روزنامه‌های تهران؛ سوگ کودکان هرمزگان و گفتگوی برجام

روزنامه های صبح یکشنبه ۱۲ شهریور تهران در مقالات خود ضمن تاسف از تصادف منجر به کشته شدن کودکان راهی اردو در استان فارس، به مجادلات سیاسی خود درباره برجام ادامه داده‌اند.

خطای سیستم کامیپوتری و فروش بلیت مسابقه فوتبال به زنان در حالی که همچنان قرار نیست به آنان اجازه داده شود برای تشویق تیم ملی فوتبال ایران در ورزشگاه حاضر شوند گزارش های چند روزنامه را به خود اختصاص داده است.

حق نشر عکس Bahar
Image caption تیتر و عکس صفحه اول بهار

سوتی دلچسب

وقایع اتفاقیه در گزارش اصلی خود نوشته: از صبح دیروز که سایت بلیت فروشی مسابقات فوتبال شروع به فروش بلیت‌های بازی ایران و سوریه کرد موجی در فضای مجازی شکل گرفت. تعدادی از زنان وارد سایت شده بودند و با وارد کردن مشخصات و پرداخت بهای بلیت اقدام به خرید بلیت بازی کرده بودند. تعدادی از کسانی که بلیت خریده بودند با ذوق و شوق خبر این اتفاق را در فضای مجازی منتشر کردند و به بقیه هم اطلاع دادند. خیلی عجیب بود که فرآیند خرید بدون هیچ مشکلی انجام می‌شد.

به گزارش این روزنامه: با گذشت چند ساعت موضوع کاملا فراگیر شد. ذوق و شوق خانم‌ها برای موفقیت در خرید بلیت در فضای مجازی کاملا قابل رویت بود. این اتفاق قبلا هم افتاده بود. البته نه به این شکل. سال گذشته در برنامه نود مشخص شد که به رغم ممنوعیت ورود زنان به استادیوم‌ها، می‌شود با کد ملی متعلق به آن‌ها بلیت خرید! البته این اتفاق با درج کد ملی اموات هم ممکن بود. به همین دلیل به نظر می‌رسید این مساله بیشتر یک اشتباه در طراحی سایت باشد! آن روزها کسی این ماجرا را جدی نگرفت. اما این بار کمی فرق می‌کرد.

وقایع اتفاقیه نوشته در ماه های اخیر برای آزاد شدن زنان در ورود به ورزشگاه ها کمپین ها شکل گرفت و در مسابقات انتخابی جهان که در اردبیل برگزار شده خانم ها بدون هیچ مشکلی وارد ورزشگاه شدند و این ها امیدواری ها را بیشتر کرده بود. اما دلخوشی چند ساعت بیشتر زنده نماند، چرا که رییس حراست فدراسیون فوتبال گفت: «هیچ برنامه‌ای برای حضور بانوان در مسابقه ایران و سوریه وجود ندارد.» این حرف‌ها نقطه پایانی بود بر رویایی چند ساعته.

از علیرضا رجایی

روزنامه ایران در خبری پیرامون دیدار عبدالله نوری وزیر کشور پیشین در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امیراعلم برای عیادت از علیرضا رجایی متفکر و روزنامه نگار نوشته: در این دیدار گزارشی از فرایند درمان علیرضا رجایی از حدود دو سال قبل تاکنون و شرایط سختی که بر ایشان در این دوران گذشته، ارائه شد. همچنین عمل سنگین جراحی در مدت ١٤ ساعت روی صورت او.

احمد غلامی در شرق نوشته: این روزها سختْ دلتنگ می‌شویم. نمی‌دانیم این دلتنگی از کجا سراغ‌مان آمده است و چاره دلتنگی چیست. به هر دری می‌زنیم. خواندن‌ کتابی، تماشای فیلمی، نشستن در کافه‌ای، روایت خاطره‌‌ای یا پرداختن قصه‌ای؛ اما دلتنگی سمج چسبیده است به سقفِ دل‌مان. چرا زدوده نمی‌شود این دلتنگی‌ ویرانگر. دیگر عشق هم چاره کار نیست. این وادی حیرت است، دلیلی برای دلتنگی نخواهیم یافت.

به نوشته سردبیر این روزنامه: دلتنگی هست تا اینکه یکباره مردی در برابر ما ظاهر می‌شود با صورتی که نیمی از آن را باند سفیدی پوشانده است و مجری تلویزیون بدون هیچ احساس همدردی که نشان از مسئولیت‌پذیری او باشد در امر خبر، از علیرضا رجایی می‌گوید. از مردی منزه که دیگر نیمی از صورت و یک کره چشمش وجود ندارد و اینک باید با صورتی نیمه، زندگی نیمه‌کاره خود را نظاره کند. کاش باز خردادی می‌آمد و هوای خردادی. باز علیرضا رجایی کیف سامسونت به‌دست از درِ تحریریه وارد می‌شد و با لبخندی بر لب خطاب به همکارانش می‌گفت: ببخشید دیر آمدم!

در همین روزنامه فیض الله عرب سرخی نیز در رثای علیرضا رجایی از دغدغه همیشکی او برای گسترش مطبوعات خبر داده است.

رئیسی، "رئیسی جمهور" کشور شد

محمدامین فرشادمهر در ستون طنز روزنامه ایران نقل کرده که ممکن است از چند روز آینده با یک ساز و کار جدید و برای پیگیری مطالبات بحق مردم ایران با نام جدید «رئیسی جمهور»روبرو شویم. در این جا چه استفاده بدیع و هنرمندانه‌ای از کلمه رئیسی شده و ادبیات به چه جایگاه رفیعی در عرصه سیاست دست پیدا کرده.

به نوشته این طنزنویس: به هرحال ذوق ادبی مذکور، قابلیت استفاده در مورد سایر افراد را هم دارد. مثلاً می‌توانیم ب.ز را در عید قربان قربانی کنیم. یا مُطالبه‌مان از معاون اول دولت این باشد که جهان را بگیرد. یا مثلاً عادل فردوسی‌پور در برنامه نود بگوید: «چنین گفت کی‌روش به اسفندیار/ اگر شاخ هستی، شجاعی بیار!» یا کامران تفتی را به‌عنوان مجری اخبار در تلویزیون بیاوریم تا اخبار مختلف را برایمان تفت دهد.

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده: به هر حال اگر خبر صحت داشته باشد، ضمن تبریک به ایشان و هوادارانشان به خاطر این پیروزی، چند اتفاق در ادامه قابل پیش‌بینی است. اول اینکه «رئیسی (!) جمهور» محترم کشور، یک مجلس دورهمی تشکیل داده و وزیران پیشنهادی‌اش اعم از تتلوی خارجه، تتلوی راه و شهرسازی و دیگر تتلوها را برای اخذ رأی اعتماد به ایشان معرفی می‌کند.

حق نشر عکس Shargh
Image caption کارتون علی رومانی، شرق

تقلای ترامپ در منطقه ممنوعه برجام

فریدون مجلسی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: دولت امریکا در روزهایی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به عنوان مرکز پایش پایبندی ایران به تعهداتش در چارچوب برجام گزارش مثبتی را منتشر کرده است، تلاش می‌کند برای به بن‌بست کشاندن توافق هسته‌ای بهانه پیدا کند. بهانه‌ای که با گزارش مثبت اخیر آژانس درباره اجرای کامل برجام از سوی ایران ناکام مانده است. پیشنهاد بازدید از مراکز نظامی ایران در امتداد چنین هدفی مطرح شده که بیش از هر چیز از بی‌تجربگی دونالد ترامپ در عرصه سیاست حکایت می‌کند.

آنچه ترامپ درباره بازدید از مراکز نظامی یک کشور در ذهن دارد، بازدیدهایی است که امریکا بعد از جنگ تجاوزکارانه عراق به کویت به عمل آورد که طی آن و در نتیجه شکست عراق، این کشور پذیرفت که امریکا با یک آتش‌بس از مراکز نظامی عراق بازدید کند. حالا ترامپ در شرایطی که در آغاز ریاست جمهوری‌اش وعده کناره‌گیری از برجام را داده است، در تلاش است این وعده خود را عملی کند آن هم در شرایطی که امکانات و امور را برای این کار مهیا نمی‌بیند.

به نوشته روزنامه دولت: آژانس به عنوان عضو ناظر توافق هسته‌ای با ایران، تنها در صورتی می‌تواند درخواست بازدید از مراکز مورد ادعا را از ایران مطرح کند که شواهد جدی و قانع کننده‌ای را از سوی مراکز معتبر و قابل استناد ارائه دهد و این در حالی است که بازدید از مراکز نظامی هم جزو ممنوعه‌های داخلی کشورمان است. ممنوعه‌ای که ترامپ با علم به مخالفت ایران و صرفاً بر مبنای یک خواسته ذهنی آن را مطرح کرده و در عین حال نتوانسته است اسناد ادعایی را تهیه کند. او می‌خواهد با طرح این ادعا و مخالفت ایران، دلیل کافی به جهان بدهد که امریکا حق برهم زدن توافق هسته‌ای را دارد.

خطاهای خسارت‌بار برجام

کیهان در ادامه مخالفت های خود با توافق ایران با شش کشور بزرگ درباره فعالیت های هسته ای امروز گزارش اصلی خود را با تیتر طعنه آمیز برجام بسیار دقیق آقای ظریف به نفع ما یا آمریکا؟ از بی دقتی های خسارت باری در متن برجام خبر داده و در یادداشت روزی که به همین موضوع اختصاص داده از قول نماینده آمریکا نقل کرده که آمریکایی از بی اطلاعی طرف ایرانی استفاده کرده و سرمان را کلاه گذاشته است.

حسین شریعتمداری در تازه ترین نقد خود بر برجام نوشته: منتقدان و از جمله کیهان از تیم مذاکره‌کننده خواسته بودند که مذاکرات به روال تعریف شده در عرف دیپلماتیک، به زبان فارسی صورت بپذیرد و متن کامل توافق نهایی به دو زبان فارسی و انگلیسی که هر دو قابل استناد باشند نوشته و منتشر شود. این خواسته که در صورت تسلط کامل مذاکره‌کنندگان به زبان انگلیسی نیز برای پیشگیری از سوءاستفاده حریف ضرورت داشته و معمول و شناخته شده است، مورد توجه تیم کشورمان قرار نگرفت.

در یادداشت روز این روزنامه تندرو آمده: قاعده شناخته شده در تنظیم توافقنامه‌ها آن است که برای پیشگیری از سوءاستفاده در تفسیر واژه‌های دو پهلو، معنا و تعریف مورد توافق از آن واژه را به صراحت در متن می‌آورند (تعریف جامع و مانع) و یا یک مرجع مرضی‌الطرفین برای تفسیر اینگونه واژه‌ها تعیین کرده و در متن اصلی توافقنامه بر آن تصریح می‌کنند. اما متاسفانه تیم هسته‌ای این قاعده بسیار بدیهی و شناخته شده را نیز رعایت نکرده است.

ایران با ترامپ چه کند؟

علی خرم در مقاله ای در شرق نوشته: چندين ماه قبل، پيش‌بيني شد که فقط سه راه پيش پاي ترامپ وجود دارد؛ اول اينکه افسار کار حکومت را در اختيار حزب جمهوري‌خواه قرار دهد و حزب، کشور را اداره کند و وي رئيس‌جمهوري تشريفاتي باشد. دوم اينکه شکست سياست‌هايش را بپذيرد و استعفا دهد. سوم اينکه در انتظار استيضاح باشد. خصوصيات روحي دونالد ترامپ نشان داده محتمل‌ترين راه براي وي، استيضاح و در غير اين‌ صورت استعفاست.

این استاد دانشگاه با اشاره به استعفاهای متعدد در تیم کاخ سفید نوشته: نه ترامپ توانايي تحمل آنان را دارد و نه آنان تحمل ادامه چنين سرافکندگي‌ای را دارند و اين در تاريخ آمريکا بي‌نظير است. اکنون اين سؤال پديد مي‌آيد؛ ايران بايد چه راهي را براي مواجهه با او برگزيند؟ اشتباهات پي‌درپي اين چهره جنجالي، چاله عميقي براي وي حفر کرده و او براي نجات خود نياز به مستمسکي دارد تا به بهانه آن مدتی حيات سیاسی خود را افزايش دهد و ايران نبايد اين مستمسک باشد.

مقاله شرق پیش بینی کرده: ترامپ همين‌طور در مسير استيضاح يا استعفا پيش رود و جامعه آمريکا در ابعاد سياسي و اجتماعي به اندازه کافي به حساب او می رسد. دولت ترامپ سعي مي‌کند با طرح بازديد از سايت‌هاي نظامي، مقدمات عدم پايبندي ايران به برجام را فراهم کند. ايران با تلاش‌هاي ديپلماتيک مي‌تواند بر اين مشکل فائق آيد و زمان بخرد تا افق روشن شود و در اين راه کشورهاي اتحاديه اروپا همراه ايران خواهند بود.

استمرار برجام، چگونه؟

شرق در گزارشی از چند چهره سیاسی پرسیده برای استمرار برجام چطور باید عمل کرد. هاشم صباغیان فعال سیاسی نوشته پیام اصلی برجام، چندان ساده و مربوط به زمان خاصی نبود که بتوان به‌سادگی پایان تاریخ‌مصرف آن را اعلام کرد. امروز دنیا با تب‌وتاب مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند و کشور ما هم به‌خاطر برخی سوءاستفاده‌هایی که در عرصه اقتصاد- خصوصا در سال‌های تحریم- شده، با چالش‌هایی مواجه است.

سعید معیدفر جامعه‌شناس به شرق گفته است: ادرواقع این توافق جهانی، بسترساز رفع بی‌انگیزگی‌هایی بود که در حوزه مسائل اجتماعی و بستر جامعه به چشم می‌خورد و شاید همگی، محصول تحریم نبودند. اگر دولت از یک سو به توافق برجام دست یافت، از سوی دیگر عملا مجبور به رویارویی داخلی با مخالفان برجام در داخل کشور شد تا جایی که هنوز فرصت سرمایه‌گذاری درست در حوزه اجتماعی را نیافته است. اگر به دنبال استمرار برجام هستیم، ایجاد سرمایه اجتماعی باید در اولویت کار دولت جدید قرار بگیرد.

علی دینی‌ترکمانی اقتصاددان اظهار نظر کرده که: تلاش دولت در زمینه برجام، تلاش گسترده‌ای برای رفع تحریم‌ها، بازگشت اقتصاد به شرایط باثبات قبل، ایجاد آرامش در بازار سرمایه‌گذاری و نوید آینده‌ای روشن‌تر بوده است. در این میان اتفاقات داخلی و بین‌المللی فراوانی پیش آمده که روی نتایج برجام به‌نوعی سایه افکنده است؛ بی‌اعتمادی‌های داخلی، تنش‌های منطقه‌ای، ریاست‌جمهوری ترامپ و... بخشی از این اتفاقات هستند، اما نمی‌توان بر اساس این مسائل، نتیجه گرفت که نباید از همان ابتدا به سراغ برجام می‌رفتیم و همچنین نمی‌توان در شرایط امروز، برجام را پایان‌یافته توصیف کرد.

فرزندان عزیز دکتر یزدی

عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان به روزنامه های روزنامه های گذشته درباره درگذشت ابراهیم یزدی پرداخته و با تعجب از این نوشته که چطور گروهی که در سال اول انقلاب که ابراهیم یزدی در صحنه سیاسی حضور داشت در برابر وی بودند اینک چنین به تحسین و تجلیل از وی می پردازند.

این روزنامه مخالف اصلاحات نظر داده که: دگرديسي امروز اصلاح‌طلبان و نشاندن ابراهيم يزدي در صف اول كنگره‌هاي حزبي خود به خاطر دگرديسي در يزدي نبود. او از ۵۸ تا هم‌سفره شدن با اصلاح‌طلبان و حتي بعد از آن از چارچوب فكري ثابت و مشخصي تبعيت مي‌كرد. يزدي به سوي اصلاح‌طلبان نيامد بلکه اصلاح طلبان با شعار اغواگر «ايران براي همه ايرانيان» نسبت به گذشته خود و مستندات امام سكوت كردند. فقط تسليت در فوت مرحوم يزدي نبود كه اگر بود چندان اشكالي نداشت.

جوان در توضیح بیشتر نوشته: رسانه‌ها و شخصيت‌هاي اصلاح‌طلب آنطور كه به يزدي پرداختند به آيت‌الله موسوي اردبيلي و مهدوي كني نپرداختند. شاخص‌هايي كه در توصيف وي به كار گرفتند، فحاشي قطعي و حتمي به امام بود.

بدون ترديد بخش فكري اصلاحات فرزندان عزيز دكتر يزدي‌‌اند و اينچنين فهم جناحي و سليقه‌اي از صحنه سياسي كشور فقط يك مصلحت يا يك خودفريبي آگاهانه است. يزدي در مبارزه با نظام شكست خورده به معني عرفي آن نبود. او احساس پيروزي مي‌كرد. پيروزي او از جنس نرم بود.

در پایان سرمقاله جوان آمده: بيداري حزب‌الله بايد زماني مي‌بود كه سروش در منزل عبدالله نوري گفت: «من افتخار مي‌كنم كه اصلاح‌طلبان مي‌گويند ما ليبرال هستيم، بالاخره شترسواري دولا دولا نمي‌شود»، اما اكنون هم دير نيست.

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption محمد طحانی، ابتکار

چرایی بی تفاوتی جامعه

شهرام خادم در مقاله ای در بهار از بی تفاوتی ها در جامعه نوشته: شوك هاى بزر گ وارده به بطن جامعه وقتى مرگ هموطنان صرفـا بـه تیتـر خبرگذارىها بدل مى شـود و هیـچ واکنشـى در جامعه بر نمى انگیـزد یعنی سیسـتم دفاعـى کالبـد جامعـه از کار افتاده اسـت. از خصیصه هاى مردمى درونقلمروجغرافیایى یک جامعه کـه آنها را به یـک کِل یکپارچه در جایگاه جهانىشـان تعریف مى کند، همبستگى است. همبستگى که به میانجى خواست نظام حکمرانى در پیوند با مناسـبات تاریخى، فرهنگى و سیاسـى جامعه تعبیه مى شـود.

به نوشته این مقاله: وقتى سـاختار سیاسـى حاکم، غیرشـفاف و متمرکز عمل کند تبعیض علیه همبسـتگى در میان اقشار مردم فراوان مى شـود. ساختار غیرشفاف زمامدارى دولت مرکزى منجر به برکشـیدن افـراد و حلقه هاى نزدیک به مرکز قدرت شـده و فرصت هاى فراقانونى دربرخوردارى از ثروت به آنان اعطا مى کند. تبعیض حاصله منجر به شکاف در توزیع همگن قدرت و ایجاد اقشار خودى و غیرخـودى در جامعه مى شـود. این ناهمگنـى در توزیع قدرت، ارجحیت منافـع صاحبـان قدرت مرکزگرا بر منافع مردم در همهى شـئون را به همراه خواهـد داشـت.

همه ما خواب‌آلوده هستیم

ایرج اسلامی در مقاله ای در شهروند نوشته: غم از دست‌دادن کودکان برای سوگوار‌کردن یک ملت و حتی بیش از آن برای فرورفتن انسان‌ها در هر کجای جهان در دریای غم کافی است، اما فقط غم نیست که روح ما را می‌آزارد، خشم هم هست و حسرت و البته احساسات انسانی دیگر. پیش از آن‌که بخواهم به سر موضوع باز روم، به ‌عنوان یک شهروند گلایه خود را از نگاه نادرست به موضوع چه در تیتر روزنامه‌ها و چه در نوشته‌ها و تسلیت‌نامه‌ها پنهان نمی‌توانم کنم.

این‌که این بچه‌های ما نخبه یا شاگرد اول، در این فضا مدخلیتی ندارد. فرض کنید معمولی‌ترین شاگردان یک شهر یا مدرسه بوده‌اند. آیا بچه‌ها را به میزان استعدادهای تحصیلی خاص آنها دوست داریم؟ رفتن به سراغ موضوع نخبه‌بودن کودکان انحراف ظریف از واقعیتی است که به خودی خود تلخ و غیرقابل تحمل است. بچه‌ها مثل دفعات قبل به دلیل بی‌مسئولیتی و بی‌تدبیری خود ما کشته شدند و بعضی هم برای تمام عمر از زندگی معمول محروم شدند و وابسته کمک این و آن.

نویسنده در پایان مقاله پرسیده مگر می‌شود اتفاقی چنین هولناک بیفتد و فقط خواب‌آلودگی راننده دلیل آن باشد؟ همه ما خواب‌آلوده‌ایم. همه در محل و جایگاه خود به اندازه کافی مسئولیت‌پذیر نیستیم؛ در مورد بچه‌های خود مسئولیت‌پذیر نیستیم.

حوادث اردوهای دانش‌آموزي در سه گام!

احمدرضا كاظمي در صفحه طنز بی قانون نوشته: متنفرم از طنزهايي كه بايد با «متاسفانه» شروع‌شان كنم اما متاسفانه باز هم يكي ديگر از اردوهاي دانش‌آموزي از بين معصوم‌ترين و مظلوم‌ترين قشر كشورمان قرباني گرفت. همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد سيستم آموزش و پرورش ما به مرحله‌اي رسيده كه دانش‌آموزان براي رفتن به اردو علاوه‌بر «رضايت‌نامه» بايد يك «وصيت‌نامه» هم به همراه داشته باشند! پس دست به کار شدم و طرح سه مرحله ای نوشتم

طنز نویس گام اول را چنین توصیف کرده: از آنجايي كه علت اصلي تمام حوادث زميني، هوايي و ريلي در كشور، سرعت غيرمجاز، خواب آلودگي راننده/خلبان/لوكوموتيوران و عدم توجه به علايم هشداردهنده است، بهتر است اردوها به‌صورت «پياده‌روي» برگزار بشوند. حالا فوقش دانش‌آموزان و معلمان مجبور مي‌شوند يكي دو روزي راه بروند كه اين خودش حكم ورزش كردن را دارد و تازه براي سلامتي‎شان هم خيلي مفيد است!

طنزنویس بی قانون در نهایت نوشته: حذف اردو فقط مي‌تواند جلوي حوادث مربوط به برگزاري اردو را بگيرد، درحالي‌كه دانش‌آموز در مسير مدرسه هم مي‌تواند دچار حادثه شود. حتي داخل خود مدرسه می تواند موجب زير سوال بردن مسئولان دلسوز بشود.پس به‌طور كلي پديده دانش‌آموز را از نظام آموزشي كشور حذف كنيد. بچه‌ها در ۱۸ - ۱۷ سالگي بروند براي آزمون كنكور! وقتي كه دانشجو شدند ديگر اين چيزها مهم نيست چون دانشجو هر بلايي كه سرش بيايد حقش است!

حق نشر عکس Sharvand
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شهروند