روزنامه های تهران، بحران از مرز تحمل گذشته؟

روزنامه های تهران در صبح دوشنبه چهارم دی - فردای کریسمس زاد روز عیسی مسیح - در صفحات اول خود از این روز و برخورد ایرانیان با مسیحیان نوشته و در عین حال در گزارش‌های اصلی خود به بهانه بودجه سال آینده که مجلس مشغول بررسی آن است به بحران های بزرگی اشاره کرده اند که کشور به آن مبتلاست.

حق نشر عکس Iran
Image caption تیتر و عکس علی محمدی. ایران

روزنامه ایران در سرمقاله خود نوشته: مسیحیان و سایر ادیان الهی هر چند اقلیتی کوچک و کم‌شمار در قیاس با مسلمانان در ایران هستند اما در کنار یکدیگر به نماد و سمبل رواداری و زیست مسالمت‌آمیز اجتماعی تبدیل شده اند. این زیست مسالمت آمیز نشان‌دهنده تاریخ پیوستگی‌ها و نزدیکی‌های بین ادیان الهی در ایران است. مسیحیان در تاریخ حضور طولانی مدت خود در ایران همواره کوشیده‌اند پا به پای دیگر ایرانیان در مسیر مجاهدت و تلاش برای اعتلای بیشتر ایران زمین، قدم بردارند.

به نظر ژریک آبرامیان در این مقاله: احترام به ادیان و عقاید دیگر یکی از اساسی‌ترین ریشه‌های فرهنگ اسلامی- ایرانی است. ریشه‌ای که در دهه‌های اخیر با تبلیغات گسترده جهانی سعی شده تا تصویری متفاوت از آن در ذهن‌ها شکل بگیرد. تبلیغاتی که علیه ایران و انقلاب اسلامی در چهار دهه اخیر انجام شده نه تنها چشم خود را بر تاریخ پرسابقه همزیستی مسالمت‌آمیز بین ادیان بسته بلکه سعی کرده تا آن را به صورتی وارونه روایت کند.

این نماینده مجلس در نهایت تاکید کرده: اکنون فرا رسیدن سال نو مسیحی فرصتی دیگر است که باز هم لزوم نشان دادن تمایل ایرانیان به همزیستی مسالمت‌آمیز با یکدیگر و دوری از خشونت و زورگویی گوشزد شود. این مهم‌ترین چیزی است که می‌تواند آینده کشور را در مسیری دشوار که گزند دشمنان هم در آن جای مهمی دارد، تضمین کند. به عبارتی ما برای ایران فردا تنها یک گزینه پیش روی خود داریم و آن هم همزیستی مسالمت‌آمیز و صلح پایدار در داخل است که در مقاطع حیاتی می‌تواند فائق آمدن بر دشمن خارجی را تضمین کند.

وضعیت بحرانی

جامعه فردا در سرمقاله خود نوشته: طرف دوم سکه تبلیغات در مورد روبه‌راه بودن اوضاع در کشور ما، لاپوشانی نارسایی‌ها و پنهان کردن واقعیت‌های ناخوشایند است. به‌ویژه آنچه به عملکرد دولت‌ها مربوط می‌شود، معمولا بی‌نقص نمایانده شده است. اما در سال‌های اخیر این رویه توانایی تداوم کامل نداشته است. علت آن رسیدن کشور در برخی زمینه‌ها به نقطه‌ای از غلیان یک بحران است که پنهان کردن آن کار هیچ پرده یا تبلیغاتی نیست.

این مقاله با اشاره به بحران ترازنامه بانک‌ها، رکود تولید، خالی شدن صندوق‌های بازنشستگی نوشته: نشانه‌های ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی از مدت‌ها پیش عیان شده است. ورشکستگی نظام بانکی در ایران تقریبا هرگز آشکار نخواهد شد، زیرا دولت‌ها بانک‌ها را به قیمت تورم آتی، با اعتبارات بی‌بنیان به‌هر‌حال تغذیه می‌کنند، اما صندوق‌ها حسابی متفاوت دارند. همین دیروز مجلس کشور فوریت طرحی را تصویب کرد تا در پرداخت حقوق بازنشستگان صندوق فولاد تسریع شود.

جامعه فردا در نهایت نوشته: ظاهرا دیگر برای پیدا کردن مقصر رسیدن ما به این نقطه دیر شده است و فایده‌ای به حال بازنشستگان و «دولت» ندارد که فلان مقام و بهمان وزیر را به این گناه به محاکمه بکشد. مسبب بحران به درد ما نمی‌خورد، خود بحران پشت در ایستاده است.

بحران در قوه مجریه

محمد هدایتی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: وقتی از بن‌بست سیاسی در کشور سخن می‌گوییم، از چه حرف می‌زنیم؟ مساله این است که دو جریان یا جناح عمده سیاسی که در طول سه دهه بر کشور مدیریت کرده‌اند دیگر تفاوت‌های معنادارِ چندانی با هم ندارند.

به نوشته این مقاله: در سیاست خارجی، دو جناح‌ اگر هم دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، تابع استراتژی‌های کلی نظام سیاسی هستند. سیاست خارجی دور از دسترس دولت‌ها قرار گرفته است هرچند به طور مستقیم تحت تاثیر پیامدهای آن قرار می‌گیرند و باید پاسخگو باشند. در سیاست داخلی، تفاوت‌هایی هست‌ اما در عمل خود را نشان نمی‌دهد.

جهان صنعت در نهایت نوشته: در اقتصاد، دو جناح‌ تنها راه کسری بودجه را در کاستن از خدمات اجتماعی و افزایش قیمت حامل‌های انرژی می‌دانند. دولت اصولگرای احمدی‌نژاد بیشترین واگذاری‌ها را انجام داد (البته واگذاری‌های مساله‌دار) و بیشترین افزایش قیمت هم در دوره او رخ داد. دولت حسن روحانی هم می‌خواهد همین کار را انجام دهد هرچند کمی از عواقبش می‌ترسد. هیچ‌کدام کار چندانی برای اصلاح نظام مالیات‌گیری انجام نداده‌اند، برنامه‌ای برای مبارزه با فساد ندارند و اگر هم بخواهند، توان قطع بودجه برخی نهادها را ندارند؛ نهادهایی که واقعا معلوم نیست چه می‌کنند.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون هادی رحمتی. شهروند

بودجه زیر ذره‌بین

علی میرباقری در مقاله ای در شرق به بودجه های نهانی پرداخته و نوشته: هنوز بسیاری از نهادها و مؤسسات ثروتمند از پرداخت مالیات معاف هستند. درآمدهای مالیاتی دولت در سال آینده، ۱۲۸‌هزار‌میلیارد تومان پیش‌بینی شده. ۲۰ درصد معافیت مالیاتی دارند و ۴۰ درصد دیگر فرار مالیاتی است و ایران یکی از بالاترین نرخ‌های فرار مالیاتی در جهان را دارد، اما مهم‌ترین مأموریت روحانی در غلبه بر دو آفت خطرناک «تبعیض و حیف‌ومیل بودجه»، به سهم شایان نهادهای فرهنگی برمی‌گردد.

به نوشته این استاد دانشگاه: خزانه دولت برخلاف گذشته، انباشته از دلارها و درآمدهای نفتی نیست. دارایی دولت كاهش يافته است. درآمد‌های مالیاتی و صادرات غیرنفتی نیز آن اندازه نیست که چاله‌های عمیق مشکلات اقتصادی را بپوشاند. مقام‌های دولت به‌صراحت اعلام کرده‌اند که دولت از جهت تأمین منابع حداقلی برای اداره امور و گرداندن چرخ اقتصاد کشور دچار چالش است. در این وضعیت، کسری بودجه و برهم‌خوردن تراز دخل‌وخرج دولت تنها یکی از عوارض سنت بد بودجه‌نویسی گذشته است.

مقاله شرق در نهایت نوشته:مشکل رانت‌خواری و حیف‌ومیل منابع ملی واقعیت تلخی است که امروز در عصر رسانه صورتی عریان برای افکار عمومی پیدا کرده است. کسی نیست که خبر نداشته باشد چند دستگاه و کدام نهادها از ردیف نهادهای خاص، بودجه کلان دریافت می‌کنند بی‌آنکه کارکرد و سودمندی آنها روشن شده باشد یا در قبال سهم بودجه پاسخ‌گو باشند.

هر که خوابش بیش حقوقش بیشتر

مهرشاد مرتضوی در صفحات طنز قانون نوشته: خوشبختانه امروز زحمت‌های دولت سابق به بار نشسته و عدالت در تمامی نقاط زندگی ما نهادینه شده. به شکلی که الان فرق نمی‌کند دکتر باشید، مهندس باشید، کارگر باشید، کارمند شهرداری باشید یا حتی نماینده. در هر صورت از حقوق‌تان ناراضی هستید! مثلا آقای جعفرزاده ایمن آبادی گفته: «حقوق مجلس فاجعه است؛ در دانشگاه می‌خوابیدم هشت میلیون می‌گرفتم!»

به نوشته این طنزنویس: یعنی قدیم این شکلی بود که پول‌مان را می‌گذاشتیم بانک یا یک موسسه‌ای، خواب سرمایه‌مان را می‌گرفتیم. الان می‌توانیم خواب خودمان را هم بگیریم. ظاهرا ایشان هم قبلا داخل دانشگاه می‌خوابیده، سر برج که پیامک حقوق هشت میلیونی می‌آمده از خواب می‌پریده. بعدش هم آن‌قدر رییس دانشگاه آمده سر کلاس و گفته: «دکتر پاشو برو سر جات بخواب، سرما می‌خوری» که زابراه شده و عطای تدریس را به لقایش بخشیده و آمده مجلس به امید یک خواب آرام‌تر و مزاحمت کمتر دیگران.

ستون طنز قانون افزوده:از دیگر مصادیق خواب با حقوق، خواب کارمندی است. ولی کارمندان باید مدام وسط خواب‌شان بیدار شوند و بگویند «برو فردا بیا» یا «برو هفته بعد بیا» که باعث بی‌کیفیت شدن خواب و در نتیجه کمتر بودن حقوق می‌شود. بیکارها حقوق نمی‌گیرند، به‌خاطر این است که داخل خانه می‌خوابند و داخل خانه هم کسی کت و شلوار تنش نیست. همین‌ها اگر با کت و شلوار و ژست مدیریتی می‌خوابیدند، الان زیر چهار میلیون درآمد نداشتند!

حق نشر عکس Shargh
Image caption کارتون سهیل محمدی. شرق

واپسین توصیه احمدی‌نژاد به روحانی

آمنه شیرافکن و محمدحسن نجمی در ابتدای گزارشی در شرق نوشته اند: سخت است در ساختمانی مشرف به بلندای تهران بنشینی و بخواهی درباره «کهریزک» گفت‌وگو کنی. آن هم وقتی طرف مصاحبه از ناگفته‌هایی برایت بگوید که یک سرش به وضعیت نگهداری زندانیانی ویژه و خاص در کهریزک می‌رسد؛ نه جمعی دانشجو و جوان بی‌گناه. طبقه هفتم ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام محل گفت‌وگوی ما با رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس است. با کاظم جلالی درباره محورهای گوناگون حرف زدیم؛ اما کهریزک نقطه اوج گفت‌وگو است.

به‌ویژه اینکه جلالی نقبی به جلسه کمیسیون امنیت در مجلس ششم می‌زند و زوایای تازه‌ای از کهریزک را جلوی چشم ما باز می‌کند: «یک بار مسئولان انتظامی و قضائی درباره فلسفه این زندان و جنایاتی که این افراد شرور انجام می‌دادند، گزارشی دادند که برخی از اعضای کمیسیون اشک ریختند. از آن طرف هم کسانی که در آنجا مأمور بودند، تشخیص نمی‌دادند چه کسی چه‌کاره است». لحظاتی مکث می‌کنیم. زندان کهریزک جای افرادی بوده که به لحاظ اخلاقی خیلی دردسرساز بودند؛ نه جوانانی که شاید در زندگی‌شان حتی یک‌ بار گذرشان به یک بازداشتگاه ساده نیفتاده بود.

کاظم جلالی در بخش دیگری از گفت‌وگو به واپسین توصیه احمدی‌نژاد به روحانی درباره برادران لاریجانی اشاره می‌کند: زمانی که آقای دکتر روحانی ریاست‌جمهوری را در سال ٩٢ تحویل می‌گرفت، آقای احمدی‌نژاد به آقای روحانی می‌گوید ما که رفتیم؛ ولی مراقب این دو برادر باش. بدبختت می‌کنند». جمله‌ای که نشانگر عمق کینه او از برادران لاریجانی‌ است.

نقشه گنگ تخلیه اضطراری تهران

دنیای اقتصاد در سرمقاله خود نوشته: ۷۲ ساعت پس از وقوع زلزله ۲/ ۵ ریشتری در چهارشنبه شب هفته گذشته و ایجاد سردرگمی میان شهروندان تهرانی برای استقرار در یک نقطه امن شهری و بالطبع گرفتار شدن در ترافیک سنگین شبانه، مدیریت شهری تهران نقشه تخلیه امن اضطراری را منتشر کرد. در این نقشه بیش از ۳ هزار نقطه شهر به‌عنوان مکان‌هایی که در زمان تخلیه امن اضطراری می‌تواند محل استقرار شهروندان تا زمان رفع خطر به مدت ۷۲ ساعت باشد، معرفی شده‌اند.

در این نقشه علاوه بر مکان‌هایی که در محلات مختلف شهری به‌عنوان نقاط امن جهت اسکان اولیه افراد در هنگام وقوع زلزله شناسایی شده‌اند، مسیرهای تخلیه امن اضطراری یعنی مسیرهای کوتاه، عریض و امن حدفاصل محل سکونت افراد تا مرکز تخلیه اضطراری مشخص شده‌اند.

اگرچه انتشار این نقشه و در دسترس قرار گرفتن آن برای عموم پس از گذشت سال‌ها از روند تهیه آن می‌تواند نقطه مثبتی برای ورود مدیریت شهری به حوزه ایمنی و مدیریت بحران شهر تهران باشد که به واسطه رخداد زلزله هفته گذشته میسر شد، اما بررسی محتوای نقشه منتشر شده به‌عنوان «نقشه تخلیه امن اضطراری» از سوی کارشناسان شهری مشخص می‌کند برخی جنبه‌های این نقشه به دلیل فاصله زیاد میان زمان تهیه و انتشار آن دارای اطلاعات گنگ، مخدوش و فاقد کارآیی کامل است.

دعاي باران افاقه نمي‌كند

كاوه فولادي‌نسب در مقاله ای در اعتماد نوشته: هفته‌اي كه گذشت، يكي از بدترين هفته‌هاي زندگي من و همشهري‌هايم بود؛ پرمخاطره و پرخطر. آبي آسمان زير لايه ضخيمي از دود مدفون بود و مسكن‌هاي تكراري‌اي مثل تعطيلي مدرسه‌ها و ممنوعيت تردد اتومبيل‌ها هم كاري از دست‌شان برنمي‌آمد. كمتر كسي را مي‌ديدي كه لبخند بزند. آخرالزمان بود.

به نوشته این نویسنده: همه در ترسي عميق و يأسي بي‌انتها فرو رفته بوديم و بيجا نيست اگر بگويم مردن را زندگي مي‌كرديم. خدا مي‌داند در همين يك هفته گذشته، چند سال از عمر هر كدام‌مان كم شد. چقدر عارضه زودرس يا ديرپز وارد تن‌مان شد و حالا مانده تا صدايش دربيايد.خيلي خوش‌اقبال بوديم كه پيش از رسيدن يلدا، دست باراني نسيم، صورت ما و تهران‌مان را نوازش كرد؛ كم بود، خيلي كم، و معضل بزرگ آلودگي را برطرف نكرد، اما يلداي‌مان را از آن دودزدگي مفرط نجات داد.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که: دعاي باران افاقه نمي‌كند، ما معقول و مختار آفريده شده‌ايم؛ لازم است از اين عقل و اختيار استفاده كنيم! براي چه زماني مي‌خواهيم ذخيره‌اش كنيم؟ براي كدام زندگي و زمانه ديگري؟ ما داريم به دست خودمان، خودمان را به كشتن مي‌دهيم؛ يك هاراگيري دسته‌جمعي، كه البته برخلاف هاراگيري سامورايي‌ها، در آن خبري از شرافت نيست، بي‌مسووليتي است و ناداني. آسمان آبي و هواي قابل‌تنفس كمترين حق هر انساني است؛ كف هرم مازلو. حالا تهران و ما مي‌توانيم كمي -فقط كمي- نفس بكشيم.

زلزله محرک اقتصاد

سوشیانس شجاعی فرد در صفحه طنز شهروند نوشته: زلزله برای هر کشوری مصیبت باشد، برای ما محرک اقتصاد است! ما خودمان که به چشم خودمان ندیده‌ایم، ولی یک همشهری داشتیم که دنیا را (به غیر از تایلند!) دیده بود و می‌گفت همه‌جا زلزله با آسیب رساندن به زیرساخت‌ها، باعث از بین رفتن شغل‌ها و اختلال در امور روزمره اقتصادی آن منطقه می‌شود! ولی برای ما هر فاجعه و سختی و مصیبتی، نعمت است.توجه بفرمایید به چند زلزله اخیر در خراسان و کرمان و کرمانشاه! ... اصلا ما در این مناطق زیرساخت اقتصادی داشتیم که آسیب ببیند؟

به نوشته این طنزنویس: بیکاری از سر و کول ساکنان این مناطق محروم بالا می‌رفت، زلزله شغلی از بین برد؟ این بندگان خدا که نه آب داشتند برای کشاورزی، نه دام داشتند برای دامداری، نه مدرسه داشتند برای باسواد شدن. نه بانک داشتند برای اختلاس. به قول طارمی یک خیریتی در این زلزله است، یعنی آگاه شدن ما از عمق فقر بعضی هموطنانمان! مردم هم با تماس‌های تلفنی برای اطلاع یافتن از وضع عزیزان خود، اطلاع یافتن از وضع داف‌های منقضی‌شده! اطلاع یافتن از موقعیت داف‌های جدید! درآمد قابل توجهی برای شرکت مخابرات ایجاد می‌کنند!

طنز شهروند به این جا رسیده که: همچنین نیمه-زلزله‌زدگان تهرانی جهت آگاهی از جدیدترین جوک‌های مربوط به زلزله که مدیران خونسرد کانال‌های تلگرامی در برهه حساس کنونی ساخته‌اند، همچنین جهت دیدن عکس‌های بامزه مردم وحشتزده و بدون لباس فرارکرده و فوروارد کردن آنها به رفقا، کلی به اینترنت و حجم اینترنتی احتیاج دارند که خود باعث درآمدزایی شرکت‌های اینترنتی و اپراتورهای موبایل می‌شود.

حق نشر عکس Ghanoon
Image caption کارتون محسن ظریفیان - قانون