روزنامه‌های تهران، شعارعلیه روحانی، تحریک کننده کیست؟

روزنامه‌های امروز صبح، شنبه ۳ تیر در صفحات اول عکس هایی از تظاهرات روز قدس منتشر کرده و در مقالات خود به نکوهش عده ای از حزب اللهی ها پرداخته اند که شعارهایی علیه رییس جمهور روحانی سر داده بودند که تصاویر آن به همه دنیا منتقل شد.

به جز دو روزنامه هوادار تندروها و نزدیک به شهردار تهران که روحانی را به دلیل انتقادهایی که مطرح کرده مسبب این حوادث دانسته و مقالاتی به نفع حمله برندگان نوشته اند، دیگر روزنامه های اول هفته به نقد این حرکات پرداخته و از شباهت دادن بین حسن روحانی با رییس جمهور اول برآشفته اند.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption تیتر و عکس صفحه اول قانون

تشنج در حاشیه روز قدس

اعتماد در گزارش اصلی خود نوشته: هتاکی و شعار علیه رئیس‌جمهوری، علی مطهری و جهانگیری آن هم در روزی که مردم آمده بودند تا یکپارچه علیه اسراییل فریاد بزنند. فیلم‌های منتشر‌شده از راهپیمایی دیروز عده‌ای را در حال نزدیک‌شدن به روحانی و شعاردادن با الفاظی مانند «آخوند آمریکایی»، «منافق»، «دروغگو»، «روحانی بنی‌صدر پیوندتان مبارک»، نشان می‌دهد.

به نوشته این گزارش: عده‌ای دیگر هم وقتی به اسحاق جهانگیری می‌رسند شعار، «مرگ بر سازشکار» سر می‌دهند. علی مطهری هم از هتاکی مصون نبود. افرادی با سردادن «مرگ بر منافق»، «مرگ بر اصلاح‌طلب»، «مرگ بر سازشکار» و «حقوقی که می‌گیری حرامت باد»، نایب‌رئیس مجلس را مورد هجمه و توهین قرار دادند. علی مطهری در واکنش به شعار علیه رئیس‌جمهوری و خودش گفته است: «این شعارها ناشی از آزادی در جمهوری اسلامی است». فردی که بلندگو به دست داشت، در مراسم خطاب به مردم می‌گفت: «روحانی می‌گوید و مردم پاسخ می‌دهند، مرگ بر آمریکا». مجری سپس گفته که «آن روحانی را نگفتم، روحانیت را گفتم. کسانی که می‌گویند شعار مرگ و این حرف‌ها باید جمع شود، لباس زنانه بپوشند از مملکت بروند».

سایت «انتخاب» هم همان دیروز نوشت: «‎محمدعلی زرین‌قلم که در بسیاری از برنامه‌ها در کنار احمدی‌نژاد است، لیدر اصلی شعاردهندگان علیه مسئولان از جمله مطهری و جهانگیری بود». در روزهای گذشته همچنین پوسترهایی با ترکیب عکس حسن روحانی و بنی‌صدر در قم توزیع شده است که گفته می‌شود بعد از اظهارات آیت‌الله نوری‌همدانی درباره رئیس‌جمهوری بوده است.

این حزب الله واقعی نبود

عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشته: شعار عده‌اي عليه رئيس‌جمهور در روز قدس دل هر نيروي مؤمن به انقلاب و زمان‌شناس را به درد مي‌آورد كه چگونه عده‌اي سطحي‌گرا، ظاهر‌بين، زمان‌نشناس و هزينه‌ساز، حزب‌الله را از جايگاه سنگ زيرين آسيا خارج و به چهره‌اي هيجاني بي‌منطق و غيرقابل كنترل تبديل مي‌كنند. ماجراي شعار عليه رئيس‌جمهور از دو منظر نكوهيده است؛ اول اينكه متأسفانه عده‌اي سعي مي‌كنند آن را به حساب تبيين اخير مقام معظم رهبري بنويسند و در مقابل عده‌اي سطحي‌گرا بدون تحليل مسئله، به مصداق‌‌سازي روي‌آوردند.

به نوشته این مقاله: سيره رهبري از يك قاعده پيروي مي‌كند. اينكه عده‌اي «هشدار پيشگيرانه» را به مثابه «مصداق‌ اكنوني» فرض نموده و به كف خيابان بكشانند، بدترين برداشت از تبيين رهبري و جفاي مضاعف به راهبرد آتش به اختيار است. ايشان بارها از شخصيت‌هاي مثبت و منفي تاريخي براي گويا كردن سخن خويش بهره برده‌اند اما نبايد با مثال‌ها اينگونه سطحي‌گرايانه برخورد كرد.مي‌توان باور كرد كه جمعي به عنوان حزب‌الله با حاشيه‌سازي، اين روز مهم و اهداف آن را به حاشيه ببرند و دهها بهانه و تحليل انحرافي را جايگزين آن نمايند؟

اگر اين اقدام را مشكوك نخواهيم بدون ترديد سطحي‌گرايي نقيصه‌اي است كه همچنان براي نيروهاي مؤمن به انقلاب اسلامي هزينه توليد مي‌كند. اصلاح وضع موجود فقط از نيروهاي ريشه‌دار انقلاب برمي‌آيد ولاغير. جماعتي كه بارها رهبري به آنان هشدار دادند كه: «اين كارها به ضرر كشور است» بي‌تقيدي خود را نشان داده‌اند و لذا نمي‌توانند نماينده حزب‌الله محسوب شوند. 87

سخنرانان چرا حرف بیهوده بزنند

کیهان در سرمقاله خود نوشته: اگر در روزگاری که حمله داعش به مردم روزه‌دار، دل همگان را به درد آورده و تمام اقوام و مذاهب کشور، در زیر چتر نظام اسلامی خواستار پیگیری قاطع و همه‌جانبه ماجرا و زدن سیلی به گوش متجاوز هستند، کسی پیدا شود و اعتقادات یک ملت شیعه را به سخره بگیرد و درباره ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام حرف‌های ناشایست و ناپخته بزند، چه چیزی را دنبال می‌کند؟

این روزنامه تندرو بدون نام بردن از حسن روحانی نوشته: اینکه کسی برخلاف بدیهیات منطقی، از اسلام تصویری کاریکاتورگونه بسازد و ادعا کند که هیچ ضابطه و ساز و کار عملی و ضمانت اجرایی ندارد و صرفا توصیه‌هایی است، هرکه خواست گوش می‌کند و هرکه نخواست راه خود را برود، مبتنی بر کدام منطق عقلی و دینی است‌. بسیاری از این دست سخنان و رفتارها، سناریوی اتاق فکر‌های بیماری است که می‌کوشد ناکامی‌ها در عرصه‌های اقتصاد و دیپلماسی را پنهان کند وگرنه کیست که نداند مشکل اقتصاد کشور ناشی از دولت ناکارآمد است نه مثلا دولت با تفنگ‌ و …

حسین شمسیان در این مقاله نوشته:جای کمترین تردید نیست که وحدت و انسجام ملی‌، مهمترین رکن بقای نظام است و ایام‌الله‌های گوناگون، تبلور این شکوه همبستگی است. هرکس، در هر مرتبه‌ای و با هر بهانه‌ای به مقدسات و مشترکات این مردم توهین کند و گام در جهت خدشه وارد کردن به این وحدت بردارد، حتما در صف خادمان ملت نخواهد بود و جدول دشمن را پر کرده است، چه خوب همگان از وحدت‌شکنی به وحدت‌آفرینی بپردازند.

حق نشر عکس Ebtrkar
Image caption کارتون محمد طحانی، ابتکار

روزهای سخت روحانی

احمد غلامی در سرمقاله شرق نوشته: سخنراني اخير روحاني در جمع استادان و پزشكان اگرچه اساسي و استراتژيك بود اما زمان مناسبي براي بيان اين ايده نبود که مسئله ولايت و حاکميت در اسلام دو مقوله مجزاست. او با ارجاع به نهج‌البلاغه گفت: اميرالمؤمنين مبناي ولايت و حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم مي‌داند،. گفت هرکس که شما او را به عنوان ولي و رهبر جامعه برگزيدید من هم مي‌شنوم و اجرا مي‌کنم.

به نوشته سردبیر روزنامه: حسن روحاني مي‌خواهد با اين ايده دست به گفتمان‌سازي بزند و آن را در سال‌هاي پيش‌رو نهادينه کند. از اين رو است که آيت‌الله جنتي‌ و يزدي با آگاهي بر سياستي که رئيس‌جمهور دنبال مي‌کند اين‌گونه شديداللحن به او نقد مي‌کنند. به يقين گفتمان‌سازي آن هم از اين دست، شرايط مطلوبي را طلب مي‌کند. فارغ از اينکه شرايط کنوني مطلوب است يا نه، بايد از هر مجادله‌اي پرهيز کرد.

به نظر مقاله شرق: شرايط خاورميانه مجال اين‌گونه مجادلات را به روحاني نمي‌دهد. دولت ديپلماسي روحاني نيروهاي نظامي در خط مقدم منطقه را به پس پشت گفت‌وگو مي‌برد و اين مجال را فراهم مي‌سازد تا ايران ابزارهاي بيشتري براي چانه‌زني داشته باشد. اينک نيروهاي نظامي در کنار دولتي ديپلماتيک هرچند که در برخي مسائل اختلاف نظر هم داشته باشند، مي‌توانند تعادلي به وجود آورند که در لحظات بحراني راهي براي برون‌رفت از آن پيدا کنند.

خودسر نیستند

علی تاجرنیا در مقاله ای در شرق نوشته: نظارت و کنترل‌های لازم باید مانع از آن شود که افرادی کاملا آزادانه بیایند و رئیس‌جمهور کشور را در ملأ عام به باد ناسزا بگیرند. از یاد نباید برد چنین برخوردهایی عملا نشان‌دهنده این است که برخلاف تصور عمومی، چنین افرادی اصولا «خودسر» به حساب نمی‌آیند، چراکه خودسرها نمی‌توانند به‌راحتی پا روی قانون کشور بگذارند و با مردم و منتخبان آنها بدرفتاری کنند.

این نماینده مجلس تاکید کرده: این گروه‌ها، بیشتر از جايي تقویت و حمایت می‌شوند که می‌خواهند با ایجاد ناامنی و بی‌برنامه و در نهایت هتاکی و تخریب منتخبان مردم، در برنامه‌های ملی مانند راهپیمایی روز قدس، نشان دهند در کشور اراده یک جریان خاص، حاکمیت دارد و رأی مردم نمی‌تواند تأثیری در این اراده داشته باشد؛ بنابراین پر بی‌راه نیست اگر هتاکان دیروز آقای روحانی و آقای مطهری را افرادی بدانیم که در راستای منافع دشمنان نظام حرکت می‌کنند.

مقاله شرق یادآوری کرده: آنچه در قانون جمهوری اسلامی ایران آمده، احترام برای تمامی ارکان نظام است. اگرچه نقد می‌تواند راه‌گشا و تعالی‌بخش باشد؛ اما تضعیف به شیوه‌هایی این‌چنینی شایسته و بایسته افرادی که خود را طرفداران انقلاب می‌دانند نخواهد بود. آنچه امروز پیشِ‌روست، بی‌شک حکایت از مسئولیت سنگینی دارد که حوادث روز قدس بر شانه مسئولان كشور گذاشته است. بی‌شک مردم به‌درستی چنین رفتارهایی را قضاوت خواهند کرد و من هم مانند آنها امیدوارم منتقدان دولت از این آزمون مردمی سربلند بیرون بیایند.

آزموني براي مقابله با وحدت‌شكنان

حسين مرعشي در مقاله در اعتماد نوشته: توهين به رييس‌جمهور كشور توهين به ملت ايران است و توهين‌كنندگان در چنين روزي كه روز وحدت ما براي فرياد كشيدن بر سر امريكا است وحدت را شكستند. با اين اتفاق قطعا مسوولان امنيتي و قضايي ما در معرض اين آزمايش قرار دارند تا ببينيم با توهين‌كنندگان به ملت و نظام و كساني كه وحدت ملي را شكستند چه برخوردي خواهند كرد. طبيعي است كه آقاي روحاني مخالفيني داشته و دارد. اما اينها در انتخابات حاضر شدند و حرف‌ها و مطالب‌شان را بيان كردند.

به نوشته این مقاله: نكته ديگر در رابطه با اتفاقات روز گذشته شباهت‌سازي‌ها ميان آقاي روحاني و بني‌صدر است. شباهت‌سازي كه به اعتقاد من خيلي عجيب است. هنوز سه ماه نيست كه آقاي روحاني مورد تاييد شوراي نگهبان قرار گرفته است. اگر آقاي روحاني همانند بني‌صدر است پس چرا شوراي نگهبان ايشان را تاييد صلاحيت كرده و چرا ١٢ مرداد قرار است راي ملت توسط مقام معظم رهبري به ايشان تنفيذ شود؟

در پایان مقاله اعتماد آمده: واقعيت اين است كه اينها بر سر شاخ نشسته‌اند و بن شاخ مي‌برند. سوال اين است كه اين افراد نظام را قبول ندارند يا آقاي رييس‌جمهور را؟ آقاي رييس‌جمهور جداي از نظام نيست. اين قبيل مشابهت‌سازي‌ها سوءاستفاده از تاريخ است. آقايان يك بار نظرات‌شان را به مردم گفتند و مردم هم با راي‌شان نشان دادند اين نظرات را نمي‌خواهند. اين ديگر بحث ندارد. اين دوستان «به ظاهر» انقلابي بايد شكست را بپذيرند و معلوم نيست چرا پذيرش شكست آنقدر براي‌شان سخت است.

انتخابات به پایان رسیده

صبح نو در سرمقاله خود نوشته: انتخابات چند هفته ای است پایان یافته ولی ظاهراً رقابت های آن ادامه دارد و با وجود تأکيد چندباره رهبری بر پرهيز جدی از دو قطبی سازی٬ جای تعجب و سؤال جدی وجود دارد که چرا اشخاص یا جماعتی همچنان اصرار دارند٬ گروه های مردم را با سخنان و اظهارات تحریک آميز رو در روی یکدیگر قرار دهند!؟ متأسفانه نتيجه این رفتارهای غلط تحریک احساسات عده ای است که رفتار غلط را با واکنش های غلط تر پاسخ دهند. شعارهای جمع اندکی که در حاشيه راهپيمایی روز قدس عليه رئيس جمهور سرداده شد٬ مصداق یک رفتار نسنجيده و غيرعقلایی و چه بسا مشکوک است.

به نظر این روزنامه هوادار شهردار تهران: این سخنان غيرعقلایی است چرا که در روزهای اوج اقتدار جهانی و منطقه ای جمهوری اسلامی٬ دشمن را به بروز اختلافات داخلی و رو در رو قرار گرفتن صفوف مردم اميدوار می کند و مشکوک از آن جهت که به کج اندیشان و بهانه تراشانی که «آتش به اختيار» بودن افسران جنگ نرم را برتابيده اند٬ مستمسکی تازه می دهد تا چون ماجرای بيانيه سازی هفته گذشته٬ به تخطئه یک حرکت اميدبخش فکری و فرهنگی ادامه دهند.

صبح نو در نهایت تاکید کرده: به هر روی آنچه مسلم است نياز مبرم کشور به آرامش و پرهيز از تنش زایی و بيان سخنان حاشيه ساز و اتخاذ مواضع دشمن شادکن است. مردم انتظار دارند به مشکلات آنها رسيدگی شود و برای تحقق مطالباتشان قدم های عاجل و اساسی برداشته شود نه اینکه هر روز به بهانه ای٬ حاشيه پردازیها جای پاسخ گویی به مطالبات آنها را بگيرد

محمدجواد اخوان در مقاله ای در روزنامه جوان نوشته: اين روزها رسانه‌ها اظهاراتي را از برخي سخنراني‌هاي رئيس‌جمهور نقل مي‌كنند كه نشان مي‌دهد هنوز حال و هواي روزهاي انتخابات براي پاستورنشينان پايان نيافته است. اگر بخواهيم در چند عبارت كوتاه اين اظهارات را تحليل كنيم، عبارت است از: قطب‌بندي با ديگر اركان نظام، مقصر دانستن بخش‌هاي ديگر و مشغول‌سازي و دادن آدرس‌هاي واهي به جامعه. طرح برخي موارد از اين‌دست در كوران رقابت‌هاي انتخابات نيز خلاف مصالح نظام بود، چه برسد به اينكه اين ماجراي تلخ در دوران پساانتخابات ادامه يابد!

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: سازوكارهاي قانوني نظام اكنون نتيجه انتخابات را مورد تأييد قرار داده است و لاجرم قرار نيست انتخابات تكرار شود. آقاي روحاني قرار نيست براي كسب رضايت عمومي به هيجان‌آفريني كاذب دست بزند، چون انتخابات تمام‌شده و به‌زودي دولت دوازدهم بر سر كار خواهد آمد. اگر توجيه و بهانه‌اي براي برخي اقدامات خلاف مصالح دوران انتخابات بود، اكنون هيچ‌گونه توجيه و عذري منطقي نيست. رئيس‌جمهور بايد خود را رئيس‌جمهور همه ملت بداند و در جهت وفاق و انسجام ملي حركت كند.

جوان در نهایت نوشته:از سويي مهم‌ترين تجربه حاكميتي آقاي روحاني حوزه «امنيت ملي» بوده و بارها او خود را خبره اين حوزه دانسته و اساساً كابينه وي نيز صبغه امنيتي دارد. اگر كسي با الفباي امنيت ملي آشنا باشد مي‌داند، شكاف‌سازي و قطب‌بندي جامعه به سود منافع ملي نيست. پس بايد بار ديگر پرسيد چگونه يك خبره «امنيت ملي» اين‌گونه در خلاف مسير آن گام برمي‌دارد؟

وجه شباهت روحانی و بنی صدر

علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه اعتماد در مشابهت سازی رییس جمهوران اول و آخر نوشته اين مشابهت‌سازي آنقدر شديد و غليظ است كه ديروز در راهپيمايي روز قدس، به جاي حمله به صهيونيسم بين‌الملل و حمايت از فلسطين به منتخب ملت بد گفتند و او را بني‌صدر يا متحد بني‌صدر ناميدند. حتي در فضاي مجازي با فوتوشاپ عكسي را ساخته‌اند كه تركيبي است از صورت روحاني و بني‌صدر. چند ماه جلوتر با احمدي‌نژاد هم همين كار را كردند و اگر ديده باشند اسباب صورت بني‌صدر را با احمدي‌نژاد جابه‌جا كردند.

منتها در راهپيمايي قدس و ظاهرا در حركتي خودجوش، اين‌بار احمدي‌نژاد را ستودند و ياور رهبرش ناميدند اما به روحاني و جهانگيري و حتي علي مطهري بد گفتند. اگر فيلم‌هاي مورد بحث را ديده باشيد مي‌دانيد كه محافظان رييس‌جمهور از رفتار تند و تيز تندروها خوف كردند و في‌الفور ايشان را از معركه دور كردند. رفتار مخالفان دولت تدبير و اميد چنان تند و از سر بي‌پروايي بود كه صداي بعضي اصولگرايان هم درآمده و سعي كرده‌اند حساب خود را از آنها جدا كنند.

روحاني چه كرده و چه گفته كه مستحق چنين برخوردي است؟ آيا اصرارش بر سند بيست و سي باعث اين مشابهت‌سازي شده است؟ اين سند كه به دستور دولت و شوراي انقلاب فرهنگي ملغا شده و از دستور كار بيرون رفته. آيا چون به اهميت و نقش مردم اشاره كرده و آنها را ركن ركين نظام اسلامي دانسته تشبه به بني‌صدر كرده؟ آيا چون سهم خود و دولتش را در موشك زدن به مقر داعش به زبان آورده بني‌صدري عمل كرده؟ آيا سخنراني‌هاي ماه رمضاني روحاني منتقدانش را به اين گمان انداخته كه او ولايت‌پذيري‌اش را از دست داده و بني‌صدري شده؟

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که: آيا اينها دارند دفع مقدر مي‌كنند و از حادثه‌اي قريب‌الوقوع پيشگيري مي‌كنند؟ آيا دارند با اين نوع برخوردهاي تند جلوي فرجام خطرناك آقاي رييس‌جمهور را مي‌گيرند؟ سوالم را با ادبيات ديگري بپرسم بلكه منظورم را بهتر معلوم كنم. آيا بر سر قبري كه اين عده گرد آمده‌اند و زاري مي‌كنند بچه‌اي هم هست يا فقط احتمال مي‌دهند كه شايد بچه‌اي عنقريب در خواهد خفت؟

Image caption کارتون یاشار قهرمانی

الگو تغییراتی برای دولت

علی فرحبخش با اشاره به این که تیم‌های فوتبال تاکتیک خود را به دو روش انتخاب می‌کنند. روش اول آن است که مربی تیم، تاکتیک مشخصی را بر مبنای اهدافی که در مسابقات آینده ملاک عمل قرار می‌دهد، انتخاب کرده و بر مبنای این تاکتیک، نفراتی را انتخاب می‌کند که به بهترین وجه قادر باشند تاکتیک وی را عملیاتی کنند. در روش دیگر مربیانی که در میانه فصل سکان رهبری تیم را به‌دست می‌گیرند و قدرت چندانی برای اعمال تغییرات در تیم ندارند، بر مبنای بازیکنانی که در اختیار دارند، تاکتیکی را برمی‌گزینند.

به نظر نویسنده مقاله:تیم‌های اقتصادی در دولت‌های گذشته در بسیاری موارد الگوی دوم را ملاک قرار دادند و روسای‌جمهور عده‌ای از نزدیکان یا مرتبطین سیاسی و جناحی خود را به‌عنوان تیم اقتصادی تعیین کرده و تلاش کرده‌اند تا این تیم، برنامه‌ای را برای دولت مستقر تدوین کنند. در واقع به جای آنکه تیم اقتصادی تابعی از برنامه تدوین‌شده باشد، برنامه تدوین شده تابعی از تیم اقتصادی بوده.

مقاله دنیای اقتصاد به این جا رسیده که: در دموکراسی‌های نهادینه‌شده، احزاب سیاسی نقش کادرسازی برای دولت‌های منبعث از احزاب را برعهده دارند و در واقع تیم‌های جوانان و امید برای تصدی پست‌های آتی در همین فرآیند سیاسی شکل می‌گیرد. اما روایت‌های موجود درخصوص چینش کابینه آینده، بیشتر از آنکه مبتنی بر تدوین استراتژی مشخصی برای دولت دوازدهم باشد، بر رفتن «عمرو» و آمدن «زید» در کابینه تمرکز دارد.

فساد و اثراتش

علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات نوشته:تصور کنید، افراد، از کودکی، و جامعه، در طول تاریخ آموخته است که برای رشد و تعالی و دستیابی به منزلت، اعتبار و رفاه فردی باید از روش‌های معقول و تجربه شده پیروی کند. سخت کار کند و سخت دانش بیندوزد و دست به ابتکار و خلاقیت بزند. پس‌انداز کند و از توان جمعی و مدیریت گروهی برای به دست آوردن جایگاه اجتماعی، موقعیت و رفاه فردی استفاده کند. بزرگترین خیانتی که به این جامعه می‌توان کرد آن است که افرادی ناگهان ظهور کنند و عملاً بگویند که برای به دست آوردن موقعیت، مدرک، اعتبار، منزلت و ثروت اصلاً نیازی به مرارت و ریاضت نیست.

به نوشته سردبیر روزنامه: مؤسسه تحقیقاتی گالوپ در پیمایشی که برای سال ۲۰۱۷ انجام داده، مردم ایران را عصبانی‌ترین مردم معرفی کرده است. بر اساس این پیمایش که دیروز منتشر شده، ۵۰ درصد مردم ایران در اندازه‌های مختلف عصبانی‌اند. چه بسا، بخشی از این عصبانیت به خاطر فسادی است که سالیان اخیر مردم شاهد بوده‌اند. فسادی که مسئولان به آن اذعان دارند و فاصله میان طبقات اجتماعی را افزایش داده است.

به نظر مقاله اطلاعات: وقتی مردم می‌بینند که فرزندان تحصیلکرده‌شان بیکارند و گروهی رانت‌خوار، واسطه، اختلاسگر و رابطه‌دار، بدون شایستگی فردی، همه معیارهای عقلی و عرفی را زیر سئوال برده‌اند و یک شبه ره صد ساله پیموده‌اند، طبیعی است دچار افسردگی یا عصبانیت شوند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

استخراج اعتماد‌به‌نفس از پارس شمالی

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: تجربه مدیریتی در کشور ما به این صورت به دست می‌آید که شما به جست‌و‌جوگر غرب‌زده گوگل رفته و در آنجا عبارت «چطوری+شهرداری+ر+اداره+کنم؟» جست‌و‌جو می‌کنید.در نهایت به این پیش‌فرض‌ها در گوگل می‌رسید و متوجه می‌شوید که هموطنان دیگری در گذشته چیزهای دیگری شبیه به این عبارت را مانند«چطوری شوهرم را از خانواده‌اش دور کنم؟»، «چطوری شهر بدون تو رو تحمل کنم مرتضی جان؟»، «چطوری شهرداری را به دیگران نشان بدهیم؟» برخورد می‌کنید، در نتیجه مانند داداش فرمان در فیلم قیصر دست‌خالی مدیریت یک شهر را برعهده می‌گیرید.

طنزنویس روزنامه دولت افزوده: حال شهردار تهران اعلام کرده: «آماده انتقال تجربیاتم به مدیریت شهری بعدی هستم».ما در مورد نفت و گاز و کارشناس در کشورمان خیال‌مان راحت است که منابع زیادی داریم که از آن چنین موادی را استخراج کنیم اما در مورد«اعتماد به نفس» واقعاً نمی‌دانم شاید یک پارس شمالی داریم که از آنجا به جای نفت و گاز، اعتماد به نفس خارج می‌کنیم.

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که: درحالی که کارشناسان بر این باورند که مدیریت بعدی باید با استفاده از گزینه «شیفت - دیلیت!» با تجربیات شهرداری قبلی تهران برخورد کند.همچنین این بزرگوار در ادامه سخنرانی جذاب خود اعلام کرده: «اموال و املاک شهرداری مشخص است» ، مثلاً بهتر بود اینگونه بیان می‌شد که: «اموال و املاک شهرداری مشخص است که متأسفانه تهران وسط آن قرار گرفته است!».