روزنامه‌های تهران، پسازلزله و سرنوشت احمدی نژاد

روزنامه‌های امروز صبح تهران، شنبه ۲۷ آبان در عنوان‌های نخست خود از ادامه یاری‌های مردمی برای مناطق زلزله زده استان کرمانشاه نوشته و در مقالاتی به انتقاد از برخورد مراکز دولتی و مردم با عملیات بازسازی و ترمیم پرداخته اند. تعدادی از روزنامه ها به علت قرار گرفتن بین روزهای تعطیل امروز منتشر نشده اند.

در میان مسایل خارجی در حالی که خبر سرکوب کامل داعش در عراق - از زبان مقامات عراقی - تیتر اول برخی از روزنامه هاست، در مقالات مربوط به سیاست خارجی بیشتر به سرنوشت سعد حریری نخست وزیر پرداخته شده که به گمان روزنامه ها شکست سعودی و اسراییل را به دنبال داشته چرا که برنامه آن ها برای به بحران کشاندن لبنان به نتیجه نرسیده است.

سرنوشت محمود احمدی نژاد با اشاره به فیلمی که وی را در حال انتقاد شدید از قوه قضاییه نشان می دهد از جمله موضوعات مهم داخلی روزنامه های میانه رو و اصلاح طلب است، در حالی که روزنامه های اصولگرا که در گذشته حامی احمدی نژاد بودند، درباره این مسایل و بست نشینی معاون رییس دولت سابق سکوت کرده اند.

حق نشر عکس Arman
Image caption تیتر و عکس صفحه اول آرمان

زلزله از زوایه‌ای دیگر

علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه اطلاعات نوشته باز حادثه ای باعث شده که توجه به مسایل مهم جلب شود چرا که معمولا به محض این‌که اتوبوسی آتش‌می‌گیرد یادشان می‌آید صنعت خودروسازی کیفیت ندارد، به محض این‌که جنایت بزرگی رخ می‌دهد مثلاً آتنا یا بنیتا به طرز فجیعی کشته می‌شوند یادشان می‌آید که باید به فکر آسیب‌های اجتماعی بود، وقتی آلودگی‌ هوا به حد خفقان‌آوری می‌رسد یادشان می‌آید سیاست یا بی‌سیاستی منجر به تمرکز جمعیتی فاجعه‌بار است یا سوخت‌های فسیلی بی‌کیفیت‌اند… اما چند روز بعد همه‌چیز فراموش می‌شود.

در بخشی از این مقاله آمده: برخلاف آنچه هنگام وقوع بلایا بسیاری به زبان می‌آورند که ما مردم بدشانسی هستیم، باید گفت ما بواقع مردم خوش‌شانسی هستیم … خوش‌شانس هستیم از آن رو که می‌دانیم و می‌بینیم که دولت‌ها به فساد اذعان دارند و مهندسان به امضا فروشی و مؤسسه استاندارد به ناایمنی. خوشبختانه زلزله‌های بزرگ هم معمولاً در کانون‌های جمعیتی و شهرهای میلیونی رخ نمی‌دهد، توفان‌های وحشتناک مانند توفان‌های آمریکا که ساختما‌ن‌ها را از جا می‌کَنَد و خودروها را به آسمان می‌برد، در سرزمین ما نمی‌وزد … پلاسکو در ساعتی آتش می‌گیرد که هنوز ساعت کاری شروع نشده و هزار نفر از پرسنل و تعداد زیادی از مردم آنجا نیستند…

اطلاعات در پایان نوشته:اما آیا تضمینی وجود دارد که همیشه ساختمان‌های بزرگ در ساعاتی که خالی‌اند آتش بگیرند یا زلزله‌های مخوف در مناطق کم‌جمعیت رخ دهند؟ آیا در مواقعی که زلزله نمی‌آید نباید به فکر پیشگیری از تلفات زلزله بود؟ در مواقعی که هوا سالم است نباید به فکر آلودگی کشنده بود؟ در اوقاتی که اتوبوس چپ نمی‌کند، نباید به فکر ترمز بود؟

اما وقتی زلزله می‌آید

شیرین احمدنیا در یادداشتی در شرق نوشته: هر روز بیشتر با نشانه‌های افول و تضعیف سرمایه اجتماعی مواجهیم، به معنای اینکه افراد به‌جای هم‌گرایی و همدلی، از همدیگر گریزانند و نسبت به یکدیگر بی‌تفاوت و بی‌اعتنا. به معنای اینکه می‌بینیم کودکی ایرانی یا افغانستانی - فرقی نمی‌کند- به‌جای اینکه سر کلاس درس باشد یا در حال بازی در محوطه پارک، کهنه‌ای به دست گرفته و ماشین می‌شوید یا گل و فال و گردو می‌فروشد؛ با خونسردی رو برمی‌گردانیم تا فقر و طرد و تبعیضی که دامنگیرست را ندیده باشیم.

نویسنده جامعه شناس معتقد است: اما وقتی زلزله می‌آید، ناگهان شاهد تکاپویی کم‌نظیر و غیرمنتظره در میان خودمان هستیم. ناگهان، گویی وجدان جمعی‌ که مدت‌های طولانی به محاق رفته بود، دوباره برای اندک‌زمانی بیدار و فعال می‌شود. ناگهان همه هوشیار می‌شویم و اخبار حادثه ناگوار را لحظه‌به‌لحظه دنبال می‌کنیم، ناگهان به فکر تماس با دوست و آشنا و رفیق و خویشان می‌افتیم. با این و آن، بساط جمع‌آوری کمک‌های نقدی و جنسی راه می‌اندازیم. یادمان

می‌افتد که «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» و «چو عضوی به درد آورد روزگار»!

مقاله شرق با این پرسش که آیا این اقدامات ناگهانی خودجوش و «نوجوش» چقدر بر بستری که اعتماد و سرمایه اجتماعی در آن تضعیف شده خوب جای‌گیر و ثمربخش می‌شود؟ با اشاره به اخبار منتشر شده درباره زلزله اخیر از قول یک متخصص ناظر می نویسد:«از صبح امروز مردمی که چادر دریافت نکرده بودند با بستن راه ماشین‌های ما اقدام به ضرب‌وشتم ما کردند. دیروز هم کاروان مواد غذایی ما توسط عده‌ای که قصد متوقف‌کردن آنها را داشتند با سنگ مورد حمله واقع شده است».

پس از فاجعه

شهروند در سرمقاله خود به پسامدهای زلزله و فاجعه هایی مانند آن پرداخته و از جمله نوشته: ضربه های روانشناختي عميق‌تر و پايدارتر است. از دست‌دادن نزديكان و دوستان و نيز از دست‌دادن خانه و زندگي و آرامش قبلي، بسياري را دچار افسردگي مي‌كند. اضطراب و نااميدي از آينده، حتي ممكن است فرد را به سوي خودكشي سوق دهد. افسردگي و اختلالات رواني، بيماري شايع در اين مناطق خواهد بود. در اين ميان براي هر فردي ممكن است مسائل به ظاهر كوچكي وجود داشته باشد كه اعتمادبه‌نفس فرد را از ميان مي‌برد.

به نظر این مقاله: زندگي در زير چادر يا داخل كانكس، از ميان‌رفتن مشاغل گوناگون، رشد بيكاري، اختلال در روابط اقتصادي ازجمله وام‌ها، بدهي‌ها و... مسأله كودكان بي‌سرپرست شده، مشكلات مربوط به ارث، خدمات‌درماني و بهداشتي به معلولان، مسائل حقوقي مربوط به بازسازي‌ها و بي‌پناهي يا بي‌سرپرستي بسياري از خانوارها، افزايش طلاق و ناهنجاري‌هاي خانوادگي، مزمن‌شدن بيماري رواني و... و بسياري از موضوعات ديگر را مي‌توان جزو پيامدهاي بلندمدت‌تر زلزله دانست. پيامدهايي كه بدون حل آنها، نمي‌توان زلزله‌زدگان را به زندگي عادي خود بازگرداند.

سرمقاله شهروند سپس بخشی از گزارشی درباره زلزله کرمانشاه را نقل کرده که در آن آمده «باید با همین ویلچر بروم بازار، این‌ور و آن‌ور شهر. هیچ‌جا هم که مناسب‌سازی نشده. شهر را دوباره ساختند اما ما را ندیدند. مجبورم مقابل مغازه‌ها بایستم و بگویم، برایم جنس بیاورند. خودمان که نمی‌توانیم برویم داخل مغازه‌ها. بانک می‌رویم، باید ۱۰بار صدا کنیم تا یک‌بار، یک‌نفر صدای ما را بشنود.»

فراموش نشود که در همین زلزله اخیر تاکنون ١٠٠نفر قطع نخاعی اعلام شده است.

حق نشر عکس Sharq
Image caption کارتون سهیل محمدی. شرق

کجا می‌روید دوستان ؟!

فریور خراباتی در ستون طنز آرمان نوشته: اینستاگرام را که نگاه می‌کنیم، هرکس یک کامیون ‌برداشته و به کرمانشاه رفته، بدون توجه به اینکه آنجا چه چیزی مورد نیاز است و به کدام شهرها و روستاها باید تحویل داده شود. عکس سلفی می‌گیرید با نیش تا بناگوش ‌باز که ماکارونی بار زده‌اید برای زلزله‌زده‌ها؟ چندبار باید فاجعه بم اتفاق بیفتد تا درس عبرت بگیرید؟

طنزنویس پرسیده: چه کسی به شما مجوز داده تا سرخود و بدون هماهنگی و برنامه، نهادهای دولتی و مردمی را رد کنید و خودتان شخصا در محل‌حادثه حضور یافته و جلو دست‌و‌پای نیروهای «واقعی» و «آموزش‌دیده» را بگیرید؟! این احساس «خود سلبریتی‌پنداری» را رها کنید! با چهار تا ویدئو و دابسمش در فضای‌ مجازی‌ مطرح شده‌اید، نوش‌جانتان، با جان مردم بازی نکنید. زلزله، مسخره‌بازی‌های اینستاگرامی نیست که هرجا اتفاق می‌افتد بروید و «اوستا کار» بشوید…

طنزنویس آرمان در نهایت از سلبریتی نما ها خواسته: برگردید به خانه‌هایتان، ویدئو ‌بسازید. به خاطرات امدادگران بم و ورزقان گوش دهید، این بساط را تمام کنید، شما تختی و علی دایی نیستید که !

اگر احمدی نژادی بودم

احمدغلامی در سرمقاله شرق با اشاره به بست نشینی بقایی معاون پیشین رییس جمهور که برای حاضر نشدن در جلسه دادگاه بدان دست زده است و همچنین سخنان انتقادی شدید محمود احمدی نژاد و حضور وی در مناطق زلزله زاده کرمانشاه نوشته: اگر این «شوی سیاسی» را اصلاح‌طلبان یا هر جناح سیاسی دیگری به‌راه انداخته بودند، رسانه‌های اصولگرا چه می‌کردند؟ آیا مثل حالا سکوت می‌کردند؟ بعید است آنان چنین اغماضی روا دارند. اصولگرایان به‌احتمال قوی، یک‌صدا با تمام قوا به برگزارکنندگان این شوی سیاسی حمله‌ور می‌شدند و اگر زورشان می‌رسید تا سقوط دولت هم پیش می‌رفتند؛ پس چرا حالا سکوت کرده‌اند؟ این سکوت نشانه شرم است یا مصلحت!

به نظر سردبیر این روزنامه: اگر اصولگرایان و رسانه‌های وابسته به آنان کلاهِ خود را قاضی کنند و به‌نفع خود رأی دهند، این نکته فراموش نمی‌شود: این شوی سیاسی یا بست‌نشینی بی‌اثر -آن‌هم در حرم شاه‌عبدالعظیم به‌عنوانِ پایگاه سنتی این جریان سیاسی- مرگ سیاسی پیکر نیمه‌جان این جریان را رقم خواهد زد. در شوی بست‌نشینی، اندک‌مردمی حضور دارند و تک‌وتوک صدایی در تأیید گفته‌های احمدی‌نژاد به‌گوش می‌رسد که صحنه را به یک کمدی سیاه بدل می‌کند اما ناگفته پیداست که حرف‌های تندِ رئیس دولت خدمتگزار، در نوع خود بی‌سابقه و حیرت‌انگیز است.

شرق ادامه داده: شاید او تنها کسی باشد که بعد از انقلاب توانسته چنین سخن بگوید. حیرت‌انگیزتر آنکه کسی دیگر برای این سخنانِ به‌ظاهر انقلابی و ساختارشکنانه تَره هم خرد نمی‌کند. صداهای موافقی که در تصویر ویدئویی شنیده می‌شود، گویا بیشتر از مطایبه و شیرین‌کاری خلایقی حکایت دارد که در هر بازار مکاره‌ای جمع‌اند و صرفه خود می‌برند. اگر من یک احمدی‌نژادی بودم می‌گفتم: «اخوی ملت ما را سرکار گذاشته‌اند!» مردم، خلق، توده و واژه‌های از این‌دست که رابطه‌ای دوسویه با دولت دارند، همواره قابل‌تأمل‌اند.

بست‌نشستن جواب نمی‌دهد

علی نجفی توانا در مقاله ای در آرمان نوشته: روش‌های دادخواهی در قوانین عادی و همچنین در خود قانون اساسی با تعیین مراجع مشخص است. در قانون اساسی در راستای تامین حقوق ملت، حقوقی مانند راهپیمایی و تجمع با کسب اجازه از مقامات پیش بینی شده که در آن ها بست‌نشستن به‌عنوان یک راه‌حل و وسیله دادخواهی نیست. لذا اگر کسی از نحوه عملکرد اقدامات شکوه یا شکایتی دارد و یا معتقد است که رسیدگی‌ها ممکن است جنبه جناحی داشته و از محدوده عدالت و بی‌طرفی ممکن است خارج شود، شیوه‌های اعتراض و درخواست رسیدگی در قانون کاملا مشخص است.

این حقوقدان تاکید کرده: بست‌نشستن آقای احمدی‌نژاد و همفکران وی در جایی که شخص مدعی قانونگرایی و عدالت قضائی باشد، باید این گونه اختلافات را برای اثبات قانونگرایی در چارچوب ظرفیت مقررات از طرق مقرر مورد حل‌و‌فصل قرار گیرد.

پیش بینی نویسنده مقاله آرمان این است که: تمسک به روش‌هایی که در قانون مقرر و پیش‌بینی نشده است، نه‌تنها اثربخش نخواهد بود، بلکه الگوگذاری غیرمتعارفی است که ممکن است خروج از قانون و توسل به روش‌های غیرمتعارف را برای دیگران نهادینه کند. یکی از جلوه‌های مردمسالاری، تساوی انسان‌ها، حتی آنانی که مرتکب جرم شده‌اند، در مقابل قانون است.

حق نشر عکس Arman
Image caption کارتون حسین صافی. آرمان

ترس پساداعش

کیهان که تیتر بزرگ صفحه اول خود را به بسته شدن پرونده داعش در عراق اختصاص داده در یادداشت روز خود بعد از اشاره به اخبار ضد و نقیض درباره حریری نخست وزیر لبنان، استعفایش و حضورش در ریاض این همه را نقشه ریاض و تل آویو برای دوران پس از سرکوب کامل داعش دانسته و نوشته: نابودی داعش در منطقه، سفر پوتین بعد از سفر حیدرالعبادی و اردوغان در کنار سفر رؤسای ستاد کل ارتش‌های روسیه و سوریه و پاکستان به ایران و همچنین سفر سردار باقری رئیس ستاد کل به ترکیه و سوریه و حضور در مرز سرزمین‌های اشغالی فلسطین، در جهت هماهنگی‌های منطقه‌ای برای ادامه مبارزه با تروریسم و پایان دادن به حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای و همچنین حذف دلار از تجارت کشورهای منطقه‌، همه اینها اتفاقات ساده‌ای نیست که از چشم آمریکا و اسراییل و عربستان مخفی باشد.

به نظر این مقاله: آنها باید عصبانی باشند چرا که علی‌رغم سال‌ها کوبیدن بر طبل انزوای ایران، اکنون شاهد گسترش روابط کشورهای منطقه با جمهوری اسلامی و تبدیل شدن ایران به لنگرگاه مطمئن ثبات و امنیت در منطقه هستند.

محمدحسین محترم در پایان یادداشت روز کیهان مطابق معمول این روزنامه انتقادی از دولت روحانی کرده و نوشته: اگر استعفای حریری برای سیاستمداران و دولت‌های منطقه تعجب‌آور بود، اما از یک طرف سکوت و انفعال دولت تدبیر در مقابل این تحولات جدید در منطقه و از طرف دیگر ترسیدن برخی از تشر کدخدای برجام، برای ملت ایران تعجب‌آورتر است. حکایت عجیبی است، کدخدای جهان از ایران و حزب‌الله می‌ترسد اما برخی داخل ایران از کدخدای جهان؟

حق نشر عکس Iran
Image caption کارتون یاشار قهرمانی. ایران

ائتلاف ناکارآمد ریاض و تل آویو

صلاح‌الدین هرسنی در یادداشتی در جهان صنعت نوشته: ریاض بعد از شکست در پروژه لبنانی خود در مقابل تهران، هم‌اینک تلاش دارد راهبرد‌های ضد‌ایرانی خود را این بار با ائتلاف با تل‌آویو دنبال کند. آن‌گونه که از مواضع اعلامی این روز‌های مقامات سعودی از جمله محمد بن سلمان ولیعهد و عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان پیداست، تداوم راهبرد ضد‌ایرانی ریاض با هدف جبران مافات و بیشتر به جهت تلافی در ناکامی در پروژه لبنان از سر گرفته می‌شود.

به نظر این تحلیلگر: مهم‌ترین عاملی که بیشتر از هر علت دیگری در ناکامی زود‌هنگام ائتلاف ریاض- تل‌آویو در مواجهه و مقابله با ایران نقش دارد، ماندن و زمینگیر شدن عربستان در مانور دیپلماتیک لبنان است. به عبارت دیگر عربستان هنوز از تبعات شکست عربستان در پروژه کاهش نفوذ ایران در لبنان و سناریوی استعفای حریری رها نشده است و جامعه بین‌الملل‌ هم موافقتی درباره اقدام اخیر رهبران ریاض ندارد.

مقاله جهان صنعت پیش بینی کرده که: در صورت عدم بازگشت حریری به لبنان فرآیند طرح شکایت علیه ریاض در شورای امنیت از سوی مقامات بیروت کلید خواهد خورد. این شرایط‌ موجب پدیدار شدن تبعات بین‌المللی اقدام مقامات سعودی خواهد شد و محققا سردرگمی و انفعال سایر هم‌پیمانان منطقه‌ای ریاض در مواجهه با ایران را به دنبال خواهد داشت و نشان می‌دهد که ائتلاف سعودی‌ها با باز‌های تل‌آویو در بی‌اثر‌سازی نقش تعیین‌کننده ایران در منطقه کار‌ساز نیست.

حقوق بن سلمان

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: دیلی‌میل اعلام کرده هفته آینده قدرت در عربستان به بن سلمان منتقل می‌شود و شاه فعلی بازنشسته خواهد شد‌! با این حجم از بازداشت‌ها و توقیف اموالی که سر به فلک کشده‌، من هم جای شاه عربستان بودم بازنشست می‌شدم و می‌رفتم خانه‌! نصف ثروت عربستان را مصادره کرده‌، بعد سرکار هم برود؟

به نوشته این طنزنویس: من بودم به بن سلمان می‌گفتم‌: همه مصادره‌ای‌ها برای من‌، از این به بعد تو شاه باش‌! مگر چقدر حقوق می‌دهند؟ مجسم کنید روزی که شاه جایش را عوض کند‌، به همه بن‌سلمان را نشان می‌دهد و می‌گوید‌: از امروز همه بازداشت‌ها، توقیف اموال مال بن‌سلمان. او هم کلی کیف می‌کند‌!

نتیجه اخلاقی‌: طنز نوشتن در مورد خاندان سلطنتی عربستان کار عبثی است‌! آنقدر خاندان خشکی هستند که دستشان به دریا بخورد هم خشک می‌شود چه برسد به چشمه ناچیز طنز ما‌!