روزنامه‌های تهران، رفع حصر یا اعدام

روزنامه‌های امروز صبح، شنبه ۲۸ مرداد ماه به مناسبت با هشتاد و چهارمین سالروز سقوط دولت دکتر مصدق در مقالاتی یاد دکتر مصدق و ماجرای سقوط دولت وی را گرامی داشته‌اند.

روزنامه های میانه رو و اصلاح طلب گزارشی و مقاله ای درباره اعتصاب غذای مهدی کروبی و پذیرفته شدن خواست هایش ندارند اما چند روزنامه مخالف دولت در مقالاتی ادعا کردند که رهنورد، موسوی و کروبی به جهت مقابله با سوری سازی ایران حصر شده اند.

گزارش هایی از عملیات تروریستی در بارسلون صفحات اول روزنامه های اول هفته را به خود اختصاص داده است.

حق نشر عکس Javan
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

ترور در بارسلون

جوان در گزارش اصلی نوشته: اروپا ¬يك بار ديگر كاشته‌هاي خود را در سوريه و خاورميانه درو كرد. دو خودروي ون شامگاه پنج‌شنبه با حمله به مردم در شهر بارسلوناي اسپانيا ۱۴ تن را كشته و بيش از ۱۰۰ تن را زخمي كردند. پنج عامل تروريستي كه كمربند انفجاري داشتند به دست پليس كشته و سه مظنون تروريستي هم دستگير شدند. گروه تروريستي داعش مسئوليت اين حملات را برعهده گرفته است. اين هفتمين بار است كه تروريست‌ها براي حمله به شهرهاي اروپايي، اتومبيل و كاميون به كار مي‌گيرند.

به گزارش «جوان»، اروپا بار ديگر در شوک بزرگ حمله تروريستي شهر بارسلون اسپانيا فرو رفته است. در اين حملات مرگبار که شهر بارسلون را در وضعيت غيرعادي قرار داده، تروريست‌هاي وابسته به داعش از چند جهت شهروندان عادي را هدف قرار دادند.

رفع حصر، دو راه حل

عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشته این روزها آتش تهيه شديد اصلاح‌طلبان و رسانه‌هاي غربي همسو - به‌خصوص بي‌بي‌سي- نشان از سناريويي است كه مي‌خواهد اولين ثمره انتخاب روحاني را رفع حصر معرفي كند. اما رفع حصر الزاماً به پايان مدنظر اصلاح‌طلبان ختم نخواهد شد.

به نوشته سردبیر این روزنامه: اگر بپذيريم كه اين جماعت مي‌دانند نظام تحت فشار تصميم نمي‌گيرد پس اين همه سروصدا براي چيست؟ بدون ترديد هدف همان بود كه دم خروس سازمان حقوق بشر همزمان با اعلام اعتصاب غذاي كروبي بيرون زد و به صورت آنلاين بيانيه نگراني صادر شد. اصلاح‌طلبان داخل و خارج به دنبال توليد مسئله حقوق بشري براي نظام هستند و همزماني ممنوع‌المعامله شدن ۱۵۲ تن از كاركنان بي‌بي‌سي و اعتصاب كروبي نمي‌تواند دو مسئله مجزا باشد.

روزنامه سپاه پاسداران نظر داده که: رفع حصر يا به آزادي منجر مي‌شود يا به محاكمه، اما پيش‌نياز آن درك متقابل نظام و مخالفان حصر از چيستي مسئله است. حصر اين افراد از خاستگاه نظام نه صرفاً براي پيشگيري از تكرار ماجراهاي تلخ است، بلكه به دليل پيشگيري از اعدام است. ا اصرار اصلاح‌طلبان به رفع حصر با توجه به جرم اين افراد، الزاماً به آزادي منجر نخواهد شد و ممكن است نظام با لبيك به خواسته اصلاح‌طلبان پايان حصر و شروع محاكمه را آغاز كند كه شايد ناخوشايندتر از امروز باشد.

مقابله با سوری سازی ایران

صبح نو دیگر روزنامه اصولگرا در مقدمه سرمقاله خود ادعا کرده: حصر ارتباطی با ماجرای ۸۸ و تهمت تقلب ندارد.حصر در بهمن سال ۸۹ اتفاق افتاد. یعنی۱۳ ماه بعد از ۹ دی که روز پایان فتنه است. پس آدرس_غلط است اگر کسی با پیش‌زمینه حوادث انتخابات آن را بخواهد تحلیل کند؛ اما در آن سال چه اتفاقی افتاده بود که لازم بود بعد از مدت‌ها دوباره گسل و شکاف جامعه ایران فعال شود؟

کمیل خجسته در این مقاله با مروری بر حوادث کشورهای عربی و مصر در اعتراض های مشهور به بهار عربی نوشته: اغتشاش در خیابان‌های یکی از کشورهای مقاومت می‌توانست هم در مسیر بیداری اسلامی که یکی از نمادهایش ضدصهیونیست‌بودن بود، انحراف ایجاد و هم در محور مقاومت ایجاد اختلال کند. اما در مصر سرانجام با وجود اتفاقات تلخ و مشکوک، ماجرا کنترل شد و هوشیاری مردم و نیروهای امنیتی نگذاشت مردم در مقابل همدیگر قرار بگیرند. البته دو سال بعد لیبرمن وزیر خارجه اسراییل رسماً اعلام کرد:پس از بهار عربی، بهار ایرانی نیز می‌رسد. و پروژه ایران وقتی به سرانجام نرسید نوبت به سوریه رسید.

به نوشته این روزنامه هوادار قالیباف: حصر راه‌حل قانونی و مشروع مقابله با سوری‌شدن ایران بود که شورای امنیت ملی قوه عاقله و مرجع تشخیص آن بود. حصر یک واکنش امنیتی به اقدامی ضدامنیتی به حساب می‌آید. بدیهی است طراحان سوری‌سازی_ایران از کارشان دست نکشیده‌اند. اتفاق تروریستی در ساختمان مجلس، بمب‌های کشف‌شده خنثی‌شده، درگیری‌های ممتد مرزی با تروریست‌ها و حتی عملیات انتحاری ون در بارسلون اسپانیا به ما می‌گوید که برای حفظ جان مردم هیچ کوتاهی نباید صورت بگیرد.

حق نشر عکس Etemaad
Image caption کارتون فیروزه مظفری، اعتماد

اهداف دیپلماسی نظامی ایران و ترکیه

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه در سرمقاله روزنامه ایران در تحلیل سفر رئیس ستاد نیروهای مسلح ایران به ترکیه از آن به عنوان با «نادر» و «بی‌سابقه» یاد کرده و نوشته: یکی از دلایل نادر بودن ملاقات بین مقامات نظامی ایران و ترکیه این است که بعد از انقلاب اسلامی به دلایل فرامنطقه‌ای دو کشور ناچار بودند که در زمینه همکاری‌های نظامی با احتیاط کامل حرکت کنند و بعضاً دچار اختلافات جدی شدند. زیرا ترکیه جزئی از پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) بود.

به نوشته این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: در سال ۱۹۹۴ میلادی و پس از فروپاشی بلوک شرق و پیمان ورشو، ناتو طرح جدیدی با عنوان «طرح مشارکت برای صلح» مطرح کرد. در مأموریت جدید نیز ترکیه در زمره کشورهایی قرار گرفت که باید ایران را از لحاظ نظامی و امنیتی مهار می‌کرد. اما این وضعیت متناسب با تحولات متأخر در عرصه بین الملل تغییر یافت. یکی از این تحولات بروز موج جدیدی از منطقه‌گرایی است.

روزنامه دولت در نهایت به این جا رسیده که تحولات جدیدی از منظر تهدیدات امنیتی منطقه در راه است. اگرچه توطئه داعش به عنوان یک توطئه عقیدتی و مذهبی عملاً در سراشیبی سقوط قرار گرفته است؛ اما توطئه جدید ممکن است توطئه قومی باشد و این احتمالی است که مؤلفه‌های امنیتی ایران و ترکیه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. سطح جدید مناسبات اقتصادی دو کشور، بدون پشتوانه امنیتی و نظامی و بدون پایان دادن به چالش‌های نظامی و امنیتی ممکن نمی‌شود.

رهایی از موسسات مالی بحران زده

ابراهیم جمیلی در مقاله ای در جهان صنعت با اشاره بحران‌آفرینی موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز در اقتصاد کشور از قول رییس بانک مرکزی نوشته: تا پایان سال‌جاری تمامی موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز را تعطیل خواهد کرد.اما آیا با وجود محبوس شدن حجم بالایی از سرمایه و نقدینگی جامعه در این موسسات خروج یکباره این نقدینگی و ورود آن به جامعه احتمال بازگشت تورم به اقتصاد کشور را تقویت نمی‌کند؟

نویسنده تاکید کرده: صدمه‌ای که موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز به بدنه اقتصاد کشور وارد می‌کنند بسیار بیشتر از محاسن این موسسات است. بنابراین هرچند عده‌ای معتقدند پایان دادن به عملکرد موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز ممکن است خطراتی را برای اقتصاد کشور به وجود آورد در نهایت محاسن پایان دادن به حیات این موسسات تا حدی است که تسریع آن را جدی‌تر می‌کند.

جهان صنعت در نهایت نوشته: تعطیلی موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز در اولین فرصت، بهترین و مثبت‌ترین برنامه‌ای است که بانک مرکزی در راستای بهبود شرایط مالی کشور می‌تواند اجرایی کند. در این بین اما تقویت بانک‌ها اهمیت بسیار ویژه‌ای دارد. به هر روی دست برداشتن از تفکر و رفتارهای اقتصادی برپایه دلالی و استفاده بهینه از سپرده‌ها بسیار مهم است.

مانیفست اصلاح طلبی

مهدی دادویی نژاد در گزارشی در بهار نوشته: در تمام ادوار تاریخى ایران تنها یک نام اسـت که طرفدارانش را بدون وابسـتگى و مسـتقیما به نام او ارجاع مىدانند، یک فرد نه یک گروه و حزب و مرام و مسلک و اندیشه، مردى که تمام اینها پایینتر از نام او مىنشست و سر بر آستان بزرگوارى او مى ساییدند، طرفدارانـش را مصدقـى مى نامیدنـد، مخالفـان او، روزگارى افرادى را با برچسـب مصدقى بودن قلع و قمـع مىکردند و اما در همـان روزگار مصدقى بودن مایه احترام و وجاهت و شـانیت بودند میان مردم و اهل اندیشـه و آزادى.

به نوشته این گزارش: منظـور این کلام و بحث اسـطوره جلوه دادن دکتر محمد مصدق نیسـت، نه ایشـان هرگز اسطوره نبودند و اسـطورگى در زمان امـروز و معاصر امرى بىمعنى است، مصدق در عملکرد خود على الخصوص در دوران پس از نخست وزیرى آن چنان که باید برى از خطا و اشـتباه نبود و در مواقعى حیاتى اشـتباهاتى مهلک داشت، اشتباهاتى که در نهایت در کودتاى 28 مرداد و تبعید او نقشـى اساسـى داشت.

بهار در ادامه نوشته: انحـلال مجلس به هر دلیلى نوعى از برنتافتن تفکیک قوا بود و دیکتاتورى در رفتار را جلوه مىکرد، مصدق راهـى را که یکى از شـروع کنندگان آن بود بعدها به بیراهـهاى از خـود حـق مـدارى کشـاند و به برخى کنشهاى او در عرصه عمل نقدهاى جدى وارد اسـت چه بسا اگر او راه دیگرى در پیش مىگرفت و به تمام معنا به قوانین مشروطه پایبند بود هیچ گاه ایران وارد بحرانه ـاىپسازسـال32نمى شـد،اما چـرا با این نقائص همچنان مصدقى بودن معنایى خاص داشت؟

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption کارتون محمد طحانی، ابتکار

مصدق انگليسي هراسي با فوبياي خيانت

احمد غلامی . سردبير شرق

پیرمرد کار خودش را کرد. کاسه صبر همه را لبریز کرد تا علیه‌اش کودتا کنند. مصدق، این پیرمرد لجباز و یکدنده می‌توانست راه دیگری برود. راهی که همه از آن منتفع شوند، هم خودش به نان و نوایی برسد و هم دیگران. دولت آمریکا را هم ناامید کرد. «ترومن» بدش نمی‌آمد با تکیه ‌بر باور ناسیونالیسم لیبرالیِ مصدق سدی در برابر گسترش کمونیسم ایجاد کند.

از این‌رو پس از سخنرانی مصدق در سازمان ملل متحد در پی جلب همدلی‌اش برآمد تا او را در اردوگاه غرب نگاه دارد. ترومن به مصدق هشدار داد «روسیه همچون لاشخوری منتظر است تا نفت ایران را ببلعد.» ترومن از سیاست‌های استعماری فرسوده انگلیس دلزده و بیمناک بود. سیاست‌هایی که با دوران پسااستعماری همخوانی نداشت. از‌این‌رو وقتی نخست‌وزیر انگلیس خبر داد که کشورش قصد دارد از جنوب به ایران حمله نظامی کند، با مخالفت شدید ترومن روبه‌رو شد. اما مصدق، این پیرمرد یکدنده‌ی مبتلا به انگلیسی‌هراسی که فوبیای خیانت داشت تا پایش به ایران رسید باز کار خودش را کرد.

به نوشته شرق مصدق نه در پی قهرمانی و محبوبیت بود، نه سودای ریاست داشت. اما مخالفان پیرمرد همچنان معتقدند او باید به تقویت نهادهای حقوقی کشورش می‌پرداخت و قانون‌گرایی را ترویج می‌کرد. راهی که نرفت. شاید مصدق هم خودش انتظار چنین سرنوشتی را نداشت. دست بر قضا رخدادهای نامنتظره تاریخی با روح عدالت‌طلبش گره خورد و او را به سوژه سیاستی انقلابی بدل کرد. سیاستی انقلابی که نه با حال‌واحوال پیرمرد جور بود و نه با خاستگاه اشرافی‌اش. این سوژه پرتاب‌شده به دل سیاست، خواسته‌ناخواسته عصاره مردم زمان خودش شد: «انگلیسی‌هراسی با فوبیای خیانت».

چرا نام مصدق در تاریخ ماند؟

خدیار سعید وزیری در آفتاب یزد نوشته: شصت و چهار سال پیش در اواخر مردادماه بار دیگر یکی از صفحات تاریک و سیاه از تاریخ میهنمان ایران ورق خورد و اولین دولت ملی ایران در دوران معاصر با توطئه برخی کشورهای خارجی و عوامل داخلی‌شان و نیز به علت موقع شناس نبودن و عدم آگاهی سیاسی برخی از رجال حتی خیرخواه که برای دشمن ایفای نقش کردند، ساقط شد و این روز نحس و تاریک برای همیشه به عنوان سالروز کودتای سیاه ۲۸ مرداد در تقویم این سرزمین ثبت شد تا فراموش نکنیم تحول‌خواهی برای پیشرفت و وطن پرستی در این سرزمین همواره مخالفان جدی در خارج و داخل دارد که منافع خود را در بی‌ثباتی و حکومت‌های غیرمردمی می‌دانند.

به نوشته این مقاله: چرا در میان رجال سیاسی متعددی که طی سال‌های متمادی در صحنه سیاست ایران آمده و رفته‌اند، مصدق از معدود سیاستمدارانی است که همواره حضورش در حافظه تاریخی مردم و فضای سیاسی کشور ماندگار شده است تا آنجا که برخی برای کسب اعتبار خود را متصف به اوصاف و خصوصیات شخصیتی او می‌کنند و هم او معیاری است برای سنجش میزان وطن‌پرستی سیاسیون!

آفتاب یزد در نهایت به این جا رسیده که: برخی مصدق را نقد می‌کنند که وی می‌توانست همانند ۳۰ تیر که قیام مردم جلو رفتن او را گرفت، بار دیگر با کشاندن مردم به صحنه از کودتای ۲۸ مرداد جلوگیری نماید، اما چنین نکرد و مرتکب اشتباه شد! اگرچه شاید در آن روز از کودتا جلوگیری می‌کرد و وی چند صباحی بیشتر بر کرسی نخست وزیری ایران تکیه می‌زد اما دیگر نه مصدق، مصدق بود و نه نهضت ملی، نهضتی که طی دهه‌ها به اعتبار نام مصدق و یاران صدیق او در سپهر سیاست ایران نقش بازی کند!

درست در بزنگاه حادثه

مازيار خسروي در شرق نوشته: قهرمان براي جلوه‌گري و قهرمان‌شدن - علاوه بر جوهر و توانايي ذاتي - محتاج زمان و مكان مناسب است. فرقي نمي‌كند كه نقش او در صحنه تاريخ، حماسي است يا تراژيك. مهم اين است كه درست در بزنگاه حادثه، آن هنگام كه نفس تماشاگران در سينه حبس شده و چنان به صحنه چشم‌ دوخته‌اند كه حتي به اندازه پلك برهم‌زدني از رخداد دل نمي‌كنند، به ميدان بيايد. نخست‌‌وزير ما مي‌توانست فقط يكي از معدود رجال خوش‌نام و پاكدست قجري بماند و اندك‌جايي در كتاب‌ها و پژوهش‌هاي تاريخي به خود اختصاص دهد به عنوان استثنائي كه اتفاقا قاعده را تأييد مي‌كند.

به نوشته این مقاله: چنان اما بخت‌يار بود كه از تبعيد و نخبه‌كشي رضاشاهي جان به در برد و سالخوردگي را تجربه كرد. حس انزواطلبي و بي‌اعتمادي‌اش به بيگانه، در لحظه‌ تاريخي كه او به صحنه آمد، حكم كيميا داشت. ٥٠ سال پيش چنين نبود و ٥٠ سال بعد نيز چنان نماند. كمتر كسي دوست دارد به ياد بياورد كه نخست‌وزير تحصيل‌كرده سوئيس ما از بيخ و بن با توسعه راه‌ها - و به‌ويژه راه‌آهن- مخالف بود و در «خاطرات و تألمات»ش آن را به‌روشني و بي‌پرده‌پوشي بيان كرد.

مقاله شرق به این جا رسیده که: نخست‌وزير ما البته به عشوه و رشوه كسي فريفته نمي‌شد و اين نيز حكم كيميا داشت؛ اما آن گوهري كه محمد مصدق را به بلنداي يكي از سه «كلان گفتمان» تاريخ معاصر ايران بركشيد، حس‌ همگاني فرو‌خفته يك ملت در هراس و بي‌اعتمادي نسبت به بيگانه است كه برخي تاريخ‌نويسان و پژوهندگان، اينجا و آنجا از آن به‌عنوان «لجاجت، يك‌دندگي و انعطاف‌ناپذيري» ياد كرده‌اند. و درست به همين دليل است كه پايان تراژيك جنبش و پيشوايش، هم محتوم بود هم منتظر.

ملتي چنين كوفته و تحقير‌شده، اما راز رهبری مصدق و نفوذ او بر توده‌ها در واقع مسئله‌ای است بسیار ژرف‌تر و در‌عین‌حال ساده‌تر. این راز در آنجا قرار دارد که او در‌عین‌حال که پيشواي جنبش است، یکی از میلیون‌ها هوادار خود نیز هست.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

گرگ گرگ مصدق

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در ستون طنز شهروند نوشته: شعبان جعفری ملقب به شعبان بی‌مخ که نقش اساسی در کودتای ٢٨ امرداد داشت، در جایی گفته بود این‌که می‌گویند ما را شست‌و‌شوی مغزی داده بودند، از بیخ و بن غلط است و من آن را تکذیب می‌کنم. به ‌نظرم بنده‌خدا راست می‌گفت. این قضیه اصلا ایراد ماهوی دارد و پیدا است که بهتان است؛ چون اصلا چیزی که وجود ندارد را چطور می‌شود شست؟

- شعبان بی‌مخ نشان داد در ایران دو راه برای رسیدن به شهرت وجود دارد؛ یکی سیاستمدار‌شدن و دوم تخریب سیاستمداران نامی و درستکار. این آپشن بعدها خیلی در فضای سیاسی ایران مورد استفاده قرار گرفت.

- صبح بیست‌وهشتم مرداد مصدق فریاد زد گرگ... گرگ... مردم گفتند ولش کن ما این را تو کتاب درسی خوانده‌ایم. لابد این هم مثل همان چوپان دروغگو است. نشستند ماست‌شان را خوردند. بعد فهمیدند واقعا گرگ آمده. این‌طور شد که مردم سال‌ها ماست‌شان را خوردند!