روزنامه های تهران؛ درس‌هایی از زلزله تهران

روزنامه های صبح شنبه دوم دی، در اولین برخورد با زلزله چهارشنبه غروب استان تهران و کرج، در عکس ها، گزارش ها و حتی در طنزنوشته های خود گفته اند که این زلزله مانند یک بازی دوستانه فوتبال امکان داد تا نقاط قوت و ضعف مدیریت بحران در کشور معلوم شود.

گذری بر رای مجمع عمومی سازمان ملل متحد علیه تصمیم ترامپ، مهم ترین خبر خارجی امروز این روزنامه هاست. روزنامه های مخالف دولت هم از بیهودگی مذاکرات با غرب نوشته و خواستار قطع هرگونه مذاکره و دیپلماسی و رجوع به سیاست بنیانگذار انقلاب شده اند.

حق نشر عکس Iran
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ایران

آزمون تهران

جامعه فردا در گزارش اصلی خود نوشته: خوشامدگویی مدیرانِ بحران و مردم تهران به زلزله پایتخت، قابل دفاع نبود و تهران همچون شهری بی دفاع با زلزله ای که یک چهارم جمعیت ایران آن را احساس کرده بودند، تنها ماند. این یک حکم کلی نیست. نگاهی به موج اخبار و شایعات و گفته‌های ضد و نقیضی که از چهارشنبه شب آغاز و حتی تا امروز نیز ادامه دارد، یادآور همان کلیشه معروف است که در بحران ها دچار بحرانِ مدیریت بحران می‌شویم. و حال باید پرسید که مدیران و مردم پایتخت در آزمون مهم تهران چه نمره‌ای گرفته اند؟

به گزارش این روزنامه: دقایقی بعد از اعلام رسمی‌خبر زلزله، نقل قول های یکی از مصاحبه های چند ماه اخیر رئیس سازمان مدیریت بحران کشور دوباره دست به دست شد. نجار میزان آمادگی پایتخت در برابر زلزله های بزرگ را ناچیز و غیر قابل قبول دانسته و گفته بود، زلزله تهران، امنیت ملی ما را به مخاطره می‌اندازد. نیم ساعت گذشت و هنوز هیچ مقام رسمی‌ای درباره زلزله اظهارنظر نکرده که کانال‌های خبری از احتمال بروز زلزله های قوی تر خبر می‌دادند.

جامعه فردا به این ترتیب گزارش داده چنین بود که هجوم آغاز شد. در کانال های تلگرامی‌از الگوی زلزله کرمانشاه یاد می‌شود و مردم می‌ترسند که نکند این آخرین زلزله نباشد. از خانه فرار می‌کنند در حالی که آلودگی هوا از مرز ۱۸۰ گذشته، دماسنج، سرمای هوا را نشان می‌دهد و شایعات افزایش قیمت بنزین، پمپ بنزین ها را شلوغ کرده است.

تجربه ده ثانیه ای

تعادل در سرمقاله خود نوشته: زلزله ۵.۲ ریشتری تهران در ۱۰ثانیه رویدادهای بسیار مهمی را برای کشور ثبت کرد. این می‌تواند برای دولتمردان و حاکمیت به مثابه سال‌ها تجربه‌یی باشد که امکان اندوختن آن وجود نداشت. در اصل دولت برای کسب چنین تجربه‌یی ‌باید مانوری را به اجرا در می‌آورد و میلیاردها تومان برای پایتخت خرج می‌کرد تا متوجه «نقص»‌های خدماتی و اداره شرایط بحرانی مانند بروز زلزله شود.

به نوشته این روزنامه: شاید نخستین کلید این حادثه را رییس مرکز زلزله‌نگاری کشور زد. او حدود نیم ساعت پس از این حادثه به مردم توصیه کرد که در منازل خود نمانند و به فضای آزاد بروند. چنین بود که صدها هزار نفر در شهرهای تهران، استان البرز و قم آن شب را در خیابان‌ها به سر بردند و تهران را به مقصد عمدتا شهرهای شمالی ترک گفتند به‌طوری که خروجی‌های تهران قفل شد.

گزارش شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی نشان داد که نیمه شب چهارشنبه تا ظهر روز پنج‌شنبه خرید بنزین در تهران به ۱۵میلیون لیتر رسید که معادل خرید یک شبانه‌روز ۲۴ساعت بود. اینها در واقع مقدمه‌یی بود برای درس گرفتن از یک بحران، بحرانی که هر لحظه امکان تکرار آن می‌رود و هیچ کس نمی‌تواند به‌طور قطعی زمان وقوع آن را پیش‌بینی کند.

زلزله دوستانه!

شهروند در سرمقاله خود از بازی دوستانه تیم های فوتبال با یکدیگر قبل از مسابقات مهم جهانی اشاره کرده و نوشته: زلزله ٢.٥ ریشتری استان البرز را می‌توان مسابقه دوستانه معرفی کرد؛ زلزله‌ای که واقعی بود، همه شهروندان و نهادهای عمومی را در موقعیت اضطراری قرار داد و حتی گمان می‌رفت پیش‌زلزله باشد. همه منتظر زلزله اصلی بودند. پس این زلزله بدون آن‌که نتایج مصیبت‌باری داشته باشد، تمام شرایط یک زلزله به‌نسبت اصلی را در ابعاد محدودتری داشت.

به نظر این مقاله: نخستین نکته‌ این بود که ترافیک در معابر شهر بشدت افزایش یافت. به قول استاندار تهران، اگر در این زلزله مصدوم وجود می‌داشت، انتقال آن به مراکز درمانی بسیار مشکل می‌بود. این مسأله را هیچ دولتی و قدرتی جز مردم نمی‌توانند حل کنند. هیچ پلیسی نمی‌تواند در این مواقع مانع از ترافیک شود. در چنین شرایطی فقط‌وفقط مردم و فرهنگ و رفتار آنان است که می‌تواند مانع از بروز مشکل شود.

شهروند احتمال داده: در آینده با وقوع حادثه‌ای بزرگتر که نیازمند امدادرسانی است، نتوان جلوی چنین رفتار عجولانه‌ای را گرفت. رفتاری که به وضوح به ضرر مردم است. کسانی که می‌کوشند با خودرو و در نخستین فرصت از میدان حادثه خارج شوند، در نخستین اقدام دچار ترافیک می‌شوند و در تله آن می‌افتند و چه‌بسا عوارض بعدی آن بدتر از ماندن در محل باشد.

درس های زلزله

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته در زمان حادثه مشخص نیست متولی مدیریت بحران کیست. بحران‌ها نیازمند مدیریت واحد و یکپارچه هستند. همه‌ دستگاه‌ها باید در زمان بحران، مناسبات پیشین خود را تعلیق، و ذیل مدیریت یکپارچه به مقابله بحران بروند.

زمان رخ دادن بحران، زمان فکر کردن و هماهنگی نیست. پیش از بحران باید فکرکردن‌ها و هماهنگی‌کردن‌ها انجام شود.

به نوشته این نماینده مجلس: در زمان بحران، تنها باید یک نفر تصمیم بگیرد و بقیه عمل کنند. اِعمال اراده‌های هوشمند جهت مهندسی صحنه و به حداقل رساندنِ آسیب‌های بحران، نیازمند همین مدیدیرت یکپارچه و واحد است.

مدیر ابتکار تاکید کرده: به نظر می‌رسد جهت آمادگی برای زلزله تهران و یا هر بحران دیگر، مهم‌ترین اقدامِ عاجلی که باید انجام داد اصلاح نظام مدیریتی در زمان بحران است.براین اساس پیشنهاد می شودستادی دردولت به ریاست معاون اول به منظورتهیه معماری واطلس مدیریت بحران کشورباتمرکزبرتهران شروع وتاساماندهی ادامه یابد.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption تیتر و عکس فرهاد هادی. شهروند

انتقام ابر و باد و مه و خورشید و فلک

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در صفحه طنز شهروند نوشته: هرگز طبیعت تا این حد متحد و همگام عزمش را برای نابودی ما جزم نکرده بود. به قول شاعر «ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند» تا دمار از روزگار ما درآورند و بابت هرچه ما و از ما انتقام بگیرند. ابر، آن‌طور که باید نمی‌بارد تا این آلودگی کوفتی برای همیشه دست از سر کچل ما بردارد و برود.

به نوشته این طنزنویس: باد هم که طبق آخرین متد‌های رئیس سازمان محیط‌زیست وظیفه آمدن و بردن دارد. یک روز در ‌سال می‌آید مبادا که ذره‌ای از این آلودگی کاسته شود. تا حالا فکر نمی‌کردی «بادآورده را باد می‌برد؟» اما امروز می‌بینیم بادآورده چیز بدی نیست و این باد از بس پشت سرِ آورده‌اش حرف زده‌ایم، ناخن‌خشک شده و قصد دارد با لجبازی ما را بسپارد به آلودگی و از شرمان راحت شود.

طنز شهروند به این جا رسیده که: حسب فرموده، رئیس سازمان محیط‌زیست دعا کردیم باد بیاید که بشورد و ببرد به جایش زلزله آمد و گفت: «منو صدا کرده بودی ‌هانی؟» این‌طور ما را به مضحکه گرفته‌اند. زنگ زدم به مادرم که عزیزجان شما مبادا تو این هوا بروی بیرون‌ها. برای ریه‌ات بد است. شب دوباره زنگ زدم که خواهش صبح را کان لم یکن تلقی کن، جان من لج نکن و از خانه برو بیرون تا تکلیف زلزله اصلی معلوم بشود. آخر سر هم از آلوده‌کنندگان هوا، یعنی خودروها به همان‌ها پناه بردیم.

حق نشر عکس Bahar
Image caption کارتون بنیامین آل علی - بهار

سياست جديد متحدان آمريكا

مهرداد پشنگ‌پور در مقاله ای در اعتماد با اشاره به اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و مخالفت با نظر ترامپ براي به رسميت شناختن بيت‌المقدس به عنوان پايتخت كشور اسراييل، آن بسيارمهم و با ارزش خوانده و افزوده: شمار قابل توجه كشور‌هاي موافق با قطعنامه ترکیه نشان می دهد که هنوز در قلمرو و ميان نظام حقوقي بين‌المللي ظرفيت‌هايي وجود دارد كه مي‌تواند آثار و منافع بسياري را براي كشور‌هاي جهان به وجود بياورد.

به نوشته این مقاله: تشكيل اين جلسه كه نشان از انفعال شوراي امنيت سازمان ملل متحد به عنوان ركن اصلي عهده‌دار دفاع و تامين و حفظ صلح و امنيت بين‌المللي كه تحت تاثير و سيطره حق وتو از اِعمال وظيفه ذاتي خود عاجز و ناتوان مانده است مي‌تواند طليعه شكل‌گيري انگيزه‌اي شود براي ساير كشور‌هاي جهان تا ببينندكه در صورت همگرايي مي‌توانند از انقياد قدرت‌هاي بزرگ جهان رهايي يابند و در عين حال در غالب و فرم حقوقي در سطح جهان ايفاي نقش كنند.

اعتماد در نهایت افزوده: اين موضوع زمينه مناسبي براي تقويت اعتماد به نفس و خود اتكاي ي كشور‌ها براي نيل به اهداف و آمال عمومي فراهم آورده و مبناي ورود به مرحله جديد و استراتژيك در سطح جهان است. اين قطعنامه تاكيدي است بر قوام ارزش‌هاي ملل متحد كه سال‌ها است به دليل جنگ‌هاي خونين پي در پي در بيشتر نقاط دنيا گاه يكسر ناديده انگاشته شده يا كمرنگ و نامفهوم شده‌اند.

سیاست چماق و هویج

عبدالله متولیان در مقدمه سرمقاله جوان به دولت روحانی انتقاد کرده که چرا همتش را در چهارسال اول بر بستن مستقیم با کدخدا گذاشت که حالا حاصل آن آمریکا دارد فاز دوم برجام را عملی می کند.

نویسنده در تشریح این فاز نوشته:تصور و نگاه غربي‌ها از برجام اين است كه با دادن هويج و شكلات‌هاي موقتي و اميدوارسازي ايران به نتيجه برجام، دولتمردان ايران را پاي ميز مذاكره و استمرار مذاكرات نگه‌داشته و به تدريج جمهوري اسلامي را وادار به عقب‌نشيني‌هاي مرحله‌اي در باره ساير موضوعات مورد علاقه ‌طرف غربي نمايند. تصور غرب از برجام، دقيقاً منطبق بر كمپ‌ديويدي كردن آن و اطاله مذاكرات و امتيازگيري بيشتر است، به گونه‌اي كه چهار سال دوم دولت آقاي روحاني نيز به اثبات بي‌تعهدي امريكا نسبت به برجام بگذرد و به اين‌ترتيب دومين خسارت محض و تقريباً هيچ در سفره برجامي ايران قرار گيرد.

جوان ادعا کرده: نتيجه اينكه گذشت زمان بي‌حاصل بودن مذاكره با غرب براي لغو تحريم‌ها و قلدري و بدعهدي غربي‌ها را به اثبات رسانده‌ و با جرئت مي‌‌توان گفت دل‌بستن به غرب و ادامه مذاكرات، بازي در ميدان مورد علاقه آنان بوده و سرانجامي جز كمپ‌ديويدي شدن و اطاله مذاكرات و عقب‌نشيني تدريجي ايران از مواضع انقلابي خود در ادامه مذاكرات متصور نيست، انتظار مردم و نظام از‌ مسئولان و دولتمردان اين است كه با درك حيله‌گري و بدعهدي غرب و بي‌نتيجه بودن مذاكرات، رفتار خود با غرب را بر اساس الگوي انقلابي امام خميني تنظيم کنند.

جامعه المصطفی با این بودجه چه کند

شرق در گزارشی نوشته: هرچه پيش‌تر مي‌رويم، ابعاد انقباضي بودجه بيشتر مي‌شود. به عبارتي کفگير به ته ديگ خورده است. بودجه ٩٧ نه‌تنها حذف ميليون‌ها يارانه‌بگير را هدف قرار داده بلکه بنا دارد بودجه نهادهاي «ويژه» را کمتر از گذشته کرده يا دست‌کم نظارت‌پذير کند. این نيمچه جراحي، گويا اثر کرده وحجت الاسلام نصرالله پژمان‌فر با تاکید بر ريل‌گذاري غلط دولت در فرهنگ، گفته: با اين لايحه دولت، سال آينده در حوزه مديريت فرهنگي کشور اتفاق ناخوشايندي می افتد. بودجه بخش‌هايي که امروز مأموريت فرهنگ‌سازي و اسلامي‌سازي جامعه را بر عهده دارند، افزايشي که متناسب با مأموريت اين بخش‌ها باشد، ندارد ‌جامعةالمصطفي وضعيت‌ سخت‌تري دارد».

گزارشگر در پاسخ این که جامعة‌المصطفي کجا است و چرا کاهش بودجه آن، اين‌همه حاشيه‌ساز شده نوشته: ‌جامعةالمصطفي نهادي آموزشي براي گسترش تشيع در ساير کشورها است. چند پژوهشگاه، مجتمع عالي فقه دارد که در قم مستقرند اما در ۶۰ کشور مسلمان جهان شعبه دارد. آن جا افراد مناسب اسلام را شناسايي و آنها را براي آموزش طلبگي به قم اعزام مي‌کند. آن ها در حوزه علميه قم آموزش ديده و بعد براي صدور انقلاب اسلامي به کشورهاي خود اعزام مي‌شوند. جامعة‌المصطفي حدود ۴۰ هزار طلبه خارجي و ۴۰ هزار فارغ‌التحصيل دارد.

پژمان‌فر که در گزارش شرق سمت وی مشخص نشده توضیح داده با بودجه‌هاي ريالي بايد از بازار آزاد آن‌هم با اين وضعيت نابسامان ارزي، ارز تهيه شود برای مأموريت‌هاي بين‌المللي. مي‌توان گفت با تبديل ريال به دلار، بودجه ا از سال قبل نيز کمتر شده و مشکلات عديده‌اي خواهند داشت.

احترامت واجبه خان دایی

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: دروغ سیزده بود.حتی عکس‌های پشت صحنه را در شبکه‌های مجازی منتشر کردند که باورشان کنیم اما برنامه به این صورت آغاز شد:«با عرض سلام. شب بخ...» و به همین صورت هم تمام شد تا قیصر و فرمون و خان دایی دوباره با یکدیگر هم‌کلام شوند.

فرمون: قیصر! کجایی که داشتو پخش نکردن؟!

قیصر: فرمون! چرا پخشت نکردن؟! لابد خان‌دایی گفته واسه پهلوون افت داره بره توی برنامه زنده!

خان‌دایی: من چشمام رو گرد کردم قیصر، به من چه؟! ولی پهلوون باس افتاده باشه و اجازه بده برنامه‌های جذاب تیلیویزیون با همون علی اوجی نازنین پر بشن!

فرمون: خلاصه سنگ رو یخ شدیم قیصر!

قیصر: احترامت واجبه خان‌دایی!

خان‌دایی: قفلی نزن روی من قیصر! بمن چه خب؟ من مدیر صدا و سیمام؟!

قیصر: پس حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمی‌آد.دیدم فرمون که می‌تونست یه محلی رو جابه‌جا کنه رو حتی پخشم نکردن! فقط باهاش عکس یادگاری گرفتن.

فرمون: تا استودیو هم رفتیم تازه.

ستاد مدیریت بحران: ببخشید وسط بحث خانوادگی مزاحم شدم، خواستم به آقا فرمون بگم که لطفاً جایی رو‌جا‌به‌جا نکنه، ما جایی برای اسکان کسایی که جابه‌جا شدن نداریم ها! مرسی اه!

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی. شهروند