روزنامه‌های تهران، فاجعه میانمارو جایزه صلح

روزنامه‌های امروز صبح تهران در صفحات اول خود از فاجعه در میانمار نوشته و در مقالاتی اصالت جوایزی مانند صلح نوبل را زیر سووال برده اند.

انتقاد از دولت به خاطر هرج و مرج در دانشگاه، راه ندادن زنان به ورزشگاه و ادامه بیکاری و تصمیم های مخالف منطق بازار در زمینه اقتصاد از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Bahar
Image caption تیتر و عکس صفحه اول بهار

پایان بت سوچی

مازیار آقازاده در مقاله ای در بهار نوشته: باور اینکه روزى در کشورهاى اسلامى دنیا تصویر آنگ سـان سوچى رهبردموکراسى خواهان میانمار آتش زده و یا پاره شود، کمى دور از ذهن است؛ اما این روزها همزمان با سیل مهاجرت هزاران پناهجوى مسلمانان میانمارى به بنگلادش، نام خانم سوچى نه به نیکى سابق بلکه به عنوان یکى از مسببان کشتار اقلیت قومىمسـلمان روهینگا میانمار یاد مى شـود. اما چرا جهان و بسـیارى از مردم مسـلمان دنیا از خانم سوچى انتظار دارند در برابر آزار و اذیت و حتى کشتار سازمان دهى شـده اقلیت قومى مسـلمان در میانمار بى تفاوت نباشـد؟

به نظر نویسنده این انتظار دو جهت دارد: وظیفه اخلاقی هر انسـانى ایجاب مى کند که در برابر ظلم بایسـتد و از مظلـوم حمایت کنـد. انتظار واکنش از سـوى خانم سـوچى در برابر وقایعى که در۲-۳سـال گذشته علیه مسلمانان اقلیت قومى روهینگا رقم مى خورد، ازمنظر وساحت انسانى و حقوق بشـرى، انتظارى به جااسـت. از سوی دیگر از آن سوچى درساحت یک مظلوم در حصر هم انتظارها وجود دارد که ریشه در دوران حصر و زندان او دارد.

دنیاى امروز و به ویژه مسلمانان در حالى از خانم سوچى انتظار واکنش و محکومیت آزار و اذیت مسلمان دارد که او هم اینک یک از رهبران اصلى کشورمیانماراست واین بدان معناست که مسائل کشورش و دنیا را نه صرفا با خط کش اخلاق و وجدان انسانى بلکه برمبناى ملاحظات سیاسى وموازنه بیـن حزب خود و ژنرالهاى متنفذ میانمار مى سـنجد و متناسب با شرایط سیاسى خود وحزبش اقدام مى کند.

معیار قضاوت

شهروند در مقاله ای پرسیده نسل‌کشی در میانمار مصداق یا معرف چه واقعیتی است و ادامه داده : نخستین مسأله این است که حقوق بشر در جهان و دیپلماسی امروز، بیش از آن‌که یک امر انسانی و اخلاقی باشد، موضوعی سیاسی است. به همین دلیل هیچ‌گاه به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. بیایید فرض کنیم که چنین رفتاری از سوی دولت کره‌شمالی سر زده بود. به‌طور قطع تاکنون چندین قطعنامه، اولتیماتوم و اقدام تحریمی صادر شده بود. ولی از آن‌جا که نفر اول میانمار فعلا خانم سوچی است و حکومت آن‌جا مسأله مهمی هم با غرب ندارد، این اقدامات با واکنش بسیار کمرنگ‌تری مواجه می‌شود.

به نظر این مقاله: مسأله بسیار مهمتر در فاجعه میانمار در قدرت بودن خانم سوچی است. کسی که به دلیل مواجهه‌اش با نظامیان برمه و تحمل سال‌ها حصر خانگی، جایزه صلح نوبل را گرفته است. حال پرسشی که طرح می‌شود، این است که آیا می‌توان افراد را در موقعیت اپوزیسیونی ارزیابی اخلاقی کرد؟ تا هنگامی که افراد در موقعیت منتقد و مخالف حکومت‌ها هستند از حقوق بشر، آزادی، حاکمیت قانون، برابری، عدالت و... دفاع می‌کنند، ولی چه کسی می‌تواند تشخیص دهد که دفاع از این ارزش‌های والا، صوری است یا واقعی؟

شهروند بدین جا رسیده که: به عبارت دیگر، دفاع از آن ارزش‌ها برای کسب قدرت است و چون به قدرت رسیدند همه آنها را فراموش می‌کنند یا نه، برعکس در قدرت هم از این ارزش‌ها دفاع می‌کنند؟ نمونه روشن آن رابرت موگابه، همه‌کاره کشور زیمبابوه است. وی سال‌ها برای رهایی مردمش از دست سفیدپوستان نژادپرست مبارزه کرد و زندان رفت، آیا او حق گرفتن جایزه صلح نوبل را نداشت؟ مقایسه او با ماندلا نشان می‌دهد هر دو در زمان مبارزه کمابیش شبیه هستند ولی در زمان حکومت و رسیدن به قدرت متفاوت و حتی متضاد رفتار کرده‌اند.

وظیفه انسان‌ها

هوشنگ ماهرویان در مقاله ای در شرق نوشته:هر سال در آستانه واقعه ١١ سپتامبر این سؤال به میان می‌آید که چرا جهان از خشونت خالی نمی‌شود؟ چرا روزی فرا نمی‌رسد که انسان‌ها فارغ از نژاد و قومیت و زبان و مذهب در کنار یکدیگر به زندگی بپردازند؟ طرح چنین پرسش‌هایی امسال در هم‌جواری با حادثه ١١ سپتامبر، از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ چراکه در گوشه‌ای از شرق جهان، کشتار وحشیانه‌ای به راه افتاده که حتی برنده جایزه صلح نوبل را نیز به خاموشی کشیده است.

باید پرسید که چرا خانم «آنگ سان‌ سوچی» که در میانمار از مسئولیت و مقبولیتی مهم برخوردار است، اکنون مانند معلم و تربیت‌دهنده روحی خود؛ یعنی گاندی دست به عملی برای پایان‌بخشیدن به این همه کشتار و وحشیگری نمی‌زند؟ ایشان که خود را پرورش‌یافته مکتب گاندی می‌داند، فراموش کرده است که آن مردِ صلح‌طلب برای پایان‌دادن جنگ‌های پراکنده میان مسلمانان و بودایی‌ها، دست به اعتصاب غذا زد و آن قدر نخورد تا این دو گروه سلاح بر زمین گذاشتند و دوستی پیشه کردند؟

مقاله شرق در نهایت نوشته: زمانِ دفاع از آزادی اندیشه‌ها، دوستی ادیان، گفت‌وگوی تمدن‌ها و مذاهب خیلی وقت است که در خاورمیانه رسیده؛ اما گوش شنوایی برای آن نیست. سوچی با سکوت خود، عملا راه را برای ایجاد یک ١١ سپتامبر تازه باز کرده است. حال که در تقارن روز ١١ سپتامبر هستیم، زمان آن فرا رسیده که نگذاریم حادثه‌ای دیگر، در جای دیگری از جهان به شکاف میان انسان‌ها و ادیان بینجامد.

بزم بیانیه‌ها

روزنامه جوان با تیتر از بزم بیانیه ها بر خون مسلمانان میانمار نوشته: نسل‌كشي اقليت‌هاي روهينگيا توجه افكار عمومي كشورهاي مختلف را به خود جلب كرده اما دولت‌ها در عمل هيچ تأثيري در نجات جان هزاران نفر در شرق آسيا نداشته‌اند و مواضع سياسي بعضي دولت‌ها از جمله در جهان اسلام بيشتر به يك ژست ديپلماتيك شبيه بوده تا تلاش جدي و همه‌جانبه براي جلوگيري از نسل‌كشي مسلمانان در ميانمار؛ كشوري كه رهبرش جايزه صلح نوبل را از دستان غربي‌ها دريافت كرده است.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون علی میرایی، قانون

هرج و مرج آموزشی

علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات با استناد به سخن رییس تازه دانشگاه آزاد درباره هرج و مرج آموزشی نوشته: شمار دانشگاه‌های کشور از حدود بیست دانشگاه طی سه دهه به ۲۸۰۰ دانشگاه رسیده است که با هیچ کشور دیگری از این سیاره، مقایسه‌پذیر نیست. از نظر امکانات و تجهیزات و سایر الزامات هم، اوضاع عجیبی پدید آمده است. زمانی شما اگر نقشه نداشتید، ممکن بود در هر یک از دانشگاه‌های کشور، گم شوید، اکنون در کوچه‌های ۶ متری بالای سر ساختمان محقری که برای یک مدرسه ابتدایی هم مناسب نیست، تابلو دانشگاه نصب شده است. آن هم دانشگاه جامع!

سردبیر روزنامه به عنوان نشانه های هرج و مرج اشاره کرده به این که چرا بیش از ۹۰ درصد پایان‌نامه‌ها کپی هستند؟ در آلمان بزرگترین قطب دانشگاهی اروپا شمار دانشگاه‌ها به ۴۰۰ هم نمی‌رسد اما در ایران بیش از ۲۸۰۰ دانشگاه پدید آمده است؟ آیا همه این‌ها به خاطر توجه به علم است؟ اگر این طور است چرا فقط ۱۴ درصد ظرفیت دانشگاه‌ها رایگان است و ۸۶ درصد پولی؟ چرا مسابقه «مدرک در برابر پول» راه افتاده است؟ اگر این طور است چرا پارسال خبر رسوایی ۳۹۸ نفر از اعضای هیأت علمی ایرانی در «تقلب علمی» توسط مجله معتبر «نیچر» اعلام شد؟ چرا در میان فهرست ۵۰۰دانشگاه برتر دنیا نامی از ما نیست؟

مقاله اطلاعات افزوده: آیا از این دانشگاه‌ها با این بلبشو و به قول جناب رهبر «هرج و مرج» دیگر می‌توان چشم انتظار بود که بدیع‌الزمان فروزانفر ظهور کند و یا جلال‌الدین همایی و علی‌اصغر حکمت و علی‌اکبر سیاسی و جهانشاه صالح و فضل‌اله‌رضا و محمد معین و سعید نفیسی و غلامحسین صدیقی و سید جعفر شهیدی و محمدرضا شفیعی کدکنی و باستانی پاریزی و پروفسور شمس و دکتر حسابی و… معلوم است که نمی‌شود.

بیکاری تعمیق شکاف دولت و ملت

محمد هدایتی در جهان صنعت نوشته: حسن روحانی، رییس‌جمهور چند روز پیش در سخنانی شاغلان یا کارکنانی را که از حقوق خود راضی نیستند مورد عتاب قرار داد و... خیلی راحت گفت که «اگر از کار خود رضایت ندارید، چرا آن را انتخاب کردید و اگر کسی راضی نیست، می‌تواند برود». انگار گزینه‌های مختلفی برای اشتغال پیش‌روی متقاضیان وجود دارد.

به نوشته این مقاله: روحانی فراموش کرده بود که گفت‌وگو و چانه‌زنی برای بهبود شرایط، دستمزدها و چیزهایی از این قبیل از اساسی‌ترین اصول کاری است ولی گویا هیچ نوع چانه‌زنی و اعتراضی برتافته نمی‌شود. شاید همین رویکرد باشد که بسیاری از اتحادیه‌های کارگری را عملا بی‌معنا ساخته است. وقتی نشود برای بهبود وضعیت سخنی گفت، اتحادیه به چه کار می‌آید.

نویسنده جهان صنعت افزوده: چند روز پس از این سخنان، دو کولبر در بانه کشته می‌شوند. همه می‌دانیم که کار سختی چون کولبری، با تمام مخاطراتی که برای آن متصور است، نه انتخابی آزادانه که از سر ناچاری و اضطرار است. سال‌هاست از وضعیت اشتغال به ویژه در مناطق مرزی کشور سخن گفته می‌شود؛ مناطقی با بالاترین آمارهای بیکاری. شرایطی که بسیاری از جوانان حتی تحصیلکرده را ناچار ساخته است به کولبری روی آورند. مسوولان کشور گویا توجه چندانی به واقعیت‌های اجتماعی ندارند.

سیل، تهدید یا فرصت؟

میثم جعفر زاده در مقاله در روزنامه ایران نوشته: صنعتی و شهری به سرعت در حال شکل‌گیری است و هیچ آثاری از تطبیق الگوی توسعه با فعالیت اکوسیستم دیده نمی‌شود. کشور ما با توجه به آمارهای جهانی جزو ۱۰ کشور اول دنیا به لحاظ تنوع و حجم وسیع خسارات ناشی از حوادث طبیعی است که در این میان سیل و خسارات ناشی از آن سهم بسزایی را به دوش می‌کشد. سیل در حقیقت افزایش ارتفاع آب رودخانه و مسیل و بیرون زدن آب از آن و اشغال بخشی از دشت‌های حاشیه رودخانه است که باعث خسارات و تلفات مالی و جانی می‌شود.

نویسنده با این مقدمه پرسیده آیا سیلاب به مانند حوادث طبیعی دیگر همچون زلزله، طوفان و سونامی و... یک تهدید است و افزوده: اگر مدیریت علمی و صحیح انجام شود، نه تنها یک تهدید، که یک فرصت طلایی برای سیراب کردن سفره‌های زیرزمینی، مدیریت مخازن سدها برای آب شرب و کشاورزی است. پس چرا همواره سیل به عنوان یک تهدید مطرح می‌شود؟ نبود اعتماد دستگاه‌های اجرایی و تصمیم‌گیر کلان به یافته‌های محققان در حوزه مدیریت سیلاب را مدیریت یکپارچه و واحد مهندسی سیلاب هر روز کشور را به ورطه پرتگاهی می‌برد.

مقاله روزنامه دولت افزوده: سازمان مدیریت بحران کشور به عنوان متولی موضوع حوادث و سوانح هیچ قدرت اجرایی و عملیاتی، به علت نبودن اعتبار مالی مستقیم ندارد. قانون تشکیل این سازمان سال‌هاست که در کمیسیون‌های مجلس دست به دست می‌شود و هر روز دستخوش تغییری جدید می‌شود و بیم آن می‌رود که از نقش شیر نه یالی بماند و نه دمی. در حالی که تغییر اقلیم به وجود آمده در جهان نشان می‌دهد که باید منتظر حوادث بیشتری باشیم و با این سبک مدیریت نه تنها نمی‌توانیم حوادث را مدیریت کنیم بلکه خسارات ناشی از حوادث هر روز بیشتر می‌شود.

حق نشر عکس Sharq
Image caption کارتون ثنا حسین پور، شرق

زنان و ورزشگاه‌ها

شهروند در مقدمه سرمقاله خود نوشته: هر جامعه‌اي با مسائل گوناگوني مواجه است. تفاوت جوامع در داشتن و نداشتن مساله نيست، چرا كه جامعه بدون مساله وجود ندارد ، ولي وجه تمايز اصلي ایران با جوامع ديگر در نبود گوش شنوا و زبان پاسخگو در شنيدن مسائل و پاسخگويي درباره آنهاست. به تعبير ديگر فقدان اراده براي حل آنها است. چنين وضعي خيلي خطرناك است.

در ادامه مقاله آمده: تا حالا مساله‌اي در جامعه مطرح بود كه چرا زنان نمي‌توانند به ديدن مسابقات ورزشي بروند؟ حالا پس از مسابقه با سوريه معلوم شد كه اين محروميت فقط براي زنان ايران است و نه همه زنان! در حالی که باید پرسید براساس كدام قانون از حضور زنان در ورزشگاه جلوگيري مي‌شود، مگر نه اينكه هر اقدامی از این قبیل بايد مبتني بر قانون باشد. مسوولان خيلي شفاف مي‌توانند مستندات قانوني خود را بيان كنند.

شهروند در ادامه پرسیده: اگر حضور زنان منع قانوني دارد، چرا زنان سوري مي‌توانند شركت كنند؟ پاسخ روشن است. اصل حضور منع ندارد، ولي از ترس فيفا چنين اقدامي انجام شده است. ولي چرا در هيچ يك از پرسش‌ها شفاف‌سازي نمي‌كنند؟ آيا مي‌توان به يك دادگاه مراجعه كرد و عليه اينگونه تصميمات خودسرانه شكايت كرد اگر يك حكومت به هر دليل نمي‌خواهد يا صلاح نمي‌داند كه زنان در ورزشگاه حضور يابند خيلي ساده اين را اعلام و قانون مربوط را نيز تصويب كند. اينكه به هر دليلي از تصويب چنين قوانيني پرهيز مي‌كنند و به صورت نصفه و نيمه و تبعيض‌آميز آن را اجرا مي‌كنند، بسيار زشت است.

حق نشر عکس JavadAlizadeh
Image caption مدال صلح و مدال جنگ / کارتون جواد علیزاده

شست مبارک

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: الان یک‌طوری شده که همه مسئولان حرفشان را دارند توی توییتر و اینستاگرام می‌زنند. عیبی هم ندارد. این دلاوران فکر می‌کرده‌اند برای بازکردن یک اکانت و حساب کاربری در توییتر و اینستاگرام حتما باید نماینده مجلس و عضو دولت بشوند که مصونیت سیاسی داشته باشند.عیبی هم ندارد. فقط یک‌طوری شده که بابای ما خیال می‌کند مسئول مملکت ماها هستیم که توی توییتر و اینستاگرام هستیم و نمایندگان شهروند- خبرنگار هستند.

طنزنویس افزوده:دم شما هم گرم. فقط شما زحمت بکش یک‌بار محض نمونه هم که شده فقط وزرای مربوطه را برای فیلترینگ استیضاح که هیچی، سؤال هم که هیچی، با موبایل بهشان SMS بزن که «داداش فیلتر رو چیکار می‌کنی؟» ما می‌گوییم آن نماینده خدوم و امیدوار علاوه بر استفاده از فیلترشکن، از شست مبارکش هم در راه احقاق حقوق مردم استفاده کرد.

ستون طنز شرق در نهایت نوشته: خیالت راحت. این چهارسال دولت و مجلس هم تمام می‌شود. رزومه اساتید می‌شود ۶۰۰ لایک سیاسی، ١٧ توییت تند، ٤٠ توییت بامزه، ٥٣٠ عکس سلفی با چهره‌ها، دوتا هم عکس با فعالان سیاسی و اجتماعی، چند ملک و زمین به‌عنوان ارزش افزوده، شونزده مدیرعاملی و هیئت‌مدیره سهم آقازادهگی، حواله ورود ماشین خارجی یا پمپ‌بنزین، حواله تراکم در شمال شهر و کمی هم نطق میان ‌دستور.