کلاف سردرگم رابطه ایران و آمریکا؛13 آبان به حاشیه می‌رود

راهپیمایی سیزده آبان
Image caption طبق سنت همه ساله، جمعی از دانشجويان بسیجی و دانش آموزان مدارس در مقابل سفارت سابق آمریکا در تهران، تظاهرات کردند و شعار �مرگ بر آمریکا� سر دادند

بر خلاف شایعاتی که از چند ماه پیش در برخی محافل سیاسی ایران پخش شده بود، 13 آبان امسال، به روز گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران تبدیل نشد، بلکه طبق سنت همه ساله، جمعی از دانشجويان بسیجی و دانش آموزان مدارس در مقابل سفارت سابق آمریکا در تهران، تظاهرات کردند و شعار �مرگ بر آمریکا� سر دادند.

با این حال، تظاهرات امسال هر چند که مطابق معمول، از طرف نهادهای وابسته به حکومت به طور کامل سازماندهی شده بود، اما ظاهرا مقام‌های ارشد دولتی علاقه‌ای به تاکید ویژه بر این مراسم از خود نشان ندادند.

در واقع در طول دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، به رغم پاره‌ای اظهارنظرهای تند وی در باره آمریکا، بسیاری از حامیان جناح موسوم به اصولگرا، حساسیت منفی خود را نسبت به برقراری رابطه با آمریکا از دست داده‌اند و در شعارهای ضد آمریکایی آنان دیگر شور و حرارتی دیده نمی‌شود.

این موضوع دقیقا مغایر رفتاری است که حامیان جناح اصولگرا در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی در پیش گرفته بودند.

در واقع اصولگرایان در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی، با طرح شعارهای افراطی ضد آمریکایی، تمام قدرت خود را برای ناکام گذاشتن تلاش‌های دوجانبه معطوف به بهبود روابط ایران - آمریکا به کار گرفتند و در عمل موفق هم شدند.

اصولگرایان که در آن هنگام جناح محافظه کار نامیده می‌شدند، با حمایت قاطع آیت‌الله علی خامنه‌ای، طرح هرگونه بحث در باره ارتباط با آمریکا را خلاف �ارزش‌های اسلامی� و مغایر امنیت ملی معرفی می‌کردند، به طوری که این مساله سبب شد محمد خاتمی حتی برای روبه رو نشدن اتفاقی با بیل کلینتون رئیس جمهوری سابق آمریکا در مقر سازمان ملل در نیویورک، برنامه ریزی کند.

علت اصلی مخالفت محافظه کاران با هرگونه بهبود رابطه ایران و آمریکا به رغم علاقه آقای کلینتون و حتی تمایل اولیه جرج بوش به بهبود روابط دو کشور در دوران محمد خاتمی، نگرانی آنها از تقویت جناح اصلاح طلب در بازی قدرت در ایران تصور می‌شود.

روابط مشروط

با به قدرت رسیدن آقای احمدی نژاد، مخالفت محافظه کاران با بهبود رابطه با آمریکا به گونه‌ای تلویحی به سمت حمایت از این موضوع چرخش پیدا کرد، اما این چرخش دیرهنگام صورت گرفت چرا که با طرح موضوع مبارزه با تروریسم در آمریکا و بحرانی شدن پرونده هسته‌ای ایران، دولت جرج بوش هر گونه بهبود رابطه با ایران را به تغییر اساسی رفتار جمهوری اسلامی مشروط کرد.

این مساله اما دولت آقای احمدی نژاد را از تلاش برای ایجاد تحول در رابطه بین ایران و آمریکا منصرف نکرده است. در محافل سیاسی تهران لفاظی‌های ضد آمریکایی آقای احمدی نژاد چندان جدی گرفته نمی‌شود و تصور بر این است که وی با به خدمت گرفتن برخی ایرانیان مقیم آمریکا از جمله هوشنگ امیر احمدی و ارتباط دادن آنها با برخی همکاران خود از جمله اسفندیار رحیم مشایی می‌کوشد تا گشایشی در روابط تهران - واشنگتن پدید آورد.

ظاهرا بر اساس همین تلاش‌های پشت پرده، بحث گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران در سطح وسیعی مطرح شده، هر چند که هیچ کدام از دو کشور موافقت رسمی و نهایی خود را برای گشایش دفتر حافظ منافع در پایتخت‌های یکدیگر اعلام نکرده‌اند.

Image caption با به قدرت رسیدن آقای احمدی نژاد، مخالفت محافظه کاران با بهبود رابطه با آمریکا به گونهای تلویحی به سمت حمایت از این موضوع چرخش پیدا کرد

با آنکه تردید اندکی در مورد علاقه آقای احمدی نژاد به برقراری رابطه با آمریکا وجود دارد، اما به نظر می‌رسد که سه مشکل عمده در این باره پیش راه اوست.

مشکل نخست این است که آقای احمدی نژاد بهبود رابطه با آمریکا را بدون پذیرش شرایط اصلی دولت آقای بوش بویژه تعلیق غنی سازی اورانیوم و یا حتی تجدید نظر در سیاست ایران در برابر صلح خاورمیانه دنبال می‌کند و این چیزی نیست که آمریکا حاضر به قبول آن باشد.

مشکل دوم این است که بحث رابطه با آمریکا برای بخشی از حامیان سرسخت آقای احمدی نژاد، نه فقط جنبه ایدئولوژیک بلکه صبغه حیثیتی پیدا کرده و این مساله آقای احمدی نژاد را در معرض تناقض قرار داده است.

مشکل سوم هم این است که جناح محافظه کار به چند بخش رقیب تقسیم شده و ظاهرا رقبای آقای احمدی نژاد در درون این جناح علاقه مند به بهبود رابطه ایران و آمریکا به دست دولت نهم نیستند، زیرا آن را سبب تقویت این دولت می‌دانند.

کلاف سر درگم

بدین ترتیب، رابطه ایران و آمریکا در ماه های پایانی ریاست جمهوری آقای بوش، همچنان به صورت کلافی سر در گم باقی مانده و اینک همه چشم انتظار حضور باراک اوباما و یا جان مک کین در کاخ سفید هستند تا بلکه در این باره تحولی روی دهد.

با توجه به خط مشی دو حزب دمکرات و جمهوریخواه آمریکا در برابر ایران، به نظر می‌رسد که پیروزی کاندیدای هر یک از دو حزب در انتخابات ریاست جمهوری، سیاست کلی آمریکا در برابر جمهوری اسلامی را تغییر ندهد.

اینک طیفی از راه حل‌های مختلف برای بحران هسته‌ای ایران، در انتظار رئیس جمهوری بعدی آمریکا است.

در یک سر طیف، آغاز گفت وگوی بی قید و شرط با ایران به منظور متقاعد کردن جمهوری اسلامی به توقف غنی سازی اورانیوم و در سر دیگر طیف، احتمال حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران قرار دارد.

در وسط طیف نیز راه حل‌هایی چون تشدید انواع فشارهای سیاسی و اقتصادی همراه با ارائه مشوق‌های قوی تر برای وادار سازی رهبران ایران به تسلیم در برابر قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل وجود دارد.

قاعدتا سياست تازه رئیس جمهوری بعدی آمریکا در برابر ایران از آسان ترین مورد آغاز و به سمت سخت ترین حالت حرکت خواهد کرد، اینکه در کدام نقطه این مسیر، کلاف بحران رابطه تهران - واشنگتن گشوده خواهد شد، نکته ای است که در حال حاضر کمتر کسی می‌تواند آن را پيش بينی کند

مطالب مرتبط