روزنامه‌های تهران، موشک‌های ایران و موشک‌های کره‌شمالی

روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۲۳ مرداد در مقالات امروز خود ضمن حتمی دانستن آغاز کارشکنی ترامپ در سیستم موشکی ایران به مخاصمه آمریکا و کره شمالی بر سر پرتاب موشک های دوربرد پرداخته و شکست ترامپ را در آن رویارویی حتمی تلقی کرده‌اند.

نقد کابینه پیشنهادی حسن روحانی و انعکاس وسیع تازه ترین افشاگری وزیر نفت در مورد دخالت های محمود احمدی نژاد در معاملات نفتی و خرید دکل هایی که هرگز نرسید از جمله دیگر مطالب مهم این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Bahar
Image caption تیتر و عکس مقداد مددی، بهار

مرد دوم تخلفات نفتی

شرق در گزارش اصلی خود نوشته: آغاز وزارت بیژن نامدارزنگنه در وزارت نفت، با رونمایی از تخلف بزرگ تاریخ نفتی ایران از سوی بابک زنجانی آغاز شد و پایان آن نیز با رونمایی از تخلفات گسترده در دولت قبل برای انعقاد قرارداد ٣٠ دکل در یک شب. قرارداد دکل‌هایی شامل ٢٠ دکل خشکی و ١٠ دکل دریایی که همه به‌صورت ویژه از سوی یک فرد و آن‌هم با سفارش ویژه دفتر رئیس‌جمهور وقت، به امضا رسیده است.

این گزارش با تاکید بر این که بله؛ باز هم پای احمدی‌نژاد در میان است نوشته: هرچند ماجرای این پرونده با پرونده بابک زنجانی متفاوت است و در بُعد تخلف اداری می‌گنجد؛ اما شباهت‌هایی هم با آن دارد. بابک زنجانی هم مانند این فرد، با لابی‌های گسترده و سفارش‌های ویژه وارد میدان شده بود. حالا زنگنه خبر از ارتباطات این فرد با دفتر احمدی‌نژاد و سفارش‌ ویژه او داده است.

شرق در محاسبه معامله دکل ها نوشفته: درحال‌حاضر هر دکل خشکی حدود ٢٥ میلیون دلار و هر دکل دریایی حدود ٣٠٠ میلیون دلار می‌ارزد. با احتساب تقریبی ارقام کنونی، ٢٠ دکل خشکی حدود ٥٠٠ میلیون دلار و ١٠ دکل دریایی حدود سه میلیارد دلار می‌ارزد که در مجموع، رقمی را حدود ٣,٥ میلیارد دلار نشان می‌دهد. این رقم البته ارقام کنونی است و با توجه به زمان انعقاد قرارداد از سوی این دلال نفتی، می‌تواند کمتر یا بیشتر باشد. یک‌میلیارد‌دلار هم برای خرید لوله از خارج از کشور رخ داده در مجموع چیزی حدود ۴ میلیارد و ٥٨٧میلیون دلار.

سوء‌ظن به کابینه

احمدغلامی در سرمقاله شرق نوشته این هم کابینه روحانی، کابینه‌ای که دنبال دردسر نمی‌گردد. کابینه ای که بیش از پیش، همدلیِ اصولگرایان معتدل و محافظه‌کاران سنتی را با روحانی برانگیخت و انتظارات اعتدالیون را منطقی کرد. در این میان، اصلاح‌طلبان سرد و گرم چشیده روزگار به حمایت بدون چشمداشت از روحانی پایبندند. آنان درصددِ حفظ اتحاد و انسجام بین دولت و مجلس و اصلاح‌طلبانِ بیرون از قدرت‌اند. این رویکرد، رویکردی استراتژیک است که بزرگان اصلاح‌طلب به آن باور دارند.

سردبیر روزنامه در تاکید کرده که:در عین حال این کابینه‌ای است که هر نماینده کهنه‌کاری را به وسوسه می‌اندازد تا برای قهرمان‌شدن به جدال با آن برخیزد.جدال با این کابینه کار دشواری نیست اما راه به سرمنزل مقصود نخواهد برد. شاید عاقلانه‌ترین کار، عبور سالم کاروان وزرا از راهروهای مجلس است. رأی اعتماد‌ دادن به یک یا چند وزیر چیزی از اعتبار مجلس نمی‌کاهد. اولویت با استراتژی کلانی است که اصلاح‌طلبان و نمایندگان آنان در مجلس بعد از رأی در پیش می‌گیرند، و آن نظارت و ارزشیابی عملکرد وزرا است.

مقاله شرق معتقد ست: مجلس هرچه زودتر از این تنگه بگذرد به نفع همه است. آنچه اصلاح‌طلبان را از پا درمی‌آورد، حاشیه‌هاست و آنچه به آنان اعتبار و اصالت می‌بخشد، تداوم سیاست‌ورزی آگاهانه است. تحریکِ سوءظن اصلاح‌طلبان با کوک‌کردن این ساز که روحانی در چهار سال گذشته به آنان نزدیک شده تا رأی بیاورد و اینک برای پیشگیری از خطرات احتمالی به‌دنبال فاصله‌گیری از آنان است، ترفندی ساده‌اندیشانه است. اصلاح‌طلبان پذیرفته‌اند چه در مدار قدرت باشند و چه بیرونِ آن، برای نزدیک‌شدن به مردم باید صدای آنان باشند. این سیاست، هویت مستقل به آنان بخشیده است

دولت بدون اقتصاددان

محمدصادق جنان‌صفت در مقاله ای در جهان صنعت با اشاره به دیدار دیروز مسعود کرباسیان، گزینه وزارت اقتصاد در دولت دوازدهم در نشست با روسای اتاق‌های بازرگانی ایران نوشته کرباسیان به دلیل اینکه به دانش اقتصاد اشراف ندارد و بیش از سه دهه است در معاونت‌های وزارتخانه‌ها کار اجرایی کرده، هرگز در قامت وزیر اقتصاد حاضر نشده.

نویسنده اقتصاددان نوشته: ارزیابی مقدماتی از نشست دیروز که در گفت‌وگو با برخی از اعضای هیات نمایندگان می‌شود، این است که فقدان دانش اقتصاد نزد وی می‌تواند پاشنه‌آشیل اقتصاد و به ویژه وزارت اقتصاد باشد. البته کلیت کابینه نشان می‌دهد که دولت دوازدهم سکان هدایت اقتصاد را به غیراقتصاددانان سپرده است که می‌تواند کار را برای ایران دشوار سازد.

پیش بینی مقاله جهان صنعت این است که: کرباسیان، سیف و نوبخت (در صورت ابقا در منصب فعلی) به دلیل اینکه دانش اقتصاد نیاموخته‌اند، در ایجاد گفتمان اقتصادی ناکام خواهند ماند و تصمیم‌های روزمره بر کل فعالیت‌ها مستولی خواهد شد. این حرف درستی نیست که اداره اقتصاد نیاز به دانش ندارد و تجربه برای اداره کسب‌وکار کافی است.

واقعیت‌ها را باید پذیرفت و تاکید کرد کابینه بدون اقتصاددان در چهار سال آینده به گرفتاری‌های تازه منجر خواهد شد. کرباسیان البته صداقت دارد که می‌گوید من اقتصاد کلان بلد نیستم اما باید یادآور شد همان‌طور که وی دیروز گفت، کاش مردانی از جنس دانش اقتصاد بر سر کار می‌آمدند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون هادی حیدری، شهروند

اینها زاگربرگ های ایرانی نیستند

مهدی داودیی نژاد در سرمقاله بهار در بررسی کابینه جدید روحانی نوشته: معرفى وزیرى از دهه شـصت به زعم برخى امرى پسـندیده انگاشته شده، در بدو امر تهور و شـجاعتى در کار بوده تا رییس جمهورى بتواند از قالب کهنه در بیاید و به جوانان اعتماد کند اما با نگاهى به چینش کابینه مشـخص مى شـود این مدل از استفاده از جوانان تنها یک استثنا بوده، اسـتثنایى که تنها نقطه اشـتراکش هم با هم نســلان، همان تولد بعد از انقلاب اسـت و بس، بودن و نبودنش فرقى به حال هم نسـلانش نمى کند.

مقاله بهار به این جا رسیده که: این جوانگرایى، گویى بیشـتر تخریب جوانان است تا فراهم کردن زمینه هـاى تغییر نسـلى مدیران، احمـدى نژاد تمام این تابوهـا را قبلا و به دلایلى خاص شکسـته، اسـتفاده از جوانان و وزیرزن، جوان۲۸سـاله بدون کوچکترین سـابقه اى، مدیر عامل یکى از بزرگترین خودروسازىهاى ایران شـد .یک شبه ره صد ساله پیمودن در ایران در حال توسعه، چیزى از جنس آنچه براى مـارک زاکربرگ اتفاق افتاده نیسـت، زاکربرگهـاى ایران یا در حال کار و تحصیل و ارتقا در کشـورهاى توسـعه یافته هسـتند و یا در ایران در بهترین حالت مستخدم دولتند و یا همچنان در جستجوى کار.

و سرانجام این که: اینجا ایران اسـت و همگان مىدانند رابطههاى خاص براى اشـغال یک جایگاه خدمتى بر تمام قواعد مرسـوم در کشورهاى توسعه یافته مى چربد. واقعیـت تلـخ این اسـت که جوانـان ایرانى با دیـدن امثال وزیر جوان دچار افسـردگى هاى کلان تر مى شوند، جوانانى که بسیار توانمندتر بوده اند و اما به سیستم وابسته نبوده، گرچه هیچگونه عداوتى هم با آن ندارند اما زندگى مستقل و خارج از روابط رانتى را پیشه کرده اند.

وزیر جوان، موی سیاه

محمدامین فرشادمهر در ستون طنز روزنامه ایران نوشت: یکی از ایراداتی که پرسنل خدوم و زحمتکش دلواپس به فهرست پیشنهادی کابینه دولت دوازدهم گرفتند، حضور نداشتن بانوان در فهرست وزیران بود، چرا که زن اساساً از دید این بزرگواران جایگاه والایی دارد. مثلاً معتقدند باید شرایطی فراهم شود که زن‌ها بتوانند براحتی تا پشت در ورزشگاه‌ها بروند. یکی از ایرادات دیگر هم عدم معرفی وزیر علوم بود که خب دکتر روحانی طی یک تماس تلفنی با بنده گفتند «احتمالاً نظر مثبتی نسبت به هیچ یک از ایشان [ جمعیت ایران غیر از من] وجود ندارد، وسایلت رو جمع کن» که البته بنده فعلاً قول مساعد نداده‌ام!

طنزنویس تاکید کرده انتقادی که دارد به: حضور محمدجواد آذری جهرمی، نخستین دهه شصتی پیشنهادی برای یک وزارتخانه است چرا که او در برنامه هایش افزایش سرعت اینترنت را وعده داده . در حالی که اگر الان بخواهیم از کانال تلگرامی «می‌خری یا می‌بری؟» کلیپ سخنرانی دکتر قمشه‌ای با موضوع «شناخت خاستگاه اجتماعی نیلوفر آبی از منظر مرحوم پدر» را دانلود کنیم، باید ۲۴ ساعت دست به آسمان بایستیم تا دانلود شود.

ستون طنز روزنامه ایران اضافه کرده اصلا چگونه یک دهه شصتی بدون داشتن یک تار سپید مو برای این سمت انتخاب شده؟! یک دهه شصتی قاعدتاً در این سن یا نباید باشد، یا باید بیکار باشد. یا اگر بود و بیکار هم نبود برای رسیدن به این جایگاه در کنکور شرکت کند. یعنی شب قبل امتحان با آخرین صحبت‌های دکتر توکلی مبنی بر همراه داشتن یک چیز نرم و سیاه به اسم مداد نصف موهایش سپید شود، بعد از آن هم در آزمون تصدی وزارت ارتباطات با پانصد میلیون داوطلب رقابت کند تا نصف دیگر موهایش هم سفید شود.

موشک‌های ایران و موضع آمریکا

کوروش احمدی در مقاله ای در شرق به انتقاد آمریکا به برنامه های موشکی ایران اشاره کرده و ایران را دارای سه نقطه قوت در کشمکش‌های بین‌المللی راجع به برنامه موشکی خوانده: نخست اینکه در حقوق بین‌الملل منعی برای توسعه توان موشکی متعارف پیش‌بینی نشده و هیچ توافق یا پیمان مورد اجماع بین‌المللی در این مورد وجود ندارد. نقطه قوت دوم ایران، نحوه تنظیم بند مربوط به موشک در قطع‌نامه ٢٢٣١ است.این بند را هیئت مذاکره‌کننده ایرانی به نحوی تنظیم کرده که حوزه مانور عناصر تندرو در آمریکا را برای انجام اقدامی علیه ایران از کانال شورای امنیت محدود می‌کند و تفاوت‌هایی اساسی با بند ٩ قطع‌نامه ١٩٢٩ دارد.

این کارشناس بین المللی توضیح داده: مطابق گزارش ژوئن ٢٠١٧ تسهیل‌کننده که حاوی شرحی از جزئیات مباحث در نشست ویژه شورای امنیت برای بررسی موضوع است، یکی از اعضا (ظاهرا روسیه) گفته است که «در قطع‌نامه ٢٢٣١، تعریفی در مورد موشک‌هایی که قادر به حمل سلاح اتمی باشند، ارائه نشده». وی همچنین گفته شاهد و دلیلی وجود ندارد که نشان دهد موشک‌های ایران با قصد حمل سلاح اتمی ساخته شده‌اند.

به نوشته شرق: نقطه قوت سوم ایران پایین‌بودن بودجه نظامی و نخریدن تسلیحات بسیار پرهزینه به شکلی است که برخی از همسایگان انجام می‌دهند. بر این مبنا، ایران پیوسته تأکید کرده که برنامه موشکی بخش جداناپذیر از نظام دفاعی و بازدارندگی ایران است و هرگونه تعلل در توسعه آن نه تنها تهدیداتی را متوجه کشور خواهد کرد بلکه صلح و امنیت در منطقه را نیز به خطر خواهد انداخت.

آمریکا دنبال بازگشت به PMD

جعفر تکبیری در مقاله‌ای در جوان نوشته: دولت ترامپ با پیوند زدن برجام به موضوع توانمندی‌های دفاعی ایران، عملاً می‌کوشد حساب امریکا را از موضوع برجام جدا کند. این موضوع را می‌توان در اظهارات اخیر مقامات امریکایی در خصوص تلاش برای بازرسی از تأسیسات نظامی کشورمان و سپس ادعای یک سایت اسراییلی در خصوص اعلام خروج از برجام توسط امریکا در آینده‌ای نه چندان دور جست‌وجو کرد.

روزنامه سپاه پاسداران با اشاره به مواضع خصمانه دولت ترامپ نسبت به برجام نوشته: اما اروپایی‌ها که یک به یک در حال چیدن میوه‌های برجام در داخل ایران بودند، با این گفته‌ها موافق نبودند و امریکا را در مسیری که دنبال می‌کرد، تنها گذاشتند. اما این اتفاق باعث نشد ترامپ و تیم مشاورانش برای برهم زدن برجام بیکار بنشینند چراکه آنان با درک اهمیت بالای موضوع توانمندی‌های دفاعی کشورمان به ویژه در حوزه موشکی، تمرکز خود را روی این هدف قرار دادند .

جوان در پایان مقاله اش احتمال داده که: حال تکرار ادعاهای واهی ایالات متحده در خصوص لزوم بازرسی از مراکز نظامی مشکوک ایران که بدون شک بازهم نام پارچین به عنوان نقطه مناقشه ایران و غرب در آن وجود دارد، بار دیگر احتمال بازگشایی پرونده PMD توسط امریکا و متعاقب آن پیوند خوردن برنامه هسته‌ای با برنامه دفاعی ایران را به دنبال خواهد داشت؛ اتفاقی که اگر شکل بگیرد، دستگاه‌های جاسوسی و رسانه‌ای امریکا به خوبی خواهند توانست آن را مدیریت کنند و بحران تازه‌ای برای ایران خلق کنند.

حق نشر عکس Etemaad
Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

پاشنه آشیل آمریکا در تنش با کره

جعفر بلوری در یادداشت روز کیهان با اشاره به شدت گرفتن سخنان خصمانه بین سران آمریکا و کره شمالی، به انتقادهای همیشگی خود از دولت روحانی و میانه روها ادامه داده و نوشته در داخل کشور خودمان نیز، تحولات بین کره شمالی و آمریکا از سوی عده‌ای، احتمالا با حساسیت «ویژه‌ای» دنبال می‌شود. پیروزی یک جوان خام تازه به دوران رسیده مقابل، آمریکای با آن دبدبه و کبکبه، می‌تواند حیثیت لیبرال‌های وطنی را که کارشان بزک کردن آمریکا و بزرگ‌نمایی آن است، بر باد دهد. نتیجه دعواهای کره شمالی و آمریکا، برای افرادی که از اقتصاد و معیشت مردم بگیر تا، آسایش و امنیت کشور را در گروی سازش با آمریکایی‌ها می‌بینند، بسیار بسیار مهم است.

این روزنامه تندرو اظهار نظر کرده که:حل بحران از طریق مذاکره اما شاید، بهترین و کم هزینه‌ترین گزینه برای آمریکا جهت برون‌رفت از این مسئله باشد. آمریکایی‌ها برای خلاص شدن از خطرات غیرقابل جبران مقابله نظامی با این قدرت اتمی، قطعا مذاکره را ترجیح می‌دهند. مذاکره‌ای که، از فواید بی‌پایان آن لااقل در موضوع هسته‌ای ایران، سالها ارتزاق خواهند کرد! اما حل بحران بین این دو کشور از طریق مذاکره تقریبا «غیر ممکن» است.

کیهان در نهایت نوشته: کره‌ای‌ها طی یک پروسه۶۰ ساله به خوبی آموخته‌اند، این توانمندی‌های اتمی‌شان است که مانع از تجاوز نظامی آمریکا به کشورشان شده است و اگر این توانمندی را با مذاکره یا بی‌مذاکره تقدیم دشمن کنند، آمریکا لحظه‌ای به آنها امان نخواهد داد. بدون تردید هدف آمریکا از مذاکره با کره شمالی، چیزی نیست جز از بین بردن این قدرت بازدارنده. از دست دادن چنین قدرتی آن هم وقتی با کشوری در مختصات آمریکا، چیزی جز حماقت نمی‌تواند باشد.

حراج آنتن به چه قیمتی؟!

اعتماد در سرمقاله خود به بیانیه رییس انجمن سکته مغزی ایران اشاره کرده که در آن خبر داده اخیرا خبر و تفصیلاتی در مورد استفاده از زالو در درمان سکته مغزی حاد به شکلی وسیع از سیما پخش شده است. تبلیغ این روش ثابت نشده، قبل از هر نوع مطالعه سلامت و تاثیر، آن هم با این وسعت در تضاد کامل با سیاست‌های اعلام شده وزارت بهداشت است.

مقاله این روزنامه افزوده: پرسشی که برای هر ایرانی طرح می‌شود این است که وظایف صداوسیما در امور کشور چگونه است؟ اگر یک گروهی مدعی هستند که سکته مغزی را از طریق زالو انداختن درمان می‌کنند، کدام مرجع رسمی باید این ادعا را تایید و سپس اجازه تبلیغ آن را بدهد؟ هنگامی که چنین تبلیغی از صداوسیما منتشر می‌شود، طبیعی است که مردم ببیننده آن، ادعای مذکور را تایید شده تلقی کنند و خسارت این کار به عهده کیست؟

سرمقاله اعتماد به این جا رسیده که: همه می‌دانند آگهی‌دهنده فقط جزو کوچکی از درآمد خود را برای تبلیغ آگهی خود صرف می‌کند بنابراین ده‌ها برابر هزینه آگهی را باید از جیب مردم بیمار در آورد تا بخشی از آن را نصیب صداوسیما کند. معنای این کار چیست؟ تبلیغ یک ماده خوراکی یا کالای مشابه دیگر معنای روشنی دارد که مسوولیت تحت تاثیر قرار گرفتن آن با خود مخاطبان و بینندگان است، ولی مسوولیت این تبلیغ به عهده تبلیغ‌کننده و رسانه مربوط است.

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption کارتون محمد طحانی، ابتکار

حالا میگی چی‌کار کنم؟

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: از ما می‌پرسند وقتی بعضی از مجری‌های تلویزیون که سال‌ها می‌آیند توی تلویزیون و برای مردم حرف‌هایی می‌زنند و چون می‌روند به خلوت در معرض باد قرار می‌گیرند یا تهش می‌روند یک کشور دیگر پناهنده می‌شوند و حرف‌های خنده‌دار سیاسی می‌زنند یا چرا خود خبرگزاری‌ها و مسئولانی که به تیپ جوان‌ها گیر می‌دادند دم انتخابات زیرسبیلی رد می‌کنند و همه‌چیز یادشان می‌رود تا بعد از انتخابات که دوباره از اول گیر بدهند به جوان‌ها.

طنزنویس شرق ادامه داده: خبر می‌رسد دوتا فوتبالیست را محروم کردند، اما وزیر فلان ‌دولت قبلی که رسما با وزیر فلان رژیم جعلی دیدار و مذاکره داشته الان مثل شاخ شمشاد سر جاش نشسته یا وقتی خبر می‌رسد که بعضی از اعضای شورای شهر و بعضی از مدیران شهرداری و بعضی از مدیران دولت یا حقوق‌های عجیب گرفته‌اند یا املاک عجیب خورده‌اند یا وقتی خبر می‌رسد فلان مجری تلویزیون باافتخار می‌گوید اجازه نمی‌دهد زن ورزشکارش برود در مسابقات جهانی شرکت کند و باید بماند خانه آشپزی کند

در ادامه ستون طنز شرق توصیه شده در مقابل این اخبار از شدت ناراحتی خودمان را بکشیم؟ یا در اینترنت صفحه راه بیندازیم و لایک جمع کنیم؟ یا بگوییم فقط تقصیر مسئولان است و حق را بدهیم به مردم که هر کاری می‌خواهند بکنند؟ یا بغ‌بغو؟ یا برویم خارج و بودجه بگیریم و شبکه ماهواره‌ای راه بیندازیم؟ یا این که برویم برج میلاد کنسرت حاجیلی و با شنیدن ربابه ربابه، غم‌هامان را فراموش کنیم؟