روزنامه‌های ایران، با تهدیدهای ترامپ مقابله کنید

روزنامه‌های صبح امروز تهران، یکشنبه اول مرداد، در عنوان های اصلی خود در میان خبرهای داخلی به نامه باقر قالیباف نامزد بازنده انتخابات ریاست جمهوری اخیر اشاره کرده و آن را نشانه ادامه فعالیت او برای رسیدن به ریاست جمهوری دانسته‌اند.

مقالاتی در مخالفت با تهدید ترامپ در خصوص زندانیان دوتابعیتی و تبعه آمریکا در ایران از جمله مطالب مهم امروز این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption تیتر و طرح محمد طحانی، ابتکار

تیلرسون قربانی، طرح ضد ایران

سارا معصومی در گزارش اصلی اعتماد نوشته: دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات متحده دست از سر ارثيه‌هاي باراك اوباما، رييس‌جمهور پيشين ايالات متحده برنمي‌دارد. در ذهن ساكن جديد كاخ سفيد هرآنچه دستاورد اوباماي دموكرات است از بيمه خدمات درماني به عنوان ارثيه‌اي داخلي تا توافق آب و هوايي پاريس و توافق هسته‌اي با ايران به عنوان دستاوردهايي در حوزه سياست خارجي، بايد در كمترين زمان ممكن از بين بروند. منطقي كه به گفته برخي تحليلگران انتظار مي‌رفت در رفتار و كردار ترامپ جلوه پيدا كند هر روز از آقاي رييس‌جمهور دور و دورتر مي‌شود.

ترامپ از توافق آب و هوايي پاريس با گفتن يك جمله خارج شد اما «كلمه رمزي» براي خروج از دايره توافق هسته‌اي با ايران وجود ندارد لذا رييس‌جمهور امريكا ساختار اداري سنتي در دولت را برهم زده است تا شايد بتواند شبي با آرامش ناشي از برهم زدن دستاورد تاريخي اوباما در حوزه سياست خارجي خواب آرامي را تجربه كند.

گزارشگر اعتماد به یادآورده که: تيمي از معتمدان به جاي تيلرسون رسانه امريكايي نيويورك تايمز، روز ١٨ جولاي و تنها چندساعت پس از آنكه ترامپ به ارسال نامه تاييد پايبندي ايران به توافق هسته‌اي چراغ سبز نشان داد در گزارشي از پشت‌پرده رايزني‌ها در داخل كاخ سفيد براي باقي ماندن امريكا در توافق هسته‌اي نوشت كه رييس‌جمهور امريكا حاضر به باقي ماندن كشورش در برجام نیست.

ایران؛ معمای دیپلماسی ترامپ

مهدی مطهرنیا در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: آمریکا تلاش داشت بر اساس تئوری جنگ‌های «نامتعادل» به بزرگنمایی قدرت ایران در قالب تهدید بین‌المللی و کنشگر آشوب‌ساز منطقه‌ای نائل آید. از این رو اسلام‌هراسی را در بعد بین‌المللی و ایران‌هراسی را در بعد منطقه‌ای دنبال کرد. برجام اما تئوری جنگ نامتعادل را با چالش روبه‌رو کرد به گونه‌ای که پست نئو محافظه‌کارها با روی کارآمدن ترامپ در برابر برجام با بحران روبه‌رو شدند.

به نوشته این استاد دانشگاه: یکی از وعده‌های انتخاباتی ترامپ پاره کردن برجام بود که طیف‌های تندرو بدان دل خوش کرده بودند. بی میل نبود که یک دولت رادیکال در تهران بر سر کار آید تا بر هم زننده برجام شود. اما انتخاب مردم تداوم دولت یازدهم در ۴ سال آینده بود که این خود موجب ناخرسندی بی ترامپ شد. بر همین اساس آنها تلاش کردند تا با عوامل آشکار و پنهان زمینه واگرایی کشورهای اروپایی از این معاهده را به وجود آورند.

سرمقاله روزنامه ایران به این جا رسیده که: امضای قراردادهای بزرگ ایران با شرکت‌های بین‌المللی و بخصوص اروپایی همچون توتال، سفر موفقیت‌آمیز ظریف به اروپا و مواضع روشنگرانه او در ایالات متحده امریکا بیانگر آن است که با وجود تلاش‌های ترامپ و تیم همراه او برای فاصله انداختن بین ایران و اروپا منجر به نتایج رضایتبخش نشده است.

اعلامیه ترامپ مشکل حقوقی دارد

کامبيز نوروزي در سرمقاله وقایع اتفاقیه نوشته: از نظر قواعد حقوقي هر کشوري در حوزه سرزميني، قوانين خاص خود را به اجرا مي‌گذارد و دولت‌هاي ديگر نمي‌توانند به اينکه چرا يک دولت در حوزه سرزميني خود قواعد خود را اجرا مي‌کند، متعرض شوند؛ بنابراين زماني که در حوزه سرزميني ايران، فردي به اتهامي تحت تعقيب قرار مي‌گيرد يا بازداشت مي‌شود، اين اتفاق در حدود صلاحيت سرزميني همان دولت است. قطع نظر از اينکه آن اتهام وارد است يا نيست و آن اتهام تا چه اندازه‌اي مستند است، دولت‌هاي ديگر نمي‌توانند با توسل به زور عليه آن دولت اقدامي کنند.

نویسنده حقوقدان با این مقدمه تاکید کرده اظهارنظر ترامپ درباره زندانيان آمريکايي در ايران و تهديد دولت ايران براساس ابتدايي‌ترين قواعد حقوق داخلي و حقوق بين‌الملل، مردود است‌. هيچ قاعده کلي در نظام حقوق بين‌الملل درباره زندانيان خارجي يا دوتابعيتي وجود ندارد. در مورد کساني که داراي تابعيت دوگانه هستند، هردولت فقط تابعيت خود را به اجرا مي‌گذارد. درنتيجه فردي که تابعيت ايراني دارد و درعين‌حال تابعيت کشور ديگري را هم دارد، دولت ايران با او به‌عنوان يک ايراني عمل مي‌کند.

مقاله وقایع اتفاقیه به این جا ختم شده که: درمورد کساني که يک تابعيتي هستند يا کلا فاقد تابعيت ايران هستند، اگر در داخل ايران مرتکب عملي شوند که آن عمل مطابق با قوانين ايران جرم محسوب شود، با او مطابق با قوانين ايران رفتار مي‌شود. در واقع اگر يکي از اتباع دولت‌هاي خارجي در ايران مرتکب جرمي شود، دولت متبوعه او نمي‌تواند با توسل به زور در حمايت از او اقدام کند يا حتي با استناد به قوانين کشورش هم نمي‌تواند خواستار تغيير شرايط يا آزادي او باشد.

پاسخ به بیانیه‌های آمریکا

محمد اسماعیلی در مقاله ای در جوان با اشاره به اعلامیه دیروز کاخ سفید تاکید کرده که از نظر ترامپ جمهوري اسلامي ايران بايد همچنان تحت فشار تحريم‌هاي بين‌المللي قرار گيرد وبا توسعه اين تحريم‌ها مجبور به تغيير رفتار شود و مواضع خود را در مقابل خواسته‌هاي بين‌المللي امريكا تعديل كند.

به نظر نویسنده روزنامه سپاه پاسداران: مقصود از اقدامات اخیر واشنگتن چند تاست از جمله حفظ جايگاه متهم براي ايران يا نگه داشتن ایران در مقام«دفاع» و بعد هم معرفي كردن ايران به عنوان كشوري كه اقداماتش«ضد صلح، ثبات و امنيت بين‌المللي» است. بدین امید که بتواند «ايران هراسي»قبل از امضاي برجام راكه تاحدودي درحال فروكش كردن بود، احيا كند و مانع بهره برداري ايران از آن شود.

روزنامه جوان در نهایت نوشته: اقدام مناسب جهت مقابله با تاكتيك‌ها و رويه‌هاي حقوقي‌ـ‌ سياسي امريكا، پوياتر شدن وزارت امورخارجه در مقابل اينگونه اقدامات است؛ به عنوان نمونه دستگاه ديپلماسي بايد در مقابل بيانيه‌هاي ضدايراني بيانيه مشابه داده، به صورت مستدل و مدلل اقدامات حاكميت درباره حصر سران فتنه يا زنداني كردن جاسوسان امريكايي را مطابق با قوانين جاري كشور عنوان كند.

حق نشر عکس Etemaad
Image caption کودکان قربانی جنگ/ کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

پازل توطئه عربي عليه ايران

هادي خسروشاهي در مقاله ای در شرق نوشته:رفتار اخير دولت کويت درباره روابط ديپلماتيک خود با ايران، حاکي از آن است که سياست منطقه‌اي نظام سلطه بر تداوم درگيري اعراب با يکديگر از يک‌سو و فشار براي موضع‌گيري يا منفعل‌كردن آنان در قبال ايران متمرکز شده است. رفتار ناگهاني بني‌سعود، مصر، بحرين و امارات در قبال کشور قطر، آن هم بدون اعلام و اخطار قبلي، اگرچه ريشه در تغيير مواضع ايالات متحده دوران ترامپ در قبال منطقه خاورميانه دارد، اما از يک نقشه ازپيش‌تعيين‌شده هم حکايت می کند.

به نوشته رئيس پيشين نمايندگي ايران در مصر: هدف اعراب، منزوي‌کردن ايران است. نگراني از قدرتمندشدن ايران در منطقه و نفوذ در ميان کشورهاي مسلمان، از دلايل رفتار اخير سعودي‌هاست. آنان از طريق لابي‌هاي مختلف با غرب، به شکل غيرمستقيم با فشارهاي سياسي و به شکل مستقيم با ابزار تحريم‌ها، اين هدف را دنبال مي‌کنند. سياست کلي جمهوري اسلامي هيچ‌گاه قطع رابطه با کشورها يا جنگ و تخاصم نبوده است، اما به نظر مي‌رسد بايد با دقت، مواضعي سنجيده و مقتدرانه در قبال رفتارهاي اخير آنان اتخاذ کرد.

نویسنده در نهایت پیشنهاد کرده ایران جدی تر وارد فعالیت های دیپلوماتیک شود تا آنان بدانند نمي‌توانند مانع توسعه و رشد ايران شوند. اگر بتوان از موضع اقتدار، آنان را دعوت به همکاري کرد، اتفاق مثبتي رخ داده است. بايد به آنان يادآور شد سلطه ايران بر منطقه، تخيل آنان است و ايران با نفوذ معنوي خود در ميان ملت‌ها به پيش رفته و نيازي ندارد رفتارهايي شبيه عربستان را در دستور کار قرار دهد.

تکفیر مثل داعش و طالبان

علی شکوهی در مقاله ای در نقد گفته های علم الهدی امام جمعه مشهد که خواستار خروج ایران از برجام شده بود و قراردادهای تازه نفتی را نوعی کافری خوانده بود نوشته: كشورهاي اروپايي در بسياري از مسائل با ما مخالفند و حتي چين و روسيه را هم دوستان اعتقادي خودمان نمي‌دانيم و با كشورهاي مسلماني مانند عربستان هم اختلافات اساسي داريم اما با همه اين كشورها همكاري مي‌كنيم و آن را به معناي خروج از اسلام نمي‌دانيم.

نویسنده اعتماد تاکید کرده: اتفاقا افراد را به آساني نمي‌توان آن هم به خاطر يك فكر سياسي «كافر» خواند مگر اين كه در بنيان انديشه ما نوعي «تكفيرگرايي» وجود داشته باشد. اكنون داعش و طالبان و القاعده و ديگر گروه‌هاي سلفي - تكفيري به آساني حكم كفر شيعيان را صادر مي‌كنند چون آنان هم معتقدند كه با يك تفكر سياسي خاص مي‌توان افراد را از اسلام خارج دانست.

مقاله اعتماد در نهایت تاکید کرده: برجام يك توافق جهاني و چندجانبه است. با فرض اينكه آمريكا به آن پايبند نباشد اين ما هستيم كه بايد از اين رفتار آمريكا يك حربه و چماق براي انزواي اين كشور بسازيم چون اروپا و روسيه و چين و سازمان ملل آن را به رسميت مي‌شناسند و بر اجراي آن اصرار دارند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهروند

قالیباف

علیرضا صدقی در سرمقاله ابتکار نوشته: باقر قالیباف را طی سال‌های اخیر نه در مقام فرمانده یگان رزمی در دوره جنگ تحمیلی یا در قامت رئیس دستگاه انتظامی کشور و نه حتی با ردای شهرداری تهران، بلکه او را به عنوان عضو ثابت و شکست‌خورده بزرگ چند «انتخابات» اخیر «ریاست جمهوری» می‌شناسند.

در میان جریان اصولگرایی شاید هیچ شخصیتی چون او تجربه حضور در عرصه رقابت انتخاباتی و البته شکست‌های پیاپی را نداشته باشد.

نویسنده مقاله معتقد است بخش هایی از نامه قالیباف به مفهوم‌سازی تازه‌ای دست می‌زند که شاید هدف اصلی از نگارش این متن باشد. او از «نواصولگرایی» سخن می‌گوید. آنطور که از متن نامه برمی‌آید، «قالیباف» تلاش دارد تا این بار «ردای» رهبری جریان خودساخته «نواصولگرایی» را به تن کند. البته نامه مشخص نمی‌کند که هدف غایی و نهایی قالیباف از طرح چنین مسئله‌ای چیست و او چه هدف یا اهدافی را از طرح آن دنبال می‌کند. نامه خاکستری «قالیباف» سعی دارد تا گروهی از اصولگرایان «رادیکال» را از پیکره کلی آن جدا کرده و تعریفی تازه از «جریان سوم» در سپهر سیاست ایران به دست دهد.

ابتکار نوشته: حال باید دید که آیا «قالیباف» می‌تواند چنین نقشی را ایفا کند و آیا اصولگرایان ریشه‌دار و بزرگ این اجازه را به او خواهند داد؟ گرچه به نظر می‌رسد «قالیباف» در این نامه علیه تمام سران اصولگرایی عصیان کرده و حتی در بخش‌هایی از نامه اعلام جنگ داده است.

ضرورت تغییر قانون

الهه كولايي در مقاله ای در اعتماد نوشته:نظام قانوني در هر جامعه‌اي بايد بتواند با تغييراتي كه در آن جامعه شكل مي‌گيرد، سازگار باشد و متناسب با اين تغييرها ظرفيت‌هاي لازم را به دست آورد. تغيير در قانون مربوط به خروج زنان از كشور، ضرورتي است غيرقابل انكار. مواردي كه در سال‌هاي اخير شاهد آن بوده‌ايم و در آنها منافع كشور و مصالح عمومي، وابسته به تصميم يك فرد شده است، اين ضرورت را بار ديگر بيش از پيش روشن مي‌سازد.

به نوشته این استاد دانشگاه: در مواردي كه برخي قهرمانان ملي كه حضور آنها در عرصه‌هاي بين‌المللي با موقعيت و جايگاه ايران در يك حوزه خاص مرتبط بوده، با ممانعت همسران‌شان براي خروج از كشور روبه‌رو شده‌اند، اين ضرورت به خوبي خود را نشان داده و از اين منظر مورد توجه فراكسيون زنان مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته است. بر اين اساس يك مرد نمي‌تواند همسر خود را كه بر اساس ملاحظات بين‌المللي در دفاع از منافع كشور نقش ايفا مي‌كند، بدون آنكه به اقتضاي ملي و بين‌المللي در اين زمينه توجه كند، بر اساس صلاحديد شخصي خود ممنوع الخروج كند و موقعيت كشور را در عرصه بين‌المللي با تصميم خود به خطر بيندازد.

اعتماد در نهایت نوشته: هرچند محدود بودن موارد اينچنيني نشان مي‌دهد مردان در كشور ما همانند زنان تغييرهاي اجتماعي و فرهنگي را به درستي مورد توجه قرار داده‌اند و شمار زيادي از آنان با حقوق اجتماعي و انساني زنان همراهي مي‌كنند.اما اگر مرداني بخواهند از اين حق خود سوءاستفاده كنند، بايد يك مرجع عمومي از مصالح عموم دفاع كند و اجازه اين نوع تكروي‌ها و سوءتصميم‌گيري را به برخي مردان معدود و كم‌شمار ندهد.

پروین اعتصامی و مریم میرزاخانی

سجاد وجدانیان در مقاله ای در جهان صنعت پروین اعتصامی و مریم میرزاخانی را زنان نوابغ ایران توصیف کرده و در مقایسه آن ها نوشته: اعتصامی زندگی زناشویی کوتاهی داشت ولی میرزاخانی تا آخر با یک شوهر غیرمسلمان زندگی کرد. پروین در ایران درگذشت و پس از فوتش مراسم رسمی در یادبود او برگزار نشد ولی مریم در آمریکا فوت کرد و پس از درگذشتش ضمن برگزاری مراسم رسمی برای وی، مقامات هم به سهم خود با ارسال پیام تسلیت، یاد و خاطره او را گرامی داشتند.

به نوشته این مقاله: البته این مسوولان هیچ تلاشی برای بازگرداندن او به کشور و حتی استفاده از ظرفیت علمی وی نکرده بودند و فقط تسلیت گفتند. در هر حال هر دو قصه پرغصه است. ولی مرگ پروفسور میرزاخانی زخم کهنه‌ای را باز کرد و آن، موضوع نخبگان و مهاجرت آنان است. چرا میرزاخانی ایران را رها کرد و به آمریکا رفت؟ چرا او هرگز به ایران بازنگشت و چرا سرنوشت سایر نخبه‌ها هم همین است؟

در موضوع نخبه‌ها دو طرف وجود دارند؛ یک طرف آن دولت و سیاست‌های حمایت از نخبگان است. کسانی مانند چمران و دکتر محمود حسابی می‌توانستند در خارج زندگی کنند و بهترین زندگی را داشته باشند ولی برگشتند و یکی به مقام رفیع شهادت رسید و دیگری پایه‌گذار بسیاری از فعالیت‌های علمی ماندگار در کشور شد. نخبگان باید از اینها الگو بگیرند. بنابراین برای حل مشکل فرار مغزها هم از دولت انتظار است و هم از نخبگان.

حق نشر عکس Iran
Image caption کارتون آروین، ایران

دوره مبارک جدید

محمدامین فرشادمهر در ستون طنز روزنامه ایران از قول معصومه ابتکار نوشته یک دوران جدید حمله و تهمت علیه دولت در راه است و افزوده: خوشحالیم مثل ما که منتظر فصل جدید سریال بازی «تاج و تخت» و بالاخص والده مکرمه اژدهاها بودیم، انتظار عزیزان دلواپس هم سر می‌آید و به استقبال دوره جدیدی از تهمت‌ها و تخریب‌ها می‌روند. حالا ببینیم معنی تهمت و تخریب چیست.

تهمت در بیان ساده یکی از راهکارهای مسالمت‌آمیز برخورد با گروه‌های فکری مخالف است که با فاصله کمی از دیگر روش‌ها از جمله حمله، عوام فریبی و چوب نیم‌سوخته روی دیوار طرف کشیدن قرار می‌گیرد. مثل:

طنزنویس به عنوان مثال نوشته: روحانی بارها به قوه قضائیه احضار شده و در کابینه‌اش نیز از وزیر امور خارجه امریکا استفاده می‌کند. بله ما با چشمان خودمان دیدیم که در تلویزیون همین‌ها را زیرنویس کرده‌اند. زبانم لال تلویزیون که دیگر دروغ نمی‌گوید؛ نهایتاً گاهی بنا به مصلحت راستش را نگوید که آن را هم در یک شب رمانتیک و در حالی که میز شام را با شمع و گل تزئین کرده، آرام آرام مُقُر می آید.

دومین مثال ستون طنز روزنامه ایران این است: توتال خیانت بزرگی است. بله به گفته جناب نعمت‌زاده، توتال

و هر دستاوردی که از رفع تحریم به دست آمده، خیانت بزرگی است در حق کسانی که می‌خواهند بخورند!

چنان که سند ۲۰۳۰ ابزاری برای انحراف نسل خردسال ما و انجام بزه در این رده سنی بود. بعد از توقف روند اجرای این سند آموزشی، کودکان دیگر براحتی می‌توانند در خانه و در محفظه‌هایی که با ساروج پوشانده شده، از خطرات جامعه در امان باشند.