روزنامه‌های تهران، چرا روحانی با ترامپ ملاقات نکرد

روزنامه‌های اول هفته در حالی که بر مسایل داخلی تاکید بیشتری دارند اما از مسایل خارجی از جمله آغاز اجرای مادرتحریم ها توسط آمریکا و فاش شدن پیشنهاد ترامپ برای دیدار با حسن روحانی هم نگذشته‌اند.

از میان مسایل داخلی تمایل دولت روحانی به سوی اصولگرایان و نظام رسانه ای آمده شده توسط وزارت ارشاد در همه روزنامه ها حضور دارد.

حق نشر عکس Jahan Sanat
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جهان صنعت

فرصتی که از دست رفت

جامعه فردا در آغاز دومین هفته از عمر خود در سرمقاله خود با امضای شورای سردبیران نوشته: چند روز پیش، حسن روحانی که صحبت تلفنی چند دقیقه ای دو سال پیش او با اوباما، امضا شدن برجام و کاهش محاصره و فشار اقتصادی ایران را در پی داشت، واسطگی رئیس جمهور فرانسه برای دیدار با ترامپ را رد کرد، باید توجیه کام قابل قبولی داشته باشد و توضیح قانع کنندهای به ملت ایران بدهد.

گاووحشی احمقی که همه اعضای دولتش برخلاف نعره های او در زمینه پاره کردن برجام و عوض کردن رژیم ایران معتقدند باید با نظام ایران کنار بیاید و ایران قدرت برتر منطقه است، ساعتی پس از آن نعره ها توسط عقلای حکومتش وادارشده تقاضای دیدار با روحانی را از طریق مطمئن و رئیس جمهور فرانسه عرضه کند. روحانی با چه استدلالی این دعوت را درجا رد کرده است؟

جامعه فردا در ادامه نوشته: روحانی اگر به آن گاو وحشی نزدیک می شد و ضربه ای احتمالی می دید، از واردشدنشاخ کاتسا به کل اقتصاد ایران بهتر نبود؟ آقای روحانی رأی دور دوم انتخاب خود را از مردمان اصلاح طلب گرفته است و این صراحت و عجله اش در گفتن «نه»، بازی کردن در زمین تندروهایی است که .دائما بر طبل حرام بودن مذاکره با آمریکا می کوبند و به وقتش دسته جمعی به مسقط می روند

علی بیگدلی در مقاله ای در همین روزنامه نوشته: جای تعجب داشت که حسن روحانی به سادگی از این پیشنهاد تاریخی گذشته است.این اتفاق می توانست نورهای تازه تری را به ایران بتاباند. در تهران گمان میکنند که ترامپ یک پیشنهاد بی حساب و کتاب را به روحانی داده است، اما واقعیت چیز دیگری است؛ آمریکا به دنبال آن است که به صورت مستقیم اختلافات را حل کند.

این نویسنده پرسیده: چرا باید از مذاکره بترسیم؟ پیش از این روحانی تابوی رابطه را شکسته است. او تلفنی با اوباما گفتوگو کرد و ازعاقبت بازخورده ای آن در تهران نترسید؛ اما این بار به نظر، او مصالح دیگری را در نظر گرفته است. او ترامپ را دشمن ایران می داند، اما هیچ دشمنی ای تا ابد ماندگار نیست؛ همانطور که دشمنی کوبا وآمریکا دچار نفرین ابدی نشد. پس نباید از مذاکره ترسید. لازم بود روحانی به ترامپ پاسخ مثبت بدهد، مهم نبود چه اتفاقی میافتد، مهم آن بود که ایران راه .گفتوگو را نبندد، حالا در جهان می گویند این تهران بود که پای میز مذاکر نیامد

مقاله جامعه فردا به این جا رسیده که: روحانی پیام ترامپ را بی پاسخ گذاشت و در عوض منتظر شرکای اروپایی شد.او دل به ماکرون جوان بسته است؛ درحالیکه ماکرون پیش ازآنکه بخواهد برای تهران مؤثر باشد، می خواهد خودش را به فرانسوی ها اثبات کند. او باید پاسخگوی سرمایه گذاران فرانسوی باشد و در اتحادیه اروپا هم میخواهد خودش را ثابت کند. اروپا اقتصاد در هم تنیده ای با آمریکا دارد؛ پس باید در شطرنج سیاست مهره ها را به درستی تکان بدهیم.

راه عبور از دالان کاتسا

صلاح‌الدین هرسنی در مقاله ای در جهان صنعت با اشاره به اجرایی شدن قانون تحریمی کاتسا نوشته: این قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم است که براساس آن ایران، کره‌شمالی و روسیه هدف قرار گرفته‌اند. قصد آمریکا از مقابله با کره‌شمالی به جهت راهبرد‌های مقابله‌جویانه مقامات پیونگ‌یانگ به ویژه کیم جونگ‌اون است که با برنامه توسعه‌یافته موشکی و ماجراجویی‌های هدفمند خود هژمونی و زیاده‌خواهی‌های آمریکا را در آن سوی آتلانتیک به چالش می‌کشد. اما قصد آمریکا در مقابله با ایران رفتارهای بدخیم و ثبات‌زدای ایران در منطقه مانند دخالت در سوریه، عراق، یمن و مساله قطر با عربستان و برخی کشورهای عربی و اخیرا هم برنامه موشک‌های بالستیک آن است.

به نظر این تحلیلگر در میان سه هدف ذکر شده هدف اصلی آمریکا در وضع قانون کاتسا، مقابله با ایران و روسیه و همسویی مسکو و تهران در قبال مسایل خاورمیانه، بحران یمن، سوریه و مساله قطر است. اما هدف خاص دیگری نیز دارد؛ اینکه قدرت روسیه در اوکراین و قدرت ایران در سوریه را کاهش دهد.

جهان صنعت در نهایت نوشته: نظر به اینکه عبور از قانون کاتسا برای سه کشور کره‌شمالی، روسیه و ایران اساسی و ضروری است، تنها راه منطقی این سه کشور برای عبور از قانون کاتسا تعقیب راهبرد‌های ائتلافی است. امکان‌پذیر بودن عبور از کاتسا از طریق ائتلاف قبل از هر چیز بسته به وجود منطقی است که در روابط خارجی ایران و روسیه وجود دارد. به عبارت دیگر، روابط روسیه و ایران روابط راهبردی است که می‌تواند آنها را در عبور از کاتسا یاری دهد.

حق نشر عکس Javan
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

مالباختگان در نمایشگاه رسانهها

جوان در صفحه اول خود نوشته: مالباختگان كاسپين، البرز و فرشتگان ديروز در جشن اختتاميه نمايشگاه مطبوعات مرثيه غصه‌هاي خود را سرودند، با پلاكاردهايي كه بعضي از آن، اعتراض به سكوت رسانه‌ها در اين باره بود.

به نوشته این روزنامه: رسانه‌ها البته در اين باره اولاً اطمينان دارند كه پوشش خبري هر روزه اين اعتراض‌ها هيچ راهي را نمي‌گشايد اما در ميان همكاران رسانه‌اي حرف ديگري هم هست، اينكه هشدارهاي زيادي در سال‌هاي گذشته، هم از سوي كارشناسان رسانه‌ها و هم از سوي بانك مركزي در صفحات روزنامه‌ها منتشر شد و سرمايه‌گذاران را از سپردن پول‌هاي‌شان در مؤسساتي كه وعده سود آنچناني مي‌دادند، برحذر مي‌داشت اما سپرده‌گذاران در آن زمان سراغ روزنامه‌ها را نمي‌گرفتند، حتي در كاري غيرحرفه‌اي در قراردادهاي‌شان با مؤسسات، رقم سود را ۱۰ يا ۱۵ يا ۲۰ درصد مي‌نوشتند و سپس قرارداد را براي سود ۲۵ درصدي و بيشتر، پشت‌نويسي مي‌كردند. به هر حال ظاهراً مراحلي از بازگرداندن سپرده‌ها در حال اجراست.

واردات اخ است

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته یکی از بزرگان اعلام کرده که باید حتماً همین امروز و تا ساعت دو جلوی واردات گرفته شود.اصرار ایشان هم به این دلیل است که آقای حیاتی بیایند و‌ در اخبار بگویند: «خوشبختانه و با درایت مسئولان از واردات جلوگیری می‌شود.» ببینید اصولاً سیستم واردات و صادرات ما‌ مشکلات زیادی دارد.

به نوشته این طنزنویس:در یک دوره زمانی ما به کشورهای دیگر‌ می‌رفتیم و می‌گفتیم: «به درد نخور چی توی دست و بالتون دارید عشقا؟» و‌ مثلاً با کشور عزیز «رواندا» قرارداد تجاری«خرید گیربکس موستانگ می‌بستیم.» اما این قرارداد هرگز اجرایی نمی‌شد، چون ما در ‌کشورمان اصلاً موستانگ نداشتیم، رواندا هم که گیربکس تولید نمی‌کند. بعد رواندا از ما به‌دلیل عدم پایبندی به قرارداد و زیر پا گذاشتن«روح گیربکس» شکایت می‌کرد و ما مجبور‌ بودیم که خسارت هم بدهیم. در‌ واقع شرایط به گونه‌ای بود خرج و مخارج یک سری از‌ کشورها همین‌طوری درمی‌آمد، ما قرارداد می‌بستیم، اجرا نمی‌شد، آنها از ما شکایت می‌کردند، ما هم خسارت را می‌دادیم و کشور‌ مذکور آن پول را به یک زخمی ‌می‌زد.

در ادامه ستون طنز روزنامه دولت آمده: یک مدل قراردادهای تجاری داشتیم که با جفت پا رفته بود برای اصول«قرارداد تجاری»، به این صورت که ما از یک کشور بی‌ربط، یک کالای بی‌ربط وارد می‌کردیم. به‌عنوان نمونه همه آلمان را به خاطر صنایع و خصوصاً خودروهایی مثل بنز‌ و بی‌ام دابلیو و فولکس می‌شناسند، اما ما از آلمان «تنباکو» وارد می‌کردیم. یعنی فکر کنید تاجرهای ما به آلمان می‌رفتند، بعد نماینده آن شرکت به تجار ایرانی می‌گفت: «جدیدترین‌مدل بنز، فول‌اتوماتیک، ضد گلوله و...» حرفش را قطع می‌کردند و می‌گفتند: «این مزخرفات رو ول کن، خوانسار خوب چیزی‌ داری بدی به ما یا نه؟»

روحانی: تغییر روش یا مقصد

مرتضی مردیها در مقاله ای در اعتماد نوشته: چندين دهه از ساخت دوگانه قدرت در ايران مي‌گذرد. در اين مدت بخش مهمي از نيروي هركدام از دوطرف صرف چوب لاي چرخ گذاشتن يا چوب از لاي چرخ برداشتن و نيز اثبات خود و انكار حريف مي‌شده است. طرف اعتدالي- اصلاحي همواره طرف مقابل خود را به رسميت مي‌شناخته و آماده مذاكره بوده است؛ طرف اقتدارگرا اغلب نه به رسميت شناخته نه چندان حاضر به مصالحه و همكاري يا حتي رقابت قانونمند و منصفانه بوده است. اگر اينك، حتي به هزينه تحميل برخي محدوديت‌ها، حاضر به درجاتي از مصالحه شده باشد، شايد اين براي دلسوزان عقلانيت و آبروي ملي بيشتر يك فرصت باشد تا يك تهديد.

نویسنده صاحب نظر باور ندارد که راديكال‌هاي جريان اقتدار، كه قدرت اصلي در دست آنهاست، حاضر شده باشند ميانه‌روهاي خود را به قدرت برسانند، چه رسد به ميانه‌روهاي طرف مقابل. شيوه آنها چنان بوده است كه وقتي كسي از هسته سخت آنها فاصله گرفت، خيلي فرق نمي‌كند كه اين فاصله تا پاستور باشد يا تا بهارستان. اگر از اين نظر، واقعا، به درجات اندكي هم تغيير رويه داده باشند، به گمانم احتمالا بيشتر نشانه‌اي خوب است تا نشانه‌اي بد.

در پایان مقاله اعتماد آمده: اينكه «رقيب آزارها فرمود و جاي آشتي نگذاشت» درست، ولي وقتي آه سحرخيزان هم سوي گردون نشد، چه بايد كرد؟ تلاش عقلاي ما در سي سال گذشته اين بوده است كه جريان اقتدار را از ساحت ايدئولوژي وارد ساحت سياست كنند؛ كه در اين، برخلاف آن، دشمني‌ها ابدي نيست. من كماكان به شدني بودن اين فقره خوشبين نيستم؛ اما اگر مواجهه فعلي قدرت‌هاي جهاني با حاكميت ايران بهانه‌اي براي تغيير اندكي در قواعد رقابت داخلي به دست داده باشد، شايد بهتر باشد در مورد آن كمي از بدبيني بكاهيم.

وضعیت تراژیک اصلاح‌طلبان

احمد غلامی در سرمقاله شرق نوشته: این‌روزها اصلاح‌طلبان درصددند تا به فضای نا-سیاست که جامعه را به سیطره خود درآورده غلبه کنند. آنان به‌دنبال مفاهیم و راهکارهایی هستند تا مردم را از خمودگی سیاسی خلاص کنند. از این‌رو ناگزیرند شرایط موجود را نقد و براساس تحلیل خود مفاهیمی را به‌ جامعه پرتاب کنند، اما این مفاهیم چون شهاب‌سنگ نرسیده به مردم در آسمانِ سیاست خاموش و محو می‌شود. اصولگرایان از وضعیت موجود تلقی دیگری دارند و ناراضی هم نیستند.

آنچه اصلاح‌طلبان را از اصولگرایان اعتدالی و تندرو جدا می‌کند، موضع‌گیری‌شان در مسائل جهانی و منطقه‌ای است. اصلاح‌طلبان با اصولگرایان شاید در مسائل جهانی به توافق برسند اما در مسائل منطقه‌ای (خاورمیانه) بعید است به اتفاق‌نظری جدی برسند. این شکاف، شکافی استراتژیک است که با مفاهیم سیاسی و حقوق بین‌الملل همچون «صلحِ دوفاکتو» و از این‌دست پُر نمی‌شود. از همین‌جا می‌توان به یکی از خصایص خسارت بار اصلاح‌طلبان اشاره کرد که تلاش آنان برای پرکردن فضای خالی سیاست است.

سردبیر شرق در نهایت پرسیده: موضع اصلاح‌طلبان در برابر مسائل خاورميانه و نقش ايران در سوريه و عراق چيست؟ اگر بي‌نظرند، اين بي‌نظري از جريان سياسي مهمی چون اصلاحات پذيرفتني نيست. اگر موافق‌اند، چرا آن را علنی اعلام نمي‌كنند و اگر مخالف‌اند چرا آن را بر زبان نمي‌آورند تا دلايل متقن مخالفتشان را نه براي حال، که دست‌کم براي تاريخ به وديعه بگذارند. اين مسئله تنها یکی از موارد اختلاف فی‌مابینِ اصلاح‌طلبان با دیگر جناح‌هاست. اصولگرايان نشان داده‌اند بيش از آنكه دلبسته آشتي با اصلاح‌طلبان باشند، به‌دنبال منافع خود و تحكيم روابطشان با نهادهاي رسمي‌‌اند.

عزم مردم جدی است

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته: جامعه ایران پس از تجربه‌های فراوان مدیریتی، و پس از گذراندن نزدیک به یک دهه مدیریت مطلق اصول‌گرایان، تصمیم خود را مبنی بر عبور از مدیریت اصول‌گرایان گرفته است.

این را می‌توان از شعارها و رفتارهای این جامعه دریافت. این‌که شعارِ «به عقب بازنمی‌گردیم» ، گوش‌نواز می‌شود و این چنین مقبول می‌افتد، نشان از آن دارد که عزمِ ملت برای عبور از مدیریت اصول‌گرایان جدی است. اساسا ملت برای این عبور است که این‌چنین در انتخابات شور می‌ورزند!

به نظر این نماینده تهران در مجلس: مردم عزم‌شان در عبور از سنتِ مدیریتی اصول‌گرایان بسیار جدی است. این امر، بر مسئولیت اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان می‌افزاید. در چنین فضایی بدیهی است که ناامید کردنِ ملت از اصلاح‌طلبان به منزله پایان ظرفیت جمهوری اسلامی برای ایجاد تغییر در زندگی مردم به حساب می‌آید. اصلاح‌طلبی آخرین کوششِ درون‌پارادایمیِ جمهوری اسلامی برای پاسخ به مطالباتِ تغییرخواهانه ملت است. ملت با همین تصور به اصلاح‌طلبان امید بسته‌اند. در واقع با توجه به تجربه مردم از مدیریت اصولگرایان، ناامید کردنِ مردم از فراکسیون امید و عبور آنان از اصلاح طلبان در حقیقت عبور از نظام و صندوق رای خواهدبود.

سرمقاله ابتکار به این جا رسیده که: اولین بازتابِ سرخوردگیِ ملت، قهر با صندوق رای است. و این چیزی نیست که کسی از آن سود ببرد. راهی که به اقتدار نظام، توسعه کشور و بهبود زیستِ جمعی ما ایرانیان می‌انجامد از صندوق رای می‌گذرد. قهر با صندوق به همه‌ این موارد آسیب خواهد زد. باید مراقب اخرین امیدهای مردم بود.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون کیوان وارثی، قانون

برزخ رسانه در دولت تدبير و اميد

قادر باستانی در مقاله ای در شرق نوشته: انتشار خبر تصویب بندهایی از لایحه نظام جامع رسانه‌ای در هیئت دولت، هم‌زمان با برگزاری نمایشگاه مطبوعات، گرچه برای شادمانی اهالی رسانه انجام شد، اما بازتاب آن در میان روزنامه‌نگاران مستقل و حقوق‌دانان، نه‌تنها نشانه‌ای از شادی نداشت، بلکه نگرانی از تصویب در مجلس و شورای نگهبان و اجرای آن، نمود بیشتری در رسانه‌های مستقل یافت.

به نوشته این مدرس علوم ارتباطات: دولت حسن روحانی، شعارهای خوبی در حراست از گوهر آزادی داده و انصافا عملکرد قابل دفاعی نسبت به دولت‌های پیشین داشته است، مخصوصا در فضای مجازی، باوجود دادن هزینه، بر حفاظت از آزادی بیان پای فشرده است؛ اما چرا چنین لایحه‌ای که در خوشبینانه‌ترین حالت، گرهی از مشکلات امروز رسانه‌ها باز نمی‌کند، بلکه فضای موجود را تحدید می‌کند، از سوی دولت تدبیر و امید پیگیری می‌شود؟

مقاله شرق در نهایت پرسیده: چرا از مشارکت روزنامه‌نگاران مستقل استفاده نشده است؟ می‌گویند، موضوع ایجاد نهاد نظام رسانه‌ای از دولت نهم شروع و پیگیری شده و به این دولت به ارث رسیده است، اما اصلاح مواد مناقشه‌برانگیز و تقویت موارد مثبت، آیا توانسته آن را به قانونی تبدیل کند که حامی و پشتیبان آزادی رسانه باشد؟ پاسخ این سؤال قطعا خیر است. .

خداحافظ آزادی مطبوعات

سینا رحیم پور در مقاله ای در قانون نوشته: وقتی که لایحه اصلاح قانون مطبوعات در سال ۱۳۰۱توسط حسن پیرنیا، مشیر الدوله و نخست وزیر پسا کودتا در دوره قاجار به مجلس رفت، فرخی یزدی گفته که «فاتحه آزادی مطبوعات را با صدای بلند بخوانید که بوی الرحمانش فضا را پر کرده است». ۷۷ سال بعد نيز زمانی که طرحی دیگر به مجلس راه یافت، منتقدان به انتقاد از این طرح پرداختند که در نهایت این طرح به تصویب رسید و خروجی اش توقیف تعدادی از رسانه ها و بیکاری و ممنوع الکاری روزنامه نگاران شد.

این روزنامه نگار یادآوری کرده:در تمامی این سال ها با هدف نظام‌مند کردن رسانه ها و با شعار «آزادی مطبوعات» آنچه قربانی شده «آزادی مطبوعات» بوده است. تاریخ باز هم در حال تکرار است و چند روزی از تصویب لایحه نظام رسانه ای کشور در هیات دولت برآمده از رای اصلاح طلبان می گذرد و باتصویب این لایحه در مجلس شورای اسلامی باید فاتحه روزنامه نگاری مستقل را در ایران خواند.

سخن آخر مقاله قانون چنین است: نمی توان خود را مدافع آزادی بدانیم و در سفر های انتخاباتی به آزادی سلام بدهیم اما در عمل فاتحه آن را با صدای بلند بخوانیم. تاریخ به ما می گوید که نه قانون مشیر الدوله از آزادی مطبوعات دفاع کرد و نه در سال ۷۹ به رسانه های آزاد رسیدیم. راه حل سپردن امور به روزنامه نگاران و بر داشته شدن سایه دولت و نهاد های نظارتی از سر روزنامه های آزاد برای تشکیل صنف مستقل است.

دورهمی مطبوعاتی

محمدرضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت نوشته: پنجشنبه رفتم نمایشگاه مطبوعات. نمی‌دونم چرا بهش می‌گن نمایشگاه! سوال اساسی‌ترم اینه که مطبوعات توی نمایشگاه مطبوعات چیکار می‌کنن؟ اصن چرا برگزار می‌شه؟ فایده ش چیه؟ کاربری این نمایشگاه چیه؟ همه نشریات میان یه غرفه می‌زنن، شماره‌های باد کرده‌ای که روی دست‌شون مونده رو میذارن گوشه غرفه‌شون خودشونم می‌شینن آدمایی که میان رد می‌شن رو نگاه می‌کنن.

به نوشته این طنزنویس: یه عده هم میان غرفه‌ها و آدمای داخل‌شو نگاه می‌کنن بعد برمی‌گردن خونه‌شون… این وسط یکی اون گوشه با توپ فوتبال و توپ تنیس و تیله و گوجه فرنگی روپایی می‌زنه. تعداد زیادی تالار گفت‌وگو وجود داره که توی هر تالار یک نفر داره سخنرانی می‌کنه و دو نفر مقابلش نشستن که خوابشون برده!

در پایان ستون طنز جهان صنعت آمده:البته خدمات جانبی قابل تقدیره. چندجا هست که دائم چایی می‌ریزه و شما هر چقدر بخوای می‌تونی چایی برداری. ولی رنگ چاییش شبیه... بذارین دقیق بگم. وقتی شلغم می‌پزین و یک ساعت می‌جوشه دیدین آبش چه رنگی می‌شه؟ یه آب زرد رنگ... چایی‌هایی هم که توی نمایشگاه می‌دن دقیقا همون رنگه. حالا به نظر شما چند میلییارد تومن هزینه برگزاری این مجموعه نچسب شده باشه خوبه؟ هزار تومنم براش زیاده!

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی. شهروند