روزنامه‌های تهران، دوسالگی برجام و اشکی برای آتنا

روزنامه‌های امروز صبح تهران، شنبه ۲۴ تیر در دومین سالگرد توافق برجام به تشریح این روز پرداخته و بر اساس سبک و سیاست خود به نقد آن پرداخته اند. گزارش ها و مقالاتی درباره آتنا که بعد از تجاوز کشته شده است در روزنامه های مختلف امروز به طور گسترده ای مطرح شده است.

با توجه به نزدیک شدن تاریخ تعیین وزیران کابینه دوم حسن روحانی روزنامه ها به اهمیت تغییرات پرداخته و به گمانه زنی

درباره وزیرانی که جای خود را به گزینه های دیگر خواهند داد.

حق نشر عکس Etemaad
Image caption کارتون جمال رحمتی، اعتماد

صحنه قتل‌گاه آتنا

هدیه کیمیایی در اعتماد گزارشی میدانی دارد از پارس آباد که در آن نوشته:منطقه سه مسكن بهزيستي در پارس آباد يك جاده خلوت است كه اطرافش تك و توك خانه‌هاي نوساز ديده مي‌شود. اسماعيل پارسال كه زني جوان را كشت، جسد بدون سرش را كنار چاه فاضلاب اين منطقه انداخت. حالا مردم دور استخر سيماني چاه حلقه زده‌اند و درباره روزي كه جسد زن آنجا پيدا شد، صحبت مي‌كنند. گفتند مقتول از اروميه به پارس آباد آمده، او كسي را نداشت تا بيايد و پيگيري قاتلش باشد، به خاطرهمين هم فراموش شده بود.

به نوشته این گزارشگر:روي شيشه‌ها و در مغازه رنگرزي اسماعيل پر از آثار فرورفتگي سنگ‌هايي است كه مردم از صبح روزي كه خبر قتل آتنا آمد و مشخص شد قاتل اوست، روي آن كوبيده‌اند.. چهار ماشين نيروي انتظامي دراطراف چهارراه مغازه را تحت نظر دارند. صاحب يكي از مغازه‌ها كه مردي ميانسال است، مي‌گويد: صبح روزي كه اسماعيل اعتراف كرد؛ يكي از زن‌هاي پارس‌آباد در مغازه را شكست و رفت داخل و تمام وسايل را از شيشه مغازه پرت كرد پايين. تمام پارس‌آباد زن و مرد در اين چهارراه جمع شده بودند و به اسماعيل ناسزا مي‌گفتند.

به گزارش اعتماد: كنار مغازه اسماعيل يك اسباب‌بازي‌فروشي است كه از دو طرف ميدان به بيرون در دارد. صاحبش كه پسر جواني است مي‌گويد: «اسماعيل معمولا ظهر‌ها مي‌آمد سر كار و تا نيمه‌هاي شب مي‌ماند. معمولا كم حرف مي‌زد. همه مي‌دانستند قبلا زندان بوده و آدم خطرناكي است. اسم مغازه‌اش رنگرزي بود اما شايد فقط هفته‌اي يك‌بار لباس رنگ مي‌كرد. البته برخوردش با مشتري‌ها خوب بود. من يك بار به خاطر تابلوي مغازه‌ام با او درگير شدم و در نهايت خودم كوتاه آمدم، چون در نهايت مي‌دانستم كه آدم درستي نيست.»

واکنشها به قتل آتنا

کامبیز نوروزی در شهروند نوشته آنچه تاکنون از قتل دلخراش این دختربچه معصوم می‌دانیم، چیزهایی کلی است. لاجرم باید فقط به تحلیل‌های کلی و در حد همین مقدار اطلاعات اکتفا کرد. در غیر این‌صورت، حاصل بحث جز سخنانی غیر مستند و بیهوده که فقط به اغتشاش ذهنی جامعه می‌انجامد، نخواهد بود؛ به‌عنوان مثال عده‌ای در ادعایی شگفت‌آور این جنایت را مرتبط با پدیده‌ای دانسته‌اند که بی‌حجابی یا بدحجابی خوانده می‌شود.

به نوشته این حقوقدان: گذشته از این‌که قربانی این جنایت دختربچه‌ای ٧ساله است که به هیچ عنوان مشمول مباحث حجاب یا بی‌حجابی نیست، این سخن بی‌پایه و غیر مستند است و بر هیچ داده‌ای استوار نیست. سخن بی‌پایه گفتن، بی‌مسئولیتی و بی‌اخلاقی است. در سوی مقابل، گروهی دیگر این جنایت را به موضوع آموزش جنسی کودکان و آموزش دفاع کودک در برابر افراد با سوءنیت، ربط و حتی آن را با بحث سند ٢٠٣٠ پیوند داده‌ و سپس ابعاد تحلیلی آن را مطرح می‌کنند. این نوع برخورد هم دارای همان ایراد است که مبتنی بر داده‌های دقیق از حادثه نیست.

مقاله شهروند در نهایت به این جا رسیده که: هر دو دیدگاه تلاش می‌کنند جنایتی را که رخ داده، با نوعی مصادره به مطلوب به شاهدی برای اثبات دیدگاه‌های خود بدل کنند. استفاده از امور اجتماعی در رقابت سیاسی، متداول و جایز است؛ مشروط بر آن‌که این بهره‌برداری مبتنی بر قلب واقعیت یا نادیده گرفتن آن نباشد، زیرا در مرحله بعد تلاش برای شناخت واقعیت و اصلاح آن با ناکامی مواجه خواهد شد.

مجازات مساله اصلی نیست

فاطمه سعیدی در مقاله‌ای در شرق نوشته:آنچه امروز اهمیت بیشتری دارد، پرداختن به مجازات مجرم نیست، بلکه باید چندگام به عقب برویم و ببینیم ریشه این حوادث کجاست؟ اگر آن‌طور که در خبرها خوانده‌ایم، قاتل آتنا به دو قتل دیگر نیز اعتراف کرده باشد، ما با یک بیمار مواجه هستیم که مجموعه‌ای از احتمالا سرخوردگی‌های جنسی، مشکلات خانوادگی، کم‌بضاعتی مالی و... او را به ورطه چنین جنایاتی کشانده است. پیش از مجازات این قاتل چه کسانی باید مجازات شوند؟

این نماینده مجلس در ادامه پرسیده: امروز در نظام آموزشی چگونه به کودکان آموزش داده می‌شود تا حتی‌المقدور از بدن خود محافظت کنند؟ آیا کودکان ما می‌دانند در صورتی که در چنین موقعیت‌هایی قرار گرفتند چگونه باید با آن مواجه شوند؟ همچنین است درباره خانواده‌های ایرانی. چند خانواده ایرانی در چنین مواردی موضوع را با اورژانس اجتماعی مطرح می‌کنند و به بهانه حفظ آبرو بر آن سرپوش نمی‌گذارند؟

مقاله شرق ننیجه گیری کرده: کشور در درجه اول نیازمند آموزش و آسیب‌شناسی است. مادامی که آزار جنسی، تجاوز و جرائمی از این دست تابوست و درباره‌شان بحث نمی شود، نمی‌توان نرخ وقوع این جنایت‌ها را کاهش داد.

بهمن کشاورز هم در مقاله ای در همین روزنامه نوشته: تجاوز به کودکان، اعم از دختر و پسر و بعضا کشتن آنها، متأسفانه موضوعی تکرارشونده در جامعه ماست. تقریبا سالی نیست که در آن با این ضایعات و فجایع مواجه نباشیم. از طرفی می‌بینیم و می‌خوانیم که رسیدگی قضائی به این جرائم با سرعتی که در سایر موارد معمول نیست، انجام و حکم شرعی و قانونی - که اعدام است- صادر و اجرا می‌شود.

نویسنده با تاکید بر این که حکم شرعی و قانونی قضیه، در صورتی که مرتکب دیوانه به معنای اخص نباشد مرگ است پرسیده: اما با توجه به تکرار مکرر این جرم،«چه باید کرد؟». به یاد دارم، چندسال پیش یکی از مراجع رسمی آماری را ارائه داد که در آن تعداد تجاوز به کودکان به‌مراتب بیش از آن بود که گمان می‌رفت. مهم‌تر اینکه متهمان و مرتکبان این اعمال به تعداد قابل‌توجهی از نزدیکانِ کودکانِ بزه‌دیده و قربانی بودند.

این حقوقدان هم به این نتیجه رسیده که: موضوع بسیار مهم، آموزش کودکان و نوجوانان و آگاهی‌بخشی به آنها درخصوص خطرات محتمل است. در محیط داخلی خانواده‌ها این وظیفه را باید مادران انجام دهند، زیرا به طور معمول بچه‌ها اعم از پسر و دختر با مادر خود راحت‌تر سخن می‌گویند.

حق نشر عکس Etemaad
Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

غوغاي عوام

علي ميرفتاح در ستون کرگدن در اعتماد نوشته: قصه پرغصه «آتنا» حال همه‌ را گرفت. ابليس روسياه هم وقتي احفاد اصغر قاتل را مي‌بيند، دست پشت دست مي‌زند و از وجودش شرمنده مي‌شود... دراين چند روزي كه خبر آتنا پخش شد، هر كس كه دستي به قلم داشت و مجالي براي ابراز عقيده، شروع كرد به تحليل ماجرا.

به نوشته این مقاله: يك عده گناه را انداختند گردن بي‌حجابي و ماهواره و غرب جنايتكار، يك عده هم فرصت را مغتنم شمردند تا مشكلات فرهنگي- سياسي را بازگو كنند و سطح مطالبات را بالا ببرند. بعضي از اظهارنظرها چنان سياسي و مغرضانه بود كه بوي تسويه‌حساب‌هاي جناحي مي‌داد. حتي پاي سند ٢٠٣٠ هم به ميان كشيده شد. يك عده از اين طرف بام افتادند و عده ديگر از آن طرف بام. چنين بي‌محابا بحث كردن و ابراز عقيده كردن قطع و يقين از سر دانش و تجربه نيست.

اعتماد در نهایت یادآور شده: دانايان و كارشناسان و متخصصين روانشناسي يا حقوقدانان و جرم و جنايت‌شناسان از همه ساكت‌ترند و ‌آنقدر بازار عوام‌الناس داغ است كه ديگر مجالي به خواص نمي‌رسد؛ ضمن اينكه خواص مي‌دانند قضايا به همين سادگي كه ملت گمان مي‌كنند نيست و با بي‌مبالاتي و احساساتي شدن نمي‌توان تقصير را به گردن ايكس يا ايگرگ انداخت.

تقصیریاب

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند نوشته: آتنای کوچک که رفت، عده‌ای بدوبدو خودشان را رساندند به رسانه‌ها. تا یک رعدوبرقی بشود، اینها آماده‌اند در باب تاثیرات دموکراسی و آزادی بر شقایق‌های دشت گودرز هشتادوپنج ساعت کلمه به هم ببافند. سر همین ماجرای آتنای معصوم هم نمی‌شد حرف نزنند و نگویند که این قتل وحشتناک از دید آنها تقصیر تساهل فرهنگی و... است.

- اگر ماشین‌‌تان را پارک کردید و رفتید سینما و برگشتید دیدید دزد عزیزی همه ماشین را خالی کرده نه تقصیر دزد است نه مو لای درز امنیت شهری می‌رود. تقصیر شماست که ماشین‌تان را در معرض دید عموم قرار داده‌اید. چند‌ درصدی هم تقصیر اصغر فرهادی است که فیلمی می‌سازد که شما را مجاب می‌کند به جای نگاه کردن سریال

اوکیا، عنرعنر بلند شوید بروید سینما.

- اگر در امتحان پایان ترم هم نمره قبولی نگرفته‌اید، تقصیر شما نیست. این را به والدین‌تان هم بگویید. وقتی مراقب امتحانی شما این‌قدر عقده‌ای و روانی است که نمی‌گذارد با بغل‌دستی‌تان صلاح مشورت کنید و ضد فرهنگ مشورت عمل می‌کند، دیگر نباید از شما انتظار بیجا داشته باشند.

- اگر کتاب‌هایتان برای بررسی و دریافت مجوز می‌رود ارشاد و پاراگراف برمی‌گردد هم تقصیر ممیز بخت‌برگشته نیست. وقتی صبح تا شب نشسته‌اید کتاب می‌خوانید و انتظار و سطح توقع‌تان می‌رود بالا، او چه گناهی کرده؟ بی‌سواد که باشید دیگر انتظارتان بیجا بالا نمی‌رود.

مردم جلوتر از سیاستمردان

احمد غلامی در سرمقاله شرق نوشته: برای مردم عیان شده که از بین‌بردن نابسامانی‌ها، بی‌کاری و فقر، جرم و جنایت، رذیلت‌ها و خشونت‌ها در گرو حل مسائل اقتصادی است. بی‌دلیل نیست که گرانیگاه تمام بدبختی‌های مردم را می‌توان در سیاست‌های اقتصادی جست‌وجو کرد. سیاست‌هایي که درست یا نادرست آنان را به عرش یا فرش می‌کشاند. در حوزه‌های دیگر مردم فعال مایشاء هستند و در توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از کنشگران سیاسی جلوترند.

به نوشته سردبیر این روزنامه اصلاح طلب: در این حوزه‌ها مردم‌اند که دولتمردان را به‌دنبال خود می‌کشانند. طیف‌های مختلف مردم، چه جماعتی که دلبسته اصلاح‌طلبان هستند و چه حامی اصولگرایان، پیشاپیش آنان گام برمی‌دارند. یکی از تفاوت‌های اصلاح‌طلبان و اصولگرایان از همین جا ناشی می‌شود. اصلاح‌طلبان به این نکته باور دارند که مردم به‌دلیل «مردم»بودن توان بیشتری برای گسترش خواسته‌های خود دارند وآن ها تنها کاری که باید بکنند سازماندهی این گرایشات و تمایلات است.

سرمقاله شرق به این جا رسیده از این منظر انتخابِ روحانی حاوی پیامی بسیار جدی است که مردم به‌طور بطئی در سالیان اخیر به آن رسیده‌اند. هنوز معادله‌ای حل‌نشده باقی مانده است که آیا مردم احمدی‌نژاد را فریب دادند یا او آنان را گمراه کرد. هرچه هست جای انکار ندارد که اصولگرایان به‌راحتی تن به خواسته‌های مردم نمی‌دهند و این نکته از آنان طیفی با پوسته سخت ساخته که نفوذ به آن اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار است. اما هشت سال دوره احمدی‌نژاد توانست این پوسته سخت را بشکند و ضربه سنگینی به این طیف وارد کند.

یک الگوی تاریخی

مریم سالاری در مقاله ای در روزنامه ایران درباره دومین سالگرد توافق برجام نوشته: این توافق که در تاریخ مذاکرات بین‌المللی یک الگوی ماندگار را به ثبت رساند، در نتیجه تغییراتی در نظام تصمیم‌گیری ایران و امریکا بود که دو طرف با تعدیل خواسته‌های حداکثری خود یعنی رفع همه تحریم‌ها ولو تحریم‌های هسته‌ای از سوی امریکا و کاستن از درجه غنی‌سازی اورانیوم در برنامه‌های هسته‌ای ایران میانه مناقشه را گرفتند و در نهایت به پرونده پرفراز و نشیب هسته‌ای پایان دادند.

به نوشته این مقاله: دستاوردی که بیش از هر چیز در این گزاره معنادار شد که حامیان اعتدال در ایران توانستند همزمان حق دانش و فناوری و حق صلح و همزیستی را با دیپلماسی به دست آورند. این در حالی است که مرحله دشوار پسابرجام اگرچه تحت تأثیر گره‌هایی که تحریم‌های اولیه بر سر راه مراودات بانکی ایران و نهادهای مالی بین المللی اروپا به وجود آورده و روی کار آمدن دونالد ترامپ در امریکا با فراز و نشیب‌هایی همراه شده است، اما به نظر می‌رسد که این بار اروپا بر سر امضای خود پای برجام ایستاده است و ترامپ برای اقناع افکار سیاسی و عمومی جهان کار سختی در پیش دارد.

نویسنده مقاله روزنامه ایران در نهایت ابراز امیدواری کرده: سفر محمدجواد ظریف در دومین سالروز برجام به نیویورک، فرصتی برای یادآوری این نکته به ترامپ و دولتمردانش باشد که از سیاست‌های شکست خورده سلفش درس بگیرد. درسی که در این سخنرانی به یادماندنی اوباما بعد از حل موضوع هسته‌ای و دستیابی به توافق هسته‌ای بازتاب یافت که «اگر می‌توانستم تک ‌تک پیچ و مهره‌های برنامه هسته‌ای ایران را حذف می‌کردم اما با سخت‌شدن تحریم‌ها ایران متوقف نمی‌شود.»

باز هم قرارداد بزرگ ببندید

محمد کاظمی در مقاله ای در اعتماد و به عنوان مثالی برای موفقیت برجام قرارداد نفتی با توتال را مطرح کرده و در پاسخ مخالفان آن نوشته: فرض كنيم در يك معامله ما مجبور شده‌ايم بهايي بيشتر از خدماتي كه مي‌گيريم بدهيم، فرض مي‌كنيم امكان غش در معامله از سوي طرف مقابل وجود دارد كه خوشبختانه هرگز چنين نيست ولي واقعا چه كساني چنين وضعي را به وجود آوردند؟ چه كساني قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل را كاغذپاره دانستند و چه كساني براي او هورا كشيدند؟ چرا شركت‌هاي نفتي بزرگ دنيا يكي پس از ديگري از ايران خارج شدند و از همين طريق سالانه ميليارد‌ها دلار خسارت متوجه كشور شد؟ ٢٠٠ ميليارد دلار لازم براي سرمايه‌گذاري‌هاي نفتي از كجا بايد تامين شود؟

به نوشته این نماینده مجلس: انداختن سنگي درون چاه به ثانيه‌اي صورت مي‌گيرد ولي براي در آوردن آن بايد صد عاقل جمع شوند و خون‌دل بخورند و زمان‌ها بگذرد تا وضع را به قبل از سنگ‌اندازي برگردانند! اما سخن اصلي در اين مقال با دولت تدبير و اميد است كه براي استيفاي حق مردم، براي ايجاد اشتغال، براي توليد، براي رفع ناهنجاري‌هاي اجتماعي كه تنها از رهگذر رونق اقتصادي و لوازم سياسي آن حاصل خواهد شد ذره‌اي ترديد نكند و حمايت قاطع اكثريت مردم را از آن خود بداند.

مقاله اعتماد در نهایت خطاب به وزیر نفت نوشته: آقاي زنگنه! آن كس كه بايد به شما بگويد سرمايه‌گذاري خارجي بشود، بايد با جهان تعامل سازنده كنيم، بايد جلو رانت‌خواري‌ها را بگيريم، بايد چهره زشت فقر را از كشور بزداييم، بايد پشت سر هم قرارداد ببنديم و گزينه‌هاي خود را بيشتر كنيم ملت بزرگ ايران است كه در ٢٩ ارديبهشت با صداي رسا و رسمي و محكم و بي‌ترديد به آقاي روحاني آري گفتند. پس بدون كوچك‌ترين تزلزل و هراس بمانيد و با دقت و حوصله و اقتدار و به نفع همه ايرانيان قرارداد ببنديد.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون علیرضا پاکدل، قانون

حاصل برجام هیچ است

محمداسماعيلي در مقاله ای در جوان سخن وزیر خارجه را در آستانه سفر به نیویورک نقل کرده که گفته « متاسفانه آمریکا ضمن این که حداقل ماندگاری را در این توافق داشته است ولی با اجازه ندادن به ایران در بهره بردن از منافع کامل این توافق در عمل نمودن به روح این توافق شکست خورده است‌.» نویسنده از این جمله نتیجه گرفته که آقای ظریف ادبیات شکست را برگزیده است.

نویسنده سپاه پاسداران با طرح چند پرسش مانند این که آيا بعداز امضاي برجام اوضاع اقتصادي مردم بهتر شد؟ ازحجم و دامنه تحريم‌هاي ضدايراني كاسته شد؟ تهديدات نظامي عليه كشورمان كاهش يافت؟ نام ايران ديگرذيل فصل هفتم شوراي امنيت نيست؟ ايران به‌راحتي مي‌تواند موشك آزمايش كند؟ توطئه‌ها و دشمني‌هاي نظام سلطه عليه ايران افزايش داشته يا كاهش؟ به این نتیجه رسیده که بنابراين برخورد «مداراگونه» و «محتاطانه» با امريكايي‌ها و«هراس از مواجهه علني و برخورد توئيتي» نمي‌تواند آورده مشخصي براي ايران به همراه داشته باشد و عامل «ضمانت بخش»براي تجديدعمربرجام، مقابله فعال و مبتني بر دور انديشي و نه ملاطفت ودلجويي با غربي‌هاست.

جوان در نهایت به دولتمردان با قید ‌بايد توصیه کرده كه چون پس از گذشت دو سال ازبرجام هيچ كدام از شعارهاي آنها حتي به مرزواقعيت نيز نزديك نشد بپذیرند که هدف های آنان به نتیجه نرسید و كشور را وادار به پذيرش برجام پرهزينه كردند ونبايد مشابه اين اشتباه راهبردي حداقل تا۱۴۰۰ تكرار شود.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

جواب همه پرسش‌ها

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته:ما این چندروز خیلی به وضعیت وزیر نفت فکر کردیم و بعدش به وضعیت رئیس‌جمهور و دولت اصلاحات فکر کردیم در آن هشت سال و بعد به چهار سال گذشته روحانی و در نتیجه کارمان کشید به تیمارستان، چون دچار افسردگی شدیم؛ یعنی دیدیم یکی می‌خواهد واقعا کار کند، دیگران می‌گذارند توی کارش. یکی می‌خواهد راه پیشرفت را هموار کند، دیگران می‌زنند توی ساق پاش و راهش را می‌بندند. یکی دارد وضعیت مملکت را روی دوشش حمل می‌کند، دیگران به وضع‌حملش می‌رسانند.

به نوشته این طنزنویس: خیلی فکر کردیم که ببینیم چرا یک‌سری از نمایندگان و خبرگزاری‌ها و صداوسیما می‌گذارند توی کار کسانی که واقعا دارند کار می‌کنند، اما مثلا در دوره آقای احمدی‌نژاد کاری به کار کسانی که کارشان بد بود نداشتند و ‌گیر می‌دادند به ما منتقدها. دیروز یک نظرسنجی کردیم و نظر ٣٠٠ دانشمند و اندیشمند و روشنفکر و فیلسوف را پرسیدیم. از ٤٠٠ تا کارمند شاغل در خبرگزاری‌های این‌طوری و کانال‌های تلویزیون ایران هم پرس‌وجو کردیم که واقعا مشکل چیست و چرا اینها وقتی یک دولتی دارد کار می‌کند بهش‌ گیر می‌دهند، اما وقتی یکی کار نکند، هی حلوا‌حلواش می‌کنند.

ستون طنز شرق در نهایت نوشته: حاصل تحقیقات ما نتایج خیلی مهمی داشت که کاملا قانع‌کننده است. می‌دانید چرا صداوسیما و بعضی از خبرگزاری‌ها و خودجوش و دیرجوش‌ها و زودجوش‌ها با کسانی که وضع را به اینجا کشاندند مشکل نداشتند، اما با کسانی که ما را از این وضع - کمی - نجات دادند مشکل دارند؟ نمی‌دانید؟ واقعا؟ جوابش خیلی ساده است؛ چون دوست دارند.