روزنامه های تهران، بالاخره چی میشه؟

روزنامه های امروز صبح، شنبه نهم دی با دو نگاه مختلف به تظاهرات خیابانی دو روز گذشته در شهرهای کشور نگریسته اند. روزنامه های تندرو و اصولگرا بی اعتنا به تظاهرات اعتراضی این روزهای مشهد، کرمانشاه، و شهرهای مختلف دیگر، در مقالات حماسی خود به تشریح عملیات سرکوب جنبش سبز در نهم دی ۸۸ پرداخته اند و روزنامه های مستقل و هوادار دولت، از مردمی که بیکاری، گرانی و تورم آن ها رابه خیابان ها کشانده خواسته اند تا آلت دست سیاسی ها نشوند و به دولت وفادار بمانند.

در گزارش های احتیاط آمیز روزنامه های امروز از تظاهرات شهری، هیچ اشاره ای به شعارهای علیه جمهوری اسلامی، رهبر و روحانیت نشده است.

حق نشر عکس Bahar
Image caption تیتر و عکس بابک برزویه - بهار

بالاخره چی میشه؟

عباس عبدی در مقاله خود درباره تظاهرات شهری دیروز در اعتماد نوشته: می‌توان دست‌های مخالفان دولت را تا حدودی در پشت این وقایع دید ولی در هر حال زمینه‌های اجتماعی مهمی دارد که ناامیدی یکی از زمینه‌های آن است. بدتر از همه نداشتن یک رسانه کارآمد و قابل اعتماد است؛ رسانه‌ای که از دروغ پرهیز کند و اعتماد مردم به آن جلب شود، بیش از هر چیز دیگر نیاز جامعه ایران است. واقعیت این است که این حد از تنش‌ها و فشارهای گوناگون، جامعه را خسته می‌کند و به جایی می‌رسد که مثل یک شیشه تحت فشار، شکسته و به هزاران قطعه ریز تبدیل می‌شود.

به نوشته این جامعه شناس: اگرچه نمی‌توان برای این مشکلات نسخه پیچید، ولی در هر حال مجموعه مشکلات فوق، هنگامی حل خواهد شد یا حداقل در مسیر تخفیف قرار می‌گیرد که حداقلی از انسجام داخلی ایجاد شود. البته برخی از نیروها عادت دارند که بگویند، مردم همگی وحدت دارند و اختلافی نیست، فقط سیاسیون هستند که اختلاف دارند. ولی گمان نمی‌کنم که این‌بار کسی باشد که بخواهد این حد از ساده‌نگری را تبلیغ کند، یا مدعی آن شود. این وحدت و انسجام ممکن نمی‌شود، مگر با یک شرط اساسی. اینکه تبعیض‌های ناروا اگر هم به کل و در یک لحظه برداشته نمی‌شود، حداقل کاهش یابد.

مقاله اعتماد پیشنهاد کرده: از تبعیض بدتر هنگامی است که به مرحله تحقیر دیگران وارد می‌شویم. به میزانی که دیگران کوچک و خوار شمرده شوند، احساس تحقیرشدگی خواهند کرد و این احساس بسیار خطرناک است. اگر کسی یا کسانی خوار شمرده و نادیده گرفته ‌شوند، دیر یا زود فرصتی برای بروز خویش نیز پیدا می‌کنند. در چنان احوالی نباید حیرت‌زده شد که آن ها، چگونه در حال ابراز وجودند.

خود را به خواب نزنید

نادر کریمی جونی در مقاله ای در جهان صنعت با اشاره به تظاهرات دیروز مردم در شهرهای مختلف کشور نوشته:در همین ساعات گذشته محافظه‌کاران، افراد و کسانی که در مورد خطر رفتار توده مردم هشدار می‌دادند، اعتراض‌های گذشته را به گروه‌هایی نظیر دشمنان، ضد‌انقلاب خارج‌نشین و مخالفان ریز و درشت جمهوری اسلامی ایران نسبت داده و شرکت‌کنندگان در این گونه تجمع‌ها را پیاده‌نظام خارجیان خوانده‌اند.

به نوشته این مقاله: اقدام بلافصل چنین اتهامی مانند آنچه در مشهد و برخی شهرهای دیگر مشاهده شد آن است که فضای شهر امنیتی شود، نیروهای نظامی و انتظامی وارد خیابان‌ها شوند و عملیات قهرآمیز برای سرکوب و مهار اعتراض‌ها آغاز شود. اما آیا این امر چاره کار است؟ حداقل در مورد اعتراض سپرده‌گذاران که از مدت‌ها پیش در برخی خیابان‌ها و در مقابل برخی نهادهای حکومتی مانند بانک مرکزی و مجلس شورای اسلامی دست به تظاهرات و اعتراض زده، آوردن پلیس به خیابان‌ و مقابله فیزیکی با اعتراض‌ها چاره‌ساز نشد.

مقاله جهان صنعت با تاکید بر این که برخی فعالیت‌های دولت و حکومت توان اقتصادی کشور را تحلیل برده نوشته: موضوع حمایت‌های خارجی ایران و فعالیت‌های همسو با آن، که معمولا با هزینه‌های گزافی همراه است خودبه‌خود بر توان اقتصادی دولت و در نتیجه مردم تاثیر گذاشته است. در عین حال نه فقط مقامات حکومت که دست‌اندرکاران دولت هم برای مردم توضیح نمی‌دهند که افزایش فعالیت‌های خارجی ایران در منطقه خاورمیانه و... چه تاثیری بر اقتصاد کشور داشته و برای رفع این تاثیر چه اقداماتی انجام شده یا انجام خواهد شد.

دودش به چشم خودتان میرود

روزنامه های اصولگرا بیشتر از گزارش حوادث دیروز صرفنظر کرده و همچنان به تکرار مقالات سال های گذشته خود درباره نهم دی پرداخته اند که آن را پیروزی خود در مقابله با جنبش سبز می دانند. اما روزنامه جوان در گزارشی به حوادث دیروز پرداخته.

کبری آسوپار در این گزارش نوشته: مشهد دوباره خبرساز شده است؛ این بار نه از سوی دولت یا‌ نه برای لغو سخنرانی فلان نماینده مجلس، بلکه اعتراض این بار از توده‌های مردم آغاز شده و فریادشان گرانی و مشکلات اقتصادی و سختی‌های معیشتی برای گذراندن زندگی روزمره است. البته ماجرا محدود به مشهد هم نبود؛ در بیرجند، نیشابور و کاشمر هم تجمعات مشابهی برگزار شده است.

به نظر روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران: مثل همه اعتراضات مردم ایران این بار هم ضد انقلاب تمام قد به میدان آمد تا روی موج گلایه‌های مردم سوار شود و شعارهای خودش را به تجمع مردم دیکته کند. امام جمعه مشهد در خطبه‌های نماز از مردم دفاع و معاون رئیس جمهور آنان را تهدید کرد که دود این اقداماتشان به چشم خودشان خواهد رفت. از واکنش رئیس جمهور هنوز خبری در دست نیست.

حق نشر عکس Bahar
Image caption کارتون بنیامین آل علی - بهار

شکست از جای دیگر میخوریم

جامعه فردا در سرمقاله خود نوشته: هنگامی که روحانــی و ظریف مأموریت خود را برای کنار زدن چکمه آمریکاییها از روی گلوی اقتصاد ایران به انجام رساندند، قوم از نیل گذشته موسی داستان «کو سیر و عدس» را شروع کردند. روحانی هم اشتباه کرد و چیزهایی را نگفت. اما هنر تیم روحانی این بوده که پیمان تسلیمی را که برای امضای آن مامور شده بود از یک معاهده بیــن طرفهای بازنده و برنده یک نبرد، به توافق سیاســی بدل کرد

نویسنده این مقاله به اشــتباهات صاحبان قدرت سیاسی به عنوان کل بعد از توافق برجام پرداخته و افزوده: اشتباهات سیاسی کسانی که می پندارند سند شــش دانگی که به نام خود می بینند قابــل ابطال و نفی مالکیت نیســت و دست گروهــی بداصل را به همــه منابع و حیثیات کشور گشوده و کل سرمایه اجتماعی نظام را به پای باندهای قدرت، دار و دســته های اختلاس و ارتشــا، و مافیای دولتی فساد ریخته اند و فکر کردنــد با انداختن گناه ایــن همه گناه به پای رقیب سیاســی خود این بازی شــطرنج را با پیروزی به پایان خواهند برد.

جامعه فردا معتقدست: اشــتباه آنها در این است که نمی دانند همه رقیبان سیاسی کنونی در این جمهوری نــه از یکدیگر، که در جای دیگری شکست خواهند خورد. حتی خرابه و ویرانه ای به دستشان نخواهد ماند، با این کیاست هایی که به خرج داده اند. سرکنگبین حاصل آمده از جوشش فساد مدیران سیاسی، فقط صفرای ما را افزایش خواهد داد و اگر برخی سیلی ها، ما را از خواب و خیال نپراند و به تکرار شعارهای غیرمســیٔولا نه ادامه دهیم، هنوز تریاقی نرسیده، در همان خوابی که هستیم خواهیم رفت.

حق نشر عکس jameefarda.com
Image caption صفحه نخست روزنامه جامعه فردا

ازهاری بیچاره بازم میگی نواره؟

محمدرضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت درباره اعتراضاتی به طور همزمان در همه شهرهای ایران در جریان است نوشته:. دولتی‌ها اصولگرایان را باعث و بانی این اعتراضات می‌دانند. اصولگرایان حتی اگر کار خودشان نباشد دلشان می‌خواهد بگویند که بله این اعتراضات کار ماست ولی نمی‌توانند علنا این ادعا را بکنند. از طرفی اگر مسوولیت این اعتراضات را به عهده نگیرند، معنی‌اش این است که این اعتراضات کاملا خودجوش و مردمی بوده و واقعا مردم شاکی شده‌اند و اصولگرایان اصلا دوست ندارند این اتفاق بیفتد.

طنزنویس اشاره کرده به جمله ای از معاون استانداری تهران در مورد برخورد قاطع با تجمعات تهرانی ها و بعد پرسیده: چرا برخورد قاطع؟ اگر مردم به فقیر بودن، بدبخت بودن، بیکار بودن، بینوا بودن و مفلوک بودن خود اعتراض کنند باید با آنها برخورد قاطع کرد؟ یعنی باید از فقیر بودن، بدبخت بودن، بیکار بودن، بینوا بودن و مفلوک بودن خود خوشحال باشند؟ ما به این دولت رای دادیم که راحت اعتراض کنیم نه اینکه استانداری‌اش با ما برخورد قاطع کند.

ستون طنز جهان صنعت در نهایت به این جا رسیده: عده‌ای می‌گویند هرگونه تجمع اعتراض‌آمیزی باید مجوز داشته باشد.کجای دنیا برای اعتراض به یک دولت می‌روند از آن دولت مجوز می‌گیرند که به آن دولت اعتراض کنند؟ شما به کنسرت مجوز نمی‌دهید به تجمع بر علیه خودتان مجوز می‌دهید؟

پادزهر وارونه نمایی

صادق زیباکلام در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: گرانی برخی اقلام مصرفی مردم واقعیتی ملموس است. اما سؤال کلیدی اینجاست که مسبب این معضلات کیست؟ مانند همه وقایع ۵ سال گذشته، مخالفان دولت روحانی این روزها هم تلاش می‌کنند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. به عبارت دیگر، آنان می‌خواهند همه این نابسامانی‌ها را که حداقل در سیاست‌های اجرایی غلط دو دهه گذشته ریشه دارد، صرفاً به پای این دولت بنویسند.

به نوشته این استاددانشگاه:برخی از تندروها، حتی یک گام به جلو گذاشته و از تجمع مردم در برخی شهرها به عنوان حرکت اعتراضی علیه دولت استقبال هم کردند. اما واقعیت این است که مردم و طیف زیادی از منتقدان وضعیت موجود هم به این ارزیابی واقع‌بینانه باور دارند و دولت روحانی را یگانه متهم وضعیت کشور نمی‌دانند. سوای این نکته؛ باید صدای منتقدان را شنید.

مقاله روزنامه دولت تاکید کرده: باید همه و از جمله مسئولان بپذیرند که مشکلات پیش رو؛ سترگ است و برای عبور از ابرچالش‌ها باید مردم را در جریان اهمیت این مشکلات قرار داد تا افکار عمومی به «اقناع» برسند و سپس از آنان انتظار داشت که هزینه تحمل دشواری‌ها برای رسیدن به «فردای بهتر» خود و فرزندان‌شان را بپذیرند.

استفاده از معیشت مردم

آساره کیانی در مقاله ای در مردم سالاری نوشته: حالا دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی است؛ جمعیتی (نه قابل قیاس با سال ۸۸) شعارهایی که سرمی‌دهند تقریبا همان شعارهای ۸سال پیش هستند با این تفاوت که یک مرگ بر «روحانی» هم به آن اضافه شده؛ کسی که بعد از شمارش آراء انتخاباتی‌اش، مردم نه بُهت‌زده و غمگین که مسرور و پایکوبان به خیابان‌ها آمدند؛ از همین مشهد، تصاویر شادمانی بیش از جاهای دیگر مخابره شد؛ و این رقص و پایکوبی در همان شهری بود که اجازه برگزاری کنسرت و برخی برنامه‌های فرهنگی هنری دیگر را نداشت؛ شهر محل اقامت و اشتغال کاندیدای رقیب روحانی؛ هم او که عده تقریبا زیادی از مردم، ضرورت رای‌دادنشان را نیامدنش ذکر می‌کردند.‌

به نوشته این روزنامه نگار: ‌همزمان، آقای احمدی‌نژاد‌ در ادامه اعتراضات شاه‌عبدالعظیمی‌اش(اشاره به سری بست نشینی‌های او و اطرافیانش) به بوشهر می‌رود و پله‌پله تمام مقامات سیاسی و قضایی کشو را درمی‌نوردد و به عالی‌ترین مقام می‌رسد و می‌گوید که اگر بالاترین مقام هم یک نظر داشت و شما یک نظر دیگر باید بروید بمیرید؟

مقاله مردم سالاری به این جا رسیده که: شاید آن‌هایی که شروع‌کننده تجمع بودند، تنها به بخش ضد روحانی‌اش توجه کردند، حواسشان نبود که ممکن است بخش به تنگ‌آمدن مردمش را بیدار کنند؛ به تنگ‌آمدنی نه محدود به دوره روحانی که ریشه در دوره‌های قبل داشته؛ خصوصا دوره‌ای که با نظرات مخالف، برخوردهای پسندیده‌ای نمی‌شد.‌ کسی چه می‌داند، شاید هم خواستند از همان تنگدستی و سایر مشکلات ریشه‌دار اجتماعی استفاده کرده تا شعاری را که در ذهن خود داشتند، بلندتر فریاد بزنند.

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption کارتون محمد طحانی - ابتکار

پوپولیست خیابانی

امیر راعی فرد در مقاله ای در بهار نوشته: یک سـال پیـش و همزمان با افزایش سفرهاى استانى محمود احمدی نـژاد و ورود او بحیطه هایـى کـه البتـه در ۸ سـال زمامداری وی، آنها را به عنـوان خطوط قرمز برگشـت ناپذیر حکومتى قلمداد مى کرد،زنگ خطرى جدى بـراى ظهـور مجـدد یـک پوپولیسـت خلق الساعه دیگر به صدا درآمد. تلاش بى وقفه احمدى نژاد و تیم رسانه ای او بـراى ورود به بطن نارضایتى هاى اجتماعى و سیاسـى و اقتصادى جامعه امرى است که پس از خروج تیم حامیان او از بدنه تصمیم گیر حکومتى قابل رویت است.

ریشـه ورود مجـدد به داسـتان دنباله دارو هدفمند احمدى نژادووابستگانش را باید در اتفاقات پنجشنبه در مشهد و چند شهر دیگر ایران جستجو کرد. این بار فشـارهاى کمرشـکن اقتصـادى که باعث عمیقترشدن شکاف طبقاتى در جامعه ایرانى گردیـده اسـت، به عنـوان دسـتاویزجدی این گروه جهت حضور دربطن جامعه آسیب پذیر کشور برگزیده شده است.

مقاله بهار در نهایت تاکید کرده: وجود نارضایتىهاى اقتصادى در میـان مردم که از جانب هیچ گروه و دسـته و جریان سیاسى قابل تکذیب نیست اما »نمایشـنامه محمود مردمـى« که چند صباحـى اسـت بـا کارگردانـى خـوب و تصویربـردارى و صحنه آرایـى قـوى تیم احمدى نژاد و مشایى به روى صحنه سیاست ایران رفته اسـت، با بازى خیابانى روزهاى اخیر خود، فاز جدیدى از اکران را تجربه مى کنـد. فازى کـه اگر از کنتـرل کارگردانان اصلى این نمایش خارج شود ریشه بسیارى از چیزهـا را خواهد سـوزاند.

لیست دانهدرشتها هنوز در کاپشن است؟

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: اینکه سال‌هاست ما مشکل اقتصادی داریم، بجز مسئولان بر کسی پوشیده نیست. حالا برخی از افراد که چند سال پیش و در زمان گرانی می‌گفتند: «پس اون شنبه‌ای که قراره رژیم رو شروع کنید، کی میرسه؟ اه!» و بدین صورت دیوار حاشا را از اینجا می‌برند آنجا، از وضعیت فعلی انتقاد کرده و می‌گویند: «مردم یه مدته پاستا نخوردن، آقای روحانی به خودت بیا!». در این زمینه برخی از مسئولان سابق هم شروع به انتقاد از وضعیت اقتصادی کرده‌اند که واقعاً نمی‌دانیم این یکی را دیگر کجای دل‌مان بگذاریم.

طنزنویس در توصیف دولت کسی که امروز ژست اوپوزیسیون می گیرد نوشته: میان بودجه یک مملکت و بیت‌المال با دخل‌ چلوکبابی قائل نبودند، هشت سال به‌صورت دو شیفت جوری «شیر» دوشیدند و همه چیز را قلفتی کندند و بردند و خوردند که الان شما وارد آن سازمان‌ها بشوید و درباره هر اتفاقی که صحبت کنید، صدای‌تان اکو می‌شود. «بود بود بود جه، بود بود بود که!».

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که پرسیده: لیست دانه درشت‌ها و متخلفین بانکی مگر در جیب کاپشن مسئولان سابق نبود؟ کاپشن مذکور را پیدا کنید، کاغذ موردنظر را بردارید و ببینید پول‌ها را (که معمولاً بی‌حساب و کتاب هستند) چه کسی برداشته، بی‌حساب و کتاب بیارد و سرجایش بگذارد‌. مثلاً بدهکار بزرگ بانکی که به اندازه سال تولدش، وام بانکی گرفته و نهایتاً برای یک باشگاه فوتبال دو تا بازیکن خریده که پول‌ها را به خیریت به فنا بدهند، روزی سه بار از آنتن زنده با بنده و شما صحبت نکند حداقل.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی. شهروند

موضوعات مرتبط