روزنامه های تهران: انقلابی که داعیه جهانی دارد؛ دختران معترض در خیابان

روزنامه های صبح اول هفته، ۱۴ بهمن، در سومین روز از دهه سالگرد انقلاب اسلامی درباره گذشت ۳۹ سال نوشته و از دستآوردهایی خبر داده اند که انقلاب برای ایرانیان داشته است.

بحث حکومت و برخوردش با نسل جدید که به جهت اعتراضات اخیر به میان کشیده شده از جمله مطالب مهم مقالات امروز روزنامه های تهران است.

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption کارتون محمد طحانی، ابتکار

همه انقلابها هضم شدند و رفتند

کیهان در یادداشت روز خود ادعا کرده که: انقلاب‌های دنیا اعم از آنان که داعیه‌ای جهانی داشتند و آنان که داعیه‌ای داخلی داشتند، در یک دوره کوتاه در شرایط بین‌المللی یا داخلی هضم شده و از میان رفتند. این در حالی است که انقلاب اسلامی ایران پس از چهل سال هنوز استمرار دارد و در پی تحقق اهداف بلندی در سطح داخلی و سطح بین‌المللی است. انقلاب ایران اصالت، اهداف و شعارهای خود را حفظ کرد. اما چرا و چطور؟

سعدالله زراعی در توضیح علت پایداری این یک انقلاب نوشته: دین به دلیل برخورداری از ارزش‌های بنیادین سبب دوام اصول و اهداف انقلاب و نظام برآمده از آن است. رهبری دینی نیز سبب حفظ میراث انقلاب و استمرار خط «بنیانگذار» گردیده است. رهبر دوم انقلاب اسلامی برخلاف رهبران دوم انقلاب‌های دیگر، پس از به قدرت رسیدن به بازنگری دست نزد بلکه بیش از دیگران بر استمرار آن تاکید ورزید این درحالی است که در این دوران، در متن جامعه و در سطح رهبران میانی و مدیران اجرایی، شخصیت‌هایی بروز و ظهور پیدا کردند که درصدد تغییر مسیر انقلاب برآمدند .

کیهان در عین ادعا کرده که: انقلاب اسلامی در ابعاد داخلی و خارجی موفقیت‌های بزرگی به دست آورد. درحالی که بعد از انقلاب، درآمدهای دراختیار دولت در مقایسه با درآمدهایی که در رژیم پیشین دراختیار دولت بود، بسیار کمتر بود و جمعیتی که انقلاب اسلامی بهبود وضعیت آنان را در دستور کار خود قرار داد، به چندبرابر جمعیت تحت پوشش رژیم گذشته رسید. اما انقلاب اسلامی شرایط عمومی زندگی مردم را به‌ طور اساسی بهبود بخشید هرچند به دلایلی که بخش عمده آن به ضعف مدیران کشور بازمی‌گردد، به تامین همه آنچه برای مردم مدنظر داشت نایل نگردید و در کار تامین آن است.

انقلابیها شاهی شدند اما...

علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد نوشته: همه آنها که از اول با انقلاب بد بودند کماکان بدند. چه داخلی و چه خارجی، در این چهل ساله صف‌بندی‌ها عوض نشده، الا اینکه خیلی از این‌طرف به آن‌طرف رفته‌اند؛ به هر دلیلی، پیوندشان را بریده‌اند و آغاز خصومت کردند. خیلی‌ها از انقلاب ابراز پشیمانی کردند و در زمره مخالفان درآمدند اما کسی به خاطر نمی‌آید که به این طرف آمده باشد. هیچ کدام از اعوان و انصار شاه، انقلابی نشدند. انقلابی‌ها شاهی شدند، اما شاهی‌ها نه.

ستون کرگدن سپس به گروه سوم رسیده و در توصیفشان نوشته: اینها از اصل انقلاب خبر ندارند. نه می‌دانند شاه که بوده و نه چیزی از تاریخ انقلاب را درک کرده‌اند. نه می‌توان دوست به حساب‌شان آورد نه جزو دشمنانند. انقلاب دربرابر این گروه گرفتار بی‌خبری است.. با گروهی طرفست که وقتی برف می‌آید، ماشینش را نگه می‌دارد، وسط خیابان می‌آید، می‌زند و می‌رقصد. با دخترها و پسرهایی طرفست که بی‌آنکه اطلاعی از پهلوی‌ها داشته باشند از رضاشاه، دیکتاتورترین دیکتاتورها، تمجید می‌کنند، در عین حال هم رضاشاه را و هم سلطنت را مسخره می‌کنند و به ریش‌شان می‌خندند.

و خلاصه ستون کرگدن آن که: شوخی‌های این دسته از جنس طنز و طیبت نیست بلکه از جنس نیست‌انگاری است؛ یک نیست‌انگاری منفعل تمام‌عیار که هم جهان را و هم خویشتن را به هیچ می‌گیرد و جز تمتع، چیز دیگری تمنا نمی‌کند. دنبال بهانه‌اند برای خندیدن؛ نه خندیدن توام با فرح و نشاط بلکه خندیدنی مازوخیستی که هیچ‌کس و هیچ‌چیز را مصون ندارد. از روی این دابسمش‌ها و کلیپ‌های میکس شده، سرسری عبور نکنید.

کامیابی و ناکامیهای راه طیشده

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته: پس از چهار دهه، به عقب که می‌نگریم، دفتر خاطراتی از پیروزی‌ها و شکست‌ها، فرارویمان گشوده می‌شود. باید روایت منصفانه‌ای از گذشته و کارنامه خود ارائه دهیم. در بسیاری از موارد در این چهار دهه رشد خیره‌کننده و جهشی بود. در مناطق روستایی و در میان اقشار مستضعف، سطح سرانه بهداشت، مبارزه با بی سوادی، امکانات رفاهی و... نسبت به پیش از انقلاب قابل مقایسه نیست.

این نماینده مجلس در عین توضیح داده که: در زمینه سیاست خارجی، جمهوری اسلامی به درجه‌ای افتخار‌آمیز از استقلال دست یافته است. حتی در مساله تحقق گردش آزاد اطلاعات، دست‌کم چند گام از کشورهای منطقه جلو هستیم. قطعا سیاهه‌ی دستاوردهای این چهار دهه به احصاء این نوشته درنخواهد آمد. این انقلاب تا امروز چندبار مقابل همه دنیا ایستاد و به زانو ننشست. در جنگ تحمیلی غیرت و غرورش را به رخ کشید و در مذاکرات صلح نیز خرد و فرهنگ‌مان جلوه فروشی کرد. با این همه ناکامی‌ها و تلخی‌هایی نیز داشت.

سرمقاله ابتکار تاکید کرده: جمهوری اسلامی در مدیریت منابع خود در این سالیان، تلفات بسیاری داشت. چه بسیار منابع و ذخایر این کشور را با مدیریت نادرست از دست داد. هم منابع نفتی و آبی و هم منابع انسانی، ذیل الگوهای کهنه مدیریتی مستهلک شدند. در جهت عدالت، خصوصا عدالت قضایی، سطح ادعا، با تراز عمل سازگار نیست. اقتصاد و معیشت هم، از قطار تحولِ مثبت انقلابی، جا مانده . با این حال، از درون حکومت، صدای دفاع از حقوق منتقدان و معترضان حکومت به راحتی بلند ست.

علت ماندگاری

عباس حاجی‌نجاری در روزنامه جوان نوشته: با گذشت ۳۹ سال، صف بندی جبهه استکبار علیه نظام اسلامی از روزهای آغازین صریح‌تر و خصمانه‌تر شده، به گونه‌ای که مواضع یک‌سال اخیر سردمداران نظام سلطه علیه ایران در طول تاریخ انقلاب بی‌نظیر بوده و صراحتاً از براندازی نظام اسلامی سخن به میان آورده و البته تمامی ظرفیت‌های خود و متحدانشان را نیز برای تحقق آن به‌کار گرفته‌اند.

نویسنده در توضیح برتری های نظام اسلامی به نظام پادشاهی از سلطه حقارت‌آمیز مستشاران امریکا در حوزه‌های نظامی، صنعتی و اقتصادی یاد کرده که عملاً ایران را به یک مستعمره امریکا تبدیل کرده بود، مضافاً بر اینکه با حاکم کردن یک نظام پلیسی وحشیانه با بهره‌گیری از خشونت‌آمیزترین شکنجه‌ها علیه نیروهای انقلابی، و تلاش برای محو آثار و نشانه‌های دین اسلام در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور که حتی به تغییر تاریخ رسمی کشور در سال ۱۳۵۵ از مبنای هجرت پیامبر گرامی اسلام به تاریخ شکل‌گیری رژیم شاهنشاهی انجامید، در عین مخالفت‌های صریح با ارزش‌های اسلامی و تلاش برای گسترش فرهنگ و فساد غربی عملاً بقای سلطه خود را بر رژیم ایران و امکان غارت مستمر منابع نفتی و مالی ایران را تضمین‌شده می‌یافت.

روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران مدعی شده: آنچه زمینه‌ساز تشدید تقابل و خصومت علیه ایران گردید‌، تشکیل یک نظام سیاسی بر مبنای ارزش‌های دینی در تقابل دو قدرت حاکم در غرب و شرق جهان بود و اداره کشور و جبران خلأ حضور مستشاران نظامی و صنعتی بیگانه، و دیگر این که رهبر دوم همان راه را ادامه داد و به تصفیه و تغییر دست نزد.

اگر مردم...

شهرام شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی در صفحه طنز شهروند از قول یک نماینده مجلس نوشته اگر مردم به اندازه نیازشان خرید کنند، شب عید مشکل نداریم. و افزوده: شهرونگ دید حیف است این راه‌حل فوق مدرن را بسط ندهد. لذا از مقامات دیگر خواست سیاست‌های ارگان یا سازمان زیر نظرشان را با این الگوی اساسی تطبیق داده و سپس سیاست جدیدشان را اعلام کنند. بسیاری از نهادها و ارگان‌ها به این دعوت شهرونگ جواب مثبت داده و در پویش ما شرکت کردند.

نجفی شهردار تهران: اگر مردم به اندازه نیازشان آشغال تولید کنند، شب عید مشکل جمع‌آوری زباله حل خواهد شد. یک بازپرس مالی: اگر مردم به اندازه نیازشان اختلاس کنند، شب عید با مشکل کمبود نقدینگی مواجه نخواهیم شد. وزیر بهداشت: اگر مردم به اندازه نیازشان مریض شوند، شب عید بیمارستان‌ها با مشکل شیفت مواجه نمی‌شوند.

وزیر مسکن: اگر مردم به اندازه نیازشان خانه بخرند، شب عید مشکل مردم زلزله‌زده حل می‌شود.

وزارت ارشاد: اگر مردم به اندازه نیازشان کتاب بخرند، دیگر لازم نیست ما شب عید کاغذ وارد کنیم و به جاش برای شب عید پرتقال وارد خواهیم کرد. رئیس فدراسیون فوتبال: اگر مردم به اندازه نیازشان بروند استادیوم ما دیگر لازم نیست زیرساخت لازم برای ورود بانوان را آماده کنیم.

رئیس کارگروه فضای مجازی: اگر مردم به اندازه نیازشان فحش بدهند، دیگر لازم نیست شب عید بریزند تو صفحه دیگران ناسزا بگویند.معاون سازمان نظام‌پزشکی: اگر مردم به اندازه نیازشان مسواک بزنند، دیگر لازم نیست دولت دهان کسی را مسواک کند.

حق نشر عکس Etemaad
Image caption عکس امیر جدیدی، اعتماد

بمانیم و بسازیم

نازنین متین‌نیا در مقدمه مصاحبه با بهمن فرمان آرا فیلمساز در اعتماد نوشته: وقتی می‌گوید: «من دل‌نگران این بچه‌ها هستم»، صدایش می‌لرزد و لحنش‌ جوری تغییر می‌کند که حرفش را عمیقا باور می‌کنی و مطمئن می‌شوی آنچه از آن حرف می‌زند بیشتر از یک شعار و حرف معمولی است؛ حرف‌هایی که دل‌نگرانی‌های مردی است که در آستانه ٧۶ سالگی، خود را پدربزرگ تمام جوان‌های این سرزمین می‌داند و تکیه‌گاه‌شان.

به نوشته این روزنامه نگار: بهمن فرمان‌آرا دو روز مانده به تولد ٧۶ سالگی‌ در دفتر قدیمی‌اش در حوالی میدان فردوسی نشسته و بیشتر از آنکه نگران سرنوشت اکران فیلم‌هایش باشد یا مشکلات پیش‌روی سریال در مرحله پیش‌تولیدش، نگران اتفاق‌های اجتماعی اطرافش است و آینده‌ای که از آن جوان‌های ایرانی است. صریح حرف می‌زند. قاطع نظر می‌دهد و برخلاف اختلاف سنی‌ای که با نسل‌های جوان‌تر دارد، حرف‌هایش از درک و فهمی عمیق و دوستانه خبر می‌دهد. در تمام مدت گفت‌وگو هم از نگرانی‌هایش می‌گوید و هم راه چاره‌ها.

اعتماد نوشته: فرمان آرا از اخلاق حرف می‌زند و همدلی‌ای که باید از راه برسد تا آنچه این روزها می‌بیند و نگرانش می‌کند از بین برود و با خیال راحت به آینده فرزندانش، نوه‌هایش و تمام «بچه‌های» ایران زمین فکر کند و رویا ببافد. این گفت‌وگو چند روز قبل از برف سنگین تهران اتفاق افتاد و آنچه می‌خوانید رنگ‌و‌بویی از سینما ندارد اما، مسوولیت‌پذیری و تعهد اجتماعی هنرمندی را روایت می‌کند که در شلوغی دفتر کارش دست‌‌خط نستعلیق یادگاری از پدرش را به دیوار زده و هر روز به خودش یادآوری می‌کند باید اخلاق نگه‌ دارد و همراه مردم باشد.

شیشه ترک خورده جامعه

عباس عبدی در مقاله ای در اعتماد نوشته: چرا معتقدم که جامعه راه‌حل فنی ندارد؟ چون با مجموعه‌ای از مسائل مواجهیم که نه تنها نمی‌توانیم حل آنها را از یکدیگر متمایز کنیم، بلکه ابزار و عناصر کافی برای حل این مشکلات جزیی نداریم. به عبارت دیگر سازمان و نهادهای حل مشکل و اراده‌ای که باید منابع لازم را برای حل این مشکلات تامین کند، خودشان دچار بحران و مشکل شده‌اند. حل جزیی‌ترین مساله نیازمند کارایی عاملان و نیز وجود اراده‌ای معطوف به حل مسائل است که آنها را نداریم.

به نظر این جامعه شناس: جامعه ما با یک مساله اجتماعی مواجه است. مساله اجتماعی راه‌حل اجتماعی نیاز دارد. نه راه‌حلی فنی و اقتصادی و نه حتی بودجه‌ای. هنگامی که با مشکل برف مواجه می‌شویم که به ظاهر یک مشکل فنی و مدیریتی است ولی به سرعت از آن فراتر می‌رویم و آن را در چارچوب یک مساله کلان اجتماعی تحلیل و توصیف و برداشت می‌کنیم.

در ادامه مقاله اعتماد آمده: هنگامی که مسائل کشور و جامعه از سطح مشکلات فنی و جزیی بالاتر رفت، انجام اقدامات اصلاحی و ایجاد موازنه جدید اجتماعی به نحوی که تعادل را در سیستم برقرار کند، بسیار سخت خواهد شد و اقدام به آن نیازمند شجاعت فراوان است. چنین اصلاحات و اقداماتی به نحوی که پیام آن به درستی منتقل شود، خطرناک نیز هست. این را باید صادقانه گفت و اقرار کرد؛ ولی خطرناک‌تر از این اصلاحات، هنگامی است که به چنین اقدامات اصلاحی دست زده نشود و به امید حل مسائل، انجام آنها به تاخیر انداخته شود.

و خلاصه این که: وضعیت جامعه ایران مثل شیشه‌ای است که ترک خورده اگر نگوییم که چند تکه شده است. ابتدا باید شرایطی را به وجود آورد که این ترک‌ها و گسست‌ها تا حدی ترمیم شود.

دولتمردان آفلاین، مردمان آنلاین

ثمینا رستگاری در سرمقاله اعتماد نوشته:در چند دهه گذشته بازیگران عرصه سیاست تقریبا ثابت مانده‌اند؛ روزنامه‌های ٣٠-٢٠ سال پیش را که ورق بزنید تصویر همین سیاستمداران امروز را می‌بینید با موه‌های سیاه‌تر و ریش‌های بلندتر. سیاستمدارانی که به فراخور فرازوفرودهای سیاست یک روز در میانه میدان بوده‌اند و روزی دیگر به کناری رانده‌ شده‌اند. در ایام عزلت‌نشینی برای دوباره حاکم شدن حرف‌های جدیدی یاد گرفته‌اند و باز به درون صحنه آمده‌اند. این جملات خلاصه‌شده ٤ دهه تاریخ چپ و راست در ایران است.

نویسنده پرسیده: اما مردم چطور؟ آیا آنها هم در طول این سال‌ها فقط گرد پیری بر سرشان نشسته دنیای‌شان تغییر نکرده است؟ نظام ارزشی‌شان یکسان مانده؟ بچه‌هایی که ٤ دهه در نظام آموزشی دست‌نخورده‌ای پرورش ‌یافته‌اند شباهتی به هم دارند؟ الان نسل چهارمی‌ها، همان‌ها که نه جنگ‌دیده‌اند نه اصلاحات نه انقلاب چقدر با آنهایی که اینها را تجربه کرده‌اند حرف و دنیای مشترک دارند؟ این جوان‌هایی که هرروز می‌گذرند، در تاکسی‌ها با هدفونی در گوش کنار نسل پیشین می‌نشینند و در فضای مجازی زمین و زمان را دست می‌اندازند چه نسبتی با سیاستمداران ما دارند؟ برای آنها شریعتی و سروش و اصلاحات جدال سنت و مدرنیه معنایی دارد؟

سرمقاله اعتماد نتیجه گیری کرده: آنها شکل دیگری هستند. بیشتر از اینکه در دنیای ذهنیات سیر کنند به عینیات توجه می‌کنند. بیش از همه جوان‌های دنیا به تن خویش مشغولند. مقام اول آمار جراحی‌های زیبایی و استفاده از لوازم‌ آرایش را همین‌ها برای ایران کسب کرده‌اند. اینکه ما چقدر مسخره‌شان کنیم هیچ اهمیتی برای‌شان ندارد. هیچ‌کدام از نام‌هایی که برای ما در سیاست مهم‌اند حسی را در وجود آنها برنمی‌انگیزد. ازنظر آنها ما آدم‌های ناراحتی هستیم که اصلا از زندگی هیچ‌چیز نمی‌فهمیم و با هزار عقده جوانی‌مان را سپری کرده‌ایم و حالا می‌خواهیم حق جوانی کردن را هم از آنها بگیریم.

آنها برای ارتباط با دنیای خارج فقط یک گوشی تلفن نیاز دارند و دیگر هیچ.

حاصل این که نسل جدید نه اجازه می‌خواهد نه قانون و نه تبصره، نه مبارزه برای گرفتن حقی. آنها هر چه بخواهند را به دست می‌آورند. وقتی خودشان را به شکل هر هنرپیشه‌ای که بخواهند درمی‌آورند برای تغییر اطراف‌شان چه نیازی دارند به کسب اجازه. نسل پیشین در مقابل تشر پدران‌م خود شاید می‌ترسیدند اینها اما خنده‌شان می‌گیرد. اعتراض نسل پیشین اگر در خیابان و دانشگاه بود اینها در فضای مجازی با دابسمش و ادا و اطوار، هر اقتداری را به سخره می‌گیرند.

حق نشر عکس Ghanoon
Image caption کارتون بهداد جدی، قانون

دختران معترض

صادق صدرایی در سرمقاله بهار به دخترانی که بر سر بازار با بر سر چوب کردن روسری خود به اعتراض دست زده اند اشاره کرده و نوشته: شـهرها بـا روشهاى مختلف اعتراض خود را بـه موضوع اجبارى بودن حجاب زنان ابراز داشـته اند. این اعتراض که همواره در جامعه وجود داشـته است حالا رفته رفته دارد از حوزه نظر به اقدامات عملى منتقل مى شود. مطابق معمول راه حل اول مسئولان در مواجهه با این پدیده اعتراضى هم بگیر و ببند بوده است و شاهد دستگیرى این دختران معترض بودهایم اما تجارب قبلى نشان داده است که این راه به ناکجاآباد مى رود.

به نوشته این مقاله: دو نکتـه اى که معمولا طیف تندرو وتریبونهاى یکطرفه در اختیار آنان سـعى در القای آن دارند.عبارتند از وجوب وضرورت حجـاب بـراى زن مسـلمان و لزوم و اجبار زنان به داشـتن حجاب. درباره مورد اول مى باید فقها و علماى حوزه دین وارد بحث شوند و نظرات مختلف مجال طرح پیدا کند اما مسئله عمده امروز که اعتراض بخشهاى قابل توجهى از جامعه را فراهم آورده اساسا ارتباطى حجاب ندارد، و آنچه مورد اعتراض است »حجاب اجبارى« است نه نگاه شرع به مقوله حجاب. به بیان دیگر محل اختلاف نوع مواجهه حاکمیت با مسـئله حجاب اسـت.

بهار نوشته: هنگامى که موضوع بحث سهوا و یا به طور عمدى جابجا معرفى شود نتیجه آن متهم کردن دیگران به مخالفت با دین، نشسـتن در جایگاه حق مطلق و پایان گفتگو خواهد بود؛ همان روش و الگویى که در چهار دهه اخیر ادامه داشته. کمى قبل دخترانى با ظاهر پسرانه در ورزشگاه ها ظاهر شدند. از نگاهـى، روزهاى اخیر برخى مخالفان حجاب اجبارى را شبیه به همان رفتار دخترانى دانست که به دنبال حضور در ورزشگاه ها هستند.

برداشتن روسری

شرق در گزارشی نوشته: موج موسوم به «دختران خیابان انقلاب» ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است؛ به‌طوری‌که برخی از کاربران منسوب به جریان اصولگرا یا حزب‌الله هم با رفتن به روی جعبه‌های مخابراتی و پرچم ایران را به اهتزاز درآوردن، سعی کردند تا مخالفت خود را با آنچه رخ داده است، نشان دهند. این در حالی است که آمار دخترانی که به‌دلیل روسری بر چوب گذاشتن بازداشت شده‌اند، افزایش یافته است. بر اساس اعلام مرکز اطلاع‌رسانی پلیس تهران بزرگ، ٢٩ نفر در این زمینه بازداشت شده‌اند. مرکز اطلاع‌رسانی پلیس این افراد را «فریب‌خورده» و «برهم‌زنندگان امنیت اجتماعی» خوانده که بعد از بازداشت‌شدن به مراجع قضائی تحویل داده شدند.

به نوشته این روزنامه: ماجرا اما از روزی آغاز شد که دختری به نام ویدا موحد روی جعبه مخابراتی یکی از خیابان‌های میدان انقلاب، روسری خود را بر چوبی گذاشته و آن را تکان داده بود. با انتشار عکس و فیلم این اقدام در فضای مجازی، دختران و زنان و البته برخی از مردان نیز به این حرکت پیوسته و تصاویر آنان دست‌به‌دست شد. در میان بعضی از تصاویر، اما دختران محجبه و حتی چادری هم دیده شدند که با ایستادن روی جعبه‌های مخابراتی و روسری بر چوب‌کردن، مطالبات خود را مطرح کردند.

گزارش شرق افزوده: اولین این تصاویر، ایستادن یک دختر چادری بر جعبه مخابراتی در یکی از خیابان‌های شهر مشهد بود. بعد از آن بود که یک روحانی که تصاویرش بارها منتشر شد، دقیقا درهمان نقطه ایستاد و پرچم ایران را به دست گرفت و آن را به اهتزاز درآورد. برخی دیگر از دختران چادری همین تصاویر را منتشر کرده و پلاکاردهایی با مضمون «من ایرانم را دوست دارم» به دست گرفتند.

ایستاده بر بلندی با چوبی در دست

هومن جعفری در ستون طنز جهان صنعت نوشته: اگر قرار باشد از میان سلبریتی‌های سیاسی مملکت، عده‌ای بروند روی بلندی و چیزی را سر چوب بگیرند و به مردم نشان دهند، چه اتفاقی می‌افتد؛ مشایی به عنوان یک درخت یک تبر را می‌زند سر چوب و می‌رود آن بالا به قطع درختان اعتراض می‌کند‌. بقایی یک زنبیل قرمز می‌گذارد سرچوب می‌رود آن بالا به توطئه حذف زنبیل‌های قرمز از سطح جامعه اعتراض می‌کند‌.

طنزنویس ادامه داده که: محسن رضایی می‌رود آن بالا یک عکس از ساختمان ریاست جمهوری در پاستور را سر چوب می‌گذارد به مردم اعتراض می‌کند که چرا به من رای ندادید‌. دکتر سردار خلبان جناب مهندس قالیباف می‌رود آن بالا یک گازانبر می‌زند سر چوب به چیز خاصی هم اعتراض نمی‌کند‌. آقای نجفی طرح ترافیک خبرنگاران را می‌زند سر چوب می‌رود آن بالا می‌فرماید: خبرنگارها باید حقوق پنج ماه زندگی‌شان را بدهند بیایند طرح بخرند‌.

در انتهای ستون طنز جهان صنعت آمده: اسحاق جهانگیری می‌رود آن بالا عکس قالیباف را می‌زند روی چوب و تقاضا می‌کند که او به خودش بیاید ولی برخلاف شش ماه قبل‌، کسی تشویقش نمی‌کند‌.

آقای روحانی می‌رود آن بالا دلار را می‌زند روی چوب و می‌گوید: ما قصد نداشتیم دلار گران شود‌. بعد اعضای هیات دولت پقی می‌زنند زیر خنده و خودش می‌آید پایین‌.

حق نشر عکس Ghanoon
Image caption کارتون سحر آویژه، قانون

موضوعات مرتبط