روزنامه‎های تهران، علت ناآرامی ها چه بود؟

روزنامه های چهارشنبه ۱۳ دی تهران کمتر عکس و گزارشی از اعتراضات چاپ کرده اند و همچنان با مقالات تحلیلی و کارشناسی در جست و جوی علت آن هستند و هر کدام بر اساس سلیقه و جایگاه سیاسی خود نظری داده اند. هرچند این مقالات در مواقعی به هم نزدیک شده است، در مورد نحوه مقابله با گسترش اعتراضات تفاوت‌های جدی بین آنها دیده می شود.

از طرف دیگر، فیلتر شدن دو شبکه اجتماعی با وجود تاکید دولت حسن روحانی بر موقت بودن آن، میانه‌روها را قانع نکرده و در همان حال نشریات تندرو معتقدند سیاست دولت برای مقاومت در برابر فیلترینگ شبکه های اجتماعی اشتباه بزرگی است.

حق نشر عکس Vaghayedaily
Image caption تیتر و عکس های وقایع اتفاقیه

ویژگی اختصاصی اغتشاش ها

عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان در جست وجوی ویژگی ناآرامی های اخیر، از تأثير شبكه هاي اجتماعي موبايلي در تحريك حاضران در اين اغتشاشات خبر داده که تجربه جديدی است چنان که شصت درصد تهراني ها و ۵۴ درصد شهرستاني هاي حاضر، كانالهاي ضدانقلاب به خصوص آمدنيوز را منشأ و محرك خود دانسته اند. مشخصه دیگر شروع حركت از پيرامون به مركز بود در حالی که قبلا همیشه از مرکز شروع می شد.

مدیرمسوول روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران یادآور شده که شهرستان های کوچک هم تاریخچه های مساله آفرین دارند و سابقه فعالیت گروه های مسلح سیاسی که از اول انقلاب در آن ها بود مانند خمينی شهر،نجف آبادو فلاورجان که از اولين شهرهای مذهبی هم بودند اما اينكه زاينده رود دقيقاً به اين شهرها كه مي رسد خشك مي شود و تأثير بسزايي روي شغل، كشاورزي و نهايتاً عصبانيت آن اندارد. بعد هم بقایای باند مهدي هاشمي که مترصد انتقام هستند و هر موقع فرصت را مغتنم بشمارند به ميدان وارد می شوند.

جوان در نهایت افزوده: به خطر افتادن «منافع جمعي» و فردي مي‌تواند محرک به خيابان آمدن معترضين در همه جاي دنيا باشد اما اقدامات و شعارهاي ساختارشکن و تخريبگر نشان از وجود «تنفر» است. تنفر مذکور را مي‌توان محصول انباشته‌شدن «احساس تحقير»، «احساس تبعيض» و «فاصله طبقاتي» دانست که از برخوردهاي نامناسب دستگاه‌هاي حاکميتي در حل مسائل، رفتارهاي نامناسب کساني که تابلوي انقلاب را بالاي سر خود دارند، سرچشمه مي‌گيرد.

غافلگیری نبود

ساجده عرب سرخی در مقاله ای در روزنامه بهار نوشته: همه کسانی که دستی بر آتش سیاست و مسائل اجتماعی دارند، مطلع بودند و هشدار می‌دادند که آن‌چه در فضا و تبلیغات رسمی مطرح می‌شود، با آن‌چه واقعیت جامعه است، فاصله بسیار دارد. همزمانی نسبی زلزله اخیر تهران با اتفاقات اخیراین شبیه سازی را در اذهان بسیاری متبادر کرده که ای کاش اینگونه اعتراضات نیز شبیه زلزله کوچکی باشد و به مثابه تلنگر عمل کند. تلنگری برای هشدار نسبت به زلزله‌ای بزرگ که می‌تواند در راه باشد. با این تفاوت که اگر زلزله زمین قابل پیش‌بینی و مهار نیست، زلزله‌های اجتماعی قابل پیش‌بینی و پیشگیری‌اند.

به نوشته این فعال سیاسی: همان رویکردی که در شکل گیری حوادث اخیر نقش داشته، نمی‌تواند برای مدیریت و حل آن هم به کار بیاید. دو رویکرد بودند، یکی با محوریت تحلیل امنیتی پدیده‌هاي اجتماعی و رویکرد کنترلی در مدیریت جامعه عمل می کند و دیگری، ایران را برای همه ایرانیان می‌داند. قائل به حل مسائل اجتماعی و سیاسی با رویکرد نرم و دموکراتیک است و سیاست‌هاي باز در بخش‌های فرهنگی و اجتماعی را توصیه می‌کند.

بهار نوشته: در حل ناآرامی‌های مهم این است که دست بالا در مدیریت ماجرا را کدام نگاه برعهده دارد؟ آیا قرار است که سیاسیون ذیل امنیتی‌ها عمل کنند یا امنیتی‌ها سناریو و برنامه سیاسیون را مشخص کنند؟ اگر این اتفاق بیفتد، و زمام امور در دست عقلایی با دیدگاه غیرامنیتی باشد، می‌توان امید داشت که با مدیریت و عقلانی و سیاسی غائله اخیر، این زلزله با ریشتر قابل تحمل به رویکردی برای پیشگیری از حوادث مشابه بدل شود.

بارها گفته شده بود

عباس عبدی در اعتماد نوشته: مشكلات اقتصادي و اجتماعي، مساله فساد و... هيچ‌كدام در موقعيت‌هاي مطلوبي قرار ندارند، سهل است كه در وضع نامطلوب قرار دارند. شاخص‌هاي عيني نيز نيازي به بيان نيست. وضع رشد اقتصادي، بيكاري، تورم و مسائل ديگر از جمله آلودگي‌هاي هوا، ترافيك، وضع آب و... همه و همه مي‌توانند آسيب‌زننده به ثبات و آرامش رواني فرد و جامعه باشند. در كنار همه اينها فقدان انسجام اجتماعي نيز اهميت خاص خود را دارد كه در عمل برنامه‌ريزي را بلاموضوع كرده و شايد هم ريشه بخشي از اين مشكلات است.

به نظر این جامعه شناس راه حل پیچیده نیست اما حيف كه برخي افراد جاهل و قدرت‌پرست كه ذره‌اي درك و شعور فهم بديهيات را ندارند، با خودشيريني‌هاي گوناگون به رد و نفي اين بديهيات مي‌پردازند و مانع از آن مي‌شوند كه كوششي در خور براي حل مشكلات صورت گيرد. گروهي از آنان طي ۸ سال منابع كلان كشور را به باد دادند و شغلي ايجاد نكردند، گروهي ديگر هر كس هرچه گفت با انگ‌هاي گوناگون آنان را به سكوت فراخواندند. همه‌‌شان با تكيه بر چاپلوسي و ريا و مجيزگويي و با هدف برخورداري از سفره گشوده شده، اقدام به حذف ديگران كردند.

مقاله اعتماد با اشاره به جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاه ها و ممانعت از برگزاری کنسرت نوشته: حل ساده‌ترين مسائل كشور در مانده‌اند، آنگاه مديريت جهاني را پيش روي مردم مي‌گذارند و كلا مسائل كشور را به سخره گرفتند و در مقابل بسياري ديگر، خون دل خوردند و دم فرو بستند كه مي‌دانستند وضع منطقه چگونه است و چه سرنوشتي تمدن ايراني را تهديد مي‌كند و از اين سكوت استنباط مناسبي نشد و فرصت‌ها مثل ابر از دست رفت. در اين ميان نيز برخي هرچه كوشيدند نقارها را برطرف و وحدت نسبي ايجاد كنند؛ كينه‌هاي كهنه شده مانع شد.

اعتراف یکی از دستگیرشدگان

محمدرضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت نوشته: دیروز یکی از مراجع مربوطه متن اعترافات یکی از دستگیر‌شدگان حوادث اخیر را منتشر کرد تا مردم بدانند اینها از کجا خط می‌گیرند. مردم ایران سلام. من گول خوردم. یک روز صبح با زنگ تلفن از خواب بیدار شدم. صفحه گوشی را نگاه کردم دیدم پیش‌شماره آمریکاست. جواب دادم. یک نفر به فارسی گفت: خانم ایوانکا ترامپ دختر پرزیدنت ترامپ می‌خواهد با شما صحبت کند. اول فکر کردم می‌خواهد با من دوست شود. حرف پول را وسط کشید. گفتم حتما می‌خواهد به من پول بدهد تا من راضی شوم با او ازدواج کنم. بعد یادم افتاد که او ازدواج کرده است. انگار که آب سردی روی پیکرم ریخته باشند.

در ادامه اعترافات، به طنز آمده: همین‌طور که در حال خودم بودم گفت: فردا صبح ساعت ۱۱ پادشاه عربستان با لباس مبدل می‌آید چهارراه استانبول کنار مغازه‌ای که کباب ترکی می‌فروشد. یک کیف حاوی سه میلیون تومان در دستش است. بدون اینکه با هم حرفی بزنید کیف را از او می‌گیری و می‌روی به سمت میدان فردوسی. کنار کباب ترکی فروشی میدان فردوسی یک زن بدحجاب ایستاده. اما او زن نیست. او وزیر خارجه انگلیس است که گریم کرده تا شناسایی نشود.

و در ادامه ستون طنز جهان صنعت از اعترافات دستگیر شده نقل شده که: در کاغذ برایم نوشته بود که بعدازظهر ساعت ۵ در چهارراه ولیعصر باید نسبت به گرانی، بیکاری، فقر و شکاف طبقاتی اعتراض کنی. در این مدت رییس سازمان سیا ترا دورادور رصد می‌کند تا حتما اعتراض کنی و اگر این کار را نکنی کیف پول را از تو پس می‌گیرد.حواست را خیلی جمع کنی که کسی از این ماجرا اطلاعی پیدا نکند. بابا دونالد هم سلام می‌رساند. منتظر ماموریت‌های بعدی باش.

حق نشر عکس Shaharvand
Image caption کارتون شهروند

این نبرد مهم است غفلت نکنیم

کیهان از زوایه ای متفاوت با تمام رسانه ها حتی رسانه های اصولگرا با تاخیر در فیلتر کردن شبکه های اجتماعی مخالف است و نوشته: طبیعتا بسته شدت تلگرام، به این سادگی نبود و همین حالا هم ماجراهایی در بین است که باید در وقت خود برای مردم گفته شود تا بدانند چه کسانی مانع بسته شدن این پیام‌رسان شدند و آسیب به جان و مال مردم را رقم زدند. همین‌قدر می‌توان گفت که برای برخی تلگرام، چون ناموس مقدس و عزیز بود و حریم آن، منطقه ممنوعه بود و حتی هست.

حسین شمسیان در یادداشت روز این روزنامه تندرو با نقل جمله ای از جان کری وزیر خارجه سابق آمریکا که گفته «من به ایران نرفته‌ام ولی دوستانم که به ایران رفته‌اند می‌گویند جوانان ایرانی به‌دنبال تلفن‌های هوشمند هستند، می‌خواهند بخشی از جامعه جهانی باشند... من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقاتی در ایران روی می‌دهد جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد » نوشته: می‌بینید که آمریکا روی این ظرفیت،حساب ویژه‌ای باز کرده، همانطور که روی داعش حساب باز کرده بود.برای پیروزی در جنگ‌های نیابتی، مدافعان حرم جانفشانی کردند و قاسم سلیمانی فرماندهی کرد.

با این مقدمه کیهان پرسیده: اکنون باید پرسید «سردار سلیمانی» این جنگ نیابتی در عرصه رسانه کجاست و مدافعان این عرصه چه کسانی هستند. تجربه تلخ اخیر(که قطعا یک تست اولیه و ابتدایی بود) نشان می‌دهد مدیریت فعلی( و مهم‌تر از آن، سبک مدیریت فعلی یعنی نوع نگاه به این قضیه،به هیچ عنوان کارآمد نبوده و اساسا درک دقیقی از اهمیت ماجرا و آثار آن ندارد. اما چاره چیست.

اشتباه‌های تکراری

صادق صدرایی در سرمقاله بهار نوشته: با نگاهی به عملکرد رسانه‌های رسمی کشور و درصدر آن‌ها صداوسیما شاهد آن هستیم که همان اشتباه‌های رخ داده در بحران‌های گذشته در حال تکرار شدن است. پررنگ کردن نقش عناصر آشوبگر و حذف کامل مردم معترض، تاکید بر نقش مسئولان خارجی در وقایع داخلی ایران، فراهم آوردن‌تریبون‌های یکطرفه برای بیان قرائتی خاص از اعتراضات که در آن تنها دولت مستقر مقصر معرفی می‌شود. در همین حال مراجع ذی ربط در حوزه امنیت و نظم جامعه هم مشغول تکرار اشتباه‌های قبلی هستند.

به نوشته مقاله بهار: هر روز با اعلام تعداد افرادی که جان خود را در حوادث اخیر از دست داده‌اند بدون هر نوع توضیحی تنها فضا را در اختیار افراد و رسانه هایی می‌گذارند که عدم دلسوزی شان برای ملت ایران ثابت شده است. هر دوی این اشتباه‌ها در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هم وجود داشت. در آن زمان هم صداوسیما به جای مدیریت فضا و پذیرش حق اعتراض برای مردم و ایجاد بستر مناسب برای شنیده شدن صدای آن‌ها با نفرت پراکنی و گزارش هایی خاص از اعتراضات «آتش بیار معرکه» شده بود و نهادهای انتظامی و امنیتی کشور هم نسبت به شفاف‌سازی علت جان باختن افراد در آن حوادث تعلل می‌کردند.

پرسش اساسی بهار آن است که: چرا با وجود آنکه نظام سیاسی مستقر در ایران هر چند سال یکبار با چنین اعتراضاتی روبرو می‌شود هنوز به الگوی مناسب و قابل قبولی برای مواجهه با چنین اعتراضاتی نرسیده است؟ تا کِی و تا کجا قرار است این بی تدبیری‌ها ادامه پیدا کند؟است چگونه می‌توان به مدیریت فضای ملتهب فعلی اندیشید؟

حق نشر عکس Ghanoon
Image caption کارتون ساسان خادم- قانون

ما ساده لوح نیستیم

نادر کریمی‌جونی در مقاله ای در جهان صنعت به نقد جمله ای پرداخته که امروز همین روزنامه در گزارش اصلی خود از قول محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت آورده که گفته است: هزینه ای برای عراق و سوریه و یمن نمی دهیم.

نویسنده تاکید کرده: آیا کسی می‌تواند باور کند که جمهوری عربی سوریه که در اوج شکوفایی و در زمان حافظ اسد با پول‌های ایران و در یک برهه با پول‌های عربستان و کویت اداره می‌شد، اکنون و در زمان جنگ که همان زیرساخت‌های ضعیف را از دست داده و مهم‌ترین درآمد آن - گردشگری- به‌طور کامل قطع شده است، هزینه‌های اداره کشور هنگام جنگ و از آن مهم‌تر هزینه‌های جنگ را خودش بپردازد؟ آیا دمشق از پشتوانه مالی و درآمدهای هنگفت برخوردار بوده یا برخوردار است که می‌تواند علاوه بر هزینه‌های جنگ، هزینه‌های اداره کشور هنگام بحران را هم پرداخت کند؟

مقاله جهان صنعت تاکید کرده:‌ تا اینجا هر سه کشور درگیر جنگ که ایران در آنها حضور دارد از نظر اقتصادی محتاج کمک‌های بیرونی هستند و حداقل در دو مورد (سوریه و یمن)، کشورهای یادشده چیزی برای هزینه کردن در امور داخلی یا پرداخت مخارج جنگ در اختیار ندارند. حال اگر بپذیریم که در دو مورد یمن و سوریه، اصلی‌ترین و شاید تنها حامی دولت‌های صنعا و دمشق، ایران است، آنگاه تنها کشوری که از دولت‌های یادشده چه در امور نظامی و چه در امور اقتصادی حمایت می‌کند، ایران است.

مقاله در نهایت پرسیده: وقتی ایران در جنگ‌های یادشده به‌طور تمام‌عیار حضور دارد چگونه هزینه‌های پرداختی به مخارج مستشاری محدود می‌شود.

چه کند این صدا و سیما دیگه؟

فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: همین که دولتمردان اعلام کرده‌اند که سخنرانی دیروز رئیس جمهوری بدون سانسور پخش شده، واقعاً کشور را در بهت و حیرت فرو برده است. از آنجایی که مسئولان این روزها ترجیح می‌دهند در پیت حلبی حرف بزنند، اما در رادیو و تلویزیون حرف نزنند، خودش نشان از وضعیت این سازمان دوست‌داشتنی و تو دل برو دارد.

طنزنویس در پاسخ این پرسش که سخنرانی دولتمردان تحت چه شرایطی از تلویزیون و رادیو پخش می‌شود نوشته: وقتی که سخنرانی نکنند؛ اصلاً دولتمرد خوب، دولتمردی است که سخنرانی نکند. وقتی برنامه آشپزی و مسابقه‌ای که جایزه‌اش قابلمه و سماور است پخش نشود. وقتی اتفاق خاصی در کشور نیفتاده و دولتمردان حرفی برای گفتن ندارند، در نتیجه جلوی دوربین می‌آیند و برای حضار سوت کفتری می‌زنند.

ستون طنز روزنامه ایران به طعنه نوشته: در عوض تلویزیون تا دل‌تان بخواهد گزارش تصویری ضبط می‌کند. به این صورت که یک آقا شاپوری است که از مهران مدیری و آقای حیاتی بیشتر جلوی دوربین آمده است و در تمام برهه‌های حساس و مقاطع حساس کنونی جلوی دوربین می‌آید و نظرش از یکی از شبکه‌های تلویزیون پخش می‌شود.خلاصه صدا و سیما سال‌هاست که تکلیف خودش را با مردم مشخص کرده و دیگر باید چه کار کند تا بروید و شبکه‌های دیگر را تماشا کنید؟

حق نشر عکس Shargh
Image caption کارتون مهدی عزیزی - شرق

موضوعات مرتبط