روزنامه‌های تهران، دولت با اروپا بر سر چه مذاکره می‌کند؟

روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۱۴ اسفند در عنوان‌های بزرگ خود از نزدیک شدن سعید مرتضوی دادستان سابق تهران به حبس در زندان اوین خبر داده‌اند و پنجمین سال آتش‌سوزی مدرسه شین آباد و ۱۲ دختر که در آتش بودند.

موافقت ها و مخالفت ها درباره گفتگوهای ایران و فرانسه ( و دیگر کشورهای اروپایی) بر سر برجام، موشک ها و نفوذ منطقه ای ایران، برای کاستن از فشارهای دولت ترامپ موضوع چندین مقاله در این روزنامه هاست. که بخشی به شدت با گفتگوهای ایران و اروپا مخالفت کردند اما بیشتر روزنامه ها در مقالات خود چنین گفتگوهایی را لازم تشخیص داده اند.

حق نشر عکس Javan
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

وزیر خارجه فرانسه در راه

کیهان در گزارش اصلی خود نوشته: چندی پیش روزنامه انگلیسی گاردین در گزارشی نوشت: «فرانسه از گروه‌های مسلح [تروریست‌های تکفیری] در سوریه حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کند».

بر همین اساس این روزنامه تندرو افزوده: حال سؤالی که در افکار عمومی ایجاد می‌شود این است که فرانسه با کارنامه سیاه در منطقه و حمایت از گروه‌های تروریستی، آیا اصلا در جایگاهی هست که بخواهد درباره مسائل منطقه‌ای اظهارنظر کند و یا راهکاری ارائه دهد. فرانسه خود یکی از دلایل مشکلات موجود در منطقه است و پیش از آنکه بخواهد ژست یک مذاکره‌کننده در امور منطقه‌ای به خود بگیرد باید درباره حمایت و تجهیز گروهک‌های تروریستی پاسخگو باشد.

به نظر کیهان: پلیس بد مذاکرات هسته‌ای و حامی درجه یک منافقین و داعش در راه تهران است. همزمان مقامات فرانسوی و برخی مقامات ایرانی زمزمه مذاکرات منطقه‌ای و موشکی را مطرح کرده‌اند. اولین تجربه شکست خورده را می‌توان با تسامح به حساب‌اشتباه و بی‌تجربگی گذاشت. اما وقتی ریل حرکت به سمت تکرار یک تجربه ‌اشتباه است، دیگر نمی‌توان آن را فقط یک خطا و ساده‌لوحی دانست.

سفر موثر در سرنوشت برجام و منطقه

حسین موسویان در سرمقاله روزنامه ایران با اشاره به این که فرانسه اینک در گفت‌وگوهای خود با امریکا و ایران درمورد برجام و موضوعات منطقه‌ای و موشکی، نقش رهبری اتحادیه اروپا را ایفا می‌کند نوشته: آقای لودریان، وزیر خارجه فرانسه در سفر به تهران در مورد چهار شرط ترامپ برای تغییر برجام و موضوعات منطقه‌ای با مقامات ایران گفت‌وگو خواهد کرد. نتیجه گفت‌وگوهای او در تهران تأثیر مهمی بر تحولات در پیش‌رو خواهد داشت.

به نوشته این عضو پیشین هیات مذاکره گر هسته ای ایران:همزمان با سفر وزیر خارجه فرانسه به تهران، نتانیاهو به واشینگتن سفر می‌کند تا در اجلاس سالیانه کمیته روابط امریکا و اسرائیل موسوم به ایپک، سخنرانی کرده و با مقامات عالیرتبه امریکا گفت‌وگو کند.ه صدها شخصیت برجسته یهودی از سراسر جهان در طول یک هفته، در گفت‌وگو با کاخ سفید، وزارت خارجه، پنتاگون، کنگره، اندیشکده‌ها و رسانه سعی خواهند کرد واشنگتن را علیه ایران شخم بزنند.

سرمقاله ایران در نهایت پس از اشاره به مشکلاتی که بن سلمان مرد قدرتمند سعودی و ناتانیاهو نخست وزیر اسراییل در داخل کشورهایشان با آن دست به گریبانند توجه داده که این دو سیاستمدار ممکن است بخواهند با بحران آفرینی در مورد ایران، خود را در مواجهه با چالش‌های داخلی کشورشان در حاشیه امن قرار دهند.

نتیجه‌گیری مقاله این است که: اگر دست ماکرون از گفت‌وگوهای اروپا با ایران بویژه گفت‌وگوهای لودریان در تهران پر باشد، ممکن است بتواند کاخ سفید را در تصمیمات پیش رو تعدیل کند. لذا مناسب است تهران با توجه به این عوامل مهم، برای گفت‌وگوهای با لودریان در تهران، طرح و برنامه مناسب داشته باشد.

گفتگو همان مذاکره است

کیهان با تیتر بزرگ «وزیر خارجه فرانسه در راه ایران با کلاه برجام ۲» به شدت به سیاست های دولت فرانسه تاخته و هر نوع گفتگویی بین ایران و اروپا درباره برجام را نادرست خوانده و در سرمقاله خود نوشته: گفتگو همان مذاکره است و دولت نمی تواند بگوید مذاکره‌ای در کار نیست و ما به هیچ کشور دنیا اجازه نمی‌دهیم درمورد مسائل خارج از برجام وارد مذاکره با ایران شود. باید برای مخاطب ایرانی روشن کند که دقیقا در اروپا سرگرم چه کاری است؟

سعدالله زراعی معتقد است که آمریکا و اروپا یک موضع دارند و آنچه اروپا در پشت میز اتاق‌های دربسته به وزارت خارجه می‌گویند لزوم تن دادن ایران به آغاز مذاکرات منطقه‌ای خیلی جدی است. باید پذیرفت که فشار بر ایران بعد از اجرای کامل برجام از سوی ایران نه تنها استمرار می‌یابد بلکه بر حجم آن افزوده می‌شود و این درحالی است که سازشکاران داخلی وعده بهبود شرایط می‌دادند. از این رو می‌توان گفت اگر ایران در مباحث منطقه‌ای تکرار نسخه برجام یعنی تن دادن یک‌جانبه به تعهدات ویرانگر را بپذیرد و درواقع کاملا منطقه مسلمانان را تسلیم آمریکای متجاوز کند، که چنین روزی پیش نمی‌آید، باز هم به معنای پایان فشار غرب بر ایران نیست.

کیهان در نهایت نوشته: اگر وزارت خارجه نظری به واقعیت موجود در صحنه بیندازد درمی‌یابد که برخلاف تصویر تحقیرآمیزی که طرف اروپایی در اتاق‌های دربسته از ایران به مقامات ما نشان می‌دهد، ایران بسیار قدرتمند است و این درحالی است که طرف غربی که در این اتاق‌ها به مقامات وزارت خارجه ما بازوی برآمده نشان می‌دهد در موقعیت ضعیف قرار دارد. بنابراین می‌توان این بازی مسخره را به هم زده به آنان نشان داد که نه نیازی به شما داریم و نه اعتمادی که با شما به توافق برسیم.

فرصت طلایی گفتگو

حشمت الله فلاحت‌پیشه در سرمقاله آفتاب یزد نوشته: پسا برجام وزارت خارجه موظف است شرایط رابه گونه ای پیش ببرد که شأن سیاسی ودیپلماتیک ایران حفظ شود و تفاوت با کشورهای منطقه روشن شود. وقتی صحبت از شأن سیاسی و دیپلماتیک ایران می شود منظور این است که وقتی قدرتهای بزرگ جهانی و سازمان های شناخته شده بین المللی رودرروی ایران در میز مذاکره قرار گرفتند و این موضوع موجب حسادت جدی عربستان و اسرائیل شد. عصبانیت آنها از جایگاه ایران در مواجهه با قدرتهای جهانی سبب شد دست به اقدامات انتحاری برای ایران هراسی و جلوگیری از بهره مناسب ایران برای همکاری و گفتوگو در شرایط پسابرجام بزنند

این نماینده مجلس افزوده: ایران باید ماهیت ژله ای دیپلماسی را در نظر بگیرد نباید با زبانی خشگ گفته شود هیچ گفت و گویی انجام نمی شود. در صورتی که ایران خود را کنار بکشد فرصتی برای سعودی و اسراییل فراهم می شود تا علیه ایران توطئه کنند.حتی در شرایطی که فشار بر ایران افزایش یابد کشورهای دوست همچون عراق نیز از فرصت بهره می برند و مزیت اقتصادی بیشتری را از آن خود می کنند. ایران باید حوزه مذاکرات کلا ن را با حفظ برجام پیش ببرد و نقش فعالی در گفت و گوها داشته باشد.

سرمقاله آفتاب یزد به این جا رسیده که: مذاکره به معنی شکست نیست، مذاکره ای که نتیجه دلخواه نداشته باشد نشان از تضعیف است اما خود مذاکره نشان از قدرت است. نه گفتن در دیپلماسی رویه مناسبی نیست و باید از آن پرهیز شود. تازمان اعلام تصمیم ترامپ یک فرصت طلایی برای دیپلماتهای ایران است تا گفت و گوهایی سازنده را رقم بزنند. می توان در موضوعات مورد اختلا ف به نتیجه ای مناسب رسید چرا که درباره مسائل منطقه ای امنیت ایران و اروپا مشترک است. بنابراین ایران منطق لازم برای گفتوگو بر سر اختلافات را دارد.

حق نشر عکس Sharq
Image caption تیتر و عکس شرق

در آستانه زندان

شرق در گزارش اصلی خود نوشته: حکم جلب همان شتری است که بالاخره جلوی خانه سعيد مرتضوي هم خوابید. كسي که سال‌ها برای روزنامه‌نگاران و مسئولان رأی صادر می‌کرد، حالا باید خود را برای دو سال حبس در زندان اوین آماده کند.

بعد از اعلام این خبر توسط وکیل‌مدافع خانواده روح‌الامینی خبرنگار «شرق» برای اطلاعات بیشتر از چند و چون ماجرا با سعید مرتضوی تماس تلفنی گرفت اما گوشی او در دسترس نبود.

سجاد خداکرمی در گزارش اصلی بهار نوشته: روانـه شـدن سـعید نرتضـوى بـه زنـدان موضوعى است که بسیارى از مدت هـا قبـل در انتظـار آن بودنـد؛ از آن زمان که دادستان سابق تهران سیاهه اشـتباهات و عملکـرد ناصحیحـش در پرونده هاي متعـدد قضایى و بعد از آن در مسئولیت هاي قابل توجه در دولت دهم را تکمیـل می کـرد. این مهم اما با گذشـت زمان بسیار و پس از صدور حکم سبک دو سـال زندان در رابطه بـا پرونده کهریزك محقق شـد. او البته بـا پرونده هاي دیگرى نیز رو به روسـت امـا تنها در پرونده کهریزك که با حواشى بسیارى همراه بود، بسـیار تکاپو کرد که از زیر بار مسـئولیت فاجعه فرار کند.

.گزارشگر این روزنامه از میان واکنش های جالب درباره قطعی شدن حبس مرتضوی به نوشته احمد زیدآبادی روزنامه نـگار و فعـال سیاسـى تحول خواه در کانال تلگرام خود اشاره کرده که نوشت: »اینک که سـعید مرتضوى از اسب چموش قـدرت به زمین افتـاده و راه براى افشـاى رفتارهاى غریب او در مقام قاضى و دادستان سـابق پایتخت هموارشده است، شاید در این میانه، چندان شایسته نباشد که من نیز سنگى به سمت او پرتاب کنم. با این همه، نه از باب تحقیـر و تخفیف شـخصى او بلکه به منظور عبرت آمـوزى از روزگار…

زیدآبادی به گزارش بهار ابتدا به هفده مرداد ۷۹ اشاره کرده که وی را صبحگاهی در خانه دستگیر کردند و ساعتی دش شهر چرخاندند و سرانجام نزد مرتضوی بردند «از آنجا که مطالعاتى در زمینه معارف دینى داشتم و بخصوص با نهج البلاغه بسـیار آشنا بودم، با خود مى پنداشتم کـه با آن همه سـختگیرى امام على در بـاره شـرایط قاضـى در نظـام اسـلامى، مرتضوى حتى اگر یکهزارم آن شـرایط را هم داشـته باشد، لابد آدمى کم و بیش معقول وعادى اسـت و مى توان بـا او از در بحث و گفتوگـو درآمـد. در نخسـتین لحظـه رویارویى اما مرتضوى چنان رفتارى از خود نشـان داد کـه با خـود اندیشـیدم کـه آدمى با ایـن میزان از »شأنیت« را چه فرد یا افرادى و به چه قصد و غرضى در مقام قاضى نشانده اند؟

گزارش بهار با این نکته از قلم احمد زیدآبادی پایان می گیرد: با این حال، به نظـر من، سـهم اندکى از فجایـع دوران قضـاوت و دادسـتانى مرتضوى بـه گردن شـخص اوسـت چرا کـه وى بـراى کتمان خصایـص و ویژگى هـاى خود، پرده پوشـى اندکـى به خرج مى داد. مسـئول اصلى کارنامه مرتضوى در حقیقت کسـانى هستند که با وجود آشکارى ماهیت رفتارى اش، تا حد دادسـتان پایتخت نیز او را برکشـیدند.»

دین مظلوم و حکومت مظلومتر

حسين قديانی در مقاله‌ای در جوان نوشته: جايي همين اواخر خواندم كه منبعث از حرافي‌هاي رئيس‌جمهور سابق، مدعي شده بود طرف كه «سلطه فقه» و «حكومت ايدئولوژيك ديني» به پايان خود نزديك شده! شگفتا! جدي‌ترين منتقدان مواضع غلط جريان انحرافي، همان معتقدان به پويايي فقه هستند كه از قضا حكومت ديني را كاملاً هم كارآمد مي‌خوانند ليكن حكومت ديني و در اينجا «جمهوري اسلامي» به همان اندازه كه به «فقه» متكي است، به «رأي مردم» هم تكيه دارد و مردم؛ همان مردمي كه به رجايي رأي مي‌دهند، روزي هم مايل مي‌شوند به بني‌صدر.

به نظر نویسنده: با اين همه، موافق سرزنش مردم و نكوهش رأي مردم نيستم؛ دموكراسي را و در اينجا «مردم‌سالاري ديني» را نمي‌توان به شرط چاقو خواست! خوب يا بد و درست يا غلط، عزم مردم بر جابه‌جايي كابينه و رئيس آن استوار است و گرفتن قوه مجريه از فلاني‌ها و سپردنش دست بهماني‌ها! حتي با اين هم موافق نيستم كه چون مردم، به فرد مدنظر ما رأي ندادند، كوفي بخوانيم‌شان و بي‌معرفت بدانيم‌شان! خيلي نبايد قصه را پيچيده كرد؛ اقلا آنجا كه داريم رأي مردم را بررسي مي‌كنيم.

مقاله روزنامه نزدیک به سپاه به این جا رسیده که: چند نفر به تأييد شوراي نگهبان مي‌رسند و از ميان‌شان، آن‌كه بيشتر با اقبال مردم مواجه شد، رئيس قوه مجريه مي‌شود! دوم خرداد و سوم تير هم ندارد! جمهوري اسلامي و در اينجا يعني خميني و خامنه‌اي تنفيذ مي‌كنند رأي اكثريت را؛ خواه نامزد مسندنشين، رأي خودشان بوده باشد و خواه نه. نه براساس عملكرد غلط حسن روحاني مي‌توان مردم‌سالاري ديني را زير سؤال برد و نه بر اساس حرف غلط محمود احمدي‌نژاد مي‌توان فقه را!

حق نشر عکس Qanoon
Image caption کارتون احسان گنجی. قانون

ورزش قهرمانی، از اقتصاد بهتر

عباس عبدی در سرمقاله شهروند با اشاره به ظرفیت قابل توجه ایران در زمینه ورزش قهرمانی به طوری که مدال های جهانی و المپیک ایران نشان می دهد که هيچ‌یک از كشورهاي ديگر و حتي مجموع آنها به اندازه ايران صاحب مدال باارزش نشدند. نه فقط در حوزه مدال، بلكه در ورزش‌هاي ديگر مثل واليبال، فوتبال ساحلي، فوتسال و... دستاوردهاي ورزشي ايران بسيار خوب بوده و قابل مقايسه با بسياري از كشورها نيست.

به نوشته این جامعه شناس در فوتبال نيز با اندكي برنامه‌ريزي و ثبات مديريت مي‌توان گام‌هاي بزرگتري برداشت. اما چرا ايران در ورزش قهرماني پيشرفته‌تر از كشورهايي است كه آنها در ساير حوزه‌ها و به ‌طور مشخص اقتصاد به نسبت جلوتر از ما هستند؟ تركيه، اندونزي، مصر، هند و آفريقاي‌جنوبي نمونه‌هاي خوبي براي اثبات اين ادعا هستند.

سرمقاله شهروند احتمال داده مديريت ورزش تا حدي تحت نظارت استانداردهاي بين‌المللي است و از استانداردها و مديريت داخلي تبعيت نمي‌كند. بنابراین اگر در ساير حوزه‌ها نيز بتوان استانداردهاي مشابه را رعايت كرد، به احتمال فراوان موفقيت‌هاي بیشتری در آن حوزه‌ها نيز به دست می آید.

نویسنده با اشاره به این که موفقيت‌هاي ورزشي نوعي حس اعتماد‌به‌نفس ملي نيز ايجاد مي‌كند نوشته: بروز چالش با مقررات بين‌المللي در ورزش‌هاي حرفه‌اي و المپيكي نه به نفع جامعه ورزشي ايران است و از آن مهمتر به ضرر حس همبستگي و غرور ملي است. تصميمات در اين زمينه را نبايد به آينده‌اي احاله داد كه معلوم نيست با چه مشكلاتي مواجه خواهيم شد.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون جواد علیزاده. شهروند

حقیقت به شما دورتر است

محمدامین فرشادمهر در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: چند روز پیش اخبار تلویزیون پخش صحبت‌های معاون اول رئیس جمهوری را اینگونه آغاز کرد که آقای جهانگیری گفته دهه شصتی‌ها به‌هرجایی پا می‌گذارند مشکل ایجاد می‌کنند. اولاً که امروزه خوشبختانه مشکلات بی‌نیاز از پای ما شده‌اند و ما در خانه بست بنشینیم و بهشان پا ندهیم هم در صحت و سلامت کامل به‌سر می‌برند. ثانیاً این حرف را می‌شود به دو گونه برداشت کرد؛ اینکه آیا ما مشکل ایجاد می‌کنیم یا اینکه جمعیت بالای ما و نبود ظرفیت و امکانات مناسب و مسئولان کارآمد مشکل‌ساز هستند؟ به هرحال در هر دو گزینه هم ما مقصریم چون نباید با بی‌تدبیری کاری می‌کردیم که جمعیت مان زیاد شود.

طنزنویس افزوده: در مورد اینکه چرا از اول آنقدر جمعیت مان بالا بوده نیز اولاً دهه شصت برخلاف سایر دهه‌ها، سی چهل سالی طول کشید و طبیعتاً تعداد زاد و ولد بیشتری را به خود اختصاص داد. ثانیاً در آن دهه میل ما و هم نسل‌های نوزادمان (و حتی گاهی پدر و مادرها) به داشتن برادر و خواهر بشدت زیاد بود، تا جایی که کار به‌جایی رسیده بود که اختلاف سنی دو برادر یا خواهر پشت سر هم به چند ساعت می‌رسید.

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده: گذشته از تمامی این مسائل، آنچه آقای جهانگیری گفت، نقد سیاست‌های اشتباه جمعیتی و همچنین لزوم رسیدگی به متولدین دهه شصت و نیاز شغلی‌شان بود. اما نحوه شروع خبر تلویزیونی به‌گونه‌ای بود که انگار آقای جهانگیری مشکلات را از چشم ما دهه شصتی‌ها می‌بینند. یعنی کم مانده بود مجری در حال پاک کردن چند دسته ریحون و تره و جعفری بگوید: بیننده عزیز، بیننده عزیز، شنیدی اِسی چی ‌گفته؟ حالا غیبتشم می‌شه ولی فکر کنم مشکل از روحانیه!

موضوعات مرتبط