورد استفاده قرار گرفته است. تاکید مقامات ریز و درشت ایرانی درباره اینکه ایران اجرای تعهداتش در مورد برجام را متوقف نخواهد کرد، نشان می‌دهد که ماجراجویی‌ها و خصومت‌های اعمال‌شده از سوی کاخ سفید بر اراده ایران در پیگیری و اجرای برجام تاثیر چندانی نداشته است.

جهان صنعت معتقد است: با همه این ها برای ایران راه‌هایی وجود دارد که می‌تواند به این اقدام آمریکایی‌ها پاسخ دهد. بزرگ‌ترین راه برای ایران حمایت قاطعانه و گسترده از هواداران خود در جنگ‌های یمن، عراق و سوریه است. در واقع نفوذ بیشتر ایران در جنگ‌های یادشده به نحو موثری بر منافع متحدان خاورمیانه‌ای آمریکا تاثیر منفی می‌گذارد و در نتیجه فشار بر ایالات متحده و کاخ سفید وارد می‌شود. همچنین اعمال تحریم علیه شرکت‌های آمریکایی که در ایران منافع مشهود و عمده‌ای دارند.

نفت و دخالت خارجی

دو عامل نفت و دخالت خارجي، تقريبا كليه معادلات را در كشورهاي منطقه خاورمیانه به هم زده است. هيچ اتفاقي نيست كه در منطقه رخ دهد و به يكي از اين دو عامل مربوط نشود. در ٧٠ سال پس از جنگ جهاني دوم، بيشترين جنگ‌هاي جهان در اين منطقه رخ داده است. جنگ بزرگ ميان اعراب و اسراييل، چند جنگ متوسط ميان فلسطيني‌ها و لبناني‌ها با اسراييل، دو جنگ گسترده از سوي عراق عليه ايران و كويت و يك جنگ در يمن به وسيله عبدالناصر، جنگ‌هاي ويرانگر داخلي در عمان، لبنان، سوريه، عراق، ليبي، منطقه كردستان، جنگ عربستان عليه يمن، و جنگ‌هاي چهار دهه‌اي افغانستان و انواع و اقسام كودتاها در منطقه عموماً متاثر از اين دو عامل بوده‌اند.

به نوشته این روزنامه: در اين ميان ايران توانسته است تاثير يك عامل را كه همان دخالت خارجي باشد از تغييرات داخلي خود از ميان ببرد و به همين دليل در مسيري قابل قبول براي رسيدن به ثبات و آرامش قرار گيرد و چشم‌انداز اميدبخشي را براي عبور از اين مرحله خطرناك منطقه‌اي به دست آورد. به همين دليل است كه انتخابات پرشوري را در ماه گذشته‌ تجربه كرد كه در هيچ كدام از كشورهاي منطقه‌ شاهد آن نبوده‌ايم و نيستيم.

اعتماد در نهایت نوشته: ترامپ در مبارزات انتخاباتي خود بيش از ساير نامزدها عليه اين نگرش شعار مي‌داد. ولي باعث تاسف است كه وي به دليل رفتار پوپوليستي و نيز ذهنيت تجارت‌مابانه‌اي كه در سياست خارجي پيشه كرده تا از اين طريق به اهداف اقتصادي، شخصي و داخلي امريكا برسد، اوضاع منطقه دوباره در حال عبور به تشديد ناپايداري است، به طوري كه كمتر كسي باور مي‌كرد كه حتي ميان عربستان و قطر چنين بحراني به وجود آيد. عربستان با خريدن سياست خارجي ايالات متحده دوباره درصدد است كه روند منطقه را به جايگاه پيشين برگرداند و در اين ميان وزير خارجه ايالات متحده نيز آتش‌بيار معركه شده است

امنیت پایدار

عباس عبدی در سرمقاله شهروند امنیت پایدار را مهم ترین نیاز کشور دیده و در تعریف آن نوشته: گرچه امنيت در يك جامعه مفهومي پويا و شناور و مثل امنيت در يك موجود زنده است، ولي براي تقريب به ذهن مي‌توان امنيت پايدار را به‌مثابه يك ميز در نظر گرفت كه روي چهارپايه قرار گرفته است. اين ميز وقتي داراي پايداري است كه هر چهارپايه آن محكم و مشابه باشند و بار بيش از حدي نيز روي ميز قرار نگيرد. آن‌ بار هم به صورت متعادل روي ميز باشد. امنيت اين ميز در تحمل بار به اندازه قدرت ضعيف‌ترين پايه آن است.

به نوشته این جامعه شناس:جامعه‌اي كه از اقتصاد درون‌زا و برون‌گرا كه وابسته به نفت نباشد و ثبات نسبي سياست اقتصادي برخوردار باشد، بيكاري در آن كم و نرخ فعاليت بالا باشد، فقر به‌طور نسبي كم و نابرابري قابل تحمل باشد، فساد استثنا و نه قاعده باشد، دستگاه قضائي آن قدرتمند و بي‌طرف و مستقل باشد، رسانه‌هاي آن به‌طور نسبي آزاد باشند، حقوق شهروندي رعايت شود. چنين جامعه‌اي داراي امنيت پايدار است مشروط بر اين‌كه اهداف خود را نيز با توان اجزايش متعادل كند.

مقاله شهروند در نهایت نوشته: نمونه روشن آن صدام حسين در گذشته و عربستان و قطر امروز است. هر سه نظام از برخي جهات قدرتمند بودند، ولي دو مسأله موجب از ميان رفتن امنيت آنها شد. در درجه نخست نامتوازن بودن مولفه‌هاي قدرت اين كشورها و سپس انتخاب اهدافي كه بار آنها بر دوش اين سه كشور سنگيني مي‌كرد و در نهايت آنها را زمين‌گير کرد.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption علیرضا پاکدل، قانون

تضعیف سپاه

عبدالله گنجی در سرمقاله جوان حسن روحانی و دولت وی را افراطی هایی خوانده که در زبان سخن از اعتدال می گویند و نوشته: اينكه وزير خارجه امريكا رسماً اعلام مي‌كند به دنبال انتقال مسالمت‌آميز قدرت در ايران با كمك نيروهاي همسوي داخلي هستيم، نكند خدايي ناكرده طمع و برآورد آنان از تحليل محتواي افراط‌گراياني است كه پرچمدار اعتدال شده‌اند؟

روزنامه سپاه پاسداران نوشته: بهترين كار رئيس‌جمهور براي عبور از كساني كه افراطي‌ مي‌خواند، كار است. او اگر دولت را به كار بگيرد مردم وقعي به افراطيون مدنظر ايشان نمي‌گذارند. رئيس‌جمهور در جمع اصحاب رسانه مي‌گويد: واقعيت‌ها را به مردم بگوييد كه چندين فاز پارس‌جنوبي در اين دولت افتتاح شد. هيچ رسانه‌اي نبود كه اين مهم را برجسته نكرده باشد اما رئيس‌جمهور اين واقعيت را نگفت كه بعضي از اين فازها توسط چه نهادي آماده افتتاح شد و نه تنها نگفت كه حين انتخابات و بعد از آن ۱۵ بار به اين نهاد هجمه كردند و آنان كه مدعي اعتدال نيستند، نجيبانه سكوت كردند كه به منتخب ملت احترام كرده باشند.

جوان از دولت پرسیده: چه ارتباطي بين تحريم‌هاي جديد عليه سپاه و ۱۵ حمله شما به اين نهاد و موشك‌هايش وجود دارد و چه ارتباطي بين تضعيف سپاه و سخن وزير خارجه امريكا كه به دنبال انتقال مسالمت‌آميز قدرت در ايران است، وجود دارد؟ زماني گفتند اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات اما حال بايد گفت اعتدال اصلاً متولد نشد، آيا مي‌شود شاهد جشن تولد آن باشيم و قدم نورسيده را گرامي بداريم؟

دولت روحانی مظلوم است

علی شکوهی در مقاله ای در اعتماد با اشاره به وضعیتی که دولت روحانی آغاز به کار کرد، این دولت را مظلوم ترین دولت های جمهوری اسلامی خوانده و نوشته: اقدامات دولت روحانی برای مذاکره با ٦کشور بزرگ جهانی در شرایطی صورت گرفت که اوضاع داخلی اصلا مناسب نبود یعنی حمایت مورد نیاز از ایشان در حین مذاکرات انجام نشد. در واقع قبل از شروع مذاکره با بیگانگان اصل ضرورت مذاکره و منطق مذاکره باید به یک ایده مشترک ملی تبدیل می شد اما چنین نشد. بخشی از نیروهای سیاسی همچنان مذاکره را نفی و مذاکره کنندگان را خائن و وابسته به بیگانه و سازشکار معرفی کردند.

نویسنده مقاله تاکید کرده:متاسفانه میزان وفاق ایجاد شده در این مذاکرات در حد قبول قطعنامه ٥٩٨ نبود زیرا در آن واقعه، امام خمینی تمامی مسوولیت قبول قطعنامه را برعهده گرفته بود و در همان ابتدا هم به همه تاکید کردند که ما همان‌گونه که در جنگ جدی بودیم در صلح هم جدی هستیم. وی به تمامی نیروهای انقلابی هشدار داد که تندروی عواقب دارد و با آن برخورد خواهد شد و به آنان نصیحت کرد که خیال نکنند مسوولان در پیشنهادشان برای قبول قطعنامه کار غلطی انجام دادند. با این سیاست وفاق ملی شکل گرفت، هیچ کسی به جان هم نیفتاد و هیچ اختلافی بروز نکرد اما در ماجرای مذاکرات هسته‌ای آن میزان وفاق ایجاد نشد.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که:مظلومیت روحانی در جریان مذاکرات مضاعف است زیرا کار به شکلی سامان یافته است که اگر برجام برای کشور دستاورد به همراه داشته باشد متعلق به دیگران است و نه دولت و اگر باید فحش و اهانتی به خاطر مذاکرات هسته‌ای نصیب کسی شود، آن فرد قطعا دکتر روحانی و دکتر ظریف است زیرا متاسفانه در این سال‌ها به شکلی از مذاکرات هسته‌ای دفاع نشد و بر سر آن توافق ملی فراهم نیامد.

جایگاه خوفناک روحانی

احمد غلامی در مقاله ای در شرق پرسیده روحانی در سال‌های پیش‌رو چه خواهد کرد و افزوده: شاید بهتر است بگوییم سیاست داخلی ایران در آینده چگونه خواهد بود؟ آیا به‌سوی گسترش دموکراسی قدم برمی‌داریم یا شرایط جهانی دست‌ به ‌دست معضلات داخلی داده و به‌ناگزیر به فضای محدودتری خواهیم رفت؟ روحانی در این میان چه نقشی دارد و اصلاح‌طلبان چه سازوکاری برای آینده اندیشیده‌اند.

سردبیر این روزنامه با اشاره به این که اوضاع‌ واحوال با دهه گذشته تغییر اساسی کرده و بعید است، اگر مطالبات مردم تحقق نیابد چون گذشته، برای تحقق خواسته‌هایشان دل به جناح رقیب، اصولگرایان ببندند. دوران تازه‌ای در سیاست آغاز شده است؛ دور‌انی که دیگر بازی ماروپله در سیاست از کار افتاده و اگر جناح‌های سیاسی موجود این شرایط را درک نکنند و براساس تجربیات گذشته قدم بردارند، مردم آنان را ناامید خواهند کرد. از همین اکنون باید بر این تفکر که مردم ایران غیرقابل‌‌پیش‌بینی‌اند یا احساسی تصمیم می‌گیرند یا منفعت‌طلبانه، خط بطلان کشید و بیش از آنکه نگاه‌ها به‌سوی عملکرد مردم معطوف باشد، به خلق مردمی اندیشید که در آینده خواهند آمد؛ مردمی که اینک وجود ندارند، اما از پی کنش‌های سیاسی کنشگران سر برخواهند کشید.

سرمقاله شرق در نهایت به این جا رسیده که: بدون هیچ پرده‌پوشی و ابهام و عذر و بهانه‌ای، مطالبات مردم سر‌راست و روشن است؛ آنان خواستار رفاه نسبی شرایط زندگی‌شان هستند و می‌خواهند کرامت و شأن انسانی‌شان حفظ شود. تحقق این مطالبات در سایه امنیت رخ خواهد داد، نه در فضای امنیتی. گاه برای ایمن‌ساختن جامعه با تشدید نظارت، فضای باز جامعه از دست می‌رود.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون کیوان وارثی، قانون

ظهر روز جمعه

آساره کیانی در مقاله ای در همدلی نوشته: این‌جا هوا گرم است. ماه رمضان است. از آسمان قطرات درشت آب روی سر و صورت و لباس‌ آدم‌هامی‌نشیند؛ نه این‌که بغض آسمان ترکیده باشد از دیدن آدم‌های بی‌جان با بدن‌های سوراخ که پرچم‌پیچ شده‌اند و وسط گل‌های گلایل، روی دست مردم جاری می‌شوند؛‌ از روی ماشین‌های بزرگ روی مردم آب می‌پاشند تا گرما را راحت‌تر تحمل کنند.از محوطه بیرونی دانشگاه تهران، صدای حاج‌آقا صدیقی را می‌شنوید که از بلندگو درباره سند ۲۰۳۰ صحبت می‌کند؛ می‌گوید «هرچند که این سند آموزشی نکته اخلاقی بدی هم نداشته باشد اما چه لزومی دارد که بیرون از مرزهای این سرزمین و با یک فرهنگ دیگر نوشته شود؟»

به نوشته این مقاله: کودکان هم با خانواده‌هایشان آمده‌اند؛ پیشانی‌بند سبز دارند و گل‌های سفید در دست؛ آرام‌اند؛ اخم‌هایشان توی هم می‌رود وقتی می‌بینند مادرهایشان اشک می‌ریزند اما کیف می‌کنند وقتی روی سرشان آب می‌پاشند؛ این‌جا ظهر روزجمعه است؛ روز تشییع پیکر آدم‌هایی که با گلوله‌های «داعش» کشته شدند؛ با این‌که آمده‌ای مراسم تشییع و قطرات آب را روی صورتت احساس می‌کنی،‌ هنوز هم باورت نشده که روز چهارشنبه چه اتفاقی در مجلس و حرم مطهر افتاد.

در پایان مقاله آمده: ماه رمضان است، هوا گرم است؛ زن‌ها گریه می‌کنند؛ دلت برای لبخند تنگ شده؛ دلت می‌خواهد بعد از یک ربنای دلنشین و صدای اذان موذن‌زاده اردبیلی، روزه‌ات را باز کنی.این‌جا تهران است؛ تهران گرم است و غم دارد اما امن است چون مردمانش از خنده همدیگر ناراحت نمی‌شوند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

واکنش‌ها به انتشار اسناد

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در ستون طنز شهروند با اشاره به خبر انتشار اسناد آرشیو وزارت خارجه آمریکا در مورد کودتای ۲۸ به گمانه زنی درباره واکنش مقامات پرداخته و اول از همه از قول حداد عادل نوشته:: آرشیو نه. بفرمایید بایگانی. حتی در این مسأله هم تهاجم فرهنگی را فراموش نمی‌کنند نامردها

حسن عباسی: من اگر بودم، با مشت می‌زدم تو دهانشان و تنگه هرمز را هم قفل می‌زدم. عرصه که تنگ می‌شد، بهشان می‌گفتم تا سه می‌شمرم بروید دم خانه خودتان بازی کنید

قالیباف: اول یکی به من بگه مصدق جزو ٩٦درصدی‌ها که نبود؟ شاهزاده قجری بود دیگه؟ همون. پس جزو همون چهاردرصدی‌ها بوده. خوبش شد کودتا. هرچند اون‌ور هم بده. اصلا تازگی من همه‌اش تو موقعیت تصمیم‌گیری‌های پنجاه پنجاه قرار می‌گیرم.

ترامپ: حیف من اون موقع نبودم. آمریکا یعنی اون‌جور آمریکا. این ژست‌های امروزی به دل من نمی‌شینه از پشت خنجر بزنی. کارد باید مستقیم و تو چشم بیننده فرو بره تو دل طرفت.

ظریف: کاش ترامپ یک توییت در مورد کودتای ٢٨ مرداد بکنه باز با توییت خودم برجکش را بیارم پایین. توییت دانم درد گرفته چند ساعته هیچی ننوشته نامرد.