روزنامه های تهران، تجلیل از کسی که فحش خور بود

در میان روزنامه های صبح امروز سه شنبه هفتم شهریور، روزنامه های اصولگرا و تندرو نه تنها در صفحات اول خود خبر درگذشت دومین وزیر خارجه جمهوری اسلامی را منعکس نکرده بلکه از این فرصت استفاده کرده و وی را به خاطر مخالفت های ابراز شده اش نسبت به گروه های تندرو، به القابی مانند فرصت طلب آمریکایی مسلک نواخته اند. اما در سوی مقابل روزنامه های هوادار دولت و میانه رو، با چاپ عکس ها و طرح هایی از ابراهیم یزدی از وی تجلیل کرده اند.

سخنان دیروز رهبر جمهوری اسلامی در لزوم رسیدگی به خواست های جوانان، تهدید های اسراییل علیه ایران و خبرهایی از رونق بازار مسکن از جمله گزارش های امروز این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Aftab Yazd
Image caption تیتر و طرح مریم تک، آفتاب یزد

ویژگی های یزدی

علیرضا علوی تبار در مقاله ای در اعتماد ویژگی های ابراهیم یزدی را برشمرده و از جمله نوشته او به این معنا یک روشنفکر دینی بود که سعی می‌کرد تا تفسیر و تعبیری مدرن از دین داشته باشد. به تعبیری با دین‌دارانه زندگی کردن در دنیای جدید و با دانش و ارزش‌های دنیای جدید سازگار باشد. ایشان را نمی‌توان جزو دینداران و دین‌شناسان سنتی قرار داد. به همین دلیل هم بود که جذب نوع دین‌شناسی مهندس بازرگان شده بود.

به نوشته این متفکر نواندیش دینی: به لحاظ فکری دکتر یزدی جزو میهن‌دوستان مردم‌سالار محسوب می‌شود. او همچنین یک مبارز تشیلاتی بوده، یعنی فعالیت سیاسی می‌کرد ولی در عین حال کاملا منضبط و در چاچوب کار تشکیلاتی فعالیت می‌کرد و تابع نظر جمع بود. دکتر یزدی فردی با توانایی‌های سازماندهی بالا بود. در نهایت اینکه می‌توان او را اصلاح‌طلب نامید. در واقع به دنبال روش‌ها و شیوه‌های مسالمت‌آمیز تغییر سیاسی بود. او از تغییرات ناگهانی استقبال نمی‌کرد. این ویژگی‌های او سبب می‌شود که دکتر یزدی چهره‌ای متمایز پیدا کند.

در ادامه مقاله اعتماد آمده: در زندگی سیاسی دکتر یزدی یک تحول مهم و اساسی رخ داد. او در سال‌های پیش از انقلاب معتقد به روش‌های انقلابی برای تغییرات بود اما بعد از آن کم‌کم به روش‌های اصلاح‌طلبانه برای ایجاد تغییرات در کشور باور پیدا می‌کرد. مهم‌ترین تحول فکری او انتقال از روش انقلابی به اصلاح‌طلبانه بود. این حاصل جمع‌بندی و تجربه در زندگی سیاسی او بود.

وداع با مردی که ناگفته زیاد داشت

الهه خسروی یگانه مجموعه ای در روزنامه ایران گرد آورده، از سخنانی پیرامون دکتر ابراهیم یزدی از جمله محمد بسته نگار از همفکران وی که گفته درباره کنشگری سیاسی ابراهیم یزدی باید گفت تمام ارکان و ابعاد زندگی آن بزرگمرد، توأم با اندیشه و عمل سیاسی بود. از جریان ملی شدن صنعت نفت و پس از کودتای ۲۸ مرداد تا مشارکت در تشکیل نهضت آزادی، تحصیل و مبارزه در امریکا و آموزش جنگ‌های مسلحانه در مصر و بعد، جنوب لبنان، همکاری و همیاری با امام و بعد، شرکت در دولت موقت و شورای انقلاب را دستور کار خود قرار داد. با این حال، در این سه دهه اخیر، از فعل سیاست برکنار نماند .

هادی غفاری روحانی تندرو دهه اول انقلاب که به شدت با میانه رو ها خط بندی داشت به نوشته روزنامه ایران گفته مرحوم دکتر ابراهیم یزدی یکی از اندیشمندان بزرگ و وفادار جامعه اسلامی بود. سابقه مبارزاتی ایشان بسیار برجسته و روشن است. در سال‌های قبل از انقلاب، در شرایطی که کمونیست‌ها بر دانشگاه‌ها مسلط بودند، دکتر یزدی انجمن‌های ملیون را در برابر تشکل‌های چپ پایه‌گذاری کرد که بعد از گسترش در همه دانشگاه‌های کشور، به نهضت مقاومت ملی دانشجویی تغییر نام داد.

مخالفت، حتی پس از مرگ

نادر کریمی‌جونی در جهان صنعت نوشته اگر به نهضت آزادی، آزادی عمل کامل داده می‌شد و آنها می‌توانستند به راحتی در میان شهروندان ایرانی فعالیت سیاسی- اجتماعی کنند، به سختی می‌توان باور کرد که پس از گذشت ده‌ها سال، شمار اعضا و هواداران این حزب در سراسر کشور به یک‌ درصد جمعیت کشور برسد. اما همین حرکت لاک‌پشتی از سوی جمهوری اسلامی ایران تحمل نشد و به دفعات گوناگون و به اشکال مختلف به این حزب اتهام‌هایی وارد شد و اعضای آن به بهانه‌هایی به زندان انداخته شدند.

به نوشته این مقاله: به گواهی اسناد و مدارک موجود ابراهیم یزدی در زمان تصدی وزارت امور خارجه مانند سایر مقامات فعلی و گذشته نظام جمهوری اسلامی از رفتار تصمیم‌گیران در تهران حمایت و پشتیبانی می‌کرد اما مصالح‌طلبی و مصالحه‌جویی ابراهیم یزدی و دوستانش گریبانگیر آنان شد و اولین مخالفت آنان با روحانیون بلندپایه، سبب حذف آنان از ساختار انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران شد.

این حذف آنچنان شدید و برخورد با آنها به گونه‌ای غلیظ بود که حتی هواداری یا نزدیکی به آنها چه در دولت هاشمی‌رفسنجانی و چه در دولت سید محمد خاتمی جرم محسوب می‌شد و در اداره‌ها و مجموعه‌های دولتی، حراست‌ها و گزینش‌ها با آن برخورد می‌کردند. چنانچه مرحوم حسن حبیبی در دولت هاشمی درباره نزدیکی و عضویت خود در حزب نهضت آزادی موضع گرفت و از آنها تبری جست.

جهان صنعت در نهایت یادآوری کرده که: اکنون نیز نمی‌توان انکار کرد که چهره‌های نظام از توجه و بها دادن به نهضت آزادی چندان راضی نیستند و تنها در مرگ اعضای آن از این حزب قدیمی و انقلاب‌ساز، یاد می‌کنند.

تجلیل از آرمانگرایی

علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه اعتماد نوشته: سال‌های بسیار است که در رسانه ملی اسمی از دکتر یزدی و دوستانش نمی‌برند؛ ببرند هم به زشتی می‌برند و در بازگویی تاریخ انقلاب بدشان را می‌گویند. چند طایفه با نهضت آزادی بدند، بلکه از آن کینه به دل دارند. یک طایفه ضدانقلاب‌ها هستند که چون با انقلاب خرده‌ حساب دارند با نهضت آزادی و اعضایش نیز خرده‌حساب دارند.

به نوشته این مقاله: گه‌گدار در شبکه‌های ماهواره می‌بینیم و می‌شنویم که دکتر یزدی را عامل اعدام‌های اول انقلاب معرفی می‌کنند و اینقدری که از او حرص دارند از مرحوم خلخالی ندارند. طایفه دیگری که با دکتر یزدی و همفکرانش کنار نمی‌آیند، انقلابی‌ها هستند. از دید انقلابی‌ها، دکتر یزدی لیبرال است و فرصت‌های انقلاب را در همان سال‌های ٥٧ و ٥٨ و ٥٩ سوزانده و از این بابت موجب سرزنش است. او را یک عده به جهت انقلابی بودن سرزنش می‌کنند عده‌ای دیگر به جهت لیبرال بودن.

کرگدن در نهایت نوشته:حتی در جریان اصلاحات که خیلی از سلایق متفاوت گرد هم جمع شدند و مشترکات‌شان را روی میز گذاشتند، اکثرا نتوانستند با نهضت آزادی به اشتراک برسند. آخر چطور می‌شود مجاهدین انقلاب اسلامی را با نهضت آزادی شریک کرد؟! ته تهش یکی خودی است و دیگری ناخودی. با این همه اما نسل‌های سوم و چهارم انقلاب با نهضت آزادی رابطه بهتری برقرار کردند و به یزدی و دوستانش بیشتر احترام گذاشتند.

حق نشر عکس Jahan-e Sanat
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

همه چیز درباره غروب یک دیپلمات

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهروند با اشاره به درگذشت ابراهیم یزدی کوشیده واکنش افرادی را پیش بینی کند از جمله روزنامه کیهان: ویژه‌نامه ابراهیم یزدی و نقش او در شکسته‌شدن بی‌مورد تحریم‌ها در نیمه‌پنهان کیهان فردا در ٤٢٨ صفحه.

علی مطهری: باید نقش احمدی‌نژاد هم در بایکوت نهضت آزادی بررسی شود.

روزنامه همشهری (دوران قالیباف): پیش از درگذشت ابراهیم یزدی هشت خط مترو تهران افتتاح شد.

روزنامه همشهری (دوران محمدعلی نجفی): پس از درگذشت ابراهیم یزدی مشخص شد کلیه خطوط مترو استاندارد نیست

روزنامه آرمان: اولین درگذشت بعد از ‌هاشمی‌رفسنجانی!

سایت تابناک: محسن رضایی اعلام کرد تا هفتادبار خبر درگذشت ایشان تأیید نشود و پیکر ایشان را با چشم خودش نبیند دیگر اظهارنظر نمی‌کند.

محمدباقر قالیباف: یکی از چهاردرصدی‌ها از دنیا رفت. روحش شاد اما من خیلی تو شهرداری زحمت کشیدم. ایشان هم شاهد بود. مرحوم بازرگان هم شاهد بود. خود مرحوم‌ هاشمی هم حتی اگر بود شهادت می‌داد.

اعتدال محافظه کاری نیست

جلال خوشچهره در سرمقاله ابتکار نوشته:رئیس‌جمهور روحانی بیش از هرکس می‌داند که اکنون در برابر انبوهی از مطالبات قرار دارد که نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد. مردم در بزنگاهی حساس و تاریخی و در دو مرحله به او رای اعتماد دادند؛ چون براین باورند که به پشتوانه تجربه و مهارت سیاسی می‌تواند با حفظ سامان سیاسی به اصلاحات لازم و فوری در ساختار جاری همٌت کند.

به نوشته این مقاله: دولت برای اجرای برنامه‌هایش باید همچنان قدرت جلب اعتماد و بالتبع مشارکت مردم را حفظ کند. اینکار به چند عامل متکی است که نخستین آن ایجاد توافق عمومی یا به عبارت بهتر، توانایی انطباق مصالح عمومی است. هرگونه اقدام دولت که تصوری بیگانه با مصالح عمومی را سبب شود، می‌تواند به‌طور مستقیم براعتبار آن آسیب جدی وارد کند.

ابتکار در نهایت نوشته: مطالبات از دولت دوازدهم و شخص رئیس‌جمهوری پیچیده، گنگ و غیر منطقی نیست دولت اعتدال فارغ از اینکه چه ترکیبی از وزیران را در خود جا داده، باید بتواند از دخالت افراطی گروه‌های متنفذ و برخوردار بکاهد. به زیاده خواهی‌ جریان‌هایی که کوشیده‌اند همیشه بر جمیع امور مسلط باشند، پایان دهد. بتواند در برابر مطالبات غیر منطقی با شجاعت ایستادگی کند.

استقبال از مواضع روحانی

جوان در گزارش اصلی خود نوشته: سرانجام هر آنچه منتقدان و دلسوزان نظام در ایام انتخابات می‌گفتند به وقوع پیوست. خیلی‌ها در اردیبهشت می‌گفتند برخی موضع‌گیری‌ها و اظهارات آقای روحانی که هم رئیس‌جمهور مستقر بود و هم نامزد انتخابات، علیه کلیت نظام است. اظهارات جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور هم قوز بالای قوز شد. انتقادات رئیس‌جمهور مستقر علیه نظام و نهادهای انقلابی نظام به قدری شور شد که رسانه‌های بیگانه و معاند مترصد اظهارنظرهای روحانی بودند تا آن‌ را تبدیل به تیتر یک خود کنند؛ تخریب‌هایی علیه سپاه، علیه شورای نگهبان، علیه اقدامات قضایی نظام در دهه‌های گذشته و سایر نهادهای انقلابی و اسلامی.

روزنامه مخالف دولت بدون اشاره به گفته های رییسی و قالیباف نامزدهای بازنده انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ تاکید کرده که روحانی و جهانگیری در مقابل رئیسی و قالیباف شمشیر را از رو بستند و به بهانه انتخابات، عملکرد نظام را در دهه ۶۰ و همچنین عملکرد قوه قضائیه را در هر میتینگی زیر سؤال بردند.

جوان این مقدمه را بدان جهت آورده که که از گزارش ۱۲۰ صفحه‌ای عاصمه جهانگیر، گزارشگر حقوق بشر ایران در سازمان ملل اشاره کند که رییس قوه قضاییه گفته است با استقبال جهانگیر مواجه شده و گزارشگر از مواضع علیه نظام رئیس‌جمهور مستقر، ‌گزارش حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی ساخته است.

بررسانی جامعه دیجیتال

شهروند در سرمقاله خود جمله ای از فرهاد رهبر رییس جدید دانشگاه آزاد نقل کرده که گفته «یک دانشگاه غیرانتفاعی متعلق به یکی از مسئولان که خود در دادن رشته‌محل به دانشگاه‌ها دست دارد، بدون عضو هیأت‌علمی است، بروید ببینید چند تا دانشجو دارد؟ چرا فقط دانشگاه آزاد را متهم می‌کنید نسبت به این‌که مثلا در واحد ایکس آن بدون داشتن عضو هیأت‌های علمی مثلا این تعداد دانشجو گرفته است؟ یک بام و دو هوا نمی‌شود. در دانشگاه خودمان (دانشگاه آزاد) فردی را معرفی کرده‌اند کارگر خانم یک آقایی است. او در مقطع دکتری در همین جا دارد تدریس می‌کند.»

شهروند با اشاره به این جامعه دیجیتال جامعه شفافیت است نوشته رئیس دانشگاه آزاد خیلی ساده و درست می‌توانست نام دانشگاه یا موسسه آموزش عالی که مربوط به یکی از افرادی است که در دادن رشته‌محل به دانشگاه‌ها نقش دارد را بیاورد. نام این فرد را هم ذکر و رشته‌هایی را که فاقد عضو هیأت‌علمی است، معرفی کند. اگر ایشان به گفته خود اعتماد دارند، چرا باید در پرده سخن بگویند؟

به نوشته این روزنامه:بخش دوم ادعاهای ایشان بسیار جالب‌تر است. این‌که یک نفر در مقطع دکترا درس می‌دهد و کارگر خانم یک آقایی است! آن خانم و آن آقا دارای نام هستند، چرا نام نمی‌برید؟ به‌علاوه، کارگر آن خانم است چه معنایی دارد؟ یعنی برایش بیل می‌زند و نظافت خانه می‌کند یا آبدارچی اداره اوست یا این‌که مثل بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در شرکت خصوصی و از طریق قانون کار در رشته خودش کار می‌کند، ولی کارگر شناخته می‌شود؟ به این معنا نویسنده این یادداشت هم کارگر است. به‌علاوه، کارگر یک خانم بودن چه مشکلی دارد؟ خانم یک آقا بودن یعنی چه؟ مگر خانم یک خانم هم می‌توان بود؟ نام این استادنما چیست.

اگر این فرد بی‌سواد و فاقد صلاحیت است، چه کسی خسارت‌های وارده به دانشجویان او و نیز جامعه را جبران می‌کند که دانشجوی بی‌سواد با مدرک دکترا تحویل داده است؟ پاسخ به این پرسش‌ها شاید مهمتر از اصل ماجراست.

حق نشر عکس Etemad
Image caption کارتون علیرضا پاکدل، اعتماد

مرگ در صبح شهریوری

سعید برآبادی در ستون همیشگی خود در شرق نوشته: صبح دوشنبه، جهانگیر کاشانی در محله قدیمی‌اش تشییع شد. نسل جدید کمتر او را می‌شناسند، اما نسل قدیم خاطراتی با این خواننده کوچه‌بازاری داشتند که شاید همین موضوع، آنها را به این مراسم کشانده بود. او یکی از اولین خواننده‌هایی بود که بعدها به سبک کوچه‌بازاری مشهور شد، اما کمتر افرادی می‌دانند که جهانگیر، کارش را با اجرای تئاتر و خواندن شعری از پروین اعتصامی آغاز کرد.

به نوشته این مقاله: در سال ها کار جدی در این عرصه، جهانگیر بیش از ١٥٠ ترانه را اجرا کرد که بعضی از آنها با ترانه‌سرایی خودش همراه بود و بعضی‌ها هم مثل «تلفن» توانست خاطره‌ساز نسل‌ها باشد تا جایی که حتی چهار دهه بعد از آن روزها، سوری‌لند از همین ترانه برای کلیپ انیمیشنی خود بهره برد و دوباره نام جهانگیر را سر زبان‌ها انداخت.

شجریان رِ بکشونید توی سالن!

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: از شخصیت‌های ویژه و معتدل جریان اصولگرایی اعلام کرده: «نباید جلوی کنسرت شجریان را بگیریم» اتفاقاً تندروهای این جریان و دلواپسان هم همین عقیده را دارند و بارها زیرلب گفته‌اند: «بکشونیدش توی سالن!».دلواپسان هم بر این باورند که کنسرت باید مجوز بگیرد، بعد ما به صورت خودجوش مجوز کنسرت‌ها را لغو کنیم زیرا کنسرت است و لغو مجوزش.

سردسته دلواپسان به نوشته این طنزنویس گفته: الان در کارنامه ما لغو کنسرت همه جوره و همه رنگی موجود است، فقط خال‌خالی سفید و صورتی نداریم و لغو کنسرت شجریان در کلکسیون خود نداریم که باید شرایطی فراهم شود که قدر سرمایه‌های خود در عرصه موسیقی را بدانیم و به آنها مجوز کنسرت بدهیم اما کنسرت را لغو کنیم. یا حداقل برق سالن را خاموش کنیم تا «کنسرت موسیقی سنتی» به «فیلم ترسناک صنعتی - سنتی» تبدیل شود.

در ادامه ستون طنز روزنامه ایران آمده: شب گذشته در جریان جشنواره فیلم سلامت افتاد و برق سالنی که شهرام ناظری در آنجا مشغول اجرای ترانه‌هایش بود ناگهان قطع شد که احتمالاً یکی از دلواپسان با لباس بابا برقی وارد سالن شده و همینطوری که سبیل‌های شهرام ناظری را نوازش می‌کرده گفته: «هرگز نشه فراموش، ساز اضافی خاموش!» و حضار هم از شهرام ناظری درخواست کرده‌اند که«یک شب آتش در نیستانی فتاد» را نخواند، بلکه آن را به صورت عملی اجرا کند تا حداقل چشم چشم را ببیند.

حق نشر عکس Shargh
Image caption کارتون علی رومانی، شرق