روزنامه‌های تهران، در آستانه بحران، خشونت‌ها به جای مصلحت مدنی

روزنامه های اول هفته تهران، شنبه ۱۹ اسفند از میان اخبار جهانی، تبادل پیام بین رهبران آمریکا و کره شمالی را با اهمیت دیده اند. نقد سیاست خارجی بی برنامه جمهوری اسلامی و تاکید روزنامه های تندرو به ایجاد خشونت در صورت توافق بین دولت های ایران و آمریکا از جمله مطالب این روزنامه هاست که در زمینه سیاست داخلی از ادامه مخالفت های شدید تندروها با دولت به عنوان نزدیک شدن به نقطه بحران و شکسته شدن کشتی کشور یاد شده است.

حق نشر عکس Sazandegi
Image caption تیتر و عکس صفحه اول سازندگی

دور يك ميز

شرق در گزارشی نوشته: شايد تا همين هفته گذشته نيز به ذهن کسي خطور نمي‌کرد که دونالد ترامپ و کيم جونگ اون، رهبران دو کشور ايالات متحده و کره‌شمالي، پاي ميز مذاکره بنشينند؛ اما به نظر اين مسئله از هر زماني به واقعيت نزديک‌تر شده است. اين مسئله تا حدي تعجب‌برانگيز است که مون جائه اين، رئيس‌جمهور کره‌جنوبي، نيز آن را شبيه يک معجزه دانسته است. تا‌کنون هيچ‌يک از رؤساي‌ جمهور آمريکا در دوران رياست‌جمهوري‌شان با رهبری از کره‌شمالي ديدار نکرده‌اند؛ بنابراين اين را بايد فصلي نو در روابط واشنگتن و پيونگ‌يانگ دانست.

گزارشگر این روزنامه با اشاره به این ترامپ برای این گفتگو هیچ نوع شرطی مطرح نکرده نوشته: نشانه‌هاي نرمش دو طرف از مدتي پيش آشکار شده بود. ابتدا در سخنان رکس تيلرسون، وزير خارجه آمريکا که از آمادگي کشورش براي گفت‌وگو خبر داده بود و در ادامه نيز با دست‌کشيدن پيونگ‌يانگ از آزمايش‌هاي موشکي و همچنين ارسال يک هيئت بلندپايه به کره‌جنوبي به بهانه المپيک زمستاني.

شرق خبر داده: نماينده کره‌شمالي در سازمان ملل نيز با انتشار بيانيه‌اي، تصميم شجاعانه آقاي کيم را ضامن حفظ صلح و ثبات در شبه‌جزيره کره و منطقه شرق آسيا توصيف کرده است. هرچند هنوز مکان ديدار ترامپ و کيم تعيين نشده؛ اما از منطقه غيرنظامي در مرز دو کره و پکن به‌عنوان گزينه‌هاي احتمالي ياد مي‌شود.

گزارش دیدار محرمانه ترامپ و جونگ اون!

پوریا عالمی در ستون طنز شرق از قول دونالد ترامپ نوشته: خیلی خوشحالم که از نزدیک من رو می‌بینی! و کیم جواب می دهد: کیم: من هم از اینکه به‌هرحال تونستی بی‌نقص‌ترین بشر روی زمین را با چشم‌های خودت ببینی برات خیلی خوشحالم. و دونالد جواب می دهد : ببینم این چیه روش نشستی؟ و جواب کیم: این بمب اتمه. بزنی زمین هوا میره.

در ادامه طنز شرق نقل شده: دونالدمی گوید: کیم... تو باید بمب اتمت را بدی من ببرم. من خودم یه آرشیو از بمب دارم. مال تو رو هم می‌خوام. کیم جواب می دهد: آخه این یادگار بابامه. گفت پسرم با این بمب بزن دهان کشورهای همسایه و باقی جهان را مسواک کن، چراکه مسواک دهان به نفع کشورهاست.

دونالد: کیم... کیم... ولی تو باید منطقی باشی پسر. وقتی این‌‌طوری میگی، دیگران حساس میشن. تو باید یه طوری بگی که انگار داری به‌خاطر خودشون اونهارو بمبارون می‌کنی.

و بالاخره ستون طنز شرق به این جا رسیده که کیم می گوید: چطوره یه روز تو هم بمب‌هات رو بیاری بریم بازی. و دونالد پاسخ می دهد: باحاله. کجا بازی کنیم؟ (کیم: همین کره‌جنوبی چطوره؟) کیم... کیم... چه کاریه پسر... بیا بریم خاورمیانه... ما همه واسه بازی میریم خاورمیانه... اونجا خیلی باحاله... انگلیسی‌شون هم خوب نیست و هرچی دادوهوار راه میندازن کشورهای اروپایی و سازمان ملل فکر می‌کنند دارند موسیقی نواحی و اقوام اجرا می‌کنند.

پروژه ایران کوچک

کیهان با اشاره به گزارش ها و گمانه زنی هایی که این روزها درباره مذاکرات ایران و اروپا در جهان رسانه ای می چرخد در یادداشت روز خود پرسیده: مذاکره ایران و اروپا دقیقا پیرامون چیست و با چه دستور کاری همراه است؟ مهندسی مذاکرات دو طرف در دست چه کسانی است و به تعبیری پشت صحنه و کارگردانی مذاکرات را چه کسانی در دست دارند؟ انتخاب زمان مذاکرات به عهده چه کسی بوده است ایران یا طرف مقابل؟ مقصد آمریکا و اروپا در مذاکرات با ایران کجاست یعنی دقیقا برای دستیابی به چه هدفی مذاکره می‌کنند؟ مقصد طرف ایرانی و هدف خاص آن در این مذاکرات چیست؟ و نگاه غرب به ایران در حین مذاکرات منطقه‌ای چیست؟

به نوشته سعدالله زراعی در این یادداشت آنچه بین ایران و طرف اروپایی جریان دارد، درواقع مذاکره ایران با طرف آمریکایی است چراکه کشورهای اروپایی در منطقه ما نفوذ و سیطره آنچنانی ندارند و به سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان ماموریت داده‌اند تا از جانب آنان، خواسته‌های منطقه‌ای آمریکا را از طرف ایرانی مطالبه کنند.

این روزنامه تندرو پس از آن که مذاکره را نوعی تسلیم پذیری قلمداد کرده نوشته:روند تسلیم‌پذیری در برابر غرب- برخلاف آنچه تصور می‌شود- به هیچ وجه مسالمت‌آمیز نخواهد بود. این به خصوص درباره ایرانی که با انقلاب اسلامی‌اش خشم عمیق غرب و رژیم‌های کینه‌توز منطقه‌ای را سبب شده، تأمل برانگیزتر است. تسلیم در برابر آمریکا و اروپا حتماً جنگی سنگین در پی خواهد داشت، جنگی که هر منطقه ایران را به بخشی در حال درگیر می شود و این خوابی است که آمریکا و اروپا برای ایران دیده‌اند

تیشه به ریشه

علی خرم در مقاله ای در شرق با تاکید بر این که در چهل سال گذشته کشور پیشرفت هایی داشته نوشته تا زمانی که برای اقتصاد و سیاست خارجی راهبرد ‌اجماع‌پذیری مانند سند چشم‌انداز وجود نداشته باشد و تا زمانی‌که سند ملی پشت سند ملی تنظیم شود و کنار گذاشته شود، پیشرفت‌ها نیز در جایگاه خود معنا پیدا نمی‌کنند.

خصومت با آمریکا که با آمدن دونالد ترامپ، دلایل بیشتری به دست آورده و اختلافات ایدئولوژیک و مبنایی با اسرائیل پررنگ است، اعراب به رهبری عربستان به سمت نوعی دشمنی تاریخی در حرکت‌اند. برخی نیز از دست‌خالی‌برگشتن بوریس جانسون، وزیر امور خارجه بریتانیا، از ایران خشنودند و لودریان، وزیر خارجه فرانسه را با دست‌خالی بدرقه کرده‌اند. پس در صحنه سیاست خارجی باید با کدام کشورها وارد تعامل شد؟

نویسنده توصیف کرده که: چین برای ایران در صحنه سیاسی، اقتصادی و سرمایه‌گذاری به‌اصطلاح تره هم خرد نمی‌کند و فقط با تزریق کالاهای دست‌پایین خود با کره‌جنوبی و هند در اشغال بازار مصرفی ایران رقابت می‌کند. هر ‌اندازه ایران به سمت روسیه‌ گرایش سیاسی پیدا می‌کند، چین از ایران دور می‌شود. علایق ایران با روسیه فقط به حوزه سیاست و امنیت در سوریه منتهی می‌شود و علائمی در سایر حوزه‌ها مانند حق‌و‌حقوق در دریای خزر، اقتصاد، علم، تجارت و بقیه موارد مشاهده نمی‌شود.

در آرزوی گذشته

نصرت الله تاجیک در مقاله ای در اعتماد نوشته: در سفر محمد بن سلمان به انگليس نيز نقل قول‌هايي از ترزا مي‌، نخست وزير اين كشور منتشر شد مبني بر اينكه انتقادهايي را نسبت به مسائل يمن مطرح كرده است. بنابراين در حال حاضر سعودي‌ها در يمن درمانده شده‌اند و راه‌حل اين است كه از طريق محافل سياسي و كار با اروپا و فشار آنها روي سعودي‌ها اين مسائل را از طريق سياسي حل كنند.

به نوشته این دیپلمات پیشین: هرچند كه به نظر مي‌رسد اين فشارها از سمت اروپا روي عربستان وجود دارد چرا كه افكار عمومي جريحه‌دار شده است و دولت‌هاي غربي مي‌خواهند به نحوي موضوع را حل كنند ولي در مجموع همان‌گونه كه آمريكايي‌ها نسبت به ايران مطرح مي‌كنند كه نمي‌خواهند بپذيرند كه پايان داعش دستاورد ايران بوده است، عربستاني‌ها نيز نمي‌خواهند صحنه يمن تبديل به دستاوردي براي ايران شود از همين رو بهتر است به سمت الگويي رفت كه تمامي طرفين درگير در يمن به اهداف خود دست پيدا كنند.

مقاله اعتماد به این جا رسیده که: از طرفي در سفر محمد بن سلمان خبرهايي از عادي‌سازي روابط با اسراييل به گوش رسيد كه اين موضوع مي‌تواند برخي معادلات را تغيير دهد. واقعيت آن است كه معادلات در منطقه تغيير يافته و شرايط قابل پيش بيني نيست. سعودي‌ها اكنون به نحوي متفاوت در سياست خارجي خود عمل مي‌كنند و به نوعي پس از تحولات سال ٢٠١١ كه قصد داشتند بهار عربي را از سر بگذرانند، مداخلات خود را در كشورهاي مختلف از جمله سوريه آغاز كردند و هرچند شكست خوردند اما معادلات خاورميانه را تغيير دادند و اگر روزي روابط رسمي ميان رژيم اسراييل و سعودي‌ها برقرار شود خيلي نبايد تعجب كرد.

حق نشر عکس Sharq
Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

با اميد بازي مي‌کنند

شرق در شروع مصاحبه خبرنگار خود با محمدجواد ظریف کسی که چهارسال است وزارت خارجه را به عهده دارد نوشته: حالا ديگر مقابل محمدجواد ظريف كه بنشيني نمي‌تواني از محبوبيتش بگويي يا از مقايسه‌اش با آدم‌هاي مهم تاريخ، چه آنکه آن تب تند جامعه ايراني ديگر فروکش کرده است. حالا ديگر جواد ظريف، وزير خارجه‌اي است در پيچ تندی از تاريخ؛ پيچي که مي‌تواند همه تلاش ١٨ ماه مذاکره‌اش را بر باد بدهد يا کج‌دار‌و‌مريز نگهش دارد.

شرق افزوده: از برجام سخن مي‌گويم؛ توافقي که حالا به‌دست تندروهاي ضدايراني در آمريكا افتاده است؛ همان توافقي که به‌دست دموکرات‌هاي دنبال مصالحه آمريكايي و نمايندگان ايران و پنج کشور ديگر نوشته شد. هفته گذشته فرصت کوتاهي دست داد تا گفت‌وگوي سالانه‌مان با محمدجواد ظريف را انجام دهيم؛ ديپلماتي که مي‌داند مخاطب سخنانش را نمي‌تواند انتخاب کند پس مراقب حرف‌هايش هست؛ حرف‌هايي که مي‌تواند از سوی طرف مقابل بهانه‌اي جديد شود. از‌همين‌رو نمي‌توان خيلي انتظار سخنان متفاوتي داشت.

وزیر خارجه در اول مصاحبه به خبرنگار شرق که از گفتگوهای ایران و اروپا می پرسد گفت:‌‌‌‌‌‌‌ با اروپايي‌ها حدود ۳۰ سال است که گفت‌وگو مي‌کنيم. در سال‌هاي اول، اسمش گفت‌وگوهاي انتقادي بود و بعد از آن گفت‌وگوهاي جامع انجام شد. سپس متوقف شد. بعد از دستيابي به برجام اسم گفت‌وگوهاي ايران و اروپا،‌ گفت‌وگوهاي «سطح بالا» نام گرفت. در اين گفت‌وگوها ما همه موضوعات را مطرح مي‌کرديم؛ در دهه ٧٠ شمسي مسائل تسليحاتي، يعني بحث خلع‌سلاح جهاني و حتي بحث‌هاي هسته‌اي و موضوع حقوق بشر در اين‌ گفت‌وگوها مطرح مي‌شد.

ظریف تاکید کرده که به جز بحث‌هاي منطقه‌اي ، مسایل بين‌المللي مثل هسته‌اي، حقوق‌ بشر، شيميايي، بيولوژيک، تسليحات و تروريسم و در بحث‌هاي جديدتر مسائلي نظير افراطي‌گرايي هم در مذاکرات بود و جمهوري اسلامي تلاش مي‌کرد از اين گفت‌وگوها به عنوان يک روش استفاده کند براي اينکه اروپا را متقاعد کند تا نقش سازنده‌تري در منطقه ايفا کند.

وفاق ملي و خروج از تنگناها

محمد كاظمي در مقاله ای در اعتماد با اشاره به خصومت های جناحی در صحنه سیاسی ایران پرسیده:: غير از فشارهاي خارجي، از درون نيز با چالش‌هاي بزرگي دست در گريبانيم. دولت با كمبود شديد منابع روبه‌رو است و صندوق‌هاي بازنشستگي با كسري بودجه مواجه شده‌اند، حقوق كارگران در برخي شركت‌هاي دولتي و غيردولتي بعضا ماه‌هاست كه پرداخت نشده و شاهد تجمعات اعتراضي آنها در گوشه و كنار كشور هستيم، بدهي دولت به پيمانكاران و سازمان تامين اجتماعي و كسري بودجه طرح سلامت در كنار وضعيت آب كه هر روز بدتر مي‌شود، و همه وضعيت خاصي را براي كشور به وجود آورده است.

به نظر نویسنده مقاله: در چنين شرايطي عقل سليم حكم مي‌كند كه به جاي تفرقه و ايجاد تشتت به وفاق ملي بينديشيم. بايد از اشتباهات گذشته درس بگيريم و تكرار آنها را به مثابه گزيده شدن دوباره از يك سوراخ است. اصلاح‌طلبان همواره بر تفاهم و گفت‌وگوي ملي براي كم كردن فاصله‌ها و ايجاد انسجام جهت مقابله با بحران‌ها و خصوصا فشارهاي رو به تزايد خارجي تاكيد كرده اند و در ديدار اخير گروهي از نمايندگان مجلس با رييس دولت اصلاحات، وي به درستي بر اين موارد تاكيد كرد و روشن ساخت كه اهتمام اصلي بايد متوجه نجات كشور باشد.

اعتماد معتقد است: بلوغ سياسي حكم مي‌كند كه در شرايطي تا به اين حد سخت و پيچيده، با مساله سازی مدام، بيگانگان را اميدوار به اختلافات داخلي نکینم . اگر اصل انقلاب و كشور و مردم باشند مي‌شود از بسياري خطاها و سهل‌انگاري‌ها عبور كرد و فضاي جامعه را ملتهب نساخت. به تعبير رياست جمهور اگر كشتي انقلاب غرق شود همه غرق مي‌شويم .

به فکر نجات ملی

محمدعلی وکیلی در سرمقاله ابتکار نوشته نبود جغرافیایی برای گفت‌وگو، این روزها مسئله‌ای مهم برای جامعه ایرانی شده است. غیبت این جغرافیا روزبه‌روز این شکاف را عمیق‌تر می‌کند. این روزها در سایه‌ این غیبتِ دردناک، مفاهمه به امتناع رسیده است. گروه‌های سیاسی، نسل‌های اجتماعی و ... از بُن، زبان یکدیگر را نمی‌فهمند. از اساس گفت‌وگو شکل نمی‌گیرد. در پرتو گفت‌ وگو می‌توان چشم‌اندازی از شکل‌گیری این جغرافیای مشترک ترسیم کرد. امروز چندان این گفت‌وگو به تعویق افتاده است که در مرز فروپاشی اجتماعی ایستاده‌ایم. بحران اعتماد همه نهادهای اجتماعی (رسمی و غیررسمی) ما را دربر گرفته. از همین رو نیازمند «نجات ملی» هستیم.

این نماینده مجلس با تاکید بر این که کشور به آستانه‌ بحران رسیده‌ نوشته: به همین سبب نیازمندِ نجات‌ِ عاجلِ ملی هستیم. ما به مرزی رسیده‌ایم که برای ادامه حیات مجبوریم ملی بیندیشیم. باید گفت‌وگو کرد تا نسخه‌های اصیلِ گفتمان ملی را از نسخه‌های جعلیِ آن بازشناسیم.

سرمقاله ابتکار در نهایت به این جا رسیده: مبارزه با رانت و فساد، الگوهای توسعه و صیانت از سرمایه‌های ملی در سایه همین عدمِ گفت‌گوی ملی و غیبتِ توافقِ ملی، دچار سوتفاهم شده‌اند و فراتر از آن حتی رویِ آزادی، عدالت و عقلانیت را نیز غبارِ ابهام گرفته است. این سوء برداشت و ابهام، کشور را هر روز از جامعه آرمانی دورتر می‌کند. امروز نیازمند فکر و عمل ملی برای نجات ملی هستیم.

ایران سوریه می شود یا نه؟

مهرداد احمدی شیخانی در مقاله ای در شهروند نوشته: هر موقع هشدار و توجهی نسبت به سوریه‌ای شدن وضعیت کشور از طرف برخی از فعالین داده می‌شود، عده ای ابراز عقیده می کنند که شرایط ایران به هیچ وجه چنین امکانی را فراهم نمی‌کند. لیبی، سوریه، یمن، عراق یا افغانستان، سیاست خارجی شان به دخالت مرگبار آمریکا، غرب و متحدین منطقه‌ای‌اش منجر شد. آیا این کشورها در این مدت تغییر هویت داده‌اند و یا حتی منتقد آن دخالت‌های مرگبارشان شده‌اند؟ یا آیا آمریکا نسبت به گذشته به نگاه تلطیف شده‌ای به خاورمیانه رسیده است

این مقاله سپس به شرایط داخلی اشاره کرده و از جمله نوشته در یک هفته ای دی ماه که اعتراض هایی بیان می شد آنچه به سرعت شاهد بودیم و در بیشتر تصاویر منتشر شده در فضای مجازی دیده شد، سرعت تحویل مسالمت به خشونت در آن اعتراضات بود. گمان نمی‌کنم هیچ کس منکر آن باشد که آن اعتراضات بعد از گذشت حداکثر سه روز، دیگر صورت مسالمت‌آمیز نداشت و تصاویر و فیلم‌های آتش زدن و شکستن، وجه غالب تصاویر منتشر شده بود.

شهروند در نهایت تاکید کرده: اینکه دلیل خشن شدن اعتراضات چه بود یک وجه است، اما اینکه در کوتاهترین مدت، یک اعتراض یک هفته‌ای، دیگر ماهیت مسالمت‌آمیز نداشت، وجه دیگر ماجراست. همین تحول سریع مسالمت به خشونت در اعتراضات، با هر دلیلی که برای آن بیاوریم، حکایت از آن دارد که بخشی از جامعه، به شدت مستعد گذر از مسالمت به خشونت است.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون ثنا حسین پور، شهروند

روسياهي در جمع دل‌سياهان

غلامرضا طريقي در مقاله ای در شرق نوشته: كم‌كم دارد سروكله «حاجي‌فيروز»‌‌ها در چهارراه‌هاي تهران پيدا مي‌شود. تاكسي كه پشت چراغ قرمز مي‌ايستد. مردي روسياه به شيشه‌هاي ماشين نزديك مي‌شود تا اندوه سايه گسترده در شهر را چند ثانيه بپالايد. مردي كه در هواي سربي تهران دايره زنگي‌اش را تكان مي‌دهد تا نفس دل‌هاي زنگ زده عابران را بزدايد. تا چراغ از ثانيه نود به صفر برسد و سبز شود يك دقيقه و نيم فرصت دارم كه تماشايش كنم.

به نوشته این روزنامه نگار: حاجي‌فيروزها قابل احترامند. بسيار قابل احترام‌تر از اغلب ما. كسي كه رويش را با دست‌هاي خودش سياه مي‌كند تا پيش خانواده‌اش در شب عيد روسفيد باشد بسيار باارزش‌تر از من و مايي است كه با هزار ترفند داريم خودمان را روسفيد نشان مي‌دهيم. خدا مي‌داند اگر پرده از روي بسياري از ما كه پشت فرمان ماشين‌هاي لوكس‌مان شيشه را بالا مي‌آوريم تا صداي حاجي‌فيروز اذيت‌مان نكند مي‌افتاد چقدرمان روسياه‌تر از او مي‌شديم. روسياهي به وجود آمده از واكس را با آب و صابوني مي‌توان شست اما روسياهي ما را نه.

مقاله شرق به این جا رسیده: در آيينه ماشين بخش كوچكي از او هنوز دارد بالا و پايين مي‌پرد تا دستي را وادار كند به وارد شدن به جيبي. بي‌پولي از سرطان بدتر است. اين را كسي مي‌فهمد و درك مي‌كند كه روزگار به فلاخن حوادث حواله‌اش كرده باشد. بي‌پولي هزار درد در پي دارد كه يكي از آنها شرمندگي پيش زن و بچه است. دردي كه در همين بيت «حاجي‌فيروزه سالي يه‌روزه» نهفته است به مراتب بيشتر از دردي است كه در ديوان‌هاي بزرگ شعر فارسي وجود دارد؛ دردي كه در گلوي خواننده‌اش نهفته است نه در انگشت نويسنده‌اش.

حق نشر عکس Shahrvand
Image caption کارتون نازنین جمشیدی. شهروند

بازجویی از کودک رقصنده

محمدرضا ستوده در ستون طنز جهان صنعت گفتگویی به طنز با بازجوی یکی از دخترکانی انجام داده که از جمله رقصندگان هفته گذشته در سالنی بود که شهردار تهران هم در آن حضور داشت.

بازجو: نام؟

دختربچه: پریسا

بازجو: شهرت؟

دختربچه: پری جنگ نرم!

بازجو: سن؟

دختربچه: هفت سال و نیم

بازجو: از کجا رقص ترکی رو یاد گرفتی؟

دختربچه: پایگاه نظامی مارگارت تاچر در ولایت قُندوز افغانستان

بازجو: این برنامه رقص از کی طراحی شده بود؟

دختربچه: از آگوست۲۰۱۰

طنزنویس از قول بازجو نوشته: کامل توضیح بده

دختربچه: برای برنامه‌ای که توی برج میلاد برگزار شد حدود ۱۰ سال برنامه‌ریزی شده بود. ما چندتا دختر به خاطر همین برنامه متولد شدیم. از همون دوران جنینی روی ما کار می‌شد. مادران‌مون به سبک فراماسونرها غذا می‌خوردن تا ما از همون جنینی آداب فراماسون رو یاد بگیریم‌ اما چون هدف دولت انگلستان اجرای رقص ترکی در برج میلاد بود، از لحظه به دنیا اومدن‌مون به دستور تونی بلر توی گوش‌مون هدفون گذاشتن و آهنگ «پنجره دَن داش گلیر آی بری باخ بری باخ» رو پخش کردن.

ستون طنز جهان صنعت به این جا رسیده که بازجو می پرسد: از کی وارد کشور شدی و دختربچه پاسخ داده: همون روز مراسم. از طریق رابطه‌مون توی شهرداری تهران در پوشش دختران معصوم ایرانی وارد کشور شدیم. مراسم ساعت پنج شروع می‌شد. ما ساعت دوازده از فرودگاه کابل پرواز کردیم و ساعت چهار رسیدیم برج میلاد.

بازجو: رابطتون توی شهرداری کی بود؟

دختربچه: مشاور امور بانوان شهردار تهران. ایشون هم یه فراماسونر اومانیسته که به ماکیاول و اکسپرسیونیسم هم خیلی علاقه داره

موضوعات مرتبط