روزنامه‌های تهران، کدام برنده شدند: روحانی یا ترامپ

روزنامه های امروز صبح تهران، شنبه اول مهر، با استقبال از اول پاییز و آغاز مدارس بیشتر مطالب اصلی خود را به تحلیل سخنان دونالد ترامپ و پاسخ های حسن روحانی رییس جمهور پرداخته و حتی رزنامه های جناح اصولگرا از روحانی تقدیر کرده اند که به ادعاهای ترامپ پاسخ داده است.

زادروز محمد رضا شجریان و ارسال پرونده محمود احمدی نژاد به دادسرا از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.

حق نشر عکس Javan
Image caption تیتر و کارتون محمود محمد تبریزی. جوان

ترامپ در پازل ما

عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشته: تفاوت ترامپ با اسلافش در این است که آنان توافق کردند و عمل نکردند اما هیچ موقع نگفتند عمل نمی‌کنیم اما ترامپ صراحت بیان دارد و اجازه نمی‌دهد دستکش مخملینی که اوباما به سمت ما دراز کرده بود ما را فریب دهد. ترامپ دست را بدون دستکش نشان می‌دهد تا ما از غفلت عبور نماییم و حقیقت صحنه را ببینیم.

نویسنده مقاله به نیروهای انقلاب توصیه کرده تأسف نخورند که چرا دو سال مذاکره کردیم و به خاطر بی‌نتیجه بودن آن مذاکرات، دولت را شماتت نکنند، چرا که نتیجه مذاکرات برای حزب‌الله و انقلاب اسلامی بازتولید چهره حقیقی امریکاست. امروز روحانی کنار ما است. او با صراحت می‌گوید: «وقتی طرف به تعهدات عمل نمی‌کند مذاکره بر سر موضوعات دیگر چه فایده‌ای دارد.»

به نظر این روزنامه مخالف دولت: معنی حرف روحانی این است که وی از برجام ۲ و ۳ مدعایی صرف‌نظر کرده و به این باور رسیده است که مذاکره در هیچ حوزه‌ای آورده نخواهد داشت. امروز روحانی به این نتیجه رسیده است که چاره‌ای جز قرار گرفتن بر ریل انقلابی‌گری و استمرار عمل انقلابی در کشور ندارد. ظریف اگرچه در کتاب «آقای سفیر» نوشته است من هیچ موقع از لفظ دشمن استفاده نکرده و نمی‌کنم اما ادبیات چند روز گذشته وی مواجهه با یک دشمن واقعی بود. ترامپ مأمور «افزایش ظرفیت‌شناختی ملت ما نسبت به امریکاست» و این آورده کمی نیست.

نعل واروند ترامپ

صلاح الدین هرسنی در جهان صنعت در پاسخ دونالد ترامپ که برجام را توافق بد خواند نوشته:همین توافق بد با ایران بوده است که به این کشور اجازه داده است تا به رفتار‌های ثبات‌زدای خود در منطقه ادامه دهد و برای تهدید منافع آمریکا و براندازی متحدانش تلاش کند.ترامپ در پیگیری ایده بازگشت برجام به نقطه صفر به دنبال آن است که القا کند که ایران به روح برجام عمل نکرده است.

به نوشته این مقاله:هدف اصلی و غایی ترامپ در پیگیری این ایده بیشتر برای آن است که ایران نتواند از مزایای پیش‌بینی‌شده در برجام استفاده کند به گونه‌ای در آینده شرایط برای کناره‌گیری و خروج ایران از برجام فراهم آید. به عبارت دیگر با وجود انجام تمام‌ تعهدات از سوی ایران، سیاست ترامپ همواره بر این امر مبتنی بوده تا با مانع‌تراشی، ایران را تحریک به انجام اقدامات حساسیت‌برانگیز کند.

و خلاصه مقاله جهان صنعت این که: هر گونه تلاش برای بازگرداندن برجام به نقطه صفر فقط موازنه را به نفع ایران تغییر می‌دهد چراکه بازگشت به نقطه صفر متضمن دادن امتیازات فراوان به ایران خواهد بود‌ مثلا ایران می‌تواند برای استرداد ۱۰ تن اورانیوم غنی‌شده به کشور از آمریکا امتیاز بگیرد؛ مساله‌ای که همواره موجب کابوس و هراس آمریکا و اسراییل بوده است.

مشروعیت بخشی به اون

شهروند در سرمقاله با اشاره به سخنان رییس جمهور آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نوشته: این سخنرانی نشان داد که «اون» رهبر کره‌شمالی چندان هم غیرمنطقی رفتار نمی‌کند. فارغ از ماهیت رژیم کره‌شمالی و جزییات آن، اکنون می‌توان فهمید که او در مواجهه با ایالات متحده نمی‌تواند به قول و قرارهای احتمالی با این کشور استناد و تکیه کند؛ چرا که واجد هیچ‌گونه ضمانت اجرا نیست. اگر همین دو تا موشک را هم نداشت، امروز به دست ایالات متحده و ترامپ حقارت بیشتری را تحمل می‌کرد.

نویسنده با تاکید بر این که قصد حمایت از سیاست‌های نادرست کره‌شمالی ندارد نوشته: ولی حداقل می‌توان فهمید که چرا بر این سیاست‌ها تأکید می‌کند. ترامپ درباره کره‌شمالی گفت: «تنها آینده قابل قبول برای کره‌شمالی خلع سلاح هسته‌ای است.» ولی در همان زمان شدیدترین حملات را علیه توافق کشورش با ایران در قالب برجام می‌کند که هدف این توافق کسب اعتماد از صلح‌آمیز بودن فعالیت اتمی ایران است.

شهروند افزوده: ترامپ توافق هسته‌ای با ایران را «بدترین توافق یک‌طرفه‌ای» نامید که آمریکا تاکنون امضا کرده است و به گفته او، این توافق «باعث شرمندگی آمریکا شده است» نخستین نتیجه‌ای که هر کس از این سخنان می‌گیرد، این است که یک کشور تحت تحریم کامل توانسته توافقی یک‌طرفه را که بدترین توافق نامیده می‌شود، به قدرت‌های جهانی تحمیل کند. این ادعا بیش از این‌که علیه توافق و ایران باشد، تحقیر دولت ایالات متحده و متحدان اروپایی و جهانی آن است.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون بهرنگ جدی، قانون

انقلابی باشید چه جای گله از دشمن؟

محمد ایمانی در روزنامه کیهان اشاره کرده: ترامپ هفتمین رئیس‌جمهور آمریکاست که ایران را تهدید می‌کند و ژست‌های ابرقدرتی و الهام‌بخشی می‌گیرد. اما کسی که با مرتجع‌ترین حاکمان دنیا در ریاض رقصید، غلط می‌کند از موضع مدعی دموکراسی حرف بزند. کسی که گفت «داعش را اوباما و کلینتون درست کردند» نباید درباره تروریسم حرف بزند و ایران را متهم کند. کسی که می‌گوید «به توافق موجود با ایران پایبند نمی‌مانیم»، بی‌جا می‌کند به توافق جدید یا تکمیل توافق قبلی دعوت کند. کاباره‌داری که اشتباها رئیس‌جمهور شد و می‌گوید «۷۰۰ میلیارد دلار برای ارتش و دفاع خود هزینه خواهیم کرد، ارتش ما قویترین ارتش خواهد بود»، غلط می‌کند درباره «موشک دوربرد» کشوری دیگر نظر بدهد.

در بخشی از این مقاله روزنامه تندرو صبح آمده: در فهم نقشه حریف نباید دچار بدفهمی شد. مجددا با بازی فریبکارانه پلیس خوب و پلیس بد روبرو هستیم. نباید در مناقشه بر سر طلبکاری‌های بی‌مورد آمریکا و تهدیدش به خروج از برجام معطل بمانیم. این فریب، برای سلب فرصت و ابتکار عمل از ایران است. سیاست آمریکا، ارعاب برای تشدید بی‌هزینه تحریم‌هاست نه لغو برجام؛ چنانکه مک مستر مشاور امنیت ملی آمریکا گفت «برجام باید به صورت سختگیرانه‌تری اجرا شود».

کیهان با اشاره به جمله رهبر جمهوری اسلامی نوشته:راهبرد «انقلابی بمانید و انقلابی عمل کنید»، ناسازگار با رویکرد محافظه‌کارانه برخی مراکز تصمیم‌گیر‌(حتی در میان نیروهای انقلابی) است که صرفا رویکرد ترمز‌گونه به نیروهای کف میدان دارند. باید یک پرسش مهم را با نوع این مدیران مطرح کرد و پاسخ گرفت: تدبیر شما برای اجرای مطالبه « انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن» چیست؟ بیلان کار شما در این عرصه کدام است؟ و برمبنای همین اولویت، کدام برنامه‌ها را طراحی کرده‌اید؟

چه کسی به پای خود شلیک می کند

احمد غلامی در سرمقاله شرق نوشته:وقتی حسن روحانی در جایگاه سخنرانی سازمان ملل قرار گرفت، بیش از هر زمان دیگری به فضیلت دموکراسی و آرای ٢٤‌میلیونی‌اش پی برد؛ آرایی که به او مشروعیت می‌داد تا از طرف مردم کشورش، دنیا را خطاب قرار دهد. هر خطابه‌ای بدون پشتوانه مردمی تهی از معنا و اثرگذاری سیاسی است. آنچه روحانی بیش از هرچیز به آن دل بسته بود، همین مشروعیت برخاسته از رأی مردم بود که در سخنرانی‌اش طنین داشت.

به نظر سردبیر روزنامه: روحانی می‌دانست پیگیری گفتمان اصلاحات از زبان ارشدترین مقام دولتی ایران، معنایی متفاوت از معنای داخلی آن دارد و بیش از آنکه کارساز باشد، به سوءظن‌ها و سوءتفاهم‌های داخلی و خارجی دامن خواهد زد. از سوی دیگر شاید تأکید بر اعتدال آن‌هم به پشتوانه شاعران کلاسیک ایران ازجمله سعدی، پاسخی غیرمنتظره بود به منتقدان روحانی که باور دارند اعتدال گفتمان نیست. روحانی خواسته یا ناخواسته از پشت تریبون جهانی سازمان ملل پرده از آینده سیاست داخلی‌اش برداشت؛ سیاستی که بر محور گفتمان اعتدال می‌گردد.

در ادامه مقاله شرق آمده: سخنان رئیس‌جمهور آمریکا حال‌وهوای دیگری داشت. خطابه‌ای سرشار از تهدید؛ تهدیدی که بیش از هرچیز از عدم اعتمادبه‌نفس‌اش نشئت می‌گرفت. ترامپ نشان داده بیش از دانش و خرد از غریزه‌اش تبعیت می‌کند؛ همان غریزه‌ای که با آن مردم را برانگیخت و رستاخیزی در سیاست داخلی آمریکا بر پا کرد. او برای ادامه کامیابی‌اش از سه انگیزه فرمان می‌گیرد؛ افتخار، ترس و منفعت. مایکل اچ فوکس، مقام ارشد مرکز توسعه آمریکا، همچون دیگر همتایان خود باور دارد: «ترامپ با لغو برجام گلوله‌ای به پای خودش شلیک می‌کند».

ترجمه همزمان سخنان ترامپ

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت متن ترجمه مترجم همزمان صدا و سیما را از سخنان دونالد ترامپ چنین تجسم کرده: خانمها و آقایان‌، آقای رییس‌، بینندگان محترم صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران مخصوصا رییس جدید سازمان که بچه‌های واحد ترجمه قربانش می‌روند‌! می‌خواستم در موارد مختلفی نطق کنم و شرایط دنیا را برایتان تشریح نمایم‌. ما الان در دنیایی زندگی می‌کنیم که توپ می‌رود داخل دروازه مربی محبوب می‌شود، توپ نمی‌رود داخل دروازه مربی را هو می‌کنند‌! همین آقای منصوریان را در نظر بگیرید‌.

در دنبال این طنزنوشته آمده: این چه گفتمان آنگزمانی است که مطرح شده؟ در مورد قضایای اتحادیه اروپا و برگزیت هم به اعتقاد من، مساله اصلی این است که چرا بعضی‌ها وعده می‌دهند که خانم‌ها باید وارد ورزشگاه شوند؟ بنده از حضار می‌پرسم: از ساعت چند سازمان مللین؟هشششششت؟هفتتتتت؟ شیییییش؟ و بنده از همین تریبون سازمان ملل با قدرت اعلام می‌کنم‌: مرگ بر آمریکا‌!

نتیجه اخلاقی‌ طنزنویس جهان صنعت این است: خوبی کار کردن به عنوان مترجم در صداوسیما این است که هر طور خواستی ترجمه می‌کنی‌، تهش یک بهانه مدیرپسند می‌زنی تنگ ماجرا و جای اخراج شدن پاداش هم می‌گیری‌!

حق نشر عکس Sharq
Image caption کارتون سهیل محمدی، شرق

آغاز سال نو

محمدرضا نیک‌نژاد در مقاله ای در شهروند نوشته: امروز نخستین گام از ‌سال آموزشی برداشته می‌شود. آغازی دیگر برای آموختن در کوچه پس‌کوچه‌های مهر و مهربانی و مهرماه، زیر چترِ لاجوردی آسمان و نسیم ملایم پاییز، آغازی با نوآموزانی که در اوج تشنگی برای یادگیری و آموختن و به دست آوردن تجربه‌های تازه‌اند و تلاش برای آنان تا بیاموزند زیستن در جهانی پیچیده و آینده‌ای پیچیده‌تر را.

نویسنده که یک آموزگارست تاکید کرده: امروز گام نخستین از آموزشی برداشته می‌شود که قرار بود و هست، پله‌ای همسان باشد برای همه آدمی‌زادگان؛ از تنگدستان گرفته تا ثروتمندان، اما خود عاملی شده است برای دامن‌زدن به فقرِ اکثریت و توانگری اقلیت. قرار بود و هست که مدرسه سقفی از مهر و اخلاق باشد برای فرزندان جامعه، جدا از رنگ و نژاد و مذهب و ثروت و مکنت اما همین سقف‌های رنگارنگ و گوناگون عاملی شده‌اند برای فراخ‌ترشدن شکاف داراها و ندارها؛ مدرسه‌هایی که مهمترین شباهت‌شان دریافت پول است و مهمترین تفاوت‌شان میزان آن پول.

شهروند در نهایت نوشته: امروز نخسیتن گام از آموزشی برداشته می‌شود که قرار بود و هست یادگیرنده‌هایی بیافریند که برای همه عمر تشنه یادگیری بمانند و یاد بگیرند و یاد بگیرند و یاد بگیرند، اما نه‌تنها ناتوان از پرورش یادگیرنده‌هایی چنین است، که گریزان می‌کند هر که واردش می‌شود؛ گریزان از درس و مشق و کتاب و مدرسه و کلاس و معلم و یادگیری؛ امروز آموزشی آغاز می‌شود که پدرها و مادرهای فراوانی را شرمنده فرزندان خود می‌کند.

زادروز شجریان

روزنامه های مختلف امروز با یادآوری اول مهر به عنوان زادروز محمدرضا شجریان خواننده پرآوازه ایرانی به زبان های مختلف به تجلیل وی پرداخته و ابراز امیدواری کرده اند که از بستر بیماری برخیزد و صدایش باز در همه جا بپیچد، حسین علیزاده آهنگساز و نوازنده تار در مقاله ای در روزنامه ایران در تجلیل از شجران نوشته:کارهایی که شجریان برای موسیقی ایران کرده است موجب شده تا موسیقی ادامه داشته باشد. این اتفاق در جشنواره اخیر ملی موسیقی جوان به وضوح دیده شد؛ از نوازندگی دختر ۶-۷ساله گرفته تا سه‌تارنوازی پسر بچه ۱۲-۱۰ ساله؛ این یعنی تداوم در موسیقی.

به نظر این استاد موسیقی: حتی توانایی‌های همایون شجریان را نباید به این شکل تعبیر کرد، او قرار نیست عین پدرش باشد و می‌تواند مسیر دیگری را ادامه دهد. به نظر من اینکه فکر کنیم آواز بعد از شجریان از بین رفته، اشتباه است؛ شجریان یک ارزش درهنر است و جایگاهش در تاریخ ابدی خواهد بود. شجریان سال‌های بسیار در زمینه موسیقی تلاش کرده و این می‌تواند الگویی برای هنرمندان جوان باشد تا بتوانند جایگاه شجریان‌ها را به دست آورند نه اینکه شرایط جامعه ما و نگاه به هنر را به سمت و سوی تجاری شدن پیش ببرند.

مقاله ایران تاکید کرده: تکرار جایگاهی چون شجریان انگیزه و معنویت خاص خودش را می‌خواهد و به محض اینکه جامعه فرصت بیابد که به سمت معنویت هنر سوق پیدا کند قطعاً شجریان‌ها دوباره متولد خواهند شد. شجریان شهرتش به همین چند ساله خلاصه نمی‌شود. شجریان خیلی سال‌ها پیش شجریان شده است و با منع ها از یادها نمی‌رود. شجریان یعنی تداوم هنر، شجریان یعنی پشتکار، شجریان یعنی باور.

حق نشر عکس Iran
Image caption کارتون هانی انصاری، ایران

با وزیر جوان ارتباطات

پوریا عالمی در ستون طنز شرق گفته های وزیر تازه ارتباطات را نقل کرده که در مصاحبه ای توصیف کرده که در ترافیک بودم، دیگران متعجب بودند که چرا محافظ همراه بنده نیست»

طنزنویس در پاسخ وزیر نوشته: والا تعریف از خود نباشد، ما توی بعضی از این کشورهای فرنگی داشتیم راه می‌رفتیم، به ما می‌گفتند «این خونه‌رو می‌بینی؟ خونه نخست‌وزیر اینجاست...» «آن خانومه را می‌بینی سوار دوچرخه داره میره؟ اون وزیره..». اصولا ما توی ایران عشق لاکچری هستیم. الان وزیر و وزرای ما که هیچی، طرف توی تلویزیون برنامه اجرا می‌کند و بازیگر است، دوتا بادیگارد دارد یا همین شاخ‌های اینستاگرام بدون بادیگارد نمی‌روند سر کوچه نانوایی تا لایو بدهند. یک همچین وضعی است. بعد طبیعی است که وزیر جوان ارتباطات هم ته دلش بادیگارد بخواهد، اما دستش نرود بگیرد.

در ادامه این طنز آمده: والا. مثلا نماینده‌های مجلس و وزیر وزرا و رئیس رؤسا چرا باید بادیگارد داشته باشند؟ چی‌شان در خطر است؟ یا دارند چی‌کار می‌کنند که خطرناک است؟ ما نمی‌دانیم. وزیر ارتباطات گفت: «... جالب است بدانید چند شب پیش همسرم بیرون از منزل بودند و تماس گرفتند تا دنبالشان بروم که بنده با ماشین شخصی پی ایشان رفتم».الهی قربان این وزیر بروم. یعنی وزیر وزرا و رئیس‌رؤسا و وکیل وکلای کشورهای دیگر همسرشان از خانه بیرون نمی‌رود؟ یا اگر رفت به اینها زنگ نمی‌زند که بروند دنبالش؟ یا اگر قرار شد این مقامات بروند دنبال همسرشان در خیابان، جای ماشین شخصی هلیکوپتر می‌فرستند؟

ستون طنز شرق به این جا رسیده که: حالا شما نمی‌خواهی تخورپخور کنی دمت گرم، ولی اولش نگو. بگذار روز آخر که وقتی داری تعریف می‌‌کنی، ما بغض کنیم و گولی اشک بنشیند توی چشممان. در ضمن شما چه وزیر ارتباطاتی هستی؟