روزنامه های تهران، میوه های برجام و خطر در کمینش

روزنامه های اول هفته، امروز شنبه ۴ شهریور از امضای قراردادی با کره جنوبی و تامین هشت میلیارد یورو به عنوان میوه برجام یاد کرده اند، در همین حال سخنان وزیر خارجه را منعکس کرده اند که از نامه ای به رییس سازمان انرژی اتمی و اعتراض به دیدار سفیر ترامپ با وی خبر داده است.

آینده اصلاح طلبان و حسن روحانی از جمله بحث هایی است که در این روزنامه ها پی گیری شده است.۱

حق نشر عکس روزنامه ابتکار
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ابتکار

خطر در کمین برجام

ابوالحسن شاکرى رحیمى در سرمقاله بهار نوشته: کره شـمالى تنها نقطه بحرانى نیسـت که باید با نگرانى و دلهره سیاسـت خارجـى جدیـد آمریکا در قبـال آن را رصد کرد و حالا بـه نظر مى آید که اروپایى ها باید از تمام قوا و ابزارى که در اختیار دارند اسـتفاده کنند تا مانع از لغو توافق هسته اى ایران به دست ترامپ بشوند. توافق ژوئیه سال ۲۰۱۵ بر سـر برنامه هسـته اى ایـران نیز در معـرض خطر قـرار دارد: رئیس جمهور دونالد ترامپ مى خواهد به احتمال زیاد تا پایان ماه سپتامبر از این توافق خارج شـود.

نویسنده با تاکید بر این که ایـن اقـدام ترامپ پیامدهـاى قابل توجهى خواهد داشـت نوشته : موضوع باید به فوریت در دستور کار سیاست اروپا قرار گیرد. آلمان، فرانسه، انگلیس و اتحادیه اروپا، که همراه با آمریکا، روسیه و چین موفق شدند بر سر برنامه هستهاى ایران به توافق برسـند، باید اکنون بار دیگر با یکدیگر متحد شـده و به طور مشترک واشنگتن را از این قصد خود منصرف سازند.

توافق هسته اى ایران، به ایران اجازه مى دهد زیرسـاختهاى هسته اى خود را همچنان حفظ کند و به تحقیقات خود در این زمینه ادامه دهد. همچنین این توافق داراى مدت زمان محدود اسـت که پس از پایان آن در هشـت سـال آینده، ایران مى تواند دوباره و گام به گام به سـطح اولیه برنامه هسـته اى خود بازگردد. در نهایت، بر اسـاس قطعنامه ۲۲۳۱ شـوراى امنیت سـازمان ملل متحد از ایران خواسته شد تا از ساخت یا آزمایش موشـک هایى که مى توانند حامل کلاهکهاى هسـته اى باشـند، خوددارى کند.

یک میوه از برجام

ولی‌الله سیف در مقاله ای که جهان صنعت آن را در صفحه اول خود آورده نوشته: یکی از مشکلاتی که به واسطه تحریم‌های بین‌المللی برای کشور ایجاد شده بود، متوقف شدن قراردادهای تامین مالی بین‌المللی (فاینانس) بود‌. در نتیجه تحریم‌های ظالمانه و غیرمشروع وضع‌شده علیه کشور، نه‌تنها ارائه خطوط اعتباری جدید برای تامین مالی پروژه‌های عمرانی و تولیدی کشور متوقف شد بلکه بازپرداخت برخی از وام‌های دریافت‌شده سابق نیز به دلیل از میان رفتن کانال‌های پرداخت، با مشکل و مانع مواجه شد‌.

به نوشته رییس بانک مرکزی در این مقاله: پس از توافق هسته‌ای و رفع تحریم‌ها یکی از اولین اقدامات انجام‌شده، تسویه تعهدات سابق بود که نتیجه آن را در بهبود رتبه اعتباری کشور مشاهده کردیم‌. اکنون و پس از مذاکرات مفصل و طولانی،‌ قراردادهای جدید تامین مالی یکی پس از دیگری به ثمر رسیده و نهایی می‌شوند‌.

مقاله جهان صنعت با اشاره به قرارداد خط اعتباری با اگزیم‌بانک کره‌جنوبی به ارزش هشت میلیارد یورو که فردا به امضا می‌رسد نوشته: این نمونه‌ای است از این تلاش‌هایی که آثار آن در رشد و توسعه اقتصادی کشور، در آینده هر چه بیشتر روشن خواهد شد‌. قراردادهای تامین مالی بلندمدت، نه‌تنها از جهت آثار مستقیمی که در اجرای پروژه‌های عمرانی و تولیدی کشور و ایجاد اشتغال در کشور می‌گذارند، اهمیت دارند بلکه از بعد مالی و بانکی نیز نمایانگر تمایل کشورها به برقراری روابط بلندمدت بانکی و نشانه اعتماد بالا میان نظام مالی دو کشور هستند.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون سعید شعبانی، قانون

نامه زیباکلام به روحانی

صادق زیباکلام در نامه سرگشاده ای به حسن روحانی رییس جمهور در قانون نوشته: ازجنابعالی انتظارآوردن وزیرزن به کابینه تان رانداشتم؛ می دانستم نمی‌شدونمی توانستید. اما این انتظاررا داشتم که به اجبار،چادربرسراستادیار ارجمند سرکارخانم دکترلعیا جنیدی ننمایید. از شما انتظارنداشتم وزیراهل سنت به کابینه تان بیاورید؛می دانستم غیرممکن است.امااین انتظاررا داشتم که دست‌کم مولوی عبدالحمیدرا درمراسم تحلیف‌تان می دیدم.انتظارنداشتم وندارم که شما اقدام به رفع حصرکنید چون می دانم دست شما نیست. اما این انتظار را داشتم که احساس کنم شما هم مخالف حصرهستید ودست کم ازمنظریک حقوقدان نمی توانید روی آن صحه بگذارید.

به نوشته این استاد دانشگاه: کابینه تان را قورت دادم و گفتم دستان‌تان بسته است.نمی دانم آیا چندصبای دیگرکه استانداران هم انتخاب شدندبازباید آن‌ها راهم قورت بدهیم وبگوییم «دستان‌تان بسته بودند»؟تحت فشارامام جمعه بودید؛تحت فشارتشکیلات امنیتی و نظامی بودید؛تحت فشارنمایندگان آن استان بودید؛ازبالا توصیه شده بود،وقس علی‌هذا.آقای دکترروحانی عزیز،آیا نقطه‌ای هست که شما به‌عنوان رییس قوه مجریه وبه‌عنوان ناظربراجرای قانون اساسی، به‌عنوان متعهد به ۲۴میلیون مردمی که به‌شما رای دادند، بنادارید بایستید؟

آقای زیبا کلام به نوشته قانون در انتها نوشته: صد مرتبه بهترازبنده می‌دانید که وجود یک استاندارمدیر،توانمند،باسواد که نه تسلیم نمایندگان ومنافع آن‌ها شود، ونه درمقابل سایرمراکز قدرت سرخم کند، چگونه می تواند یک استان را تکان داده و زیر و رو نماید .نگذارید لااقل استانداران و به تبع آنان، خیل گسترده ای ازمدیران ومسئولین استان دردست کسانی قرار بگیرد که عمده هنرشان معاملات سیاسی واقتصادی و تلاش در جهت تامین منافع مراکز قدرت باشد.

کابینه انتخابی از مصلحت

بابک زمانی در مقاله ای در شرق نوشته: می‌توان به مسئول کشور و دولت حق داد که چینش خود را تماما سیاسی و حتی در معاملاتی ناگفته بین گروه‌های مختلف سیاسی تعیین کند، اما نکته‌ای که جوامع بدوی را از جوامع توسعه‌یافته جدا می‌کند چیزی نیست جز دوری از سیاست و ایدئولوژی در سطوح پایین‌تر یا حداقل طیفی از دوری از سیاست به میزان پایین‌آمدن سطح مدیریت! یعنی هرچه از رأس هرم به قاعده آن می‌آییم، از غلظت سیاست و خلوص ایدئولوژیک کاسته می‌شود.

به نوشته این کارشناس: به‌طورمثال رئیس دانشکده طب یا رئیس دانشکده حقوق و دانشکده فلسفه باید از بین پزشکان و حقوق‌دانان و فلاسفه‌ای انتخاب شود که ضمن ملبس بودن به این کسوت‌، باید معیارهای مهم دیگری هم از نظر سن و مسئولیت‌های قبلی داشته باشد و طبعا نه مسن‌ترین و نه بهترین از حیث آن فن و نه بهترین سابقه که ترکیبی از همه اینها را باید داشته باشند و در این میان قطعا کمترین اهمیت را علائق سیاسی بازی می‌کنند. و البته در همان موارد هم به‌هیچ‌وجه به شکل علمی رعایت نمی‌شود.

مقاله شرق به این جا رسیده: این که رئیس‌جمهور در چینش کابینه چه ملاحظات و چه محدودیت‌هایی داشته خیلی مهم نیست. مهم آن است که رده‌های پایین‌تر از کابینه را بتواند از مدیرانی بچیند که طبق آخرین معیارهایی که در دنیا وجود دارد - و در همه‌جا استفاده می‌شود و ما استفاده نمی‌کنیم- انتخاب شوند! و از آن مهم‌تر در هر سازمان و تشکیلاتی به فراخور، قانونی برای نحوه تعیین مدیر و آیین‌نامه‌ای برای عدم تخطی از این قانون تدوین شود.

روحانی و اصلاح طلبان

محمد هدایتی‌ در مقاله ای در جهان صنعت نوشت: اصلاح‌طلبان‌ از سال ۸۸ به بعد محدودیت‌هایی برای حضور در قدرت دارند. آنها اگرچه در این سال‌ها سعی در عادی‌سازی و ترمیم روابط خود با حاکمیت کرده‌اند، اما چنین امری هنوز به طور کامل تحقق پیدا نکرده است. همین وضعیت بود که در دو دوره اخیر به ائتلاف آنها با حسن روحانی منجر شد؛ روحانی که هیچ‌گاه یک اصلاح‌طلب محسوب نمی‌شد و احتمالا نزدیک‌ترین دیدگاه با او بر سر قضیه هسته‌ای بود.

به نوشته مقاله اینک مساله، آینده این ائتلاف است. آرایش سیاسی در ایران در حال تغییر است. جناح اصولگرا در این دوره‌ اولین نشانه‌های وحدت را از خود نشان داد. آنها پس از چند بار شکست احتمالا تمام توان خود را این بار منسجم‌تر به کار خواهند بست تا قدرت اجرایی را نیز در اختیار گیرند.

مقاله جهان صنعت پرسش مهم دیگر را این دیده که آیا حسن روحانی پس از پایان این دوره، می‌تواند کماکان به عنوان چهره‌ای تاثیرگذار و مستقل در فضای سیاسی ایران فعالیت و جریان‌سازی کند. او احتمالا می‌خواهد اما درباره چنین امکانی تردید وجود داردو اما اصلاح‌طلبان. شاید یک دستور کار برای آنها جهت حضور در انتخابات حفظ نوعی فاصله با دولت موجود است. اصلاح‌طلبان اگرچه اشتراکاتی با دولت روحانی دارند‌ اما امکان حضور و پیروزی در دور بعد منوط است به فاصله‌گیری نسبی از این دولت.

نظام و اصلاح طلبان

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته: پنج سال پیش هیچ‌گاه فکرش را نمی‌کردیم که تحولات به گونه‌ای رقم بخورد که محسن هاشمی در قامت رئیس شورای شهر و محمد‌علی نجفی را در جایگاه شهردار تهران ببینیم. ااین تصاویر در آن زمان بیشتر به فانتزی شبیه بود. روزگارانی که رنگ مدارا پریده و رخ سیاست برگشته بود. روزهایی که کسی تصور بازگشت اصلاح‌طلبان به حکومت و پذیرش این ایده در حاکمیت را نمی‌کرد. هیچ رویِ خوشی به اصلاح‌طلبان نشان داده نمی‌شد. حتی با ردصلاحیت مرحوم آیت‌الله هاشمی، آب پاکی بر دستان اصلاح‌طلبان ریخته شد و چندان شد که گویا بخت از این جریان برگشته بود.

به نوشته این مقاله اکنون که دفتر روزگار ورق خورده است و سیاست کمی به اصلاح‌طلبان لبخند می‌زند معلوم شده که نظام در صورت رفع پاره‌ای از سوءتفاهمات آغوشش برای اصلاح‌طلبان باز است و این جریان را «خودی» می‌انگارد. حضور اصلاح‌طلبان در قدرت، آرامش را در همه‌ حوزه‌ها به کشور بازگردانده و امید و نشاط سیاسی را دوچندان کرده است. نه‌تنها باید تمام اصلاح‌طلبان ادبیات خود را متناسب با شئون جمهوری اسلامی تنظیم کنند بلکه از آن طرف هیچ‌کس در حاکمیت نباید از حضور اصلاح‌طلبان، برای نظام احساس خطر کند.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون نازنین جمشیدی، شهروند

شهروند در مقاله ای نوشته: تا همین چند سال پیش هم اگر معلمی قدی کوتاه‌تر از حد متعارف داشت یا دچار ضعف بینایی بود، به سد گزینش استخدامی برخورد می‌کرد و رد می‌شد. اما اینکه فردی را به خاطر ابتلا به کیست تخمدان یا به خاطر اینکه مثلا به‌جای ۳۲ دندان، ۲۰ دندان دارد! در گزینش رد کنند، خیلی عجیب و غریب است. واکنش معلمان و افکار عمومی به بخشنامه آموزش‌وپرورش در چند روز گذشته خبرساز شد و این وزارتخانه را مجبور به عقب‌نشینی کرد. بااین‌حال، همچنان بندهایی در این بخشنامه وجود دارد که تأکید آموزش‌وپرورش بر اجرای آنها نقض حقوق شهروندی برخی گروه‌های اجتماعی را به همراه خواهد داشت.

مقاله به عنوان مثال نوشته: از جمله مبتلایان به اچ‌آی‌وی مثبت که به زعم مدیران این وزارتخانه نمی‌توانند به‌عنوان معلم به دانش‌آموزان خدمت کنند... . این درحالی است که به عقیده برخی فعالان صنفی معلمان در اضافه شدن انواع و اقسام بیماری‌ها و نارسایی‌های جسمانی به این لیست بلندبالا! سفارشات شرکت‌های بیمه برای کاهش بار تعهدات بیمه‌ای در قبال فرهنگیان نیز بی‌تأثیر نیست. نداشتن کمتر از ۲۰ دندان، سنگ کلیه، آلزایمر، نداشتن لهجه غلیظ و نکشیدن سیگار و قلیان تا کچلی قارچی مزمن و بیماری‌های زنان، اینها تنها بخشی از بخشنامه ۱۸ ‌بندی آموزش‌وپرورش است.

شهروند نوشته: گروهی با تمرکز به بند مربوط به دارا بودن لهجه غلیظ در تکلم کلمات فارسی، وجود چنین‌ بندی را نقض صریح حق استفاده اقوام و گروه‌های مختلف اجتماعی از گویش‌های بومی و محلی خود برشمردند و در مقابل آن موضع گرفتند. در یکی از کانال‌های تلگرامی معلمان، یکی از معلمان در ارتباط با این بند گفته است: «وجود چنین قیدی نشان می‌دهد، دوستان در آموزش‌وپرورش همچنان در صدد به حاشیه راندن گویش‌های بومی هستند.»

خدا به ما رحم کند

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: ما سندی را دیدیم که اول فکر کردیم جزء اسناد نازی‌هاست برای اصلاح نسل بشر. بعد که از نزدیک نگاه کردیم دیدیم نه بابا اینها قانون استخدام معلم است. (حالا سؤال این است که مگر معلم‌ها را استخدام می‌کنند؟).

خلاصه توی قانونی که تصویب کردند (من فقط دلم می‌خواهد قیافه همان‌ها را که این قانون را تصویب کرده‌اند از نزدیک ببینم) گفته: «اگر شما موهای زاید در صورت داشته باشی نمی‌توانی معلم بشوی!». سؤال من این است که اگر همچین قانونی داریم پس آنها که معلم ما بودند و فقط مردمک چشمشان مو نداشت کی بودند؟ معلم نبودند؟ از فضا آمده بودند؟

بعد توی قانونشان آمده: درباره استخدام زنان معلم گفته شده: «داشتن اختلالات زنانگی، موهای زاید صورت، سابقه جراحی بیماری‌های رحمی در زنان و...» ممنوع است. ١٤٠ درصد زنان ما که کار نمی‌کنند، ١٠٣ درصدشان که می‌خواهند کار کنند، جایی قبول نمی‌کند کار کنند از آن شش درصد باقی‌مانده ٢٠٢ درصد تنها کاری که می‌توانند بکنند و شوهرشان هم گیر خاصی نمی‌دهد، همین شغل معلمی است که خوشبختانه با قانونی که گذاشتند ٩٩ درصد زنان کلا خانه‌نشین می‌شوند. آفرین.

توی قانونشان باز هم هست که «نداشتن دید کمتر از ۱۰/۱۰ در یک چشم، هر نوع نقص میدان بینایی، تنگی دریچه‌ میترال و آئورت، جراحی دریچه‌ای قلب، بلوغ زودرس یا دیررس، بیماری‌های پوستی و...» ممنوع است.

این‌طور که ما متوجه شدیم، اینها امسال می‌خواهند جنیفر لوپز و براد پیت را بیاورند معلم کنند، منتها روشان نمی‌شده مستقیم دعوتشان کنند.

افزایش اعتماد به توانمندی زنان

حمیده امینی‌ فرد در گزارشی در روزنامه ایران نوشته: از اواخر هفته گذشته، شوراهای اسلامی شهر و روستا بهطور همزمان، کار خود را رسماً آغاز کردند. اما بیش از همه این بحث انتخاب شهردار و رؤسای شورای شهر هم بود که پارلمانها و مدیریت شهری را مورد توجه قرار داد! در این بین اخبار و گزارشها نشان میدهد که در این دوره، اقبال خوبی نسبت به حضور زنان در پستهای مدیریت حوزههای شهری وجود داشته است. در تهرانهم دو زن یعنی زهرانژاد بهرام و بهاره آروین توانستند بهعنوان منشیهای شورای شهر تهران با کسب بالاترین آرا به داخل هیأت رئیسه وارد شوند.

گزارشگر خبر داده که در شهرهای مختلف زنان پیشتاز بالاترین آرا در شوراها بودند. فائزه عبداللهی، رئیس شورای شهر گرگان، زهرا نظری به عنوان نایب رئیس شورای شهر خرم آباد، سوسن سلیمانآبادی به عنوان رئیس شورای شهر کنگاور، سونیا اندیش، نایب رئیس شورای شهر تبریز، شیفته بدرآذر شهردار جدید شهر سهند و «مهنا محمدی موحد» نیز با رأی شورای شهر اسپکه در سیستان و بلوچستان بهعنوان شهردار این شهر انتخاب شدند. این درحالی است که زنان در شهرهای بیشتری، نتیجه انتخابات را به نفع خود رقم زدند.

به گزارش روزنامه ایران هفت عضو مرد شورای شهر سهند، برای نخستین بار، نخستین شهردار زن شمال غرب کشور را انتخاب کردند. شیفته بدر آذر، زنی است که این روزها خودش را در سمت شهرداری شهر جدید سهند نشان میدهد. او البته رکورد نخستین زن شهری را زمانی شکست که بهعنوان شهردار منطقه ۶ تبریز به مدت دو سال انتخاب شد. او در این دو سال کارهای عمرانی زیادی انجام داد. اجرای ۳۷طرح شهری از جمله ساخت پل روگذر خطیب، بهعنوان شاخصترین اقدامات فنی-عمرانی او محسوب میشود.

همه آنچه در کنسرت‌ها نمی‌بینیم!

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: یکی از عزیزان اعلام کرده که کنسرت محل فسق و فجور است و بهتر است حتماً و قطعاً و بدون تردید با نظر غیرمستقیم مردم و با عنایت به نظر مستقیم بنده برگزار نشود. فکر می‌کنم که در ماهیت این کنسرت‌ها اتفاقاتی می‌افتد که ما از آنها بی‌خبر هستیم.

در ادامه آمده: مثلاً شهرام ناظری در یک جایی کنسرت دارد، قبل از شروع کنسرت به حافظ(پسرش!) می‌گوید: «پسر پاشو پرده رو کنار بزن ببین اگه میزان فسق و فجور به حد مطلوب و حد نصاب رسیده که کنسرت رِ برگزار کنیم». در نتیجه کنسرت آغاز می‌شود. شهرام ناظری روی سن می‌رود و میکروفون را گرفته و به اعضای گروه خود می‌گوید: «بچه‌ها این آهنگُ بندری بزنیم؟ موافقید؟ بعد میکروفون را به سمت جمعیت گرفته و فریاد می‌زند: «همه آماده‌اید؟ می‌ریم که بترکونیم! یک... دو... سه، حالا قر قر قر!».

به توصیف طنز نویس: لابد در این کنسرت ها ما ندیدم ولی مردم همین‌طوری که دایره‌ای تشکیل داده‌اند، یکی از اعضای گروه وسط می‌رود و آموزش حرکات موزون می‌دهد و می‌گوید: «شونه عقب، دست‌ها جلو، حالا از اینا، بچرخون!». ترانه اول هم که تمام می‌شود شهرام ناظری ساز«جیم‌بِی» را برای افزایش فجور ماجرا وسط می‌کشد و یک نفر از او می‌پرسد: «ببخشید شهرام جون! جیم‌بِی دیگه چیه؟» و استاد ناظری همین‌طوری که جیم‌بِی می‌زند، می‌خواند: «جیم‌بِی عزیزم یه سازه، با تنبک هم نوازه، مثه خودت کیوت و نازه، حالا گوش کن چه می‌نوازه!» و بدین‌سان بخش فجور کنسرت فراهم می‌شود.

در ادامه طنز روزنامه ایران آمده: مسئولین برگزاری کنسرت هم می‌روند و در گوش شهرام ناظری می‌گویند: «بالاغیرتاً سلام عزیزم، عزیزم سلام رو نخونیا!» که شهرام ناظری ناراحت می‌شود و می‌گوید: «اون شهرام صولتیه داداش، سر شوخی رو خودت باز کردیا!». خلاصه این اتفاقاتی است که در کنسرت‌ها می‌افتد و ما از آنها بی‌خبریم.

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون بهرنگ جدی

کارتون بهرنگ جدی