روزنامه های تهران، پیآمدهای حمله به روحانی و شلیک موشک سپاه

روزنامه های امروز صبح تهران، یکشنبه اول تیر ماه، در آخرین روز ماه رمضان و در پیشواز دو روز تعطیل رسمی به مناسبت عید فطر در گزارش های خود از تقبیح حمله به رییس جمهور روحانی در روز قدس توسط روحانیون و مقامات خبر داده و در عین حال در مقالاتی به تحلیل و تفسیر این رویداد پرداخته و کوشیده اند دست های پشت آن را نیز شناسایی کنند.

روزنامه های اصولگرا و تندرو اما بعد از یک هفته همچنان شلیک موشک توسط سپاه پاسداران به دیرالزور را مطرح نگاه داشته و با کمرنگ دیدن حمله موشکی روسیه به همان منطقه نظر داده اند که پیام موشک سپاه به دولت های خارجی و میانه روهای هوادار دیپلوماسی نرم رسیده است.

حق نشر عکس روزنامه شرق
Image caption تیتر و عکس های صفحه اول شرق

چه کسانی حمله می‌کنند

مرجان توحیدی: «... تظاهرات متعددی در تهران داشتیم... حتی جدول‌ زمان‌بندی تظاهرات خود را در نشریه یالثارات منتشر می‌کردیم... غیر بحث تهاجم فرهنگی بحث مبارزه با فساد اقتصادی هم بود؛ به‌خصوص مبارزه با فرهنگ اشرافی‌گری و سرمایه‌داری». این سخنان عبدالمجید محتشم، دبیرکل انصار حزب‌الله است درباره تظاهرات‌ها و اعتراض‌های دهه ٧٠.

گزارشگر تاکید کرده: اعتراض‌هایی که با دولت‌های هاشمی‌رفسنجانی آغاز شد و در دولت اصلاحات به اوج رسید. مرجع این اعتراض‌ها اگر در زمان هاشمی‌رفسنجانی مشخصا انصار حزب‌الله بود، در دولت اصلاحات جای خود را به نیروهای خودسر داد. چنان که ٧٧، سال پرتلاطمی شد. قتل‌های زنجیره‌ای که برای اولین‌بار وزارت اطلاعات آن را به نیروهای خودسر این وزارتخانه نسبت داد و ترور سعید حجاریان در سال ٧٨ شاید یکی دیگر از مقاطع پررنگ حضور خودسرها در مواجهه با دوم خردادی‌ها بود.

گزارش شرق ادامه داده که: در دولت احمدی‌نژاد، نام انصار حزب‌الله چندان برسر زبان‌ها نبود، به‌ویژه در دولت اول بین آن ها پیوندهای ایدئولوژیکی برقرار بود. فتیله انصاری‌ها پایین کشیده شد و اگر هم اعتراضی صورت می‌گرفت، اعتراض به آنهایی بود که در مقابل احمدی‌نژاد قرار داشتند، مثل هاشمی‌رفسنجانی. دولت دوم احمدی‌نژاد پایان یافت و دولت اعتدالی روحانی سر کار آمد. روی‌کارآمدن دولت اعتدالی باعث جان‌گرفتن دوباره خودسرها شد.

تحمل شکست ندارند

نادر کریمی‌جونی در مقاله ای در جهان صنعت به شکست های پی در پی اصولگرایان در انتخابات اشاره کرده و نوشته:چهره‌های ارشد محافظه‌کار، جمع شدن افکار عمومی در جبهه اصلاح‌طلبان و پرشمار شدن طرفداران آنها را برنمی‌تابند و با شعارهایی نظیر ضرورت ایجاد توازن در جامعه و پرهیز از قطب‌بندی اجتماعی درصدد کشاندن یا جذب بخشی از هواداران اصلاح‌طلبان به جبهه و سنگرهای خود هستند اما این تلاش‌ها موفقیت چندانی در بر نداشته و به همین دلیل چشم‌انداز دلگرم‌کننده و امیدبخشی برای محافظه‌کاران وجود ندارد.

به نوشته این اقتصاددان: مشکل بزرگ اصولگرایان آن است که پیاده‌نظام و سربازان خط‌مقدم جبهه محافظه‌کار از هوشمندی کافی برای اجرای منویات ژنرال‌های خود برخوردار نیستند و از این رو گاهی رفتارهایی را مرتکب می‌شوند که به جای کمک کردن به تحصیل اهداف رهبران محافظه‌کار، در دستیابی به این اهداف اختلال ایجاد می‌کنند. همین ناهوشمندی و کم‌توانی پیاده‌نظام، ژنرال‌های اردوگاه محافظه‌کاران را به این باور رسانده که باید به هر ترتیب میان شهروندان، رای‌دهندگان و افکار عمومی با اردوگاه اعتدال افتراق ایجاد و فاصله میان این دو را بیشتر کرد.

در پایان مقاله جهان صنعت آمده: در این استراتژی نه فقط تخریب و شایعه‌سازی علیه چهره‌ها در صدر دستور کار قرار دارد بلکه ایجاد اختلال در اجرای برنامه‌های دولت و ناکارآمد جلوه دادن اصلاح‌طلبان و طرفداران اعتدال سیاسی نیز به شدت دنبال می‌شود. دقیقا به همین دلیل گمان می‌رود اگر در دولت اصلاحات هر ۹ روز یک بحران برای خاتمی و همکارانش وجود داشت، در دولت اعتدال هر روز یک بحران برای روحانی وجود خواهد داشت.

ترور سیاسی روحانی

ابوالفضل فاتح در ابتکار نوشته: جریانی که سالهاست بر هر چه نماد وحدت است آتش میکشد در اقدامی هماهنگ راهپیمایی روز قدس را هدف قرار داد.معترضان به ریٔیس جمهوری افراد معدودی بیش نبودند و بیشتر به عوامل میدانی دست های مرموز شباهت داشتند. اگر همه آنها که به آقای روحانی رای ندادند به خیابان بیایند نیز بلااشکال است همچنان که اگر هواداران روحانی اقدام به راهپیمایی و شعارهایی کنند نیز مشروع و قانونی است چرا که اساس اعتراض مدنی و شعار علیه یا له سیاستمداران پذیرفته است البته لازم است اولا برای همه و درباره همه آزاد باشد و ثانیا لوازم منطقی و قانونی آن رعایت شود.

به نوشته این مقاله: آنچه روز جمعه رخ داد انتخاب شعارهایی موهن و غلط و دربرنامه و زمانی غلطتر بود. استفاده از یک راهپیمایی عمومی آن هم روز قدس و به تحت الشعاع قرار دادن آن برای اهداف خاص فردی یا حزبی امری ناصواب است.آنچه رخ داد از دیدگاه هیچ یک از مخالفان یا طرفداران چنین حرکاتی یک اقدام مدنی و خودجوش تلقی نمیشود بلکه شدت و حدت شعارهای موهن و عنوان «آخوند آمریکایی» به نوعی ترور سیاسی شبیه ترورهای مقدماتی سالهای شصت از سوی گروهک ها است.

به نوشته ابتکار:که اگر نهادهای ذیربط همت کنند، میتوانند آنها را سرجایشان بنشانند. اما میدانیم برخی از کسانی که باید در برابر چنین رفتارهایی موضع سنجیدهای اتخاذ کنند خود از حامیان تیٔوریک یا سیاسی و پشت پرده این جریانات بوده و یا هستند و چندان از ایجاد چنین بحرانهایی ناخرسند نیستند. آنها میدانند که نمیتوانند از روحانی بنی صدر بسازند، اما در جستجوی ایجاد بحرانهای مصنوعی هستند. روحانی هیچ گاه بنی صدر نخواهد شد.

حق اعتراض

پوریا عالمی ستون طنز شرق را امروز به بحثی جدی اختصاص داده و نوشته: هرازچندگاهی مطابق بیشتر جوامع مترقی یا ترقی‌خواه، در مملکت ما نفرات و شهروندانی - به انتخاب شخصی یا سازمان‌دهی‌شده - در بزنگاه‌هایی که فرصت حضور رودررو و چشم‌درچشم با مقامات و مسئولان به دست می‌آورند، شروع به شعاردادن می‌کنند. محتوای شعارها اگر در تمجید یا تقبیح مقام مسئول باشد، بسته به اینکه ما در کدام طرف ماجرا هستیم، واکنش متفاوتی داریم.

این طنزنویس از رئیس‌جمهور خواسته: با به‌رسمیت‌پذیرفتن حق اعتراض افراد به مقامات به هر وسیله حدود آزادی بیان را از نو گسترش دهد که بهترین و ماندگارترین نوع کشورگشایی‌ها، گستردن مرزهای آزادی اندیشه و بیان است. چرا که گذشتن از این گردنه، پذیرفتن و به‌جان‌خریدن درد و رنج عتاب‌هاست، حتی اگر معترضان منسجم و سازمان‌یافته باشند. عبور از این گردنه که تیغ تیز اتهام توهین را همیشه بر گردن نحیف رسانه و افراد قرار می‌دهد، جز با بازتعریف حدود و معنی توهین ممکن نیست.

طنزنویس شرق تاکید کرده: با اعتراض‌کنندگان به رئیس‌جمهور کشور، آقای روحانی و دیگران (حتی اگر آن اعتراض خوشایند نباشد و شکل توهین به خود بگیرد) نباید برخورد کرد، مگر اینکه شاکی خصوصی وجود داشته باشد؛ یعنی خود آقای روحانی یا باید از این حق قانونی خود استفاده کند و با شکایت از معترضان آنان را محدود کند یا با گذاشتن گامی به پیش و پذیرفتن حق ابراز عقیده و بیان - حتی با شعار آشنای زنده‌باد مخالف من - مرزهای آسیب‌دیده آزادی بیان را وسعت بخشد.

آزاد سازی سرزمین های اشغالی

محمد امین فرشادمهر در ستون طنز روزنامه ایران نوشته:نحوه اجتماع خودجوش این عده احتمالاً به این شکل بوده که اتفاقی و به صورت دو به دو همدیگه رو تو محله دیده بودن. اولی گفته بوده فلانی امروز چیکاره‌ای؟ دومی گفته هیچی برنامه خاصی ندارم. اولی هم گفته بوده باشه پس اگه تو حالته بیا یه توک پا بریم رئیس جمهوری مملکت رو تخریب کنیم و برگردیم. دومی هم گفته باشه بریم.

به نوشته این طنزنویس: نکته جالب اینجاست که دکتر روحانی به جای اینکه جواب این حجم از محبت و آزادی این مخربین رو بده، از اون اجتماع خارج می‌شه تا یک بار دیگه آب به آسیاب دشمن ریخته باشه و باعث ایجاد دودستگی بشه. خلاصه اینکه بزرگواران به حدی از آزادی رسیدن که اگه ازشون بپرسیم بابا خب مطالباتتون از رئیس جمهوری چیه؟ بهشون بر می‌خوره و می‌گن بهتره بپرسید رئیس جمهوری مد نظر ما کیه. دوباره بگیم خب عزیزان، ایشون رئیس جمهوری مملکته و با رأی مردم انتخاب شده، می‌گن نخیر شمارش توی یه سری از صندوق‌ها هنوز ادامه داره! وقتی هم با چشم‌های گرد می‌پرسیم کدوم صندوق؟ نفری یه صندوق از جیبشون درمیارن و می‌گن ایناهاش.

ستون طنز روزنامه دولت افزوده: بعد خودشون یه نگاه به صندوق‌هایی که مثل کاردستی کلاس سوم ابتدایی با کاغذ رنگی درست کردن میندازن و بدون اینکه دیگه ما چیزی بگیم قهر می‌کنن! طبق همین خلق و خویی که عرض شد، روز جمعه هم اینطور به نظر می‌رسید که این عده قلیل بیشتر برای آزادسازی صندوق‌های اشغالی توسط ۲۴ میلیون نفر اونجا حاضر شدن، نه آزادسازی سرزمین‌های اشغالی!

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهروند

پیام موشک های سپاه

کیهان در یادداشت روز امروز خود به بهانه تحلیل پیآمدهای پرتاب موشک به سوی دیرالزور همچنان به دولت تاخته و در ابتدای آن نوشته: عملیات برون‌مرزی سپاه پاسداران از خاک ایران در عمق خاک سوریه، اقتدار ملی را با برد منطقه‌ای و پیام جهانی به نمایش گذاشت و همچنان به صورت گسترده در تمام سطوح رسانه‌ای و امنیتی در جهان و بویژه در آمریکا و اسرائیل مورد بحث و تحلیل کارشناسان سیاسی - نظامی است. لذا این عملیات غرورآفرین و برخاسته از اعتماد به نفس جمهوری اسلامی دارای ابعاد و پیامدها و دستاوردهای متعددی بود.

به نظر محمد حسین محترم در این مقاله:نکته مهم این است که عملیات «لیله القدر» تحت فرماندهی مستقیم رهبر و کار جمع‌آوری اطلاعات و هماهنگی آن مستقیما توسط فرماندهی سپاه قدس انجام شد و کسانی که مردم را از سایه جنگ می‌ترساندند و صبحِ بعد از شلیک موشک‌ها از خواب بیدار و از ماجرا خبردار شدند، ادعا نکنند که ما اجازه داده بودیم.

این روزنامه تندرو ادامه داده: نکته مهم دیگر این که آمریکایی‌ها فهمیدند نمی‌توانند روی برخی عناصر نفوذی داخلی حساب باز کنند، چون سیاستهای اصلی نظام در جای دیگری اتخاذ و اجرا می‌شود، عناصر نفوذی داخلی هم فهمیدند که نمی‌توانند روی آمریکا حسابی باز کنند. آن ها باید درک کنند که پیام موشک‌های تنش زدای سپاه به خوبی دریافت شده و نیاز نیست سر میز مذاکره با ترس نگران تنش زایی باشند و امید است از این به بعد به پشتوانه اقتدار نیروهای مسلح، قوی‌تر در پای هر میز مذاکره‌ای حاضر شوند.

محمدعلی زم در مقاله ای در شرق نوشته: در میان کشورهای منطقه، عربستان که تا دیروز با تکیه بر منابع دینی و ثروت‌های مادی در پی ترویج ایدئولوژی وهابیسم برای یک مبارزه فکری-سیاسی با مذاهب اسلامی و از جمله تشیع برآمده بود، امروز تغییر جهت داده و جنگ ایدئولوژیک خود را به وجه نظامی و چریکی بسط داده و با تهدید و ارعاب کشورهای کوچک‌تر از خود، حمله نظامی مستقیم به کشورهایی مانند قطر، عمان را خاطرنشان کرده و در سوریه، عراق و... هم ردپایی از اقدامات چریکی خود بر جای گذاشته و به اثبات رسانده است؛ تا جایی که زایش پی‌درپی جریانات چریکی و تروریستی رنگارنگ او نظیر القاعده، طالبانیسم، النصره، داعش امروز همه دنیای انسانی غرب و اخیرا ایران را هم دربر گرفته است و تهدید می‌کند.

نویسنده مقاله ضمن تاکید بر صبر، مدارا و حوصله ایران در سه دهه اخیر نوشته : اینک بزرگ‌ترین پیام ظهور و بروز قدرت موشکی ایران متوجه مثلث شوم اتحاد عربی، غربی و عبری است. پیام راهبردی موشک‌های نخستین ایران آن است که آتش‌بازان منطقه‌ای از شرارت‌ها، فتنه‌سازی‌ها و ترویج ترقه‌بازی‌های سیاسی و نظامی دست بشویند و منافع و آرامش در کنار هم زندگی‌کردن را بر فتنه‌سازی علیه دیگران و تجاوز نسبت به حقوق همسایگان ترجیح بدهند.

مقاله شرق اضافه کرده: پیام استراتژیک موشکی ایران آن است که مزدوران و سربازان خارجی مستقر در منطقه، هر یک باید به خانه‌های خود بازگردند و رژیم‌های افسرده و لجوج مستقر در منطقه، دموکراسی و حق مردم و تعیین سرنوشت خود و ملت‌هایشان را پیشه و آینده خود کنند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون محمدرضا ثقفی

تصویر۳

تنش‌های سیاسی و عصبانیت‌های فردی

عباس عبدی در سرمقاله شهروند از اتفاقی که در رامهرمز و باغملک در استان خوزستان رخ داده ابراز تاسف کرده که در آن دو طایفه به دلایل بسیار پیش‌پاافتاده وارد درگیری با یکدیگر شوند و طی دو‌سال بیش از ٢٠ نفر کشته و تعداد زیادی مجروح شوند و دو روستا به کلی از سکنه خالی شود، در قرن ٢١ پذیرفتنی نیست. آن هم در کشوری که دولت مرکزی قدرتمندی دارد و قادر است هر نوع رفتار ضد امنیتی را خنثی کند، ولی متاسفانه این واقعیتی است که وجود دارد.

به نوشته این جامعه شناس: این اختلافات را بگذاریم در کنار این گزارش موسسه نظرسنجی گالوپ که چند روز پیش منتشر شد و ایرانیان را یکی از عصبانی‌ترین مردم معرفی کرد؛ عصبانیتی که به‌طور طبیعی در رفتارهای ما بازتاب پیدا می‌کند و یکی از مهمترین بازتاب‌های آن نزاع فردی یا دسته‌جمعی است. حادثه تأسف‌بار رامهرمز و باغملک ذیل عنوان نزاع‌های دسته‌جمعی تقسیم می‌شود. آماری که برای اطلاع از آن نیاز به مراجعه به تعداد پرونده‌های مربوط در دادگستری وجود دارد که سال‌هاست کمتر در دسترس پژوهشگران قرار می‌گیرد.

مقاله شهروند به انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرده و نوشته: اختلافات این مردم با یکدیگر بسیار کمتر از آن است که در سطح سیاست میان این دو نامزد و طرفدارانشان دیده می‌شود. یکی از علل مهم نزاع، فقدان نهاد حل اختلاف است. وقتی مردم می‌بینند که مسئولان برای رفع اختلاف خود هیچ مرجع حل اختلاف مورد قبولی ندارند، در این صورت مردم چرا و به چه دلیل باید نهادهای حل اختلاف موجود را به رسمیت بشناسند و به آنان اعتماد کنند

بازگشت شعبون

صفحه طنز شهروند با این تیتر اشاره کرده به فراخوان خودسرها برای بازگشت به دوران اوجشان. و آگهی استخدام آن ها برای شغل فحاشی.

طنزنویس شهروند شرایط را چنین برشمرده: هر شب مسواک بزند تا وقتی دهانش را باز می‌کند بوی بدش بقیه را آزار ندهد. توی رزومه‌اش بالا رفتن از دیوار سفارت داشته باشد. سابقه‌ ٣ سال فحاشی در فضای باز. #چند_می‌گیری_فحش_بدی؟! #حامی_دموکراسی‌ام #شهرونگ

حق نشر عکس ابتکار
Image caption کارتون محمد طحانی، ابتکار