روزنامه‌های تهران، نقد کابینه و مشکلات شهردار جدید

روزنامه‌های امروز صبح تهران، شنبه ۲۱ مرداد در صفحات اول خود قطعی شدن محمدعلی نجفی در مقام شهردار تهران را با اهمیت دیده و در ادامه نقد و بررسی کابینه جدید حسن روحانی به احتمال درگیری آمریکا و کره، آینده برجام در صورت لغو پایبندی آمریکا به احتمال محرومیت دو فوتبالیست ایران از حضور در تیم ملی هم اهمیت داده‌اند.

کشته شدن یک پاسدار ایرانی در سوریه به دست نیروهای داعش انعکاس گسترده ای در روزنامه ها دارد که همراه گزارش آن تهدید قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس را منعکس کرده اند که وعده داده است انتقام کشته محسن حججی را از داعش خواهد گرفت.

حق نشر عکس Arman
Image caption تیتر و عکس حجت سپهوند، آرمان

دومین شهردار کارگزارانی

مطهره شفیعی در گزارش اصلی آرمان نوشته: پنجشنبه سوت پایان پروسه انتخاب شهردار تهران زده و محمدعلی نجفی به عنوان ساکن بهشت معرفی شد. از میرزا عباس‌خان مهندس‌باشی که در سال 1287 برکرسی شهرداری تهران نشست تا همین چند روز گذشته که به محمدباقر قالیباف شهردار پایتخت می‌گفتند، انتخاب فردی برای شهرداری تهران با فراز و فرودهایی همراه بوده است که از آن جمله می‌توان به استفاده از افراد کم آگاه به موضوعات و معضلات کلانشهر تهران، در نظر داشتن کرسی شهرداری برای جهش به جایگاه‌های بالاتر، تخلفات مالی و... اشاره کرد.

گزارشگر تاکید کرده: پنجشنبه موعد انتخاب شهردار همه کاندیداها با هدف انسجام و اتحاد کناره‌گیری کردند تا تنها محمدعلی نجفی که در سابقه فعالیت‌های خود عضویت در شورای شهر را هم دارد به عنوان شهردار معرفی شود. او شانزدهمین شهردار تهران پس از انقلاب است و انتخاب او از سوی اعضای شورای شهر را می‌توان موفقیت دیگری از سوی امیدی‌ها دانست، چرا که منتخبان شورای شهر از لیست واحد امید به بهشت رفتند و تعهد آنها تداوم خدمت به مردم در سایه اتحاد تشکیلاتی است و با رأی به نجفی نشان دادند به این تعهد پایبند هستند.

آرمان یادآور شده که نجفی دومین شهردار تهران است که از حزب کارگزاران انتخاب می‌شود؛ شهردار نخست غلامحسین کرباسچی بود. گفتنی است به گفته الویری، کار شورای پنجم از اول شهریور آغاز می‌شود.

تهران يا ايران؟

مهرنوش جعفري در مقاله ای در شرق نوشته در این زمان که همه جا انتقاد و گله از ترکيب کابينه دکتر روحاني است موضوع مهمی هم در پیش است: نجات تهران! نجات تهران از يک منظر حتي مهم‌تر از مأموريت کلي روحاني است؛ چون تهران شهري است که بيشترين توجه و تمرکز مسئولان در چهار دهه به آن معطوف بوده است. چه بودجه‌هاي هنگفتي که صرف پايتخت نشده و چه سبک‌هاي مديريتي متنوعي که براي حل معضلات اين شهر مورد آزمون و خطا قرار نگرفته اما نتيجه کار نه‌تنها رضايت‌بخش نيست که در بهترين وضعيت ممکن و نه در سخت‌گيرانه‌ترين حالت، معيار سنجش کارنامه مديريت ملي در کل مملکت نيز به‌حساب مي‌آيد و از اين لحاظ جاي نگراني جدي دارد.

نویسنده در مقام داوری درباره دوران قالیباف نوشته: اگر بخواهيم از شرح اين کارنامه و جزئيات آن چشم بپوشيم باید گفت تهران شهري پريشان، بي‌سامان و بي‌قواره است که شهروند فقير و غني آن به يک ميزان اما از جهات متفاوت از آن در رنج‌ و عذاب‌اند و احساس مي‌کنند گرفتار چيزي‌اند که نه ميراث سنت‌هاي پيشين ماست و نه تحفه‌اي حاصل از الگوي شهرهاي مدرن. اگر نخواهيم پرده‌پوشي کرده باشيم، کافي است شهرمان را با شهرهاي کشورهايي که شب و روز از آنها انتقاد مي‌کنيم مقايسه کنيم تا تفاوت شعار و عمل خود را درک کرده باشيم.

مقاله شرق به این جا رسیده که: اگر بخواهيم تهران فعلي را معيار اين‌جهاني خواسته‌ها و آرمان‌هاي چهار دهه اخيرمان در نظر آوريم، بايد از خود بپرسيم آيا از سرگذشت ٤٠ساله تهران احساس خرسندي و رضايت داريم يا نگرانيم؟ هم‌اينک پيكر شهري روي دستمان قرار دارد که حدود ٦٠ هزار ميليارد تومان بدهي دارد يعني هر شهروند تهراني شش ميليون تومان بدهکار است! البته مشکل مالي گوشه کوچکي از بحران تهران است و ابَر‌بحران، همان بحران مديريتي است.

خاطره ای در دور دست

مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت با اشاره به این که تا چند روز دیگر به حکومت ۱۲ ساله قالیباف در شهرداری پایتخت پایان داده می‌شود نوشته: فارغ از آمار و ارقام و جنگ و جدل‌های جناحی و سیاسی و فاجعه پلاسکو و موضوع سربسته املاک نجومی و جدا از بلندپروازی‌های شخصی قالیباف به قول معروف «می‌خواست مردی برای همه فصول» باشد در یک کلام در این سال ها، قالیباف کاری کرد تا در تهران به قول منوچهری «که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان.».

به نوشته این مقاله: روزگاری بود که اگر از حوالی پارک ساعی گذر می‌کردی، در اوج گرمای تابستان، احساس می‌کردی هوا چقدر خنک است. آخر در آن زمان در اطراف پارک این همه برج سر به فلک نکشیده بود. زمانی بود که اگر دلت از غوغای شهر می‌گرفت، دلت برای هوای شمیران، دربند و درکه پر می‌زد، گمشده خود را در نهایت لطف و زیبایی به راحتی پیدا می‌کردی، آخر مثل امروز نبود که تا نزدیکی‌های کلک‌چال تا دلت بخواهد مجوز داده‌اند و برج ساخته‌اند که گویی اصلا درکه و پس‌قلعه در حوالی تهران نبوده است.

حاصل ۱۲ سال حکومت قالیباف در شهرداری، اگرچه با فاجعه پلاسکو، املاک نجومی، سیاسی‌کاری و... در دفتر خاطرات پایتخت ایران‌زمین می‌ماند اما هویت‌زدایی، خاطره‌کشی و به قولی سر بریدن چنارهای شهر و از ریخت و قیافه تاریخی انداختن تهران، خود در قد و قواره یک فاجعه ملی می‌تواند و باید ارزیابی و بازخواست شود.

و آخر اینکه پس از قالیباف، نه‌تنها برای مسافری که پس از سال‌ها از راه می‌رسد بلکه برای پایتخت‌نشینانی که هر روز در دود و دم از خانه بیرون می‌آیند، تهرانی را به ارث برده‌ایم که برای شناخت آن باید به خاطرات‌مان رجوع کنیم.

قلب کارگزاران در بهشت

اما در مقابل انتقادهایی که از مدیریت قالیباف در شهرداری تهران می شود جوان روزنامه سپاه پاسداران مانند چند روز گذشته به دفاع از عملکرد این سردار سپاه پرداخته و در مقابل جانشین وی را زیر حمله گرفته.

جوان با عنوان قلب کارگزاران در بهشت خوب شد که اشاره ای است به بیماری قلبی چند سال پیش آقای نجفی نوشته: افتخار تفكيك زباله‌هاي جهانگيري در تهران به محمد علي نجفي، قلب تپنده كارگزاران و شهردار جديد پايتخت رسيد. همين اواخر بود كه اسحاق جهانگيري معاون اول رئيس‌جمهور در مناظره‌هاي انتخابات با صورتي برافروخته بر سر قاليباف فرياد مي‌زد كه «شما هنوز نتوانسته‌ايد طرحي براي تفكيك زباله‌هاي شهر از مبدأ ارائه كنيد.» جهانگيري پل صدر را نيز «بي‌فايده براي ترافيك تهران» توصيف مي‌كرد.

علی علوی نویسنده گزارش روزنامه سپاه پاسداران با لحنی طعنه آمیز با تاکید بر این که قاليباف کسی است که در صلابت مدیریتش خلاف نیست مخالفان وی در مبارزات انتخاباتی اخیر دستشان خلی بود و فقط مساله تفكيك زباله‌ها را مطرح کردند و حالا نجفي عضو کارگزاران كه پست‌هاي قبلي دولتي خود را به خاطر بيماري قلبي كنار گذاشته و رد كرده بود، به شهرداري تهران رسيد و بايد اين قلب تپنده كارگزاران، دغدغه اصلي حزب يعني تفكيك زباله‌هاي تهران از مبدأ و احتمالاً خراب كردن پل صدر را در دستور كار قرار دهد.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

وظیفه شهرداری و رسانه های مکتوب

شهروند با اشاره به گفته های محمدعلی نجفی که شهرداری او در پایتخت قطعی شده درباره فعالیت های فرهنگی و انتشارات شهرداری توجه داده: اگر روزنامه همشهري هم وجود نداشت، شهرداري بايد كمك مي‌كرد تا يك نشريه و روزنامه كه بازتاب‌دهنده مسائل شهر و صداي مردم شهر باشد، شكل بگيرد. شهرداري نبايد وظيفه خود را محصور به جمع‌آوري زباله و دادن مجوز ساخت‌وساز و توسعه بزرگراه‌ها كند.

نویسنده با اعلام تاسف از این که هنوز به جایی نرسیده ایم كه خدمات آموزش و بهداشت و تفريحات و ورزشي را منحصرا به شهرداري‌ها واگذار كنيم نوشته شهرداري نبايد چون گذشته به روزنامه همشهري صرفا به‌عنوان یک بوق و نیز به‌عنوان يك محل درآمد از طريق انتشار آگهي نگاه كند. شهرداري مي‌تواند و مي‌بايد وجه سياسي روزنامه را در درجه نخست كمرنگ و در درجه دوم ملي و فراجناحي كند ولي بي‌تفاوتي به فرهنگ مكتوب و گسترش فرهنگ مطالعه به ويژه مطبوعات و روزنامه‌ها قابل قبول نيست.

شهروند افزوده: وقتي كه يك رسانه تبديل به بوق تبلیغاتی شود، از حيّز انتفاع ساقط مي‌شود. نه فقط نظارت براي مقابله با فساد از طریق روزنامه انجام خواهد شد، بلكه جلب عموم مردم و نخبگان در مشاركت در امور شهري و نيز توسعه فرهنگ شهرنشيني به علاوه نقد طرح‌هاي شهري و حضور منتقدان سياست‌هاي شهري در روزنامه يا رسانه شهرداري مي‌تواند بيشترين خدمت را به شهرداري و شوراي شهر کند.

راه‌های نجات تهران

پوریا عالمی در ستون طنز شرق چند راه برای نجات تهران پیشنهاد کرده اول این که تهران را کلا بدهیم برود و جاش یک شهر خوب بگیریم. منتها چون مدیران قبلی تهران را فروخته‌اند احتمالا نمکی جای آن چیزی که از تهران باقی مانده فقط یک دمپایی حمام پلاستیکی به ما تحویل بدهد. راه دوم این که ببینیم مدیران تهران توی این ١٠، ١٥ سال گذشته چی ‌کار کردند؟ بعد ما دقیقا همان کارها را نکنیم تا تهران خوب شود.

راه سوم از دید این طنزنویس اینست که: مردم تهران پول‌هاشان را بگذارند روی هم و بدهند به مدیران و اعضای سابق که دیگر مجبور نباشند آن بندگان خدا زمین و کوه و جنگل و پارک و پیاده‌رو تهران را بفروشند. از طرفی از مدیران بخواهیم همان کاری را که در تهران می‌کنند در خانه خودشان بکنند. اگر آنها حاضر شدند آن کاری را که توی تهران می‌کنند توی خانه خودشان بکنند، معلوم است که اینها واقعا باید بروند استراحت. در همان حال تهران را رسما به‌عنوان پارکینگ اعلام کنیم. بعد مردم تهران را ببریم قزوین اسکان بدهیم.

ستون طنز شرق در نهایت نوشته: راه دیگر این که تهرانی‌ها معتقدند از همه شهرهای دیگر باحال‌ترند. اهالی شهرهای دیگر هم تیپ تهرانی‌ها را می‌زنند و شهرشان را دارند شبیه تهران - زشت - می‌سازند که فرقی با تهران نداشته باشند. به نظر ما همه ۸۰ میلیون نفر ایرانی را که فکر می‌کنند توی تهران خبری است، بیاوریم توی تهران به صورت فشرده نگه داریم، بعد باقی ایران را - بدون تهران - بدهیم دست یک آدم بااحساس تا ازش مراقبت کند.

زمينه سياسي كابينه

عباس عبدي در مقاله در اعتماد نوشته:پس از دو ماه گمانه‌زني بالاخره اسامي وزراي پيشنهادي از طرف رييس‌جمهور به مجلس اعلام شد. واكنش‌ها از جانب حاميان آقاي روحاني كمابيش قابل انتظار بود. عده‌اي آه و ناله سر دادند كه اين كابينه مطابق راي ٢٤ ميليون نفر نبود و هيچگاه هم مشخص نشد كه از كجا نظرات آن ٢٤ ميليون را به دست آورده‌اند و آن را نمايندگي مي‌كنند. اين گروه به نوعي معتقد بودند كه كوه موش زاييد. به ويژه با قول‌ها و وعده‌هايي كه شنيده بودند، انتظار ديگري داشتند. در مقابل گروه ديگري گفتند همين خوب است و به موانع شكل‌دادن يك كابينه اشاره كردند.

نویسنده در تشریح نقدهای خود بر ترکیب خود پرسیده چرا كابينه جوان نشد و افزوده: تقريبا اتفاق نظر بود كه ميانگين سن كابينه بالاست و بايد كاهش يابد. در اين مورد قول و قرارهاي زيادي هم داده شد ولي در عمل هيچ اتفاق مثبتي جز اضافه شدن يك وزير متولد دهه ١٣٦٠ رخ نداد. تازه يكي از بيشترين مخالفت‌ها نيز با همين وزير پيشنهادي است! هنگامي كه مي‌گوييم نيروي جوان بايد آورد، به طور طبيعي بايد از ميان مديران يا فعالان مدني و سياسي انتخاب كرد.

مقاله اعتماد تاکید کرده که: اين افراد از نظر عرفي بايد تا حدودي شناخته و به لحاظ تجربي نيز آزمون شده باشند. اين انتظار در دو حالت محقق مي‌شود؛ نيروي مورد نظر يا درون دولت و ساخت قدرت است يا بيرون دولت و در فضاي عمومي و نهادهاي مدني. در شرايط كنوني ايران نيروهايي كه در حوزه عمومي هستند، همه به يك شكل تركش خورده محسوب مي‌شوند و به علت فضاي سياسي در ١٠ سال گذشته و حتي در ٢٥ سال گذشته به نحوي رفتار شده است كه احتمال ورود آنان به ساختار مديريت اجرايي به جاي تقويت، تضعيف شده است.

پیامد خروج آمریکا از برجام

یوسف مولایی در مقاله‌ای در آرمان درباره احتمال خروج آمریکا از توافق برجام این پرسش را مطرح کرده که در صورت خروج ترامپ از معاهده و شش کشور بزرگ جهان آیا ایران می‌تواند دست به اقدام متقابل بزند.

این کارشناس حقوق بین الملل توضیح داده که در برجام روشن نیست در صورتی که هر یک از طرف‌های مقابل به‌ویژه آمریکا از برجام خارج شوند، چه پیامدهایی متوجه کشورهای عضو به‌ویژه ناقض برجام خواهد بود و آیا پس از خروج یکجانبه یکی از کشور‌ها از توافق، برجام همچنان از اعتبار گذشته برخوردار خواهد بود و سایر کشور‌ها به تعهدات خود می‌توانند عمل‌کنند؟ مساله دیگر آنکه؛ اما در برجام پیش‌بینی شده است که اگر یکی از طرف‌ها برجام را نقض کند، ایران می‌تواند به وضعیت قبل از توافق برگردد.

مقاله آرمان در این باره که لغو یکجانبه توافق چه پیامدهایی از سوی سایر کشورهای عضو توافق متوجه آمریکا خواهد کرد نوشته: باید اذعان داشت که احتمالا اتحادیه اروپا، چین و روسیه که خود اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل هستند، به آمریکا فشار سیاسی وارد خواهند کرد تا به اجرای برجام بازگردد؛ در غیر این صورت این کشور‌ها نمی‌توانند آمریکا را تحریم یا محاکمه کنند. بنابراین تنها راه ممکن دعوا و فشار سیاسی به آمریکا از سوی این کشور‌ها برای ترغیب ایالات‌متحده برای بازگشت برجام خواهد بود. البته این فشار‌ها درصورتی قابل اجراست که همه کشورهای عضو برجام با یکدیگر هماهنگ باشند.

و خلاصه این که: اگر آمریکا بخواهد به وضع قبل از برجام برگردد، اروپا نخست مقاومت می‌کند، اما به‌دلیل حجم مبادلاتی که با آمریکا دارد، در وضع تحریم‌ها علیه ایران با آمریکا، ناگزیر به همراهی خواهد بود، زیرا بسیاری از بانک‌های اروپایی که با آمریکا مبالادت پولی و بانکی دارند، ناگزیر به رعایت قوانین بانک‌های آمریکایی هستند. بنابراین اروپا نیز ناگزیر به پیروی از ایالات‌متحده خواهد بود.

مقتدا صدر خود را فروخت

یک هفته بعد از دیدار مقتدا صدر روحانی شیعه و یکی از صاحبان نفوذ در عراق بعد از صدام کیهان در مقاله ای این روحانی را که تا سال پیش در قم مشغول تحصیل بود و به عنوان یکی از متحدان و نیروهای هوادار ایران مشهور بود به عنوان کسی معرفی کرده که خود را به سعودی فروخت چنان که چندی پیش خواستار کناره گیری بشار اسد و انحلال حسد الشعبی در عراق شد.

این روزنامه تندرو نوشته مقتدا صدر علی‌رغم وعده‌هایش مبنی بر کناره‌گیری از سیاست، قلبا مشتاق قدرت است و علت اینکه تا این حد جانب سعودی‌ها را می‌گیرد، این است که حس می‌کند در عراق او را کنار انداخته‌اند و به اصطلاح، او می‌خواهد طرحی نو دراندازد و همه رقیبان سیاسی را با موضع‌گیری‌های متفاوت خود، کیش و مات کند و قهرمان ملت شود! همان‌طور که در ماجرای متهم کردن دیگران به فساد نیز همین میل را در او می‌توان مشاهده کرد.

کیهان بی توجه به تجلیل های گذشته خود در جریان بحران پساصدام عراق از مقتدا صدر نوشته او همه محبوبیت سیاسی و اجتماعی خود را مرهون خانواده و پدر بزرگوار خود است و تا آینده‌ای نه چندان دور و با تداوم این اقدامات و اظهارات نسنجیده و غیرمعقول، محبوبیت او ته خواهد کشید. در حالی که مقتدا صدر به خاطر حرمت‌های خانوادگی هم که شده، باید از سیاست و منیت فاصله بگیرد و به دنبال خودسازی و پختگی و کسب تجارب بیشتر باشد

نقشه شیطانی آمریکایی‌ها

یدالله جوانی در سرمقاله جوان با اشاره به سخنان مقامات آمریکایی درباره ضرورت بازرسی از مراکز نظامی ایران و مخالفت ایران با آن نوشته: سؤال اين است كه نقطه هدف در اين سناريو كدام است؟ اشراف امريكايي‌ روي توان نظامي كشورهايي چون ايران، يك نياز عمومي و هميشگي براي آنها مي‌باشد. بازرسي از پايگاه‌ها و مراكز نظامي تحت پوشش بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي، يكي از راه‌هاي رسيدن به نوعي اشراف اطلاعاتي از نظر امريكايي‌ها مي‌باشد، اما به نظر مي‌رسد كه دولت ترامپ، در كنار اين نياز عمومي و هدف كلي، يك هدف خاص را در اين سناريو دنبال مي‌كند؛ هدفي كه بي‌ارتباط با برجام نبوده و نيازمند برخورد هوشمندانه از سوي جمهوري اسلامي است.

روزنامه سپاه پاسداران پیش بینی کرده که: به احتمال قوي ادعاي امريكايي‌ها مبني بر انجام فعاليت‌هاي هسته‌اي مشكوك در برخي از سايت‌هاي نظامي ايران، دليل عدم پايبندي جمهوري اسلامي به برجام اعلام مي‌شود. آنان اينچنين مي‌خواهند ايران را عامل برهم زدن توافق هسته‌اي معرفي كنند. بنابراين نقطه هدف در طرح بازرسي از مراكز نظامي ايران از سوي امريكايي‌ها، زمينه‌سازي براي خروج آنان از برجام با هزينه ايران است.

به نوشته جوان: اين نقشه شيطاني نشان مي‌دهد كه امريكايي‌ها تحت هيچ شرايطي قابل اعتماد نبوده‌اند و اساساً بايد باب هر نوع مذاكره با آنان را هفت قفله كرد. امريكايي‌ها تنها راه غلبه بر ايران را سياست و راهبرد «فشار، تحريم، مذاكره و معامله» مي‌دانند. تجربه برجام نشان داد كه در هيچ موضوع ديگري نبايد با امريكايي‌ها مذاكره كرد.

حق نشر عکس Bahar
Image caption تیتر و عکس صفحه اول بهار

محرومیت برای کی؟

محمد سررشته داری در روزنامه بهار با عنوان این محرومیت برای کیست نوشته: باید تصمیم درسـتى در مورد حاج صفى و مسـعود شجاعى گرفت . هرچند که آنها خط قرمز را زیر پا گذاشته اند، اما با این وجود باید دید بهترین تصمیم چیست و آیا باید از آنها به دلیل نرفتن به اسراییل تقدیر کـرد یا باید به آنها بابـت بازى برابریک باشگاه در خاکى دیگر اخم کرد؟

نویسنده این روزنامه ادعا کرده در ایران کسـى نیسـت که کشـور اسرائیل رو به رسمیت بشناسد. با این وجـود جریـان مسـعود ما و احسـان ما چیز دیگرى اسـت. به نظر مى رسد بچه هایمان را باید حمایت کنیم، جوانهایى نخبه و فعال که هدفـى جـز بالا بـردن پرچم ایـران زمین نه داشته اند و نه دارند.

مقاله بهار بعد از اشاره به واکنش قهرمانان فوتبال و چهره های مشهور در حمایت از حاجی صفی و مسعود شجاعی نوشته جدا از این واکنشهـا باید منتظرنطق هاى آتشین کى روش هم بود. شجاعى و حاجصفى هـر دو از بازیکنان کلیدى تیم ملى هسـتند. شجاعى که در سالهاى اخیر پیشرفت زیادى کرده، مغز متفکر تیم ملى به حساب مىآید و اگر دعوت نشـود، باید کـى روش بازیکن جدیدى را براى این پسـت آماده کند چراکه اشکان دژاگه هم زیاد مصدوم مى شود.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون سمانه روح الهی

مطالبات از وزیر به ظاهر فرهنگ!‏

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشت: عرض سلام خدمت وزیر محترم ارشاد آینده! متأسفانه در این سال‌ها حمایت‌های ‏زیادی از «سینما» که بدون شک یک هنر غربی است صورت گرفته و شاهد گرفتن جایزه اسکار و کن توسط به اصطلاح ‏کارگردانی به اسم اصغر فرهادی هستیم که تمام قد فیلم‌های خارجی‌پسند می‌سازد و در حالی که ما خودمان«کن سولقان» داریم، ‏بدون توجه به ظرفیت‌های داخلی برای جشنواره«کن» خارجی فیلم می‌سازد و پایان فیلم‌هایش را باز می‌گذارد درحالی که ما ‏با«بسته بودن» به صورت کلی موافق‌تر هستیم.

طنزنویس از زبان تندروها نوشته: شرایط باید به گونه‌ای باشد که«فیلم» بسته باشد، «تئاتر» بسته باشد، «سینما» ‏بسته باشد، «کنسرت» بسته باشد، نمی‌شود که یک نفر بیاید و فرهنگ«باز» بودن را در هنر جا بیندازد، لطفاً با این موضوع در ‏اسرع وقت (در نهایت تا آخر وقت اداری امروز!) برخورد کنید.جناب وزیر احتمالی! این چه وضع روزنامه و رسانه است که به وجود آمده؟ این ‏روزنامه‌نگارها اصولاً آدم‌های«ول‌نکنی!» هستند و تا جریده‌شان مسدود نشود، دست از سر این کار برنمی‌دارند، به خاطر ‏استراحت و سلامتی آنها هم که شده به متد قبلی رو آورده و با تعطیلی برخی از جراید، به سلامت این قشر الکی خوش کمک ‏کنید.‏

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که:حوزه کتاب هم معلوم الحال است، با اون تیراژهای ۲۰۰ نسخه ای که تو قفسه ها خاک می خورند. آیا از وضعیت کنسرت در کشور خبر دارید؟ می‌دانید خواننده‌هایی مثل شهرام ناظری و نوازنده‌هایی مثل ‏کیهان کلهر همچنان اصرار دارند برای مردم موسیقی اجرا کنند؟ درحالی که مردم این روزها غم«کنسرو» دارند اما این افراد ‏دنبال«کنسرت» هستند؟