اکوادور؛ متحد تازه ایران در آمریکای لاتین؟

رئیس جمهور اکوادور

رافائل کوریا دلگادو رئیس جمهوری چپگرای اکوادور که در رئیس هیئتی بلندپایه به ایران سفر کرده است، در تهران با محمود احمدی نژاد همتای ایرانی خود دیدار و گفتگو کرد.

هدف از سفر رئیس جمهوری اکوادور به تهران، گسترش همکاری‌های دو جانبه و منطقه‌ای و نیز کمک ایران به صنایع نفتی اکوادور اعلام شده است، اما همکاری‌های دفاعی بین دو کشور نیز یکی از اهداف سفر رئیس جمهور اکوادور به ایران به شمار می‌رود.

خاویر پورلسه وزیر دفاع اکوادور که به همراه رئیس جمهوری کشورش به ایران سفر کرده، در دیدار با مصطفی محمد نجار وزیر دفاع ایران ابراز امیدواری کرده است که سفر هیئت بلندپایه اکوادوری به تهران، «پایه‌های مناسبات دفاعی با ایران را پی‌ریزی و استحکام» بخشد.

آقای نجار نیز به همتای اکوادوری خود گفته است که « وجود تمایلات، آرمان‌ها و اراده سیاسی مشترک بین دو دولت ایران و اکوادور می‌تواند بسترها و زمینه‌های بسیار مناسبی را برای برقراری و گسترش روابط دوجانبه دفاعی فراهم نماید.»

سفر رئیس جمهوری اکودور به تهران نخستین دیدار یک رئیس جمهوری این کشور از ایران است و بناست که در این سفر، گشایش سفارتخانه‌های دو کشور در پایتخت های کشور مقابل در ژانویه سال آینده، مورد توافق سران ایران و اکوادور قرار گیرد.

ایران دو سال پیش از پیروزی آقای دلگادو در انتخابات ریاست جمهوری اکوادور استقبال کرد و به قدرت رسیدن رئیس جمهوری چپگرای اکوادور را ضربه‌ای به نفوذ ایالات متحده آمریکا در منطقه آمریکای لاتین دانست.

از نگاه دولت ایران، به قدرت رسیدن چپگرایان در کشورهایی مانند ونزوئلا، بولیوی و اکوادور در کنار سلطه تقریبا ۵۰ ساله کمونیست‌ها بر کوبا، نفوذ واشنگتن در آمریکای لاتین را به چالش کشیده و این خود زمینه را برای همکاری ایران با کشورهای این منطقه فراهم کرده است.

در واقع، در بین رهبران جهان، هوگو چاوز رئیس جمهوری ونزوئلا به رغم دوری مسافت ایران و آمریکای لاتین، بیشترین سفر را به تهران انجام داده است، مساله‌ای که بعضا با انتقاد رسانه‌های داخلی ایران نیز روبرو شده است.

نظام جمهوری اسلامی بنا به ماهیت مذهبی خود، معمولا نظر مثبتی نسبت به رژیم‌های چپگرا نداشته است، اما دولت آقای احمدی نژاد، دولت‌های چپگرا را در شمار معدود کشورهای «مستقل» جهان معرفی و برای گسترش رابطه با آنها تلاش می‌کند.

این نگاه بخصوص در مورد رژیم‌های چپگرا در آمریکای لاتین با جدیت بیشتری همراه بوده است.

با این حال، گسترش رابطه با رژیم‌های چپگرای آمریکای لاتین از سوی دولت آقای احمدی نژاد بدون حساسیت‌های داخلی و خارجی نبوده است.

بسیاری از ایرانیان، سفرهای پی در پی متقابل سران ایران و دولت های چپگرای آمریکای لاتین را علامت مناسبی در روابط خارجی ایران تلقی نمی‌کنند و آن را نشانه انزوای جمهوری اسلامی در بین کشورهای موثر جامعه بین‌المللی می‌دانند.

در واقع بسیاری از ایرانیان این سفرها را تلاش دولت آقای احمدی نژاد برای سرپوش گذاشتن بر انزوای منطقه‌ای و جهانی آن تفسیر می‌کنند و بر این تصورند که این نوع روابط بویژه با کشورهای فقیرتر آمریکای لاتین، اگر هم به زیان اقتصادی ایران نباشد، تنها جنبه تبلیغاتی دارد.

به عبارت دیگر، جمع زیادی از ایرانی‌ها، از اینکه دولت آقای احمدی نژاد اغلب دوستان خود را از بین کشورهای کوچک و کم اهمیت و یا توسعه نیافته انتخاب کرده، ناراضی‌اند و بیشتر علاقمندند که ایران در سطوح بالاتری با جامعه بین‌المللی تعامل داشته باشد، چیزی که البته با سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد سازگاری ندارد.

این در حالی است که حساسیت بین‌المللی در باره گسترش مناسبات ایران و برخی کشورهای آمریکای لاتین، بسیار جدی تر از بعد داخلی آن است.

از نگاه آمریکا و متحدانش، ایران از طریق گسترش ارتباط با نظام‌های چپگرای آمریکای لاتین می‌کوشد تا اتحادی منطقه‌ای علیه ایالات متحده تشکیل داده و در صورت ضرورت از آن برای به خطر انداختن منافع دنیای غرب در این منطقه استفاده کند.

دولت اسرائیل در این باره اتهام سنگین‌تری را به ایران وارد می‌کند و هدف از بسط نفوذ جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین را زمینه‌سازی برای دست زدن به آنچه این دولت اقدام‌های «تروریستی» می نامد، تلقی می‌کند.

دولت اسرائیل که ایران را به برنامه ریزی دو حمله تروریستی به مرکز یهودیان آرژانتین (آمیا) و سفارت این کشور در بوئنوس آیرس در دهه ۱۹۹۰ متهم می‌کند، بر این باور اصرار می‌ورزد که در صورت حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران، جمهوری اسلامی از طریق جای پای خود در آمریکای لاتین اهداف یهودی و اسرائیلی را در آن منطقه هدف حمله قرار خواهد داد.

دولت ایران معمولا این نوع اتهام‌ها را رد می‌کند اما ظاهرا بی‌میل نیست که آمریکا و اسرائیل، ایران را در آمریکای لاتین صاحب چنان نفوذی بپندارند که هرگونه وسوسه برای حمله احتمالی به تاسیسات هسته‌ای آن را پرهزینه به حساب آورند.

بدین ترتیب، علاقه ایران به گسترش روابطش با نظام‌های چپگرای آمریکای لاتین بیشتر از آنکه صرفه سیاسی یا اقتصادی داشته باشد، ظاهرا اقدامی در جهت سیاست کلی «بازدارندگی» جمهوری اسلامی در مقابل یک حمله نظامی احتمالی آمریکا و یا اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای آن است.

این در حالی است که برای طرف مقابل بخصوص بولیوی و اکوادور، سود اقتصادی مهمترین انگیزه برای گسترش رابطه با ایران به نظر می‌رسد.

مطالب مرتبط