روزنامه‌های تهران؛ وحشت از بمب کره‌شمالی یا تحسین موفقیت

روزنامه های صبح دوشنبه ۱۳ شهریور تهران در عنوان های بزرگ صفحه اول خود درباره آزمایش بمب هیدروژنی کره شمالی نوشته اند. روزنامه های میانه رو از این حرکت خودکامه پیونگ یانگ به عنوان جلو انداختن یک فاجعه بزرگ انسانی یاد کرده اما روزنامه های تندرو این حرکت را موفقیت کره شمالی و پاسخی به تهدیدهای دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، خوانده اند.

تازه ترین گفته های معاون قوه قضاییه درباره محصورین و محکومین و زندانیان و دستگیرشدگان در صفحات اول این روزنامه ها با اهمیت دیده شده در حالی که عوارض کاهش نرخ سود بانکی توسط بانک مرکزی هم صفحات اقتصادی روزنامه ها را به خود اختصاص داده است.

حق نشر عکس BBC Sport
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

خطر فاجعه بزرگ انسانی

ابوالقاسم قاسم زاده در سرمقاله اطلاعات با مقدمه ای در شرایط خطرناکی که بعد از آزمایش بمب هیدوروژنی توسط کره شمالی پیش آمده نوشته: ترامپ دو روش را موازی هم درباره بحران در شبه‌جزیره کره پیش می‌برد. اول، آماده‌سازی نظامی و مانور نظامی با کره جنوبی و آرایش کامل در آب‌های دریای چین. دوم، مأموریت‌های دیپلماتیک که وزیر خارجه تیلرسون به‌عهده گرفته است و در ظاهر خود را مخالف وقوع جنگ نشان می‌دهد.

به نظر نویسنده مقاله: تشدید اختلاف‌های سیاسی ـ اقتصادی دولت ترامپ با روسیه و چین که روابط دوجانبه آمریکا با مسکو و پکن را در پایین‌ترین سطح آورده، زنگ خطر وقوع جنگ و فاجعه بزرگ انسانی را تشدید می‌کند. فعلاً مانع بزرگ وقوع جنگ، مسکو، پکن، توکیو و سئول (کره جنوبی) نیستند اگرچه مدام درباره خطرهای وقوع فاجعه بزرگ جنگ هشدار می‌دهند. مانع ترامپ، کنگره آمریکا است که در تأیید ترامپ در تردید شدید به سر می‌برد.

اطلاعات در نهایت نوشته: اینکه وقوع جنگ اجتناب‌ناپذیر باشد، هنوز نظر جمعی کارشناسان سیاسی ـ نظامی نیست اما همه سران کشورها و بسیاری از کارشناسان برجسته سیاسی باور دارند، ترامپ گام به گام آمریکا و متحدان آن بخصوص در دریای ژاپن، چین و شبه‌جزیره کره را به سوی یک جنگ جدید سوق می‌دهد. زنگ خطر فاجعه بزرگ انسانی از شروع یک جنگ تا مرز در گیری اتمی به صدا درآمده است.

پاسخ به خشم ترامپ

رحیم لاری در سرمقاله روزنامه جوان نوشته آزمايش‌هاي موشكي كره‌شمالي نشان داد که این کشور توانسته در فناوري موشكي هم پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي به دست بياورد و دست كم جايي مثل جزيره امريكايي گوام در تيررس موشك‌هاي آن قرار دهد. با وجود اين، شك و ترديدهايي وجود دارد که این کشور بتواند بمب های خود را با موشك‌هاي بالستيك به سوي اهداف مورد نظر پرتاب كند. كره‌شمالي مدعي است اين قابليت را به دست آورده است.

نویسنده این مقاله معتقدست حکومت پیونگ یانگ با انفجار دیروز دو پیام فرستاده. اول این که پيشرفت‌هايش در دو زمينه توليد موشك بالستيك و بمب اتمي همگام بوده و حالا مي‌تواند قدرت اتمي‌اش را به رخ بكشاند. پیام دیگر خطاب به دونالد ترامپ كه در اين مدت كوتاه از حضورش در سفيد فشار و تبليغات بي‌سابقه‌اي را عليه كره‌شمالي به راه انداخته است.

جوان نوشته ترامپ به نحوي ساده‌لوحانه تصور مي‌كرد كه در این صف آرایی پيروزي به دست آورده و توانسته كيم جونگ اون را در مورد حمله به جزيره گوام مجبور به عقب‌نشيني كند. ششمين انفجار اتمي كره‌شمالي به ترامپ پيام مي‌دهد كه نه تنها در مورد گوام عقب‌نشيني نكرده بلكه قدرت اتمي كشورش را تا آن حد پيش برده كه خارج از تصور كاخ سفيد و ديگر مراكز سياسي است و حالا بايد قدرت اتمي كره‌شمالي را تا آن حد جدي بگيرند كه فكر تعدي و تجاوز نظامي به اين كشور را از سر بيرون كنند.

به نظر این روزنامه: اين پاسخي به آتش و خشمي است كه ترامپ مدعي بود عليه كره‌شمالي به كار مي‌گيرد و حالا با ششمين آزمايش هسته‌اي كره‌شمالي معلوم مي‌شود كه آتش و خشم ترامپ چندان هم راحت و بي‌هزينه نخواهد بود.

بهزاد شاهنده استاد پایه مطالعات شرق آسیا در سرمقاله روزنامه ایران با تاکید بر این که آزمایش دیروز کره‌شمالی ، بسیار متفاوت از آزمایش هسته‌ای پیشین این کشور است، به مانورهای گسترده آمریکایی ها با مشارکت ژاپن و کره جنوبی در منطقه پرداخته و نوشته: کره شمالی اکنون در منگنه جنگ قدرت‌هاست. از یک طرف ابرقدرت چین را با مرزی هزار و ۴۰۰ کیلومتری در شمال خود می‌بیند. از طرف دیگر به واسطه کره‌جنوبی با امریکا در مرزهای جنوبی خود مواجه است و البته سایه قدرت روسیه را نیز بالای سر خود می‌بیند. اما این بحران راه حل نظامی ندارد.

به نظر این استاد دانشگاه تهران: تحریم اقتصادی و نفتی هم چاره نیست و همان‌طور که چینی‌ها نیز معتقدند فشارهای اقتصادی نمی‌تواند بر حل بحران تأثیر بگذارد. زیرا آنچه برای حکومت کره‌شمالی اهمیت دارد، مسأله بقای رژیم است. پیونگ‌یانگ اعتقاد دارد امریکا در حال پیش‌بردن روندی است که منجر به ایجاد کشوری متحد به نام «کره» شود. بنابراین تضمینی برای بقای خود می‌خواهد. راه رسیدن به چنین تضمینی نیز گشوده شدن باب مذاکره است.

مقاله روزنامه ایران تاکید کرده: کره‌شمالی در این خصوص اشتباه محاسباتی دارد. زیرا تشکیل کشور متحد کره، به نفع چین، امریکا و شرکای منطقه‌ای آن نیست. ژاپن مخالف تشکیل چنین کشوری است و خود امریکا هم اگر چنین اتفاقی روی دهد، دیگر بهانه‌ای برای حضور گسترده در منطقه و ورود به حوزه قدرت چین نخواهد داشت.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون هادی رحمتی، شهروند

ابراراده برای حل ابرچالش

اعتماد در سرمقاله های خود از بحران هایی نام برده که گریبانگیر مردم و دولت است.

بحران منابع آبی،بحران زيست‌محيطي، بحران صندوق‌هاي بازنشستگي و بحران بودجه دولت؛ كه شامل كسري منابع براي پرداخت يارانه‌ها و جبران كسري صندوق‌هاي بازنشستگي و كمبود شديد بودجه عمراني و غيرمنعطف بودن بودجه‌هاي دولتي است و بالاخره؛ بيكاري فزاينده است.

به نوشته این مقاله: اينها ابرچالش هستند، در حالي كه جامعه ايران چالش‌هاي ديگري نيز دارد كه در جاي خود مهم است كه فساد گسترده از جمله آنهاست. اكنون پرسش اين است كه چگونه مي‌توان اين مشكلات و ابرچالش‌ها را حل كرد؟ آيا اين مشكلات راه‌حل‌هاي فني و اقتصادي دارند؟ يعني عده‌اي كارشناس بايد بنشينند و براي تك‌تك اين موارد راه‌حل دهند؟ اگر چنين است چرا تاكنون چنين راه‌حل‌هايي تهيه نشده است؟

سرمقاله اعتماد به این جا رسیده: مشكلات كوچك، نيازمند اراده‌هاي كوچك سياسي است كه به سادگي شكل مي‌گيرند، ولي ابرچالش‌ها نيازمند ابراراده‌هاي سياسي هستند و اين همان چيزي است كه در ايران نداريم. بدون آنكه ابراراده سياسي شكل بگيرد و تا زماني كه اين ابراراده بر كل اجزاي حكومت سايه نيندازد، نمي‌توان آن ها را حل كرد.

یکی اختلاس‌گران را از برق بکشد!

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: در یک دوره طلایی در کشورمان همه چیز بر مدار مضارب سه هزار میلیارد تومان دور می‌زد و همین برای ما کلی باعث غرور و افتخار شده بود.ما در گذشته وزیر اقتصادی داشتیم که اقتصاد‌دان نبود، کشتی‌گیر بود. در آن دوران طلایی تمام فنون کشتی روی اقتصاد ما پیاده شد، از فیتیله‌پیچ گرفته تا یه خم. اقتصاد عین موم توی دستان کشتی‌گیران اقتصادی کشور بود و همین‌طور «درخکن» و «اشگل گربه» بود که روی نقاط مختلف اقتصاد ما زده می‌شد.

به نوشته این طنزنویس: حالا که دوستان آش را با جایش«درخکن» کرده‌اند و حساب برخی از سازمان‌ها مانند کف دست ما بدون مو است، نایب رئیس مجلس گفته: «نمی‌شود یک شبه هشت هزار میلیارد اختلاس کرد» چرا نمی‌شود؟ واقعاً اینکه اهالی مجلس فعلی و دولت یازدهم و دوازدهم آنقدر نگاه به سمت بیگانگان دارند و ظرفیت‌های داخلی را نادیده می‌گیرند، جای تعجب دارد (شبیه سرمقاله کیهان شد، قبول دارم!).

و خلاصه طنز روزنامه ایران: درحالی‌که ما در دوران درخشانی تولید«اختلاس‌گر» را به بخش تولیدات غیرنفتی خود اضافه کرده بودیم و دانشمندان جوان کشورمان در زیرزمین خانه‌های‌شان اختلاس‌گر تولید می‌کردند و کار به جایی رسیده بود که مردم فریاد می‌زدند:‌ «یکی اختلاس‌گران را از برق بکشد!» چون در برخی از سازمان‌ها فقط چند عدد گلدان، دو متر موکت و چند عدد قاشق و چنگال به‌عنوان سرمایه باقی مانده بود که آنها هم دیگر قابل اختلاس نبودند.

مصوبه حصر با دو روایت

در حالی که بسیاری از روزنامه های امروز صبح تیتر اول خود را به گفته های سخنگوی قوه قضاییه درباره حصر و محصورین اختصاص داده اند بهار در گزارشی گفته های محسنی اژه ای را با نظر سخنگوی دولت در کنار هم قرار داده و نوشته: روایت سـخنگوى دولت از مصوبه حصر روایت امیدوارکننده براى مخالفان حصر بود و آنچه سخنگوی قوه قضاییه روایت مى کند روایتى شیرین براى موافقان حصر. این دو روایت متناقض از یک اتفاق واحد از چه چیزى ناشـى مى شـود؟ آیا ما با دو مصوبه سـروکار داریـم یا خداى ناکـرده یکى از دو سـخنگو روایتى مجعول یا ناقص را به مخاطبان و رسـانه ها ارائه کرده است؟

گزارشگر این روزنامه اصلاح طلب معتقدست: دو سخنگو از یک مصوبه مى گویند و آنقدر کارشان را بلد هستند و دنیاى رسـانه را مى شناسند که به سراغ روایت هاى مجعول نروند. پس علت این تناقض چیست؟ شـاید بایـد از زاویـه سـاختارها و چارچوب هاى حرفـه اى به این موضوع نگریسـت. تا بـه امروز آن بخش اندکى از مصوبات شوراى عالى امنیت ملى که نیازمند توضیح بوده اسـت توسط شخص دبیر شورا، اطلاع رسانى شده است و بنا بر گفته سخنگوى دولت نیز قرار بر این بوده است که این مصوبه خاص توسط دبیر شورای عالی امنیت ملی اطلاع رسانی شود.

بهار در انتها نظر داده: دیگر وقت آن رسیده که رییس جمهور روحانـى به عنوان ریاسـت شـوراى عالى امنیت ملى موضع خود را به طور صریح و شـفاف به مردمى که به امید رفـع حصر به عنـوان یکى از مطالباتشـان به او راى داده اند مطرح کند تا مشـخص شـود که نگاه منتخب اکثریـت به این پرونده پیچیـده و چند بُعدى چگونه است؟

قوه قضاییه مسوولیت خود را انجام نداده

بخش دیگری از گزارش روزنامه ها از سخنان معاون قوه قضاییه پیرامون ابتلای علیرضا رجایی به سرطان است که وی با تکذیب بیماری دکتر رجایی در زندان نوشته او بیرون از زندان مبتلا شده است. سرمقاله جهان صنعت در همین ارتباط است.

نادر کریمی‌جونی در مقاله ای در جهان صنعت با اشاره به وضعیت نامناسب زندان های ایران و این که خود چند بار دستگیر شده و بازداشتگاه‌ها و زندان‌های کشور را تجربه کرده نوشته: می دانم که چگونه افراد سالم وارد مراکز نگهداری زندانیان می‌شوند و با بیماری‌های آشکار و پنهان، زندان‌ها را ترک می‌کنند. اگر روزی گزارش‌های داخلی ستاد کاهش آسیب رفتارهای پرخطر قوه قضاییه که وضعیت زندانیان را از نزدیک مشاهده می‌کند و بازتاب می‌دهد، منتشر شود، آنگاه حقایقی آشکار خواهد شد.

به نوشته این مقاله: به عنوان نمونه در زندان اوین- که سرآمد و ویترین زندان‌های کشور است- برای حدود پنج هزار زندانی که گاهی آمار آن به هفت هزار نفر می‌رسد، تنها یک پزشک روز و یک پزشک کشیک وجود دارد. با اینکه بهداری اوین یک ساختمان نسبتا بزرگ است ولی امکانات آن به شدت اندک و ناکافی است و هیچ‌گونه امکانات تخصصی یا پزشک متخصص در آن وجود ندارد. برای ملاقات با پزشک متخصص که زندانی باید به خارج از زندان منتقل شود هم علاوه بر مشکلات موافقت رییس بازداشتگاه، رییس بهداری و رییس زندان اوین، باید وسیله نقلیه و زندانبان همراه هم وجود داشته باشد تا زندانی بتواند از اوین خارج و به یک مرکز درمانی خارج از زندان منتقل شود. این فرآیند معمولا چند ماه به طول می‌انجامد.

نویسنده مقاله جهان صنعت تاکید کرده: جز هدی صابر که حین تحمل حبس بر اثر نارسایی قلبی و عدم تامین کمک‌های ضروری بیمارستانی درگذشت، من خود حداقل دو نفر دیگر را مشخصا مشاهده کرده که بر اثر عدم توجه و ندانم‌کاری مقامات بهداری اوین درگذشته‌اند. یکی از آنها که زخم اثنی‌عشر داشت، بر اثر همین بی‌توجهی‌ها به سرطان اثنی‌عشر مبتلا شد و دیگری در اثر مسمومیت دارویی در داخل زندان درگذشت. فقط خدا می‌داند که ماهانه چند نفر در زندان‌های کشور به خاطر نارسایی‌های بهداشتی- درمانی دچار بیماری‌های صعب‌العلاج می‌شوند یا فوت می‌کنند.

حق نشر عکس Ghanoon
Image caption کارتون محسن ظریفیان، قانون

حکایت روزگار رفته

علی میرفتاح در ستون خود در اعتماد نوشته: گاهی، وقتی به گذشته فکر می‌کنم، بعضی صحنه‌ها که به یادم می‌آید، مُخم سوت می‌کشد. از خودم می‌پرسم که نکند اینها را به خواب دیده‌ایم یا در خیال قصه ساخته‌ایم. مگر می‌شود در این مملکت پوشیدن لباس آستین کوتاه برای آقایان جرم بوده باشد؟ باور می‌کنید که روزی روزگاری در این مملکت پوشیدن لباس آستین کوتاه قدغن بود و مامورین با کوته‌آستینان برخورد می‌کردند؟ آن ها را به دانشگاه‌ها و ادارات راه نمی‌دادند؟

به نوشته ستون کرگدن: نه آیه‌ای نازل شده بود، نه حدیثی نقل شده بود، نه حتی فقیهی حکم داده بود، اما مع‌الوصف حراستی‌ها و مامورین، مرد بی‌آستین که می‌دیدند انگار فاسق و فاجر دیده بودند... خیلی مشتاقم بدانم که قصه ترویج آستین بلند و پیراهن روی شلوار از کدام اتاق فکر بیرون آمد؟ شنیدم در یک مرکز اسلامی در اروپا، جوانی با روحانی مرکز گفتگو می کرد و از وی شنید چه موهای زیبایی داری و گفت حاج آقا اگر یک هزارم این مهربانی را با من در ایران می‌کردید، من امروز آلاخون والاخون غربت نبودم که حالا برای سوال شرعی گذرم به مرکز اسلامی بیفتد.

در ادامه مقاله آمده: آنقدری که با کراوات مبارزه شد، با ریا و دروغ و اختلاس نشد. بعد از نزدیک چهار دهه، با تعجب از آن مبارزه سفت و سخت با آستین کوتاه یاد می‌کنیم و به آن می‌خندیم. خنده‌دار هم هست، اما باور کنید درآن ایام گریه‌دار بود. نمی‌دانم، ده‌بیست سال دیگر به کدام‌یک از برنامه‌ها و حرف‌های امروزمان می‌خندیم و چه چیزهایی از وقایع شهر را مسخره می‌کنیم.

حادثه خبر می‌کند!

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در اشاره به فاجعه تصادف در جاده و کشته شدن چندین دانش آموز که راهی اردو بودند مدعی شده که حادثه خبر می کند و برای اثبات آن مجسم کرده که راننده پنج دقیقه قبل از حادثه چه گفته: اه... این پیچ‌ها نمیذارند ما دو دقیقه بخوابیم. هی جاده بپیچ من بپیچ، جاده بپیچ من بپیچ. خب یهو جاده می‌پیچه، منم که خوابم! خب همین دیگه. همه مشکلات مملکت رو حل کردند؛ فقط مونده همین حبی که ما بالا مینداختیم که بیدار بمونیم؟ الان خوب شد؟

به نوشته این طنزنویس یک ساعت قبل از تصادف پلیس راهور چنین گفته: حیدری، کلیپ جدید نداری برام بفرستی؟ پوسیدیم توی این جاده. واقعا ما چی میخوایم توی این جاده‌ها! مردم که خودشون دارن میرن و میان. همون ماکت ماشین پلیس رو میذاشتن، ما هم می‌رفتیم به کار و زندگی‌مون برسیم. خب خب، دیگه داره هوا تاریک میشه، بریم که به اهل و عیال برسیم، چه قورمه‌سبزی‌ای درست کرده عزیزم. راه بیفت بریم..

ستون طنز شهروند در پایان از گفته های دو روز قبل مدیرکل اردوهای جداگانه دانش‌آموزی خبر داده که گفته: بفرستید اردو آقا، بفرستید. یعنی چی امکانات نداریم. بچه‌ها رو اردو نفرستیم که اداره ما رو باید تعطیل کرد. بچه هرمزگانی امکانات میخواد چیکار. فقط حواستون باشه، چشم پسر توی چشمشون میفته. وضع لباسشون هم درست و پوشیده باشه! بقیه‌اش مهم نیست.

حق نشر عکس Shargh
Image caption کارتون مهدی عزیزی، شرق