روزنامه‌های تهران، آفرین بر ظریف و مقاومتش

روزنامه‌های صبح امروز تهران، شنبه ۳۱ تیر در گزارش‌های اصلی خود از آخرین رایزنی‌های شورای شهرتهران برای انتخاب شهردار خبر داده و نام و عکس کسانی را به عنوان اصلی ترین نامزدهای این سمت منعکس کرده‌اند.

گزارش هایی از مراسم یادبود مریم میرزاخانی در تهران و در کالیفرنیا، استقبال اصولگرایان از انتقادهای جدید وزیرخارجه ظریف از آمریکا، و ادامه واکنش ها به تعرض به کودکان و ماجرای آتنا دختر کوچک پارس ابادی از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Etemaad
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

این شش نفر

بالاخره بعد از گذشت حدود دو ماه از انتخابات شوراي شهر و پيروزي تمام و كمال ليست اميد در تهران و ورود اصلاح‌طلبان به شوراي پنجم و البته حاشيه‌ها و گمانه‌زني‌هاي بسيار درباره اينكه چه كسي شهردار آينده پايتخت خواهد شد؛ روز چهارشنبه ٢١ عضو شوراي پنجم در يكي از سالن‌هاي شوراي شهر گردهم آمدند تا درباره انتخابات كانديداهاي اصلي شهرداري نظر دهند و راي‌گيري ابتدايي انجام شود.

به نوشته روزنامه اعتماد: راي‌گيري كه در نهايت به انتخاب ٧ گزينه نهايي براي هدايت سكان شهرداري تهران منجر شد؛ نجفي با (۲۱راي)، مرعشي با (۲۰راي) و كولايي با (۱۶ راي) سه نفر ابتدايي اين ليست بودند و بعد از آن به ترتيب افشاني با (۱۴ راي)، بيطرف با (۱۲ راي)، شريعتمداري با (۱۱راي) و مهرعليزاده با (۹راي) به عنوان گزينه‌هاي نهايي ديگر شورا براي شهرداري نام گرفتند.

حميدرضا خالدي در اعتماد نوشته: بي خود نيست كه مي‌گويند تاريخ تكرار مي‌شود. درست ٤ سال قبل، در همين روزها و ماه‌ها، انتخاب شهردار تهران هفته‌ها يكي از مهم‌ترين سوژه‌هاي رسانه‌ها و مردم پايتخت بود. رقابتي بين شهردار كنوني تهران و محسن هاشمي؛ رقابتي كه درنهايت با پشت پا زدن يكي از اصلاح‌طلبان به هم‌پيمانانش و البته با كمك ورزشكاران شورا، به نفع قاليباف رقم خورد تا با انتخاب دوباره وي به عنوان شهردار، لقب طولاني‌ترين مديريت شهري در تهران را از آن خود كند.

به نوشته این گزارشگر: حالا بعد از ٤ سال و با پيروزي قاطع اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراها و همچنين با تمام شدن دوره ٤ ساله شهرداري قاليباف، بار ديگر بحث انتخاب شهردار تهران، به يكي از سوژه‌هاي داغ و اصلي افكار عمومي و رسانه‌ها بدل شده است. چرا كه شهرداري تهران نه‌تنها كمتر از وزارت نيست كه حتي به ادعاي برخي، قدرتي معادل چند وزير را به همراه دارد. درهمين راستا شوراي منتخب پنجم چند هفته‌اي است كه اصلي‌ترين اولويت خود را همين موضوع، يعني انتخاب شهردار قرار داده است.

بحران دیپلماتیک ایران و کویت

صلاح الدین هرسنی در سرمقاله جهان صنعت پیرامون تصمیم تازه کویت و بحران دیپلوماتیک دو کشور نوشته: این تصمیم با توجه به شرایط خاص و حساس منطقه شروع فاز جدیدی از تنش و افزایش بحران در جغرافیای پرالتهاب منطقه است. در این ارتباط، بروز و ظهور مجموعه‌ای از شواهد بیانگر آن است که تنش در روابط ایران و کویت بی‌ارتباط با بحران قطر نیست و می‌توان آن را در راستای پیامد‌های اجتناب‌ناپذیر آن بحران ارزیابی کرد.

نویسنده با اشاره به روابط تیره ایران و سعودی و تلاش آن کشور برای اقناع دیگر کشورهای منطقه علیه ایران نوشته: با توجه به صف‌آرایی جدید ژئوپلیتیکی محافل عرب با محوریت سعودی به نظر می‌رسد عمان که همواره نقش و رویکرد سازنده‌ای در روابط ایران و بریتانیا و همچنین پرونده‌ هسته‌ای داشته است، گزینه بعدی نظم واگرایی عربستان باشد.

مقاله جهان صنعت تاکید کرده: محققا این بحران پیامد‌هایی را به همراه دارد که بیش از همه متوجه ایران است و

این به معنای تنها شدن و انزوای ایران در منطقه خواهد بود. از طرف دیگر، نظم واگرایی موردنظر عربستان موجب تحریک امارات در ماجرا‌های جزایر سه‌گانه در قبال ایران نیز خواهد شد. اما مهم‌ترین پیامد این بحران، واگرایی فزاینده در منطقه‌گرایی موردنظر ایران با کشور‌های شورای همکاری خلیج خواهد بود.

خدمت روحانی به نظام

عبد‌الله گنجی در سرمقاله جوان با اشاره به گفته های ظریف وزیر خارجه در سفر اخیر به نیویورک نوشته: نيروهاي انقلاب از منظري بي‌فايده به موضوع مي‌پردازند و تلاش حداكثري آنان براي اثبات درستي حرف خويش در بدو مذاكرات است. آنان در قبال اين جمله ظريف كه روح و متن برجام نقض شده است از عبارت «ديديد ما درست مي‌گفتيم» استفاده مي‌كنند و در قبال عبارت خروج از برجام ظريف، عبارت «ما كه همون اول گفتيم خارج شويم» را استفاده مي‌كنند كه هر دو آن اشتباه است.

به نظر نویسنده روزنامه سپاه پاسداران: تنها دستاورد اين مواجهه، دروني كردن منازعه و سياسي شدن صحنه داخلي كشور است. روي ديگر سكه هماني است كه امريكايي‌ها مي‌خواهند، يعني علاوه بر دستاورد «تقريباً هيچ»، به تراشيدن همديگر نيز مشغول مي‌شويم. اما نيروهاي انقلاب در معرض فرصت ذي‌قيمتي هستند كه نبايد از آن غفلت كنند يا آن را وارونه درك نمايند. چرا؟ اگرچه از اول مذاكرات هسته‌اي به نتيجه آن بدبين بوديم اما ابتدا به ساكن طرح اين بدبيني ادعايي بيش نبود و قدرت اقناع‌گري در آن وجود نداشت.

جوان نوشته: ما واقعاً به اين مذاكره نياز داشتيم و اگر آن مذاكره نبود حجم اتهامات عليه نظام بيشتر مي‌شد. اگر در همان ابتدا مي‌گفتيم از برجام خارج شويم نيز حرف درستي نبود، امروز دكتر ظريف گزينه خروج از برجام را روي ميز مي‌گذارد. اصرار و ابرام روحاني بر مذاكره، در تصميمات نظام مؤثر بود. رهبري در سال اول مذاكرات فرمودند: «هم اون دولت اصرار بر مذاكره داشت و هم اين دولت. من به اين دولت گفتم خب برويد مذاكره كنيد، اما من خوش‌بين نيستم.»

به نوشته این مقاله: اگر رهبري خوش‌بين نبودن خود را سد مذاكرات مي‌كردند، دستاوردهاي امروز را نداشتيم. حقيقتاً و بدون تعصبات عاطفي بايد بگوييم رهبر ما فوق‌هوشمند است. امروز مهم‌ترين دستاوردهاي برجام رشد ظرفيت شناختي ملت ما نسبت به امريكاست. اصرار روحاني بر مذاكره، مرددين نسبت به حقانيت نظام را مجدداً به صفوف نظام برگرداند.

فرجام بی حاصل برجام

کیهان نیز از همین دیدگاه به برجام نگریسته و مدعی شده: مواضع اخیر رئیس‌جمهور و وزیر خارجه درباره تحریم‌های جدید آمریکا، اگر تعارفات نبوده باشد، جای بسی امیدواری است. همین که دولت به این نقطه رسیده که در برابر دشمن بدعهدی مثل آمریکا باید از موضع اقتدار وارد شد و نشان داد، ما هم گزینه‌های روی میز خودمان را داریم، می‌توان گفت، دولت به تدبیر لازم (نه کافی) برای رویارویی با دشمن رسیده است. امیدواریم درصورت تصویب نهایی این تحریم‌ها، گفته نشود، این مواضع صرفا جهت اثرگذاری بر محاسبات حریف گرفته شد و سیاست دولت همچنان بر ادامه اجرای برجام ولو با آمدن تحریم‌های بعدی است!

به نوشته این مقاله: وقتی با تحریم‌های پسابرجامی آمریکا مواجه می‌شویم و همه به این نتیجه رسیدند که، برجام چیزی جز خسارت محض نبود، می‌گویند، برجام تصمیم «نظام» بود تا بدین ترتیب، از زیر بار مسئولیت تحمیل چنین خسارتی شانه خالی کنند. تلاشی که احتمالا در آینده برای شانه خالی کردن از مسئولیت امضای قرار‌داد پر ابهام و طولانی‌مدت توتال هم خواهند کرد! دولت با انداختن تقصیرها به گردن این و آن، از خود سلب مسئولیت کند.

جعفر بلوری در یادداشت روز کیهان با اشاره به یک بخش از فرمان های رهبر درباره برجام نوشته: بنابراین چه بخواهیم و چه نخواهیم برجام فقط دستپخت دولت یازدهم است، لذا باید به برجامیان گفت، جوانمردی کنید و این واقعیت تلخ را که برجام حاصلی نداشته است بپذیرید و کاری که کرده‌اید را پای نظام ننویسید و حالا که به خسارت محض بودن برجام پی برده‌اید، از ادامه راه پرهیز کنید چرا که جلوی ضرر را از هر نقطه‌ای که بگیرید، سودمند خواهد بود.

احسنت آقای ظریف

مهدی خانعلی‌زاده در سرمقاله صبح نو نوشته:جواد ظریف، در سفر اخیرش به ایالات متحده و برخلاف منش و روشی که در داخل کشور دارد، در برنامه GPS با حضور «فرید زکریا» از چهره‌های شناخته شده رسانه‌ای و البته دانشگاهی روابط بین‌الملل، حاضر شد تا در دوسالگی برجام پاسخگوی سوالاتی درباره نحوه اجرای این قرارداد از سوی طرفین باشد؛ از ادعای نقض برجام توسط ایران که از سوی برخی نمایندگان کنگره آمریکا مانند مارکو روبیو و تد کروز مطرح شده تا سخنان ماموران اطلاعاتی آلمان درباره فعالیت‌های مخفی اتمی ایران.

به نوشته این روزنامه اصولگرا: نکته جالب توجه در این برنامه، صحبت‌های خاص آقای ظریف است؛ صحبت‌هایی دقیق، علمی و برخاسته از مطالعات آکادمیک ایشان که کاملاً با تصویر و سخنانی که عادت داریم از وزیر امور خارجه کشورمان ببینیم و بشنویم، متفاوت است. ظریف در این برنامه صراحتاً از «واقع‌گرایی» جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست بین‌الملل دفاع و آن را یک راهبرد عقلانی و عالمانه معرفی می‌کند که بارها به صورت صریح از سوی مقامات ارشد کشورمان بیان شده است.

حق نشر عکس Iran
Image caption کارتون فیروزه مظفری، ایران

حقوق شهروندی و دولت

ابراهیم بهشتی در مقاله‌ای در روزنامه ایران نوشته: جریانی که در انتخابات ریاست جمهوری با عدم اقبال عمومی روبه‌رو شده، حال در ارائه پیشنهادهای خود به دولت دوازدهم روی مطالباتی به عنوان خواسته‌های مردم انگشت می‌گذارد که در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌توان گفت همه مطالبات مردم یا مطالبه همه مردم و حتی اکثریت مردم نیست. آنها به طرز مشهودی تنها بر مسائل اقتصادی اهتمام می‌ورزند و همه مشکلات و مسائل کشور را به همین حوزه ختم می‌کنند.

به نظر نویسنده مردم رای دهنده فقط بر اقتصاد تکیه نکردند بلکه حقوق شهروندی و تکریم شهروندان، رفع برخی تبعیض‌ها، توجه به ظرفیت‌های اقلیت‌ها و قومیت‌ها، توجه به توانمندی‌های زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی، تأکید بر برخورد با خودسری‌ها، انتقاد از تنگ‌نظری‌ها در حوزه‌های فرهنگی، توجه دادن به رعایت قانون در همه نهادها، انتقاد از حضور برخی نهادهای نامرتبط با حوزه اقتصاد در این عرصه، اهتمام به سیاست تنش‌زدایی و مبارزه و جلوگیری از ایران‌هراسی و اشاره به مصادیقی همچون حمله به سفارت عربستان در ایران، تأکید بر ملزومات جذب سرمایه داخلی و خارجی و اصرار بر تداوم برجام و در نهایت تأکید بر رفع ممنوع‌التصویری و حصر برخی شخصیت‌های سیاسی هم در کنار مشکلات اقتصادی، مطالبات رسا و گویای مردم در انتخابات بود.

اپوزیسیون نوازی با صندلی دولت

احمد غلامی در سرمقاله شرق نوشته این اصلاح‌طلبان که دم از اصولگرایی می‌زنند نه دل در گروِ جناح خود دارند و نه اصولگرایان. آنان صرفا به منافع درازمدت خود در بدنه قدرت می‌اندیشند که در هر شرایطی از آن حذف نشوند. متأسفانه در چهار دهه بعد از انقلاب این افراد که اصول سیاسی نداشته‌اند در شکاف جناح‌های سیاسی بالیده و بالا رفته‌اند و باید اعتراف کرد که تعداد این‌دست چهره‌ها در میان اصلاح‌طلبان بیشتر از اصولگرایان است. به‌راستی کابینه فراجناحی دیگر چه صیغه‌ای است که برخی از اصلاح‌طلبان و نمایندگان مجلس آن را دنبال می‌کنند! مگر مردم خودشان نمی‌توانستند به اصولگرایان رأی بدهند که حالا عده‌ای دنبال احقاق حق آنها هستند.

به نوشته این مقاله: مردم از روحانی که با ٢٤ میلیون رأی قاطع آنها روی کار آمده، انتظار دارند کابینه‌ای تشکیل بدهد که چهره واقعی آرای آنان را نشان دهد. صدالبته که هر کابینه‌ای با هر مرام و مسلکی باید رویکردی فراجناحی داشته باشد. همان‌گونه که روحانی، رئیس‌جمهور همه مردم است و تصمیماتی که می‌گیرد جنبه ملی دارد. این گفته‌ها هم بدیهیات است، اما اشکال از اینجا ناشی می‌شود که عده‌ای برای منافع خودشان نه‌تنها این بدیهیات را نادیده می‌گیرند، بلکه مفاهیم سیاسی را نیز قلب می‌کنند. ایده «کابینه فراجناحی» قلبِ این مفهوم است.

شرق در نهایت نوشته: اگر قرار باشد،‌کابینه فراجناحی شکل گیرد، باید تمام طیف‌های سیاسی جامعه حضور داشته باشند. اینکه اصولگرایان توان آن را دارند تا چوب لای چرخ دولت بگذارند و ازاین‌رو باید آنان را در قدرت شریک کرد، دیگر به‌معنای دفاع از کابینه فراجناحی نیست! اپوزیسیون‌نوازی با صندلی کابینه، مردم را از دولت روحانی دلسرد می‌کند.

رای مردم در سهمیه بندی دولت

مسعود سلیمی در مقاله ای در اعتماد نوشته: به‌طور معمول رسم است که حزب برنده در انتخابات پارلمانی اگر واجد اکثریت لازم باشد، باید و می‌تواند با توجه به سیستم حکومتی، رییس‌جمهور یا نخست‌وزیر و به تبع آن اعضای کابینه را انتخاب کند. در کنار چنین سنت برآمده از دموکراسی، گاه پیش می‌آید که حزب حاکم اکثریت پارلمانی را از دست می‌دهد و رییس‌جمهور دولت ائتلافی تشکیل می‌دهد.

اگر قرار باشد به قول معروف در بر همان پاشنه بچرخد، یا دشوارتر از گذشته، یعنی افردی که خوب کار می‌کنند، بروند و کسانی که به عناوین مختلف به‌عنوان وزیر چوب لای چرخ دولت می‌گذاشتند، بمانند و زنان که شخصیت‌های بسیار لایقی هم در جمع آنها برای اداره امور کشور وجود دارد، نادیده گرفته شوند

اگر بحث و مشکل بر سر ناهماهنگی دولت است، امری جداگانه است، در واقع به دلیل ناهماهنگی، افرادی چون طیب‌نیا و ‌هاشمی وزیر بهداشت و زنگنه نباید فدای چنین مشکلی شوند اما به نظر می‌رسد، ادامه سیستم سهمیه‌بندی در گزینش دولت، از این حرف‌ها گذشته و به نوعی به جنگ قدرت جناحی بدل شده است که بی‌تردید پیامد خسارت‌بار آن را باز هم توده مردم خواهند پرداخت.روحانی اگر در دولت یازدهم با گزینش سهمیه‌ای در دولت کنار آمد، شاید به دلایلی به اصطلاح استراتژیک قابل درک باشد اما این بار اگر زیر بار وعده‌هایش بزند،

حق نشر عکس Etemaad
Image caption کارتون محسن ظریفیان، اعتماد

برای شهردار آینده

پوریا عالمی در ستون طنز شرق چند فرمان برای شهردار آینده تهران مطرح کرده: موقع انتخابات ریاست‌جمهوری شهردار تهران را بفرستیم مسافرت استعلاجی تا توجهش را از انتخابات بکشد بیرون و به شهر معطوف کند. شهردار تهران به شرطی می‌تواند رئیس‌جمهور شود و همان کاری را که در تهران کرده در کشور کند که همان کار را عینا در خانه خودش هم بکند. البته همین که چمران در شورا نباشد، یعنی شهردار احتمالا قصد ندارد رئیس‌جمهور شود.

به نوشته این طنزنویس: با توجه به کاری که شهردارهای قبلی تهران کردند و پیاده‌روها را فروختند، شهردار جدید تهران در سراسر تهران و بالای پشت‌بام‌ها و نوک میدان‌ها طناب بکشد تا مردم بتوانند با حفظ حقوق شهروندی اقلا در تهران به وسیله بندبازی و حرکات آکروباتیک تردد کنند.

ستون طنز شرق به این جا رسیده که: ‌مشکلات شهر تهران مال مردم تهران است. شهردار تهران واقعا خودش را به زحمت نیندازد و به مشکلات تهران فکر نکند. در تهران رسم است که شهردار برای برداشتن ابروی تهران بزند چشم تهران را هم کور کند. بنابراين از شهردار جدید تهران خواهشمندیم با همان چشم و ابروی تهران ور برود و دست به باقی جاهای تهران نزند که مردم به صدا درنیایند.

سفر بي‌بازگشت

عليرضا خاني در سرمقاله روزنامه اطلاعات نوشته:رگزاري مراسم براي يادبود مرحوم مريم ميرزاخاني، عملي انساني و عاطفي است اما شايد بهتر بود، همان سال 78 كه مريم ميرزاخاني به آمريكا مهاجرت كرد تا هرگز بازنگردد مراسمي با حضور متوليان فرهنگ و دانش و برنامه‌ريزي كشور برگزار مي‌شد تا ببينيم چه طور نخبگان را از دست مي‌دهيم. ببينيم چه طور هوشمندترين و نابغه‌ترين مغزهاي متفكر جوان را، گلچين مي‌كنيم و به المپيادهاي جهاني رياضي و فيزيك و شيمي مي‌فرستيم تا عيارشان در قياس با همه دانش‌آموزان نخبه دنيا محك بخورد و بعد كه بالاترين جوايز را بردند، آنها را تقديم جهان غرب مي‌كنيم تا بروند و حاصل و محصولشان براي آنهايي باشد كه شعار مرگ بر آنها سر مي‌دهيم.

به نوشته سردبیر این روزنامه:با اين حال وقتي اسامي برندگان طلا، نقره و برنز المپيادهاي بين‌المللي دانش‌آموزي و نيز نام نفرات برتر كنكور را، بعد از چند سال در اينترنت جستجو مي‌كنيم اكثريت نزديك به اتفاق آنها در ايران نيستند و به ترتيب در آمريكا، كانادا و اروپا مشغول تحصيل، كار، پژوهش و زندگي‌اند.

سرمقاله اطلاعات به این جا رسیده که: طبيعي است كه هيچ‌كس را به خاطر نابغه بودن نمي‌توان ممنوع‌الخروج كرد و مانع پيشرفت مرزهاي دانش در ميان نوع بشر شد. اما دولت ـ به معناي حاكميت ـ موظف است براي بازگرداندن عايدات حاصل از مغزهاي متفكر و نابغه برخاسته از اين ملت به تقويت بنيان‌هاي فرهنگ علمي بپردازد..

به فکر کوچ مریم‌ها باشیم

پروانه سلحشوری در مقاله ای در شرق نوشته: مرگ مریم میرزاخانی مرثیه‌ای است بر ملتی که نوابغش، قهرمانانش و نخبگانش را به‌راحتی از دست می‌دهد. برای ایران مریم مدت‌ها پیش از دست رفته بود؛ آن موقع که به هر دلیلی از ایران خارج شد. حالا همه از مردم تا نمایندگان و سایر مسئولان در سوگ او بیانیه می‌دهند و مردم در ماتم او داغدارند. به‌راستی ما داغدار مریم هستیم یا سوگوار گناه خودمان که به‌راحتی گذاشتیم او و مریم‌های دیگر بروند. سوگ‌نامه نخبگان ما مدت‌هاست در جریان است. آنها که رفتند و تبعه کشور دیگری شدند، همان‌ها که عاشق ایران‌اند و دور از ایران. اگر مریم در ایران می‌ماند، نوبت که به جذب او در هیئت علمی دانشگاه‌ها می‌رسید، هرچه کلیک می‌کرد، نمی‌توانست گزینه جذب استاد زن را انتخاب کند، یا اگر امکانش بود بسیار به‌ندرت و اندک.

به نوشته سردبیر این روزنامه: اگر مریم ایران بود، برای خروج از کشور هر بار به مجوز همسرش و اجازه‌نامه رسمی‌اش نیاز داشت. اگر مریم ایران می‌ماند به احتمال زیاد هرگز جایزه فیلدز را نمی‌گرفت. اگر ایران بود و از سر بدشناسی گرفتار مردی می‌شد که با کارکردن او مخالف بود، از قضا مجوز خروج از خانه نداشت، مگر به اذن همسر. سری به کلاس‌های زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسه و ترکی بزنید، هر روز مریم‌های دیگری مشغول جمع‌کردن چمدانشان هستند...خسته از گرفتارآمدن و گذر مضطربانه در خیابان‌های شهر.

در نهایت مقاله اطلاعات به این جا رسیده که: خیابان‌های شهری که امنیت لازم را برای آنها تأمین نمی‌کند. دختران و پسران جوان بسیاری از این دیار می‌روند، با تنگ‌نظری‌ها، با قدرندانستن‌ها، با فراهم‌نکردن محیطی امن و پر از آرامش به این کوچ‌های اجباری دامن نزنیم. از تنش‌ها بکاهیم و آنها را ببینم. از رانت‌ها و اختلاس‌ها بکاهیم و فرصت دهیم به جای ناسا و کمپانی‌های خارجی، جذب همین کارخانه‌های وطنی شوند. خیلی‌هاشان مایل‌اند برگردند اما از پس عواقب فضای رانتی حاکم بر برخی سازمان‌ها و نهادها برنمی‌آیند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

اکبرآقا در صداوسیما به تکامل رسید!‏

فریور خراباتی در ستون طنز جهان صنعت نوشته: زمانی که بچه بودیم یک اکبر آقا در محل‌مان بقالی داشت که بنده خدا بی‌سواد بود و توانایی خواندن و نوشتن نداشت. آن ‏زمان نسیه خریدن باب بود و مردم وقتی پول نداشتند از بقالی محل جنس می‌گرفتند تا سر ماه حساب خود را تسویه کنند.اکبر ‏آقا که از نعمت سواد بی‌بهره بود، ناچار به شرایط بد اقتصادی دوران تن داده بود و به همسایه‌ها نسیه می‌داد و داخل یک ‏سررسید چیزهایی می‌نوشت که همیشه برایم سؤال بود کسی که سواد ندارد، چگونه حساب و کتاب جنس‌های نسیه ‏همسایه‌ها را دارد.

تا یک روز سررسید را با هزار ترفند نگاه کردم و دیدم اکبرآقا در یک صفحه، نقاشی یک«وافور» را کشیده و ‏جلوی آن تعدادی نقطه گذاشته، داوینچی کدی بود در نوع خودش، از ایشان سؤال کردم: «اکبر آقا اینا چیه؟» لبخندی زد و گفت: ‏‏«اولاً غلط کردی دست زدی به وسایل شخصی من، دوماً غلط کردی دست زدی به وسایل شخصی من، سوماً این حساب آقای ‏زیرشربیانیه» متوجه شدم که اکبر آقا یک المان از هر مشتری را نقاشی می‌کند و هر نقطه جلوی این المان یعنی«صد تومن» در ‏نتیجه آقای زیرشربیانی هزار تومان به اکبر آقا بدهکار است.

آنوقت تلویزیون زمان صحبت‌های دکتر ظریف ‏ایشان را«وزیر امور خارجه امریکا!» معرفی می‌کند.این نشان می‌دهد که دوستان هر چیزی توی ذهن خودشان دارند را به بنده و ‏شما نشان می‌دهند.هیچ بعید نیست دکتر زنگنه را دعوت کنند و ایشان را«عضو هیأت مدیره شرکت توتال!» معرفی کنند.یا وزیر ‏بهداشت آقای قاضی‌زاده هاشمی را دعوت کنند و به صورت زیرنویس عکس«شلغم و آمپول» بگذارند یا وزیر آموزش و پرورش را ‏بیاورند و «تخته و گچ» آن پایین بکشند.بنده از همین تریبون ضمن خسته نباشید به دوستان اعلام می‌کنم که اگر اکبرآقا وارد ‏سازمان شده، روش ایشان را برای نوشتن نام افراد عوض کنند، نه اینکه از نامبرده الگوبرداری کنند، با تشکر!‏