هنر و فرهنگ در هفته: عکاسان در بند، لغو نمایشگاه و مرگ گورخرها

هفته حافظ بود و هفته دستگیری عکاسان شیراز، لغو نمایشگاهی که خاطره مصدق و داریوش فروهر و سنگ قبر شهدای ۳۰ تیر را زنده می داشت. اما نماد هفته می توانست خبر و خاطره تلخ تلف شدن گورخرانی باشد که قرار بود آزاد شوند و نرسیده تلف شدند. شاید هم نمایش بینوایان مجلل، تصویر اصلی شهر است.

یک روز ابقا و ...الغا

حق نشر عکس MB
Image caption پوستر نمایشگاه ابقا و الغا

هفته پیش که با انتشار پوستری فروتن و اطلاع رسان و یکرنگ اعلام شد نمایشگاه ابقا و الغا ساعت چهار بعد از ظهر ۲۰ مهر افتتاح می شود تا هفتم آبان خواهد بود. به سرپرستی ماهور توسی و آیدین باقری با آثاری از سوفیا آذرهوشنگ، نگین احتسابیان، آیدبن باقری و حمیدرضا علی ثانی، پویان باقرزاده و هاله خلدی، نیلوفر تقی پور، متین توفیقی، فروغ خسروی یگانه، زروان روح بخشان، رضا سعیدی و سارا سالاری، نجف شکری، نسترن صفایی، فرزانه قدیانلو، فرهاد کاوزن، باربد گلشیری، آشنا مصطفوی، محمود محرومی، مهرداد میرزایی، بهزاد هاتفی،

در خیابان آزادی، اسکندری شمالی بن بست فرهاد پلاک چهار .

موسسه فرهنگی هنری خوانش و پروژه های مکث برگزار کننده این نمایشگاه بودند. نمایشگاه در موعد مقرر باز شد. باربد گلشیری که علاوه بر کارهایش با عنوان شهید راه وطن که تصویری از زنده یاد داریوش فروهر نشان می داد کیست مخاطب این عنوان، خود دم در نمایشگاه نشسته و کتاب بساط کرده بود با سی در صد تخفیف.

پنجشنبه بود که باربد گلشیری در تویتر خود نوشت: "جمعه در نمایشگاه «ابقا و الغا» بایگانی مزار و لوح یادبود شهدای #۳۰تیر و نیز تاریخ #یادمان دکتر #مصدق را نشان خواهم داد. تلاش‌هامان نیز ثمر داد: همیار مکانیک کوشا برای #معلولان رمپ خواهد ساخت. فرهنگ حق همه‌ است."

جمعه بود که باربد گلشیری در تویتر خود خبر داد: "دوستان، در اصلی ساختمان نیز باز شد. نشانی: خیابان آزادی، بین اسکندری شمالی و مترو توحید، فروشگاه بزرگ پارس. دسترسی #معلولان از همین ورودی میسر است."

ساختمانی که از زمان انقلاب با تابلو فروشگاه پارس بسته و متروک بود و از پشت میله هایش دیده می شد که معمولا پیرمردی روی یک صندلی نشسته و آسمان را می نگرد، و تنها بندی با رخت های پهن شده نشان از زندگی داشت، برای اهالی اسکندری و کسانی که به سمت مترو توحید می روند آشنا بود. و حالا که معلوم شد محل نمایشگاه کجاست، نشانی دقیق تر شد.

اولین گزارش را الهه خسروی در توییتر خود نوشته وقتی از نمایشگاه بیرون آمده بود. همه کارها منحصر به فرد بودند هم خود فروشگاه، فضا و معماری‌اش دیدن داره. به تماشای عکس‌هایی برید که توی هارد کامپیوتر ویروسی شدند، آه مادران زندانیان که در بلوک‌های سیمانی حبس شدند، سردخانه‌ای که درش شمایل گوشت‌های مثله شده آویزان شده‌اند و....در نهایت مصدق، یادمانش و روایت مطبوعاتی اتفاقات مربوط به ۲۸ امرداد و سی تیر و البته کاغذهای کالک که نقش سنگ قبر شهدای سی تیر روشون ثبت شده.

اما فردا صبحش همین روزنامه نگار نوشته: نمایشگاه ابغا و القا فقط یک روز دوام آورد. مصدق خار چشم آدم‌هایی‌ست که خودشان را به خواب زده‌اند. در ساعات پایانی نمایشگاه مالک فروشگاه پارس با توهین به هنرمندان خواستار حذف تصویر زنده‌یاد فروهر از مجموعه کار باربد گلشیری شده و با مقاومت باربد کار به خشونت کشیده شد.

قصه کوتاه دردناک با یک سطر نوشته باربد گلشیری تمام شد: سپاسگزارم از همراهی همکارانم، هنرمندان و سرپرستان نمایشگاه «ابقا و الغا» و موسسه خوانش که پس از سانسور کار من کل نمایشگاه را لغو کردند و به سانسور نه گفتند. مدیون تلاش‌ها و همراهی آنان‌ام.

حق نشر عکس MB
Image caption نمایشگاه ابقا و الغا/ باربد گلشیری

مجازات "تعدادی" عکاس

صد و سی سال پیش اعتماد السلطنه در روزنامه خود خبر داده که به قبله عالم رسانده اند که فرزند ارشدشان در اصفهان به دنبال گرانی نان تهدید کرده صنف خباز را شلاق میزند، حتی صحبت از به طناب انداختن شده، از قرار برخی شاطرها را هم شلاق زدند. ضبط نیست که آیا قبل از ظل السلطان هم مجازات صنفی رایج بوده است یا از همان زمان باب شد.

هفته پیش خبرگزاری از قول یکی از مقام‌های قضایی شیراز نوشته «تعدادی» از عکاسان شیراز دستگیر شده اند و ایرنا خبر را کامل کرد و نوشت: صفحات اینستاگرام این افراد به دلیل تشویق مردم به فساد و فحشا مسدود شد.

پیش از این نیز خبر از همکاری پلیس و سپاه در برخورد با عکاسان‌‌، مدل‌ها و برخی دیگر از کاربران اینستاگرام منتشر شده بود گرچه این بار دادستان شیراز گفته "دستگاه‌های امنیتی" عکاسان شیرازی را بازداشت کرده‌اند.

اطلاعات اضافی دال بر این است که مطابق قانون جرایم رایانه‌ای، انتشار عکس‌های "مستهجن" با "حبس از ۹۱ روز تا دو سال یا جزای نقدی از ۵ تا ۴۰ میلیون ریال" مجازات می‌شود. در همین قانون محصولات اینترنتی "مستهجن" به عنوان صوت، تصویر یا متنی تعریف شده که بیانگر برهنگی کامل زن یا مرد یا اندام تناسلی یا آمیزش و عمل جنسی انسان باشد که تولیدکنندگان چنین تصاویری ممکن است با مجازات اعدام روبرو شوند.

هنوز آشکار نیست "تعدادی از عکاسان شیراز" که هنوز در زندانند چطور قوانین اینستاگرام را دور زده اند که انتشار تصاویر برهنه را ممنوع می‌داند.

یک کاربر خوش ذوق شیرازی نوشته بود گمان می رود "تعدادی از عکاسان" عکسی از آنجلینا جولی را منتشر کرده و این بیت حافظ شیراز را هم آورده اند: لبش می‌بوسم و در می کشم می/ به آب زندگانی برده ام پی.

حق نشر عکس MB
Image caption روزنامه قانون

چهار ستاره

روزنامه قانون با این عنوان خبر داده که یک جشنواره مردم نهاد با نام هنر برای صلح در بزرگداشت چهار هنرمند پیشکسوت مدالی عالی به آنان اختصاص داده است ه. ا. سایه شاعر نامدار، حسین محجوبی نقاش پیشکسوت، بهرام بیضایی سینماگر علیقدر و کامبیز درم بخش. برگزیدگان امسال این جشنواره بودند که در سال های گذشته فاطمه معتمدآریا، شهرام ناظری، علیرضا مشایخی و هوشنگ کامکار نیز این عنوان را دریافت کرده اند.

به نوشته روزنامه قانون شاید یکی از عجیب ترین نام ها در این میان نام محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران بود که موفق شد این جایزه را پس از امضای قرارداد برجام، از آن خود کند. مدال های هوشنگ ابتهاج (سایه) و بهرام بیضایی را به دلیل آن که در ایران نبودند فریدون فرنود دبیر جشنواره و تینا پاکروان کارگردان فیلم دریافت کردند.

جشنواره هنر برای صلح امسال ششمین جشنواره را برگزار کرده است.

گورخرها، در راه آزادی جان دادند

یک شاهد دیگر برای این که دولت مجری خوبی نیست. گورخرهایی از نمونه کمیاب که قرار بود نسل در حال انقراض را زنده نگاه دارند، سوار بر وانتی کردند تا آن ها را به کویر برساند و آنجا رهایشان کند.

اما به نوشته زهرا کشوری که گزارشی کاملی در این باره در روزنامه ایران نوشته ششصد کیلومتر را راننده محیط زیست استان سمنان با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت رفت تا در نهایت پنج گورخر آسیایی جان خود را از دست بدهند. فیلم و عکس‌ها نشان از خونریزی شدید و قلوه‌کن شدن بخش‌هایی از بدن گورخری دارد که جان سالم از این ماجرا به در برد. انگار که زخم بستر گرفته باشد. خون گورخرها دیواره جعبه حمل را قرمز کرده است.

یکی از کارشناسان محیط زیست کشور علت آن را تکان‌های شدید در دست‌اندازهای خاکی و پاره و کنده شدن پوست حیوان‌ها می‌داند. کارشناسان منتقد در گفت‌و‌گو با "ایران" استفاده از داروی بیهوشی تاریخ گذشته برای گورخر ها، تزریق داروی ترکیبی به ۵ گورخر دیگر و همچنین سرعت بالا را دلایل مرگ این گورها و زخمی شدن بازماندگان می‌دانند.

"عباس دامنگیر»"مدیرکل حفاظت محیط زیست سمنان در گفت‌و‌گو با "ایران" با رد این دلایل می‌گوید: "ما داروهای بیهوشی را از یک پزشک معتمد ایرانی گرفته‌ایم." راننده خودرو گورخرها در نامه‌ای به حراست محیط زیست سمنان از دستور مدیرکل استان برای انتقال سریع گورها به کویر مرکزی می‌نویسد و آن را دلیل سرعت بالای خود اعلام می‌کند اما "دامنگیر" می‌گوید: "من هیچ دستوری برای رساندن سریع گورها به مبدأ نداده‌ام."

خبر سرعت ۸۰ کیلومتری ماشین حمل گورها را یکی از سربازان سر خدمت در منطقه سمنان هم در پستی در اینستاگرام خود اعلام داشت گرچه بعد از مدتی آن پست را حذف کرد. این سرباز در صفحه خود نوشت فوم ضربه‌گیر هم برای جعبه‌ها استفاده نکرده بودند. در عکس‌های رسیده به «ایران» هم خبری از فوم و تشک‌های ضربه‌گیر وجود ندارد. کارشناسان منتقد صرف کامل اعتبار موجود را دلیل ساخت جعبه‌های غیراستاندارد حمل گورها اعلام می‌کنند.

در این میان خبر رسیده که در دولت دوم احمدی‌نژاد هم پروژه تکثیر گورخر ایرانی را با سه رأس در یک محدوده محصور در یزد کلید زدند اما انتظار برای تولید گورخرهای بیشتر نتیجه نداد. بررسی‌های بعدی نشان داد که هر سه گور "نر" بودند. "بهمن ایزدی" مدیر گنجه پشتیبان زیست بوم ایران هم از تجربه تلخ زنده‌گیری گوزن‌های زرد در همین زمان به «ایران» می‌گوید در آن تزریق داروی بیهوشی تاریخ گذشته مرگ را برای چند رأس گوزن زرد رقم زد.

زهرا کشوری در نهایت نوشته است: مرگ پنج گورخر آسیایی به معذرت‌خواهی سازمان محیط زیست کشور و برکناری معاون محیط طبیعی سمنان منجر شد اما جامعه مدنی این برکناری را کافی نمی داند. منتقدان اعتقاد دارند که نه معذرت‌خواهی راه تلف شدن گونه‌ها را می‌بندد و نه برکناری یک معاون می‌تواند دانش زنده‌گیری را به محیطبان‌های منطقه بدهد. آنها انتظار دارند علت دقیق مرگ گورها مشخص گردد تا از مرگ گونه‌ها جلوگیری شود

شاعری بدبین و افسرده نوشت: این قصه ما کویرزادگان است که در خیال آزادی، در سلول تنگ، کشته شویم.

تندیس مریم میرزاخانی به خانه رفت؟

حق نشر عکس BM
Image caption احمد میرزاخانی بر تندیس فرزند بوسه می زند

دو ماه پیش وقتی خبر از رونمایی از تندیس مریم میرزاخانی شد، پرسش این بود که این تندیس در کجای شهر نصب می‌شود که با مخالفت گروه هایی که مجسمه های شهریار و موسیقیدان عاشیق را هم تحمل نمی کنند و سنگ مزار ها را هم می شکنند، روبرو نشود.ت ا این تندیس با کمتر خبر و گزارشی در کنفرانس ریاضی ایران در همدان رونمایی شد، بعد از پایان آن دبیر کنفرانس اعلام داشت که تندیس به خانواده میرزاخانی هدیه می شود.

جمله ای که دبیر کنفرانس گفت هم معنا داشت که طی نشستی با خبرنگاران تاکید کرد: گرچه از شخصیت مریم میرزاخانی به عنوان فردی یاد می‌کنیم که باید مسیرش را تا انتها ادامه داد اما مهم این است که بدانیم امثال میرزاخانی کم نیستند و برگزاری چنین کنفرانس‌هایی می تواند جرقه‌ای برای علاقمندان به ریاضیات باشد.

هفته پیش ظاهرا مصلحت اندیشان کار خود کردند و اعلام شد آیین تجلیل از مقام علمی مریم میرزاخانی و همچنین رونمایی از تندیس وی، در تهران و در سازمان اسناد و کتابخانه ملی با حضور خانواده پروفسور میرزاخانی، محمود دعایی مدیر موسسه اطلاعات، اشرف بروجردی مشاور رییس جمهور و رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی و شخصیت های علمی و فرهنگی کشور برگزار شد.

این همه نگرانی برای تندیس دانشمندی که بزرگترین جایزه ریاضیات عالم بدون اختصاص یافت که هیچ زنی پیش از آن بدان مقام نرسیده بود. از سوی دیگر احمد میرزاخانی پدر آن نابغه ریاضی همان زمان مرگ وی خطاب به تمامی مسئولان گفت: مریم بزرگ بود اما نباید اسطوره شود،باید الگو باشد اما در تمجید او غلو نشود.

بعد از آن هم وقتی سخن از نامیدن خیابانی در تهران به نام مریم میرزاخانی شده بود، پدر و مادر وی از شورای شهر تهران خواستند که از این فکر منصرف شوند. اما با این همه در نهایت اعلام نشده که تندیس مریم میرزاخانی در جایی مانند کتابخانه ملی می ماند و یا به محل امن تری مانند خانه ای می رود که همانجا بزرگ شد و مدرسه و دانشگاه رفت.

نمایش لاکچری بینوایان

حق نشر عکس بابک برزویه/ فارس
Image caption بینوایان

بار دیگر یک نمایشنامه نامدار، موزیکال در تهران روی صحنه می رود. همزمان با پیشفروش بلیت نمایش بینوایان شاهکار ماندنی ویکتورهوگو، کسانی هم زبان به گلایه گشاده اند.

این نمایش موزیکال را حسین پارسایى کارگردانی می کند و پارسا پیروزفر (ژٰان والژان) است و نوید محمدزاده، سحر دولتشاهی، پریناز ایزدیار، هوتن شکیبا، اشکان خطیبی، پژمان جمشیدی، امیرحسین فتحی به همراه ۳۰۰ بازیگر، خوانند و نوازنده در سالن رویال هالِ هتل اسپیناس به صحنه می روند.

بردیا کیارس رهبری ارکستر ۱۵۰ نفره این نمایش را برعهده دارد. محمدصادق رنجکشان سرمایه‌گذار این پروژه است و میثم احمدی و محمد قدس تهیه‌کنندگی آن را برعهده دارند.

اما جز روزنامه های تندرو که مخالفت های خود با این نمایش موزیکال اعلام کردند، کسان دیگر هم به میدان آمده اند چنان که سمیه باقری و حسن کباده هم نوشتند با‌مسمی‌تر از این مگر داریم! تئاتری به نام بینوایان بسازیم با کلی ستاره سینما و بعد بخواهیم در هتلی با ظرفیت ۲۵۰۰ نفر اجرا کنیم و قیمت بلیت‌اش را تا ۲۵۰ هزار تومان ارزیابی کنیم و با‌نوایانی که کمترین‌شان دغدغه‌ای همچون کوزت دارند را به عنوان تماشاگر در سالن ببینیم.

در ادامه نقد که اشاره ای به بازی ها و کارگردانی و موسیقی نمایش ندارد، آمده: با توجه به علاقه زیاد آقای پارسایی نسبت به یادآوری اسطوره‌های وحشت بچگی‌هایمان به نظر می‌رسد که در تئاتر بعدی که به کارگردانی ایشان به روی صحنه می‌رود باید منتظر حضور خانم هاویشام آرزوهای بزرگ چارلز دیکنز احتمالا در سالن ۱۲۰۰۰ نفری آزادی با قیمت بلیتی مثلا معادل یک میلیون تومان باشیم که کلا اهل هنر و خبرنگاران، دیگر برای دیدنش توان پرداخت نداشته باشند و کلا هیچ انتقادی توان درز کردن به بیرون را نداشته باشد.

سال گذشته همین گروه نمایش موزیکال الیور تویست شاهکار چارلز دیکنز را به کارگردانی حسین پارسایی و رهبری ارکستر بردیا کیارس در تالار وحدت اجرا کردند. در همان زمان هم چنین انتقادهایی صورت گرفت، گرچه استقبال مردم نشان داد که نمایش های پرخرج و مجلل تماشاگر خود را دارد . آن زمان پیشفروش بلیت ها سه روزه پایان گرفت و اجرای دومی هم مقرر شد. بازیگران آن نمایش امیرکاوه آهنین جان، مهناز افشار، آتیلا پسیانی، سعید چنگیزیان، هوتن شکیبا، داریوش موفق و نوید محمدزاده بودند.

اصطلاح نمایش لاکچری که اهل شبکه های اجتماعی به کار گرفتند کار خود را کرد و وزیر ارشاد هم به صدا در آمد و این نوع نمایش را "تیر خلاص به این هنر" نامید. آقای صالحی در تویتر خود نوشت: «تئاتر لاکچری تیر خلاص به این هنر مردمی است. اداره کل هنرهای نمایشی با هم‌اندیشی و همیاری خانه تئاتر، حریم صحنه را از آن مصونیت دهد.»

روزنامه شهروند نوشت: پیام وزیر که حاوی دستوری لازم‌الاجرا به یکی از زیرمجموعه‌های ارشاد یعنی اداره کل هنرهای نمایشی نیز هست، در پی بحث‌ها و جنجال‌های ایجادشده در هفته‌های اخیر رسانه‌ای می‌شود؛ حواشی پرشماری که با توجه به قیمت بالای بلیت چند نمایش ایجاد شد و واکنش‌ها و بازتاب‌های متفاوتی را در فضای عمومی و تئاتری به وجود آورد.

کارتون هفته: احسان گنجی

حق نشر عکس احسان گنجی
Image caption احسان گنجی/ بی قانون

احسان گنجی/ بی قانون