همایش مجلس ایران با حضور غیر خودی‌ها و بدون حضور احمدی نژاد

همایش در مجلس شورا
Image caption همایش 30 سال قانونگذاری و نظارت به مناسبت سالروز قتل حسن مدرس برگزار شد

«همایش ۳۰ سال قانونگذاری و نظارت» با حضور بسیاری از نمایندگان دوره‌های پیشین مجلس شورای اسلامی در محل این مجلس در میدان بهارستان تهران برگزار شد.

این همایش که به مناسبت سالروز قتل حسن مدرس از روحانیون مشروطه‌خواه ایران برگزار شد، امری بی‌سابقه در نظام جمهوری اسلامی محسوب می‌شود چرا که نمایندگان دور اول مجلس از جمله برخی از اعضای نهضت آزادی ایران نیز به آن دعوت شده بودند.

نظام جمهوری اسلامی پدیده‌ای به نام «مخالف قانونی» ‌را به رسمیت نمی‌شناسد و از همین رو، نیروهای منتقد و مخالفان مسالمت جوی نظام را به عنوان افراد «غیر خودی» می‌شناسد و به همین علت، از امکان حضور آنان در ارکان تصمیم‌گیری نظام سیاسی جلوگیری می‌کند.

نیروهای «غیر خودی» که نهضت آزادی نیز در شمار آنان است، اغلب از دسترسی به رسانه‌های وابسته به حکومت نیز محروم‌اند و مسئولان نظام بخصوص از تماس و ارتباط با آنها به شدت پرهیز می‌کنند.

از این جهت، دعوت از شماری از نمایندگانی که «غیر خودی» محسوب می‌شوند به همایشی که بیشتر سران کشور در آن حضور یافتند، تحولی در خط مشی هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی به حساب می‌آید.

افزون بر این، عدم حضور محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران در این همایش که به عنوان میهمان ویژه دعوت شده بود، علامت دیگری از جهتگیری سیاسی همایش مذکور تلقی می‌شود.

با آنکه علت عدم حضور آقای احمدی نژاد در همایش ۳۰" سال قانونگذاری و نظارت" تا کنون اعلام نشده، اما می‌توان حدس زد که وی برگزاری چنین همایشی را حرکتی سیاسی علیه خود تصور کرده است.

در واقع امر نیز برگزاری همایش ۳۰ سال قانونگذاری را می‌توان اقدامی نمادین علیه آقای احمدی نژاد و خط فکری او تفسیر کرد.

سخنرانان همایش مذکور که همگی روسای سابق و کنونی مجلس بودند، در سخنان خود به نحوی دیدگاههای سیاسی آقای احمدی نژاد را به چالش کشیدند.

اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس نخستین و دومین مجلس شورای اسلامی با هشدار نسبت به رویگردانی مردم از نظام سیاسی، از نیاز فوری به وحدت در کشور سخن گفت. مهدی کروبی رئیس دوره‌های سوم و ششم مجلس بر ضرورت استفاده از همه سلیقه‌ها در چارچوب قانون اساسی تاکید کرد. علی اکبر ناطق نوری رئیس دوره‌های چهارم و پنجم مجلس، قدرت نهاد قانونگذاری را فراتر از سایر قوا و مجلس را مظهر دمکراسی و آزادی خواند. غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس هفتم بر اهمیت تحزب در شکل گیری مجلس پای فشرد و از نبود احزاب واقعی در کشور انتقاد کرد. علی لاریجانی رئیس مجلس هشتم نیز، نمایندگان دوره‌های سابق را «سرمایه ملی» کشور دانست و از عزم مجلس برای بهره گیری از ظرفیت فکری آنان به منظور ساماندهی امور جاری کشور خبر داد.

سخنان فوق نه فقط مخالف دیدگاههای مرسوم آقای احمدی نژاد است، بلکه عموما در جهت برنامه‌ای است که آقای لاریجانی از آن به عنوان ضرورت تشکیل دولت وحدت ملی در ایران سخن می‌گوید.

در واقع، بروز مشکلات فراوان اقتصادی و اجتماعی ایران در طول دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، به رغم درآمدهای بی‌سابقه نفتی ایران، برخی از چهره‌های متنفذ سیاسی را متقاعد کرده است که به شیوه آقای احمدی نژاد نمی‌توان کشور را اداره کرد و بنابراین لازم است که با ساز و کاری جدید همه جناح‌های سیاسی را در اداره کشور به نحوی سهیم کرد.

رئیس جمهوری که قادر به استفاده از نیروهای سیاسی با علایق متفاوت باشد، مسلما محمود احمدی نژاد نیست و از همین رو، هنگامی که آقای لاریجانی از لزوم تشکیل دولت وحدت ملی در ایران سخن می‌گوید، آقای احمدی نژاد آن را حرکتی علیه خود تلقی می‌کند و ظاهرا تلقی او درست هم هست.

با این حال، برگزاری همایش ۳۰ سال قانونگذاری و نظارت با حضور نیروهای سیاسی متنوع و بحث تشکیل دولت وحدت ملی، صرفا اقدامی علیه آقای احمدی نژاد نیست، بلکه به احساس نیاز برخی از رهبران کشور برای همبستگی ملی در مقابل تهدیدهای بین‌المللی علیه برنامه هسته‌ای ایران نیز مربوط است.

در حقیقت، هر چه زمان می‌گذرد، برخی از مسئولان ایرانی در برابر فشارهای آمریکا و متحدانش و نیز گسترش نارضایتی عمومی از اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشور، احساس تهدید بیشتری می‌کنند و همین مساله آنان را به بازاندیشی در باره «یکپارچه» کردن قدرت در نظام سیاسی وادار کرده است.

البته در اینکه طرفداران تشکیل دولت وحدت ملی در ایران تا چه اندازه قدرت پیشبرد برنامه های خود را دارند، تردید بسیاری وجود دارد زیرا موفقیت یا شکست این برنامه به حمایت یا مخالفت آیت‌الله علی خامنه‌ای از آن بستگی دارد.

در عین حال هنوز مشخص نیست که آیا حامیان تشکیل دولت وحدت ملی در هیئت حاکمه ایران این برنامه را صرفا برای خنثی کردن فشارهای خارجی بر برنامه هسته‌ای دنبال می‌کنند و یا آن را مقدمه‌ای برای یک «سازش بزرگ» با غرب می‌دانند.

پاسخ این پرسش‌ها مشخص نیست، اما یک چیز مشخص است و آن اینکه صف بندی‌های سیاسی در ایران به سرعت در حال تغییر است.

مطالب مرتبط