روزنامه‌های تهران، ایران قدرت بزرگ منطقه است؟

روزنامه‌های امروز صبح تهران، شنبه ۱۷ تیر در به انتقادات امامان جمعه و گروه های تندرو از دولت حسن روحانی و از جمله قرارداد نفتی اخیر اشاره کرده و از آن ها خواسته اند با توجه به شرایط خاص منطقه و جهان از تضعیف دولت دست بشویند. اما مقالات و عناوین روزنامه های تندرو مخالف دولت هیچ نشانه ای از کاهش انتقادها از سیاست خارجی دولت ندارند.

مجادله لفظی رییس دولت و سران سپاه پاسداران همچنان موضوع نقد روزنامه هاست و در زمینه مسایل خارجی دیدار پوتین با ترامپ را با اهمیت دانسته اند.

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption کارتون محمد طحانی، ابتکار

توافق بر سر آتش بس

شرق در گزارش اصلی خود نوشته: نخستین دیدار رسمی دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین روسای‌جمهوری آمریکا و روسیه روز گذشته به گفته خودشان در فضایی «سازنده» و «امیدوارکننده» برگزار شد. آن دو پیشتر با هم دست داده و گفت‌وگویی تلفنی هم داشتند. اما دیدار ٢ ساعته آنها چندان مهم بود که بعضی از منابع خبری از آن به عنوان دیداری «تاریخی» یاد کردند . هنوز جزییات این دیدار روشن نیست و خبرهایی نیز از آن به بیرون درز نکرده است. طرفین پس از این دیدار در کنفرانسی خبری شرکت نکردند تا در معرض پرسش‌های بیشمار خبرنگاران قرار نگیرند.

به نوشته این روزنامه: یکی از این مقامات اظهارات، وزیر خارجه روسیه بود گفت، پوتین رئیس‌جمهوری این کشور با دونالد ترامپ همتای آمریکایی خود در مورد آتش‌بس در جنوب سوریه به توافق رسیدند. به گزارش رویترز، او همچنین گفت: در مورد بحران اوکراین نیز مذاکراتی شد و قرار شد طرفین برای حل آن تلاش کنند؛ به همین منظور انتظار داریم ٢ فرستاده آمریکا به زودی برای بررسی پرونده اوکراین عازم مسکو شوند.

سیاست خارجی در اولویت

احمد غلامی در سرمقاله شرق به اشاره به نقش سیاست خارجی در انتخاب حسن روحانی در انتخابات اخیر نوشته: دولتی که با انگیزه‌های دیپلماتیک برکشیده‌ شد، انتظار می رود که توجه به معیشت و زندگی روزمره مردم که اهمیت حیاتی دارد موجب نشود تا در مسائل منطقه‌ای و جهانی به حاشیه رانده شود. آنچه بیش‌ازپیش ضرورت دارد، آگاه‌ساختن مردم و درک موقعیت منطقه‌ای است که در آن قرار دارند.

به نوشته سردبیر شرق: منطقه‌ای با همسایگانی که بیش از آن‌که دولت- ملت باشند، انبارهای باروت‌اند و با جرقه‌ای به آتش کشیده می‌شوند. زمانی این وضعیت هراسناک‌تر جلوه می‌کند که مردم بدانند هر کشور، گروه و فرقه‌ای بنا به مصالح و منافع خود، قادر به انفجار این انبار باروت است. بپذیریم یا نپذیریم، آینده خاورمیانه اثری مستقیم در مسائل داخلی دارد و هر تصمیم اشتباهی در این ارتباط، بیش از مسائل داخلی زندگی مردم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

سرمقاله شرق در نهایت به این جا رسیده که: خاورمیانه نیز راه برون‌رفتی جز مذاکرات دیپلماتیک ندارد، برون‌رفتی که بی‌تردید ترامپ از آن استقبال نخواهد کرد. ترامپ‌ همانند دلواپسان داخلی تمایل بر نقض برجام دارد، اما برای این کار به شیوه‌ای معکوس عمل می‌کند؛ او برجام را از مرکز سیاست‌های خارجی دولتش دور می‌کند و مسائل خاورمیانه را در اولویت قرار می‌دهد. هرگونه تنش جدی با ایران در خاورمیانه روی برجام اثر می‌گذارد؛ کوهی را که نمی‌توان از آن بالا رفت باید دور زد.

ایران قوی‌ترین است

کیهان در یادداشت روز خود نظری درست مقابل دیپلوماسی و سیاست دولت روحانی دارد و در انتقاد به تازه ترین اظهارنظر رییس دولت که تاکید کرده بود ما باید در منطقه و مانند یک خانواده زندگی کنیم و نه در رقابت با هر کس که مدعی است. در حالی که این روزنامه تندرو با لحنی حماسی نوشته: تا چندی پیش سران کشورهای غربی از تیک‌تاک ساعت برای پایان حکومت بشار اسد سخن می‌گفتند. اما امروز سرسخت‌ترین دشمنان وی نیز اذعان دارند که براندازی اسد، رویایی بربادرفته است. تا چند سال پیش آمریکایی‌ها حتی حاضر نبودند ایران را به نشست‌های سیاسی درباره بحران سوریه دعوت کنند، امروز ایران محور اصلی نشست‌های صلح سوریه است و این آمریکاست که جایی پشت این میز ندارد.

محمد صرفی در اشاره به قدرت جمهوری اسلامی نوشته:در بعد داخلی نیز کمتر از دو ماه پیش انتخاباتی باشکوه در ایران برگزار شد که 73 درصد واجدین شرایط در آن شرکت کردند و حال و هوای رقابت‌ها از چنان شور و اشتیاقی برخوردار بود که نشان داد انتخابات در ایران امری کاملاً جدی بوده و مانند بسیاری از کشورهای غربی مدعی دموکراسی، تبدیل به یک مناسک سرد و مزورانه نشده است.

در نهایت کیهان نوشته:شرایط منطقه خطیر است. رژیم آل‌سعود آشکارا با تل‏آویو دست دوستی و همکاری داده و با پشتیبانی آمریکا، در خیال تشکیل ناتوی عربی علیه جمهوری اسلامی ایران است. داعش نفس‌های آخر خود را می‌کشد. آل‌سعود مشغول جنایت در یمن است و در پی هضم سیاسی قطر است و همزمان از تروریست‌های ضدایرانی آشکارا حمایت می‌کند. مجموع این شرایط خطیر است اما به هیچ عنوان خطرناک نیست.

روسیه و چین در اولویت

حسين ملائک در مقاله‌ای در وقایع اتفاقیه با برشمردن اولویت سیاست خارجی دولت که به گمان نویسنده باید بر تاکید بر اولویت منطقه خاورمانه بنا شده باشد نوشته:اگر بخواهيم از ابزار سياست خارجي براي رسيدن به اهداف خود استفاده بريم، به‌نظر مي‌رسد بايد براي تعادل‌بخشي با آمريکا و درواقع متوازن‌کردن نگرش و تأثيرگذاري بر نظام بين‌الملل، روابط و مشورت‌هاي سياسي و همه‌جانبه با اولويت روسيه و چين افزايش چشمگير يابد.

به نظر سفیر پیشین ایران در چین:در دولت يازدهم رابطه ايران و چين نتوانست قوام يابد. چيني‌ها سرخوردگي سياسي از ايران پيدا کردند و روسيه نيز براي پيشبرد اهداف خود مجبور به استفاده از تفاوت نظرات و جناح‌بندي‌هاي داخلي ايران شد. مفهوم اين روند، آن است که آنها سود بيشتري مي‌برند و ما در چارچوب سياست‌هاي آنها بازي کرده و نمي‌توانيم در حفاظت از منافع خود اطمینان داشته باشيم. گفته مي‌شود که رياست‌جمهوري ايران با رؤساي‌جمهوری چين و روسيه بيش از پنج بار در اين چهار سال ملاقات و مذاکره داشته‌اند؛ اما عدم پيگيري‌ها در سطوح اجرايي، راه پيشرفت را بسته است.

مقاله وقایع اتفاقیه به این جا رسیده که: در دولت دوازدهم مناسب است مشورت‌هاي سياسي سطح‌بالا با روسيه و چين حول محور نظام بين‌الملل و امنيت جهاني افزايش يابد. رابطه با اتحاديه اروپايي ارزشمند است اما اين اتحاديه در مجموع قدرت قابل اتکايي در سطح جهان نيست. رايزني‌هاي سياسي با اروپا، دردي از ما دوا نخواهد کرد و اروپا نمي‌تواند توازني براي ما در مقابل سياست تهاجمي آمريکا به وجود آورد.

قرارداد بزرگ

محسن حاجی میرزایی در مقاله ای در روزنامه ایران با شرح آن چه بر قراردادهای نفتی تازه گذشته که نخستین آن با توتال امضا شد نوشته: گروهی متشکل از چهار وزیر سابق و تعدادی متخصص که از سوی دولت برای بررسی انطباق این قرارداد با مصوبه دولت تعیین شده بودند، انطباق آن را مورد تأیید قرار داده‌اند. در حالی‌ که انتظار بود که پس از این همه تمهیدات انعقاد این قرارداد با نقدهایی اینچنین روبه‌رو نشود، برخی با بهره‌گیری از عبارت‌های بسیار تلخ و مقایسه با قرارداد دارسی و استعماری‌خواندن این قرارداد به مقابله با آن پرداخته‌اند.

دبیر هیات دولت در این مقاله اشاره کرده: اگر زمانی در کشور شرکت‌هایی در حد توانایی توتال از نظر فنی، مالی و مدیریتی داشته باشیم، دیگر نیازی به این قراردادها نخواهد بود. زمانی در کشور برای درگیرکردن شرکت‌های داخلی چون پتروپارس یا ایدرو در پروژه‌های نفتی برنامه‌ریزی شد که متاسفانه در دولت نهم و دهم همه این برنامه‌ها بایگانی شد و بخشی از عقب‌ماندگی ما ناشی از همین سیاست‌هاست. ما به‌عنوان یک کشور با سابقه طولانی در نفت و گاز باید به ‌حدی از توانایی‌های فنی، تکنولوژیکی و مالی برسیم که نه‌تنها در کشور خود که در دیگر کشورها نیز ایفای نقش کنیم و این در گرو اتخاذ سیاست‌های هوشمندانه در این‌باره است.

مقاله روزنامه دولت از صاحب نظرات دعوت کرده که به قدردانی از کارشناسانی پبردازند که این کار بزرگ را عملی کرده اند.

فرصت برای حمله

شرق در گزارش اصلی خود نوشته: تنها سه روز بعد از انعقاد نخستين قرارداد جديد نفتي ايران براي توسعه فاز ١١ پارس جنوبي بين شركت ملي نفت ايران با کنسرسيومي متشکل از توتال،CNPC چين و پتروپارس با سردمداري توتال، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبيا گله‌مند از دولت و روحاني، مي‌‌گوي: ناديده‌گرفتن توان داخلي در اين قرارداد، واقعا غيرمنصفانه است. اين در حالي است كه در اين ماجرا، صرفا توتال به‌عنوان رهبر كنسرسيوم حضور دارد و موظف شده از فعالان صنعت نفت ايران بهره بگيرد و در همين راه هم است كه پتروپارس وارد ماجرا شده.

جهان صنعت در مقاله ای پیرامون سخنان تازه یکی از سرداران سپاه پاسداران در تلویزیون و گلایه وی از انتقادهای روحانی از سپاه از منتقدان خود دعوت نکرده‌اند تا سوال‌های انتقادآمیز پرسیده و پاسخ‌های مقامات سپاه شنیده شود. از این بابت ابهام‌هایی که برای روزنامه‌نگاران و افکار عمومی وجود دارد، پاسخ داده نمی‌شود. اما اگر سپاه رقیب بخش‌خصوصی نیست، چگونه پروژه‌های کوچک و متوسط مانند تعریض پل‌های سواره‌رو و مانند آن در تهران به جای بخش‌خصوصی توسط سپاه انجام شده است؟

نویسنده مقاله سپس پرسیده:آیا اجرای یک پروژه کوچک چند میلیارد تومانی توسط بخش‌خصوصی قابل اجرا نیست؟ پس چگونه است که پروژه‌هایی مشابه با همین حجم مالی در وزارت راه‌وشهرسازی توسط بخش‌خصوصی انجام می‌گیرد؟سرتیپ عبداللهی در اظهارات خود از همکاری هزاران پیمانکار بخش‌خصوصی با سپاه خبر داده است. آیا سپاه به حق‌العمل‌کاری پروژه‌ها روی آورده و کارهای بزرگ را از مجموعه‌های دولتی و حکومتی دریافت می‌کند و ضمن برداشتن حق‌العمل‌کاری، اجرای پروژه و عملیات اجرایی آن را به پیمانکاران و شرکت‌های بخش‌خصوصی می‌سپارد؟ اگر چنین نیست، پس پیمانکاران همکار سپاه در واقع چه ماموریتی دارند و چگونه دستمزد دریافت می‌کنند؟

مقاله جهان صنعت در ادامه به این جا رسیده که: توتال تعهد سرمایه‌گذاری تا پنج میلیارد دلار را داده که یک میلیارد دلار آن هم‌اکنون پرداخت شده است. مدیران ارشد توتال این ریسک را پذیرفته‌اند که یک میلیارد دلاری که پرداخت شده، باید پرسید چه کسی حاضر به این سرمایه‌گذاری و قبول این ریسک بوده است؟ اگر می پرسند چرا توسعه میدان ۱۱ پارس‌جنوبی، به مجموعه‌های داخلی- و در واقع سپاه- واگذار نشد؟ باید دانست جذب پنج میلیارد دلار سرمایه‌گذاری قطعی از خارج کشور و ایجاد اعتبار برای جذب هرچه بیشتر سرمایه‌های خارجی آیا در توان مجموعه‌های داخلی و سپاه بوده است؟

وا توتالا! وا پارس جنوبیا!

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: تا همین چند وقت پیش از وزیر نفت انتقاد می‌کردند که چرا قرارداد نمی‌بندیم؟ با اینکه همچنان «نه به برجام» و هر چی که هست، اما چرا آثار برجام را نمی‌بینیم؟ حالا که وزارت نفت با شرکت توتال قرارداد امضا کرده فریاد «واتوتالا و واپارس جنوبیا» سر می‌دهیم چنان از قرارداد بستن با شرکت‌های خارجی انتقاد می‌کنیم که انگار چین یک فرمانداری‌کل در استان‌های شمالی کشورمان است و قرارداد بستن با آنها ایرادی ندارد.

طنزنویس افزوده: یک زمانی توانسته بودیم پارس جنوبی را به «پاس» جنوبی تغییر دهیم. به‌عنوان مثال شرکت «کوروش بخواب ما بیداریم تازه دکلم غیب می‌کنیم و شرکا» طرحی در این میدان می‌گرفت و پس از مدتی آن را پاس می‌داد به شرکت «برادران شین هوآ بجز لیوبی و شانگفی و شاپور» و همین‌طور این پاسکاری ادامه داشت.

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که: بعد کار را دست چینی‌های عزیز دادیم، این بزرگواران حتی آرایشگر و بزاز و خراط و عسس چی باشی و چوب‌رختی‌نگه‌دار هم با خودشان به اینجا می‌آوردند و پس از چند سال خوردن و خوابیدن نهایتاً خروجی کارشان از پارس جنوبی، افتتاح خط استخراج مارمولک و موش کور بود. تازه کارخانه‌های سوسیس و کالباس داخلی هم از کمبود گربه رنج می‌بردند.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون کیوان وارثی، قانون

ایران بخشی از منطقه بحرانی است

مسعود سلیمی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته:این روزها که جهان در آتش بحران و جنگ می‌سوزد و خاورمیانه که ایران هم بخشی از آن است، به مرکز ثقل بحران جهانی بدل شده، نمی‌توان و نباید از کنار «منافع ملی» بی‌توجه گذشت. «منافع ملی» فقط حافظ ماندگاری یک کشور و یک ملت یکپارچه نیست بلکه نگهدار و معرف نوع حکومت بر کشور و ملت هم هست.

به نظر نویسنده:در واقع اگر قرار باشد «منافع ملی» در مفهوم ذهنی، انتزاعی، علمی، سیاسی- ایدئولوژیکی در یک کلام از معنای «آب و خاک» برگرفته شود برای حفظ آن، نه‌تنها باید در سیاست‌ورزی، نظامی‌گری، توسعه اجتماعی و... قابلیت دفاع و حمله مشروع داشته باشیم بلکه باید در ارتباط با جهان، در بده‌بستان و در بازی «برد-برد» هم قابل و موثر و وفادار و وطن‌پرست باشیم.

مقاله جهان صنعت افزوده:چراکه هیچ کشوری به قول معروف به خاطر چشم و ابروی دیگران از جمله ما از در دوستی در‌نمی‌آید، پس هر کشوری باید «منافع ملی» و «آب و خاکی» خود را در ترازوی سیاست‌های زودگذر و شتابزده نگذارد چراکه تمام بود و نبود یک کشور همان آب و خاک است و بس.

۳۷ سال اقتصاد سرمایه سوز

مهدی بهکیش در سرمقاله دنیای اقتصاد با اشاره به این که کارشناسان و مقامات تفاهم دارند که رشد اقتصادی بالاتر و اشتغال بیشتر نیاز جدی کشور است نوشته: ولی آنچه مورد تفاهم نیست، چگونگی دستیابی به رشد بالاتر است. برخی رقابتی شدن را ضروری می‌دانند و برخی دیگر درون‌گرایی را در اولویت قرار می‌دهند این ها نگران امنیت کشورند البته اگر منافع خاص مطرح نباشد. این گروه از رقابتی شدن اقتصاد نگرانند؛ زیرا فکر می‌کنند با رقابتی شدن، تصمیم‌گیری‌ها در اختیار افراد قابل‌اعتماد نخواهد بود.

دبیر اتاق بازرگانی بین المللی تاکید کرده تا زمانی که تحریم‌ها بر کشور حاکم است نمی‌توان به‌سوی رقابتی شدن جدی پیش رفت و به همین دلیل دولت یازدهم تلاش کرد از طریق برجام تحریم‌ها را برطرف کند تا بتوان اقتصاد رقابتی را پیاده و سرمایه‌گذاری خارجی را جذب کرد، ولی دیدیم که چگونه شرایط شبه‌تحریمی به کشور بازگشت و سرمایه‌گذاران را فراری داد.

به نظر این اقتصاددان در سرمقاله دنیای اقتصاد 37 سال است که اقتصاد کشور با هدایت گروه دومی‌ها (درون‌گراها) اداره شده و هزاران مقاله و کتاب و تلاش گروه اول راه به جایی باز نکرده .آن ها اقتصاد را با رشدی نزدیک به صفر اداره کرده‌اند و تقریبا تمام منابع کشور مستهلک شده و حتی سرمایه‌های اساسی کشور چون آب به قهقرا رفته‌اند. نمی گویند اگر اقتصاد به‌صورت رقابتی اداره شده بود، در حال حاضر در چه شرایطی بودیم و بسیاری از مشکلات موجود را نداشتیم یا بسیار کمتر از آن بود که با آن مواجهیم.

تاکید مقاله بر این است که: درآمد نفت یاری‌رسان درون‌گرایان بوده و با وجود آنکه شعار دولت‌های غیر‌وابسته به نفت داده شده، ولی در عمل دولت‌ها هر چه بیشتر به نفت وابسته مانده‌اند و راهی ساده برای خروج از این وضعیت ندارند، ولی حال که درآمد نفت به شدت رو به کاهش است، آیا باز هم می‌توان اقتصاد را به‌صورت درون‌گرا اداره کرد؟ جواب منفی است؛ مگر لشکر بیکاران را بیش از آنچه هم‌اکنون داریم پذیرا باشیم و آماده شویم تنش‌های اجتماعی آن را ساکت کنیم که جو نامناسبی را به‌وجود می‌آورد و هیچ‌کس خواهان آن نیست.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

داخل خودرو حريم خصوصي است

بهمن كشاورز در مقاله‌ای در اعتماد و در پاسخ به این پرسش که آيا محيط خودروها حريم خصوصي سرنشينان محسوب مي‌شود نوشته: در وهله اول به نظر مي‌رسد محيط بسته‌اي كه افراد در آن حضور دارند نمي‌تواند چيزي جز حريم خصوصي محسوب شود. مثلا اگر افرادي با نصب چهار شاخه درخت به علاوه چند تكه پارچه، محلي را محدود كنند و داخل آن به استراحت بپردازند، اگر كسي به اين محدوده بدون اذن وارد شود به حريم «خصوصي» آنها

تجاوز كرده است. به طريق اولي محدوده يك اتومبيل بنابراصل، مشمول همين اصل خواهد بود.

این حقوقدان افزوده: در موردي كه خودرو، محل وقوع جرم باشد، واضح است كه چون اين اقدام مجرمانه در مرآء منظر ساير صورت مي‌گيرد، مورد جرم مشهود تلقي خواهد شد و ضابطان مي‌توانند حسب قواعد ناظر به جرم‌هاي اما در شرايط عادي متوقف كردن و تفتيش خودرو بدون حكم قضايي خاص آن خودرو صحيح به نظر نمي‌رسد.

مقاله اعتماد افزوده: در حالت غيرعادي يعني زماني كه امنيت كشور در خطر باشد (كه چنين حالتي در كشور ما تا اين زمان استثنايي بوده است) اقداماتي از اين نوع مي‌تواند با مصوبه مجلس يا شوراي عالي امنيت به مدت محدود صورت گيرد. اما در اين حالت نيز بهتر است نظارت جدي قضايي بر نحوه عمل وجود داشته باشد.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون علیرضا پاکدل، قانون

بخت‌ برگشته حریم خصوصی من

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند با اشاره به اعلامیه نیروی انتظامی که خود را حریم عمومی اعلام کرده نوشته: شهروندان عزیز، بدین‌وسیله به اطلاع می‌رساند فرزند دلبندمان «حریم خصوصی» چندی است از منزل خارج شده و تاکنون به خانه مراجعت نکرده است. از کسانی که از نامبرده اطلاع دقیقی در دست دارند، خواهشمندیم ما را در جریان قرار داده و بسیاری را از نگرانی خارج کنند.

طنزنویس سپس پرسیده کدام تعریف برای حریم خصوصی درست‌تر است. جواب ها چنین است; حریم خصوصی دیوار سفارتخانه است. اگر هوس کردی می‌شود به آن‌جا هم سر بزنی و حالی بپرسی. حریم خصوصی‌اش کشک خاله است. بخوری‌نخوری پایت محسوب می‌شود. حریم خصوصی دیگران، سن بلوغ است. هرکس در زندگی‌اش بالاخره یک‌بار به آن وارد می‌شود.

طنزنویس شهروند در نهایت به شورای شهر پیشنهاد کرده اسم یک بزرگراه یا شاهراه را بگذارند حریم خصوصی تا با خیال راحت بشود در آن رفت‌و‌آمد کرد. در همین باره یکی گفته این‌قدر که ایرانی‌ها سعی کردند در حریم خصوصی هم سرک بکشند، اگر در ذرات اتم سرک می‌کشیدند، تاریخ علم تغییر می‌کرد. یک نفر دیگر پرسیده: بنده چندی است دور از چشم دوستان وقتی می‌نشینم تو خودرو شخصی‌ام که بروم سفر، بین راه یک فقره شلوارک گلدار با گل‌های قرمز استعمال می‌کنم. آیا من ناقض حقوق شهروندی‌ام و این کار باعت تشویش اذهان عمومی می‌شود؟