روزنامه‌های تهران؛ دکترین دهشتناک هسته‌ای آمریکا و دهه فجر

روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۱۵ بهمن، از دکترین تازه هسته‌ای آمریکا انتقاد کرده و آن را خطری برای ایران و جهان خوانده‌اند.

در چهارمین روز از دهه فجر، روزنامه های اصولگرا که در این چند سال تیترها و گزارش ها و مقالاتشان در ذکر کمبودها و معضلات مردم بود، با کلمات حماسی از پیشرفت های کشور بعد از انقلاب نوشته و خبر داده اند که پیش از انقلاب، کشور نه مستقل بود و نه مرفه. و الان از مرتبه های اول علمی جهان است.

اشاراتی به حرکات اعتراض آمیز بانوان در روزهای اخیر و ریشه یابی ناآرامی های دی ماه، از دیگر مطالب روزنامه های امروز است.

حق نشر عکس Javan
Image caption تیتر و عکس های صفحه اول جوان

زیر تابش آفتاب انقلاب

کیهان در یادداشت روز خود در پاسخ کسانی که در حسرت بازگشت پهلوی هستند نوشته: کشوری با ۳۵ میلیون مردم و فروش روزانه ۶ میلیون بشکه نفت، جزء کشورهای عقب مانده عالم در همه حوزه‌ها و عرصه‌ها بود و۷۵ درصد مردمش حتی سواد نوشتن اسم خودشان را هم نداشتند. کشوری که پذیرفت بدون شلیک حتی یک گلوله، یک کشور یعنی بحرین، از ایران جدا شود و انگلیس دست ایران را از آن سوی خلیج‌فارس کوتاه کرد.

به نوشته حسین شمسیان در این مقاله: تا ندانیم که ۴۰ هزار مستشار نظامی آمریکا در ایران بودند و ژنرال ما در پیش پای آنها همچون غلام خوار و بی‌مقدار، مجبور به کرنش و تعظیم ارزش انقلاب مفهوم نیست. جوان دانشجوی روزهای ذلتی را ندیده که در مناطق نفت‌خیز جنوب، انگلیس به غارت نفت مشغول بود و با همان پول، باشگاه ورزشی درست کرده بود و بر سردر آن نوشته بود: «ورود ایرانی و سگ ممنوع»

یادداشت روز کیهان تاکید کرده: انقلاب اسلامی یعنی عبور از روزگار ذلت و حقارت آن روز‌ها به امروز. به امروز که ۲۰ سال برنامه منطقه‌ای آمریکا در برابر اراده مردم ایران رنگ می‌بازد و آنچه می‌خواهیم می‌شود. امروز که کشوری ۸۰ میلیونی، با دنیایی تحریم و دشمنی، با فروش حداکثر ۵/۱ میلیون بشکه نفت، در بسیاری از امور، سرآمد عالم است. نمی‌خواهند مردم بدانند که امروز اقتصاد ایران در زمره ۲۰ اقتصاد اول دنیاست،که امروز در برخی علوم در لبه علم جهان است، در علومی پیشتاز و رتبه ۱۶ در تولید علم.

شاه واقعیت جامعه را نمیدید

محمد کاظمی در مقاله‌ای در اعتماد نوشته: رژيم گذشته پس از آنكه توانست توسط ساواك، مخالفان را يكي پس از ديگري از ميان بردارد و فضاي خفقان رادر سراسر كشور بگستراند و در ظاهر خيالش از مخالفت‌ها راحت شد و به موازات افزايش ناگهاني قيمت نفت دست گشاده پيدا كرد و در ريخت و پاش راه افراط را پيمود و حتي به ديگر كشورها هم كمك‌هاي مالي قابل توجهي كرد.

به نوشته این مقاله: آن زمان طرح‌هاي بلند پروازانه يكي پس از ديگري آغاز شد و درست هنگامي كه نا‌كارآمدي‌ها خود را نشان دادند و ثابت شد كه با تزريق پول به تنهايي توسعه به دست نمي‌آيد و اختلاف فاحش طبقاتي نمايان شد و روند مهاجرت به شهرها سرعت گرفت به تبليغات روي آورد و چون دروازه‌هاي تمدن بزرگ را به روي خود گشاده ديد، جشن‌هاي ٢٥٠٠ساله را به راه انداخت! مردم در اوج مشكلات اقتصادي و رنجوري روستا‌ها و حاشيه‌نشيني در شهرها مي‌ديدند كه دستگاه شاهنشاهي چگونه ثروت كشور را ضايع مي‌كند؟ چه بسا يكي از عوامل اصلي سقوط آن رژيم نمودار شدن همين تناقض‌ها بود.

مقاله اعتماد به این جا رسیده که: مي‌شد سياسيون و آزاديخواهان را با داغ و درفش و زندان و تير باران خاموش کرد، ولي توده‌هاي عظيم مردم كه رنج و سختي معيشت به ستوه‌شان آورده بود را با عظيم‌ترين دستگاه‌هاي امنيتي و حتي ارتش‌هاي گوش به فرمان نمي‌شد آرام كرد. در واقع زنگ سقوط قطعي رژيم گذشته در عرصه اقتصاد نواخته شد.

يك جامعه وقتي استوار و مستحكم مي‌شود كه واقعي باشد و شفاف و گويا عيب‌ها و نقص‌ها و كمبود‌ها و خطاها را باز بنماياند. ما در شرايط كنوني بيش از هر زمان ديگري بايد ازاين مقطع مهم تاريخي درس بگيريم واقعي باشيم.

حجاب بانوان

احمد شیرزاد در مقاله ای در شرق نوشته:انقلاب که شد، خبری از این‌چنین ممنوعیت‌هایی وجود نداشت. در راهپیمایی‌های قبل از انقلاب بیشتر زنان حجاب داشتند؛ ولی زنان بدون‌حجاب زیادی نیز شرکت داشتند که البته همگی با لباس‌های سنگین و متعارف آن زمان به خیابان می‌آمدند. برخی از مذهبی‌های سنتی که در محافل مذهبی به شدت با حضور زنان در تظاهرات خیابانی مخالفت کردند و آن را مغایر ارزش‌های دینی پنداشتند. امام خمینی به شدت در مقابل‌ آنها ایستاد و برای حضور زنان در جریان انقلاب حتی اجازه شوهران را شرط ندانست.

به نوشته این استاد دانشگاه: پس از انقلاب به مرور همان قبیل نیروهای مذهبی که برایشان ماندن زنان در خانه اولویت بیشتری داشت، به مرور از خانه‌ها در‌آمدند و در نهادهای مختلف انقلاب جذب شدند. آنها از انقلابیان آن زمان انقلابی‌تر شدند و حتی برخی به تئوریسین انقلاب تبدیل شدند. به مرور فشار فرهنگی محافل سنتی قبل از انقلاب، چه آنها که با انقلاب همراهی داشتند و چه آنها که دلِ خوشی از انقلاب نداشتند، آثار خود را در تصمیم‌ها و مصوبات قوانین بر جا گذاشتند.

مقاله شرق به این جا رسیده که: به مرور از سال‌های ٥٩ و ٦٠ به بعد، در کنار فاصله‌گرفتن محافل روشنفکری آن زمان از انقلاب، نفوذ سنتی‌ها اضافه‌تر شد و دیدگاه‌های آنها بعضا رنگ قانون به خود گرفت. اکنون بعد از قریب سه دهه، فضای فرهنگی جامعه نسبت به دهه ٦٠ تغییرات زیادی کرده است. در این سه دهه انرژی چشمگیری از سوی نهادهای نظام برای اجرای این امر صرف شده است که اگر در زمینه‌های دیگری به کار گرفته می‌شد، چه‌بسا موفقیت‌های بهتری به دست می آمد.

حق نشر عکس Javan
Image caption کارتون حسین کشتکار. جوان

امتداد مدرسه

علی میرفتاح در ستون کرگدن اعتماد از دوران مدرسه خود یاد کرده که: از جايي كه مي‌گفتند شوراي هماهنگي است كپي روزنامه‌هاي اول انقلاب را مي‌گرفتم و با بند رخت، گوشه حياط مدرسه نمايشگاه مي‌ساختم. لابه‌لاي روزنامه‌هاي شاه رفت و امام آمد عكس‌هايي هم از حكومت نظامي و بيست و دو بهمن و بهشت زهرا و هفده شهريور و هفده دي به نمايش درمي‌آوردم. اولين پوستري كه ساختم يك هواپيما بود كه شهر را گلباران مي‌كرد. كنارش نوشته بودم «بار دگر روزگار چون شكر‌ آيد».

به نوشته سردبیر اعتماد:اينها مال عهد بوق است. مال سال شصت. با توجه به امكانات و قد و قواره مدرسه كاري كه مي‌كرديم فوق‌العاده بود. ارشاد و تلويزيون هم چندان جلوتر از ما نبودند و كار بهتري نمي‌كردند. كلا دهه فجر مترادف شده بود با روزنامه‌ها و سرودها و عكس‌ها و پوسترهاي اول انقلاب. همين.

ستون کرگدن به این جا رسیده: همين الان هم صدي‌نود ادارات، حتي وزارتخانه‌ها در همان سال شصت ما مانده‌اند. هنوز هم تلويزيون بضاعتي بيش از ساواكي‌هاي احمق و انقلابي‌هاي باهوش ندارد. هنوز هم نمايشگاهي جدي‌تر از صفحه اول كيهان و اطلاعات و عكس‌هاي ٥٧ برگزار نمي‌شود. هنوز هم شوراي هماهنگي تبليغات كاري جدي‌تر از پخش عكس و پوستر نمي‌كند. منتها ما سرشار از ذوق و شوق بوديم و اينها نه.

زمان این همه نیست

مهدی مالمیر در مقاله‌ای در شهروند با اشاره به تازه ترین سخنان رییس جمهور روحانی بر آن جا که از لزوم شنیدن صدای مردم قبل از آن که دیر شود گفته تاکید کرده است.

این روزنامه نگاربا اشاره به اعتراض های زنان در این روزها نوشته: برخی این اعتراض ها را به رسانه‌های خارجی و شومن های تلویزیونی خارج‌نشین حواله می‌دهند و چشم را بر عوامل داخلی و رشد یابنده اعتراضات اخیر بسته‌اند. درحالی ‌که هیچ رهبر کاریزماتیک و گروه سیاسی قدر قدرتی از این توان برخوردار نیست که جامعه‌ای را با برنامه‌ریزی یا فراخوان، به یکباره دستخوش التهاب کند.

به نوشته این مقاله: رادیکال‌شدن خواسته‌های مردم چه در دی‌ماه امسال و چه اعتراضات بانوان در برخی از شهر‌ها که امروز عکس‌ها و تصویر‌‌هایشان رسانه‌ها را درنوردیده است، حاصل تلنبارشدن مطالبات شهروندان در درازنای زمان است. به عبارت دقیق‌تر، زمانی که خواسته‌های مردم نادیده و نابوده انگاشته می‌شود و درهای اصلاحِ روندهای نامطلوب یک به یک بسته می شود، تازه هنگام آن است که گروه‌های سیاسی خودی نشان دهد و بتواند از ناامیدی و خشم مردم بهره‌برداری کند و با کشیدن یک کبریت خرمن عصبانیت مردم به‌ویژه جوانان را به آتش بکشد.

ما و جعبه سیاه‌ها

علی‌اکبر محمدخانی در صفحه طنز شهروند با اشاره به انتظارها برای گشوده شدن جعبه سیاه نفتکش ایرانی سانچی نوشته: خودمان که داخل کشور این همه جعبه سیاه باز کردیم، اطلاعات را هم کامل بیرون ریختیم، دستمان به کجا بند شد؟ آخرش چه شد؟ هیچ! کاشفان و رمز‌گشایان، روزنامه‌ها و روزنامه‌نگارانی که جعبه‌های سیاه قبلی را کشف کردند با چه سرنوشتی روبرو شدند؟ آنها که جعبه فیش‌ها و املاک نجومی و هزار جعبه سیاه قبلی را باز کردند، جز اینکه زندگی‌شان سیاه شود چه نتیجه‌ای گرفتند؟

به نوشته این طنزنویس: نمونة آخرش همین شهرداری تهران؛ آن‌طور که اطلاعات شهرداری باز شد فهمیدیم اصلا کل مجموعة شهرداری بلانسبت خودش یک جعبه سیاهِ ناجور بوده است. آن هم جعبه‌ای بسیار بزرگ و به شدت سیاه. البته این را هم بگویم فرق این جعبه سیاه با جعبه سیاه‌هایی که در کشتی و هواپیما کار می‌گذارند این است که جعبه سیاه شهرداری خیلی هم خالی نیست، بلکه پر از پول است.

طنز شهروند به این جا رسیده که: بی‌خیال جعبه‌های سیاه از این دست بشویم، چون جنبة شنیدن اطلاعات داخلش را نداریم، فقط با شنیدن اطلاعات رمزگشایی‌شده آنها نهایتا لبخندی خنک روی صورتمان می‌نشیند و از آن طرف گوش‌هایمان می‌افتند زمین، آنوقت مجبوریم برای قشنگی هم که شده با کلی قرض و قوله برویم گوش‌هایمان را بدهیم بچسبانند روی شقیقه‌مان، که شبیه آدمیزاد بمانیم.

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون مسعود ضیایی زردخشویی. قانون

راهبرد دهشتناک اتمی آمریکا

امیرعلی ابوالفتح در مقاله‌ای در اعتماد نوشته امريكا بدون ارايه مدركي دال بر وجود تسليحات اتمي در ايران، جمهوري اسلامي را نيز در رديف روسیه چین و کره شمالی قرار داد. تا پيش از انتشار گزارش جديد از سند «بازبيني وضعيت اتمي» امريكا، چنين فرض مي‌شد كه ايالات متحده هيچگاه پيش از مورد هدف قرار گرفتن خود يا متحدانش با تسليحات اتمي، از اين سلاح‌ها استفاده نخواهد كرد. اما در سند جديد عنوان شده است كه اگر ايالات متحده يا متحدانش با حمله شديد و ويرانگر غير‌اتمي از سوي دشمنان قرار گيرند، حق استفاده از تسليحات اتمي از سوي امريكا محفوظ خواهد ماند.

به نوشته این کارشناس مسایل آمریکا: بدين‌ترتيب در سند «بازبيني وضعيت اتمي» امريكا و مفهوم بازدارندگي اتمي تغيير كرده و جنگ پيشدستانه اتمي با هدف بازداشتن دشمنان و رقبا از حملات اتمي جايگزين آن شده است. به عبارت ديگر مسابقه تسليحاتي قرن بيستم براي ساختن هرچه بزرگ‌تر و مخرب‌تر تسليحات اتمي، در قرن بيست‌ويكم با مسابقه تسليحاتي براي ساختن هرچه كوچك‌تر و كمتر مخرب‌تر تسليحات اتمي ادامه يابد.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که با سند تازه دولت ترامپ ترس از ويراني كامل در جنگ تمام‌عيار اتمي که براي ٧٠ سال جهان را در برابر به كارگيري تسليحات اتمي ايمن ساخت حالا مي‌توانند به‌كرات در جنگ‌هاي منطقه‌اي به كار گرفته شوند. چنين دنيايي به مراتب از دنياي كنوني، ترسناك‌تر و دهشتناك‌تر خواهد بود.

ایران در دکترین هسته ای ترامپ

صلاح الدین هرسنی در مقاله جهان صنعت معتقدست که نگرش تازه آمریکا در قبال ایران به معنای آن است که سیاست‌های ایران در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، سیاست خارجی و هسته‌ای می‌تواند برای آمریکا مخاطره‌آفرین و چالش‌زا باشد. البته توان دفاعی و برنامه توسعه‌یافته موشکی در کنار قابلیت‌های هسته‌ای ایران در پسا‌برجام علت اصلی توجه و دغدغه‌های آمریکا در این دکترین جدید در قبال ایران شده است.

به نوشته این مدرس علوم سیاسی: البته توان دفاعی ایران همه دلیل توجه آمریکا به ایران در این دکترین هسته‌ای نیست. شاید دلیل‌ اصلی تحولی است که در برنامه موشکی ایران رخ داده که توانسته از ساخت موشک‌های حجمی و بردی به سمت موشک‌های دقیق و هدف‌زن حرکت کند. ایران در راستای تعقیب و تحقق دکترین دفاعی خود از لاک دفاعی خارج شده و به روش آفندی و تهاجمی عملا برای امنیت خود در برابر تهدیدات مقابله می‌کند.

جهان صنعت نوشته: به همین خاطر است که آمریکا در این دکترین به صراحت به ایران هشدار داده است که هر گونه حمله راهبردی غیرهسته‌ای ایران علیه ایالات متحده، متحدان و شریکایش شکست خواهد خورد و هزینه‌های آن را بالاتر از مزایایش افزایش خواهد داد.

حق نشر عکس Ebtekar
Image caption جشنواره فیلم فجر/ کارتون محمد طحانی. ابتکار

بازگشت

پوریا عالمی در ستون طنز شرق با اشاره به این که فعالیت های شهردار پیشین بار دیگر آشکار شده است او را چنین توصیف کرده: کاندیدای همیشگی ریاست‌جمهوری، آن معلوم نیست چطوری مدیریت‌کننده که بعد از مدیریتش هزینه‌ها معلوم می‌شود شده این‌طوری، آن خورنده مستقیم چای از قوری، شهردار سابق و رئیس پلیس اسبق، آن علاقه‌مند به صندلی با پایه‌های لق، آن عاشق مدیریت وبلاگ‌نویس‌ها بدون شلق‌وپلق، خلبان فائق و ملوان قایق، آن کاشتنده گل شقایق، آن کننده کارهای شاق، آن خشکاننده درختان باغ.

به نوشته این طنزنویس: به بافربلوآیز معروف بود و وی بعد از هر انتخابات ریاست‌جمهوری عملا بدون شغل بود و منتظر بود تا انتخابات بعدی از راه برسد و او اعلام کاندیداتوری کند، شش ماه بعد از آخرین انتخابات که توش شرکت کرده بود، گفت: «مدیران باید فرع باشند، اما در‌حال‌حاضر مدیران به اصل تبدیل شده‌اند و متأسفانه خسارت‌ها به مردم و افتخارات به مسئولان اختصاص پیدا می‌کند». در همین زمینه مردم تهران جامه بدریدندی و گفتندی ای خسارتت به جان ما، که تو در شهرداری همه افتخارات را به ما مردم دادی و همه خسارات را به مدیران و مسئولان شهرداری.

ستون طنز شرق در نهایت از قول سردار قالیباف نوشته «با مدیریت خسته و نشسته نمی‌توان مدیریت مطلوب داشت» و افزوده: در این زمینه کسی نتوانست حرف او را تکذیب کند، چون همه مدیران یا نشسته بودند یا خسته. اما وقتی گفت «درحال‌حاضر بسیاری از افراد تمام دارایی خود را فدا می‌کنند تا به عزت برسند»گفتیم تا آنجا که ما دیدیم، بسیاری از افراد تمام عزت خود را فدا می‌کنند تا به دارایی برسند.