خاتمی و دوراهی نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری

محمد خاتمی
Image caption برای بسیاری از ایرانیان دوره خاتمی عصر طلایی جمهوری اسلامی است

هفته نامه اکونومیست چاپ لندن در شماره 5 دسامبر مطلبی را به انتخابات ریاست جمهوری ایران و موضع محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق، در قبال نامزدی در این انتخابات اختصاص داده است.

این مطلب با عنوان "آوردن یکی از قبلی های قدیمی برای نجات" انتشار یافته و در آغاز آن این سئوال مطرح شده است: آیا یک رئیس جمهوری سابق با افکار اصلاح طلبانه می تواند رئیس جمهوری فعلی را کنار بزند؟

به نوشته اکونومیست، در حالیکه هفت ماه به انتخابات ریاست جمهوری در ایران باقی بردن نام یک روحانی شیعه خوش لباس که در شرایط نیمه بازنشستگی به سر می برد و زندگی مرفهی دارد باعث شده است تا ایرانیان نفس سیاسی را در سینه حبس کنند.

این هفته نامه اظهار می دارد که سه سال پیش و هنگامی که دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی تمام شد، برنامه های او برای انجام اصلاحات در ایران به جایی نرسیده بود و آقای خاتمی ظاهرا قصد داشت برای همیشه صحنه سیاست را ترک گوید اما اینک دوستانش به بازگرداندن او به صحنه می اندیشند.

اکونومیست می نویسد که زمزمه های اولیه چند تن از طرفداران آقای خاتمی اینک به تلاشی پر سرو صدا برای قانع کردن او به ورود به رقابت علیه محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری کنونی، در انتخابات ماه ژوئن تبدیل شده و به گفته یکی از متحدان رئیس جمهوری سابق، وی با تقاضاهای فراوان از استان های مختلف برای شرکت در انتخابات محاصره شده است.

این هفته نامه یادآور می شود که ماه گذشته، لیلا حاتمی، یکی از بازیگران محبوب ایران، با این درخواست از آقای خاتمی که "به خاطر فرزندان ما و به خاطر مردمی که نمی خواهند کشور را ترک کنند" وارد مبارزات انتخاباتی شود، مخاطبان خود را متاثر ساخت.

اکونومیست می پرسد چرا باید آقای خاتمی کار در بنیاد خیریه خود و معاشرت با بزرگان جهان را کنار بگذارد و شغلی را بپذیرد که پیشتر جز مصیبت چیزی برای او به همراه نداشته است؟

این هفته نامه می نویسد که محمد خاتمی در سال 1997 با برنامه ای حاوی آشتی بین اسلام و دموکراسی به پیروزی در انتخابات دست یافت اما در حالیکه دستگاه های غیر انتخابی محافظه کار با شدت هر چه تمام تر با هر نوع انعطاف پذیری در نظام حکومتی روحانیون مخالفت می کردند، طرفداران او را به زندان می انداختند و مانع از تصویب قوانین اصلاح طلبانه می شدند، وی به کلیدواژه ای برای سرخوردگی تبدیل شد و بسیاری از کسانی که امروزه مشوق آقای خاتمی برای شرکت در انتخابات بعدی هستند، انتخابات سال 2005 را تحریم کردند و محمود احمدی نژاد توانست رقبای اصلاح طلب خود را شکست دهد.

عواقب زمامداری احمدی نژاد

Image caption با نامزدی خاتمی محافظه کاران ناچار می شوند از احمدی نژاد حمایت کنند

اکونومیست می نویسد که تغییر نظر آقای خاتمی ناشی از ناخرسندی او از تحولات بعدی است و می افزاید که آقای احمدی نژاد که با وعده استقرار عدالت اجتماعی برنده انتخابات شد، با ریخت و پاش های تورم زا، درآمد عظیم نفتی ایران را به باد فنا داده، توجهی به حقوق بشر ندارد و با اظهار نظرهایی در زمینه سیاست خارجی، از جمله اینکه اسرائیل باید نابود شود، باعث شرمساری بسیاری از هموطنان خود شده است در حالیکه بسیاری از ایرانیان دوره آقای خاتمی را به عنوان دوره طلایی جمهوری اسلامی به یاد می آورند که در آن، حکومت از فشار بر مردم، البته تنها مختصری، کاست و جذابیت شخصی و میانه روی رئیس جمهوری باعث ستایش خارجیان از او شد.

هفته نامه بریتانیایی می افزاید که ممکن است در خلال یکی دو هفته آینده، آقای خاتمی نظر خود را در مورد شرکت یا عدم شرکت در مبارزات انتخاباتی اعلام دارد اما تعلل او در تصمیم گیری در این زمینه قابل درک است.

به نوشته این نشریه، اگر آقای خاتمی در مبارزات شرکت کند و برنده شود، وارث کشوری با اقتصاد پریشان می شود که در آن، نرخ تورم اخیرا از مرز 31 درصد گذشته که 20 درصد بیش از زمانی است که دوره ریاست جمهوری او تمام شد، بیکاری، که طبق آمار رسمی به 4 میلیون نفر در یک کشور هفتاد میلیونی می رسد، با کاهش درآمد دولت در نتیجه سقوط بهای نفت خام، افزایش خواهد یافت.

در مورد واکنش به نامزدی احتمالی محمد خاتمی، اکونومیست می نویسد که محافظه کاران از اقدامات آقای احمدی نژاد سرخورده شده اند اما در عین حال، صراحتا از سلف او هم بیزار هستند و دوره جدید ریاست جمهوری آقای خاتمی، اگر تحقق یابد، برای او آسان تر از دوره قبلی نخواهدبود.

این هفته نامه پیش بینی می کند که اگر محمدخاتمی تصمیم بگیرد در مبارزات انتخاباتی شرکت کند، محافظه کاران، هرچند با اکراه، ناچار می شوند در اطراف آقای احمدی نژاد گرد آیند زیرا محمود احمدی نژاد، با برخورداری از امتیاز تصدی ریاست جمهوری و سیاستی عوام گرایانه که هنوز برای ایرانیان فقیر تر جذابیت دارد، بهترین نامزد این جناح خواهد بود.

اکونومیست می نویسد که در عین حال، محبوبیت مستمر آقای خاتمی مخالفان او را مضطرب می سازد و نتایج یک نظر سنجی که اخیرا در شهرهای بزرگ و متوسط ایران برگزار شد حکایت از آن دارد که میزان آرای رئیس جمهوری سابق در این مناطق دو برابر محمود احمدی نژاد خواهد بود.

به نوشته این هفته نامه، شاید غم انگیزترین جنبه در تصمیم گیری آقای خاتمی این است که دلیل تقاضا از او برای شرکت در انتخابات این نیست که رئیس جمهوری سابق دارای افکار یا روش های جدید و پیشرفته تر از سابق است بلکه دلیل این است که شورای نگهبان، که وظیفه ارزیابی و گزینش نامزدهای انتخاباتی را دارد، جرات نخواهد کرد او را، به عنوان یک سیاستمدار قدیمی، از شرکت در انتخابات محروم کند.

اکونومیست می افزایدکه در حالیکه ایران به سوی تکمیل فن آوری تولید سوخت هسته ای و تبدیل این کشور به دومین قدرت اتمی منطقه، پس از اسرائیل، پیش می رود، عواقب دنبال کردن این سیاست به شکل تحریم های شورای امنیت و انزوای روزافزون تشکیلات بانکی و تجاری، در اقتصاد این کشور به خوبی احساس می شود.

این هفته نامه در خاتمه می نویسدکه: در شرایط فعلی، دوره سردادن شعارهای گذشته در مورد تحقق آینده ای درخشان برای ایرانیان سپری شده است و اگر آقای خاتمی به معرکه وارد شود، هدف او نه ارتقای موقعیت ایران، بلکه نجات این کشور خواهد بود.

مطالب مرتبط