روزنامه‌های تهران، حاشیه‌های تنفیذ و زمینه‌های تحلیف

روزنامه‌های امروز صبح، شنبه ۱۴ مرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت و همزمان با مراسم تحلیف دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ضمن گزارش مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبر جمهوری اسلامی به رییس جمهور، به گمانه زنی درباره مراسم تحلیف حسن روحانی در مجلس و ترکیب کابینه ای پرداخته اند که امروز به مجلس معرفی خواهد شد.

حق نشر عکس Etemaad
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

اشک‌های ماندگار سیاست‌مداران

آفتاب یزد در گزارشی از مراسم تنفیذ نوشته: جلوی اشک ریختنش را گرفت. آخرهای سخنرانی اش بود. دست به دامن خدا شد آنجایی که گفت، "پروردگارا! این ملت شایسته بهترین‌ها‌ست و حال که بنده کوچک را برای خدمت برگزیده‌اند پرتو عنایتت را برسان.... یاری ام کن تا در تحمل سختی‌ها‌ صبور و جسور باشم.... از تو عزت می‌خواهم نه خود خواهی... ‌ای شنونده همه شکوه‌ها، کینه‌توزی‌ها را به مهربانی و حسادت‌ها‌ را به همکاری و همراهی تبدیل کن.... "

به نوشته این گزارش: مراسم تنفیذ حسن روحانی حاشیه کم نداشت؛ از غایبینی که جایشان خالی بود تا حاضرینی که با تغییر جای نشستن‌شان، شبکه‌های اجتماعی را تحت الشعاع قرار دادند. اما در میان همه اینها، بغض حسن روحانی در قرائت جملات آخر سخنرانی در مراسم تنفیذ سوژه‌ای متفاوت شد.

آفتاب یزد اضافه کرده: در این چهار سال بغض او را ندیده و نشنیده بودیم ولی حالا در پایان دولت یازدهم و در آغاز دولت دوازدهم او نیز مثل بعضی‌ها‌ی دیگر صدایش برای ایران لرزید و دل آشوب برای آینده این ملت شد.

موگرینی فایده ندارد

کیهان در یادداشت روز خود به تبلیغات روزنامه‌های هوادار دولت در مورد شخصیت های شرکت کننده در مراسم تحلیف امروز نوشته:آقایان! امروز اگر، تمام ایران را هم تعطیل می‌کردیم، رهبران تمام کشورهای دنیا هم برای شرکت در مراسم تحلیف به ایران می‌آمدند، تا زمانی که تحریم‌ها اضافه می‌شوند و از انجام تعهدات حریف هم خبری نیست، این آمدن‌ها و رفتن‌ها هیچ آورده اقتصادی و غیر اقتصادی برایمان نخواهند داشت جز تحقیر.

جعفر بلوری در ادامه مقاله به اصرار همیشگی این روزنامه برای خروج ایران از معاهده برجام پرداخته وبه عنوان یک الگو نوشته روسیه به همراه ایران و کره شمالی در این تحریم‌ها، از سوی آمریکا هدف قرار گرفته‌اند. روس‌ها، با اخراج ۷۵۵ دیپلمات آمریکایی، مصادره دو ساختمان متعلق به آمریکا در کشورشان و چند تهدید شدید و غلیظ، پاسخ مناسبی به دشمنی‌های آمریکا داده‌اند طوری که یکی از دیپلمات‌های آمریکایی پس از مصادره این ساختمان‌ها اعلام کرد، روس‌ها به آنها حتی اجازه ندادند، لوازم شخصی‌شان را بردارند! ترامپ و تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا هم با مشاهده همین واکنش‌ها به غلط کردن افتاده اند.

نتیجه گیری این روزنامه تندرو چنین است: مخالفت با بازرسی‌های سرزده از مراکز هسته‌ای کشور، می‌تواند شروع خوبی برای متوقف کردن روند نقض برجامی آمریکایی‌ها و واداشتن اروپا به قرار گرفتن مقابل آنها باشد. اگر در این نقطه، مقابل آمریکایی‌ها نایستیم و به امید امثال موگرینی‌ها بنشینیم، تردید نکنید که اگر باز هم کوتاه بیاییم برنامه بعدی، «بازرسی‌های سر زده از هر نقطه‌ای از ایران که ترامپ بخواهد» خواهد بود و همین موگرینی نیز عملا از آن حمایت خواهد کرد. این خط این هم نشان.

کنار آمدن با منطق استراتژیک

احمد غلامی در مقاله ای پیرامون چینش کابینه دوم روحانی نوشته: احمدی‌نژاد با «منطق استراتژیکِ» جريان‌هاي حامي روی کار آمد و نمک‌خورده تا خواست نمکدان بکشند منطق استراتژیک گریبانش را گرفت و او را از مسجد و میخانه بیرون راند. تفاوت چشمگیر روحانی با حسن روحانیِ پیشین در همین‌جا آشکار می‌شود. او اين منطق استراتژیک را به‌خوبی می‌شناسد و حتی همان‌ موقع که انتقاد‌ات تلخ و گزنده‌اش را متوجه برخي جريان‌ها می‌کند، در نهان می‌داند که خود برخاسته از همین جريان‌هاست.

به نوشته سردبیر این روزنامه: آنچه بیش از هرچیز وابستگی روحانی را نشان خواهد داد، چینش اعضای کابینه‌ است. پس دور از انتظار نیست کابینه‌ای بر سر کار بیاید که کمترین تعارض و تقابل را با این منطق استراتژیک داشته باشد. گرچه چنین ترکیبی در کابینه‌ روحانی اجتناب‌ناپذیر به‌نظر می‌رسد، نباید حامیان روحانی برای دفاع از این ترکیب، دست به توجیه و دستکاریِ مفاهیم سیاسی بزنند؛ همان کاری که اخیرا حامیان ذی‌نفع در دولت دوازدهم انجام می‌دهند. جاانداختنِ «کابینه فراجناحی یا ملی»، نوعی دستکاری مفاهیم برای پَس‌راندن همسویی با منطق استراتژیک است؛ منطقی که رئیس‌جمهور و کابینه‌اش تقابل و تعارضی با آن ندارند.

سرمقاله شرق به این جا رسیده که: دستکاری این مفاهیم بیش از آنکه به کار روحانی بیاید، توجیه‌گرِ حضور افرادی در سیاست است که بدون باور به «منطق استراتژیک» و تنها به‌خاطر تداوم حضورشان در قدرت دست به تئوریزه‌کردنِ کابینه فراجناحی می‌زنند و سودای استحاله این منطق استراتژیک را در سر دارند. البته در این میان کار برای روحانی هم چندان ساده نیست. آنچه او را ناخواسته با این منطق استراتژیک در تضاد قرار می‌دهد، جایگاه انتخابی اوست؛ جایگاهی که موجب شد رؤسای‌جمهور قبلی برای حفظ آن در تضادی جدی با این رویکرد قرار بگیرند. بی‌تردید روحانی با تمام رؤسای‌جمهور سابق حتی هاشمی‌رفسنجانی تفاوت دارد و بیش از هرکس می‌تواند این تضادها را به حداقل برساند.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون سمانه روح الهی، قانون

تحليف؛ نمادي از موقتي بودن قدرت

احمد شيرزاد در مقاله ای در شرق نوشته: «مشروطيت» و «جمهوريت» دو گام مهم تاريخي ملت ايران به سوي مردمسالاري بود كه در پي آن دو هدف اساسي دنبال مي‌شد. يكي مقيد كردن قدرت مطلقه پادشاه و دوم تاسيس عدالتخانه. در واقع ملت ايران به تبعيت از ملت‌هايي كه توانسته‌ بودند با مبارزات تاريخي خود به آزادي و دموكراسي دست پيدا كنند، قيام‌هاي متعددي انجام دادند تا حركت‌هاي افتخارآميزي در تاريخ ايران به وقوع بپيوندد و سرانجام هم فشار بر نهاد سلطنت، منجر به صدور فرمان مشروطيت شود.

به نوشته این نماینده پیشین مجلس: مردم در جريان انقلاب ٥٧ فهميدند كه قدرت و حكومت، يك نهاد آسماني نيست بلكه قرارداد زميني است بين انسان‌ها، براي اينكه بتوانند جامعه خود را اداره كنند. آنان در واقع فهميدند كساني كه بر مسند قدرت قرار مي‌گيرند هيچ نوع قداست آسماني ندارند، بلكه وظيفه‌اي زميني از سوي بندگان خدا دارند تا به آنها خدمت كرده و اوضاع جامعه را سروسامان دهند. همين نهاد رياست‌جمهوري با وجود همه فراز و نشيب‌هايي كه پس از پيروزي انقلاب داشته‌ است يك گام ما را در مسير آزادي و مردمسالاري به جلو رانده و تجلي حاكميت ملي را در خود نشان مي‌دهد.

در پایان مقاله اعتماد آمده: مراسم تحليف درست نمادي از موقتي بودن قدرت است. در يك نظام مردمسالار هيچ نهاد قدرتي، ازلي و ابدي نيست. همه نهادها موقتي هستند و منشأ مشروعيت خود را از راي و اراده ملت كسب مي‌كنند. به همين دليل تقارن اين رويداد با سالروز صدور فرمان مشروطيت و آغاز دوره نويني در اداره اين جامعه بزرگ، خود يك پيام تاريخي دربردارد و آن اينكه اين اراده ملي است كه به حاكميت مردم مشروعيت مي‌بخشد و تجلي اين اراده در نهاد مجلس و سوگندي كه رييس‌جمهور در پيشگاه نمايندگان مردم مي‌خورد، نمايان مي‌شود.

معیشت اصل حکایت است

مسعود سلیمی در مقاله ای در جهان صنعت با اشاره به سخنان رهبر و رییس جمهور در مراسم تنفیذ نوشته پس از نزدیک به ۴۰ سال از عمر انقلاب می‌گذرد و در شرایطی که رهبر انقلاب دغدغه معیشت مردم را به جد دارند، دیگر نمی‌توان مشکلات اقتصادی- اجتماعی را به قول معروف زیر فرش پنهان کرد. معیشت مردم با رشد در رونق اقتصادی رابطه‌ای مستقیم دارد، در واقع در این معادله، هنگامی معیشت مردم می‌لنگد که کار نباشد، درآمد و سطح زندگی کاهش پیدا کند و رفته‌رفته سفره‌ها، کوچک و کوچک‌تر شوند.

به نوشته این روزنامه:در شرایط کنونی که بیش از ۹۰ درصد صادرات و بیش از ۹۰ درصد رشد اقتصادی کشور به لطف و یمن ثروت خدادادی نفت و گاز و به قول معروف میعانات آنها تامین می‌شود، در شرایطی که می‌دانیم تا جایی که از زبان مقامات بالای کشور هم می‌شنویم که اجرای خصوصی‌سازی در حد فاجعه بوده و اینکه بخش مهمی از اقتصاد توسط خصولتی‌ها دست به دست می‌شود و در حالی که هنوز صادرات سنتی غیرنفتی ما مانند فرش و پسته و زعفران از زیر بار سیاست‌های ویرانگر گذشته کمر راست نکرده اند و در یک کلام در حالی که ایجاد بالقوه ثروت در کشور، دست‌کم هنوز میسر نیست، اما تکلیف «سرمایه» چه می‌شود.

جهان صنعت در نهایت نوشته: در شرایط کنونی کشور، برخی خطوط قرمز وجود دارد که تعریف از مشارکت با حفظ منافع ملی را قابل تفسیر می‌کند اما هنگامی که در بالاترین سطح رهبری کشور نسبت به «معیشت مردم» که معنایی کلی دارد، نگاهی اولویت‌مند می‌شود یعنی «معیشت» خود به خط قرمز بدل شده که باید از آن گذر کرد است؛ خط قرمزی که وحشتناک‌ترین نماد آن در برخی آگهی‌های رسانه‌ای و یا چسبانده‌شده به در و دیوار، خودنمایی می‌کند؛ «پسربچه‌فروشی- قیمت قابل مذاکره و شماره تلفن ...»

منتظر امروز بودیم

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند نوشته: منتظر همین امروز بودم؛ تحلیف ریاست‌جمهوری. از صبح که بلند شده‌ام تو پوست خودم نمی‌گنجم. همه‌اش منتظرم رئیس‌جمهوری سوگندش را بخورد و دور بعدی ریاست‌جمهوری‌اش آغاز شود تا من خیلی شیک و مجلسی اولین نفری باشم که مخالفتم را با او و کارهایش اعلام کنم. من خودم کم برای پیروزی ایشان طنز ننوشته‌ام. وقتی همه می‌گفتند: «اوووو ما به ایشان رأی نمی‌دهیم، مگه چی کار کرده تو این چهار سال؟» ما همه هم و غم‌مان این بود که جوری بنویسیم که به همه بگوییم خدمات دولت به‌حدی است که دیگر ایران گنجایش‌اش را ندارد و به‌زودی خدمات حتی به کشورهای دیگر هم صادر می‌شود.

طنزنویس افزوده: منظورم این بود که آن دورانِ حال دادن متقابل دولت و ملت گذشت. لااقل برای ما طنزنویس‌ها که گذشته. از همین فردا صبح شما بگویی الف، ما سی‌و‌پنج نقد بامزه می‌گذاریم روی میز سردبیران روزنامه‌ها. این‌طوری نگاه نکنید. اول از همه ما طنزنویسیم. باید نان حلال ببریم سر سفره. دوم چطور وقتی همه کار ما چپ و چول است، کسی از ما حمایت نمی‌کند؟ بله؛ همه مردم جمعه تعطیل هستند اما ما باید عنرعنر بلند شویم برویم روزنامه خوراک بامزه تولید کنیم که شنبه به زیور طبع آراسته شود.

حالا آن هیچ. وقتی همه کشور امروز تعطیل است و تهران را برای مراسم تحلیف تعطیل کرده‌اند، باز ما باید برویم روزنامه طنز بنویسیم. اینها حساب نیست؟ اصلا یاد همین تعطیلی تهران افتادم. بچه که بودیم هروقت همکاران بابا می‌خواستند بیایند خانه ما، پدرم ما را در انباری زندانی می‌کرد. دولت دیگر مقابل میهمان‌های خارجی‌اش این کار را با ما نکند. زشت هستیم؟ بددهن هستیم؟ کجای کارمان اشتباه است که جلوی میهمان فرنگی‌ها قایم‌مان می‌کنید و جوری برخورد می‌کنید که بلند شویم برویم شمال جوج بزنیم با نوشابه؟

حق نشر عکس Iran
Image caption کارتون یحیی تدین، ایران

آغاز تنش زدایی با ریاض؟

جاوید قربان اوغلی ای در شرق با اشاره به مصافحه وزیران خارجه ایران و سعودی در هفته گذشته در حاشیه اجلاس استانبول نوشته: پس از فرازونشیب‌های این سال ها، وزیران خارجه دو کشور در اقدامی کاملا مغایر با روند چند سال اخیر، با یکدیگر دیدار کرده‌اند. فارغ از اینکه ابتکار این اقدام با کدام طرف بوده، باید به این نکته اذعان کرد که چنین اتفاقاتی را در عرصه دیپلماسی نمی‌توان رویدادی «تصادفی» نامید.

نویسنده با اشاره به آمادگی بیل کلینتون برای برخورد با رییس جمهور وقت ایران محمد خاتمی که ممکن نشد، و گفتگوی تلفنی باراک اوباما و حسن روحانی که عملی شد نوشته; بدون ورود به گمانه‌زنی‌های پشت‌پرده ، تمایلی نیرومند در ایران و عربستان برای عبور از این مرحله و واردشدن به فضایی جدید بین دو کشور در حال شکل‌گیری است. تهران و ریاض به‌نیکی می‌دانند استمرار روند گذشته به نفع هیچ‌یک از دو کشور نیست.

مقاله شرق به این جا رسیده که عربستان تلاش می‌کند به‌طور آبرومندانه‌ای از باتلاق یمن خارج شود و می‌داند تهران می‌تواند نقش مؤثری در حل این بحران داشته باشد. ایران نیز پس از کسب موفقیت‌های سیاسی در عراق، لبنان و اینک در سوریه باید در فکر تبدیل این موفقیت‌های نظامی به دستاوردهای پایدار سیاسی و اقتدار منطقه‌ای باشد.

ایران نیازمند کلیدزدن برجام منطقه‌ای است و یمن می تواند نقطه آغاز و کلیدی حل‌وفصل بحران روابط ایران و عربستان در قالب منطق «برد - برد» باشد.

در معناي حصر

عباس عبدي در مقاله ای در اعتماد به بررسی موضوع حصر سران جنبش سبز پرداخته و نوشته: حصر نمي‌تواند نقش مجازاتي داشته باشد. همچنان كه حصر مرحوم آيت‌الله منتظري فاقد چنين وجهي بود. ممكن است اين پرسش پيش‌ آيد كه پس وجه غالب حصر چيست؟ حصر يك اقدام پيشگيرانه براي جلوگيري از ادامه وضعيتي بود كه تا پيش از آن وجود داشت. ماهيت اين پديده سياسي است.

نویسنده جامعه شناس تاکید کرده: که اگر بپذيريم كه حصر پديده غيرمجازاتي و موضوعي سياسي و با هدف پيشگيرانه انجام شده است، راه‌حل موضوع نيز در سياست است. و در درجه اول نبايد حصر به هيچ‌وجه شامل محدوديت‌هاي زندان و مجازات شود. محصورين يا نزديكان آنان يا ديگران بايد حس كنند كه هدف حصر فقط قطع يك ارتباط يا حضور سياسي است و هيچ محدوديت ديگري از حيث آسايش در زندگي، دسترسي به خدمات بهداشتي و درماني و حتي ورزشي و مطالعه و... براي آنان نبايد وجود داشته باشد. هرگونه اقدامي برخلاف اين قاعده، حصر را از ماهيت خود خارج مي‌كند.

مقاله اعتماد تاکید کرده: اگر يك راه را به دليل خطر ريزش سنگ مسدود مي‌كنند، اين كار تا زماني كه خطر مزبور در حد عرفي وجود دارد ادامه پيدا مي‌كند و به محض رفع خطر، راه را نيز بايد باز كرد. از اين نظر و با گذشت ٨ سال و انجام چند انتخابات ادامه حصر سالب به انتفاء موضوع است و حتي اگر ترديدي در اين برداشت هم وجود دارد مي‌توان به مرور زمان و در يك فرآيند سياسي دايره حصر را بازتر كرد و اين به نفع كشور است.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

نامه دوم به حسن

پوریا عالمی مثل چهارسال پیش که نامه‌ای نوشته بود برای حسن روحانی اینک هم در ستون طنز شرق نامه دیگری نوشته و متذکر شده که: از بيرون حمله مي‌كنند که اصلا چرا توي مملکتيم؟ حتما دستمان با بالا توي يک کاسه است. از داخل هم حمله مي‌كنند که حتما دست‌نشانده خارج هستيم و داريم آب به آسياب دشمن مي‌ريزيم. حمله مي‌كنند، چون مي‌گويند روزنامه‌ها راستش را نمي‌نويسند. به دليل نوشتن هم فحش مي‌خوريم. مي‌گويند آخه نوشتن هم شد کار؟ نمي‌شد تو هم بري اختلاسي، چيزي بکني؟

به نوشته این طنزنویس: دم انتخابات هم مي‌گويند شما نانتان توي همين است که مردم رأي بدهند. حالا ما مي‌پرسيم مگر با ما رأيي حساب مي‌کنند؟ يعني الان ۴۲ ميليون نفر آمدند رأي دادند، رأيي يک تومان هم حسابي کني، به روزنامه‌نگارها نفري ۴۲ ميليون دادند؟ بعد هم مي‌گويند هردفعه از روحاني حمايت کرديد حتما املاک نجومي گرفتيد. مي‌گوييم املاک را که شهرداري مي‌دهد. بعد مي‌گويند حتما حقوق نجومي گرفتيد. بعد ما مي‌گوييم نه به‌خدا.

ستون طنز شرق در ادامه نامه به روحانی آورده:ما مرغ عزا و عروسي. ما روزنامه‌نگار. ما اصلا مداد. آن‌دفعه گفتيم دفعه اول است و خيلي کاري به کارت نداشتيم. اين‌دفعه ولي مثل آن‌دفعه نيست‌ها. بي‌زحمت از کنار برو. به بچه‌ها هم بگو تند نروند. کابينه را هم مثل کابينت نچين! بي‌زحمت وزير مي‌خواهي معرفي کني درشت‌هاش را سوا کن. بعد هم زن و مرد نکن. انجمن صنفي روزنامه‌نگاران هم كه هوا شد، شما هواش را داشته باش.خلاصه که مراقب خودت باش.