آیا ایران می تواند به درخواست هند پاسخ مثبت دهد؟

مان موهان سینک و محمود احمدی نژاد
Image caption نخست وزیر هند با رئیس جمهوری ایران تلفنی گفت و گو کرده است

مانموهان سینگ، نخست وزیر هند، در تماس تلفنی با محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، درباره حوادث اخیر در بمبئی تلفنی گفت و گو کرده و از ایران خواسته تا از نفوذش بر پاکستان استفاده و این کشور را به "مقابله با تروریسم" دعوت کند.

درخواست آقای سینگ مربوط به سلسله حوادثی است که در جریان آن مردان مسلح در بمبئی در حدود یک ماه پیش، بیش 170 نفر را در این شهر بندری کشتند.

هند می گوید، اکثر مهاجمانی که به بندر بمبئی حمله کردند، تبعه پاکستان بودند و در این کشور آموزش نظامی دیده بودند. هند همچنین از پاکستان خواسته تا عاملان مظنون به برنامه ریزی این حادثه را به دولت دهلی نو تحویل دهد. اما پاکستان به این خواسته عمل نکرده و گفته است که مدرک قانع کننده ای از هند می خواهد که نشان دهنده دخالت اتباع پاکستان در حوادث بمبئی باشد. اگرچه البته پاکستان درمقابل فشارهای هند و جامعه جهانی اقداماتی را علیه برخی از رهبران چند گروه اسلامگرا در این کشور اتخاذ کرده است.

در روزهای اخیر دولت هند دست به یک رشته ابتکارات منطقه ای و بین المللی زده است تا فشارهای جهانی بر پاکستان را برای تحویل مظنونان حوادث بمبئی افزایش دهد.

سعود الفیصل وزیر امورخارجه عربستان سعودی اخیرا دیداری از هند داشته و پیشتر مقامات ارشد بریتانیا و همچنین وزارت خارجه آمریکا نیز به این کشور سفر کرده اند.

همچنین مقام های ارشد هندی در تماس تلفنی با مقام های بلندپایه منطقه از جمله مقام های چینی و ایرانی آنها را در جریان تحولات این کشور با پاکستان قرار داده اند.

در این میان درخواست آقای سینگ از رئیس جمهوری ایران برای واداشتن پاکستان به "مقابله با تروریسم" با استفاده از آنچه که او نفوذ ایران بر دولت اسلام آباد خوانده، حائز اهمیت است.

اما آیا ایران می تواند به خواسته آقای سینگ پاسخ مثبت بدهد و پاکستان را به همکاری با هند و تحویل احتمالی مظنونان حوادث بمبئی راضی کند؟

ایران در سال های اخیر تمایل زیادی از خود نشان داده تا به عنوان یک قدرت منطقه ای از سوی قدرت های عمده منطقه و جهان شناخته شود. سیاست خارجی ایران نیز در همین چارچوب تلاش کرده تا اهمیت و وزن ایران را در معادلات منطقه ای به اشکال گوناگون برای همسایگانش ترسیم کند.

از سویی سفرها و اظهارات دیپلماتیک و اعلام حضور در تحولات سیاسی و از سوی دیگر مانورهای نظامی پی در پی و آزمایش مکرر سلاح های نظامی از جمله اقداماتی است که دولت ایران انجام داده است؛ اما مجموع این اقدامات بیشتر ناظر به سیاست خاورمیانه ای ایران بوده و در این بین تحولات در شبه قاره هند به نظر نمی رسد چندان در کانون توجه جمهوری اسلامی قرار داشته است.

در مجموع و با نگاه به تجربیات سیاست خارجی جمهوری اسلامی، به نظر می رسد که اولویت سیاست خارجی ایران تحولات خاورمیانه است و این کشور برای نشان داده قدرت منطقه ای خود بیشتر کشورهای این منطقه را مخاطب قرار داده است.

در عین حال قدرت های عمده جهانی، ایران را به عنوان بازیگر مفیدی در منطقه خاورمیانه معرفی نمی کنند و عملا سیاست خارجی این کشور را در خاورمیانه به چالش می گیرند.

قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل در باره برنامه اتمی ایران نیز سیاست خارجی این کشور را با محدودیت های دیگری نیز مواجه کرده است.

با احتساب آنچه که می توان آنرا فرسوده شدن توان دیپلماتیک ایران خواند، به عبارتی ابتکار عمل احتمالی ایران در دیگر مناطق جهان از جمله شبه قاره هند، از پیش با مشکلاتی همراه بوده است.

شاید مهمترین مصداق این ناتوانی را بتوان در مذاکرات "خط لوله صلح "دید که قرار است گاز ایران را راه پاکستان به هند انتقال دهد و ایران تاکنون از راضی کردن طرفین به فواید این خط لوله ناکام مانده است.

از سوی دیگر روابط ایران و پاکستان در ماه های اخیر بویژه بر سر گروه جندالله که علیه ایران فعالیت نظامی دارد و به گفته ایران در خاک پاکستان پناه می گیرد، رو به سردی گذاشته است. مقامات ایرانی از سیاست پاکستان در این خصوص نیز انتقاداتی داشته اند.

هم اکنون نیز یکی از دیپلمات های سفارت ایران در پاکستان، توسط افراد ناشناس ربوده شده و ایران تاکنون موفقیتی برای آزادی او نداشته است.

در چنین شرایطی بعید به نظر می رسد که ایران بتواند بر تحولات رو به وخاومت هند و پاکستان تاثیر تعیین کننده بگذارد.

از این رو درخواست نخست وزیر هند از رئیس جمهوری ایران را می توان فقط درخواستی سمبولیک از یکی از همسایگان پاکستان توصیف کرد که امید چندانی هم برای عملی شدن آن وجود ندارد اما طرح آن به خودی خود اهداف سیاست خارجی هند را برای جلب توجه جامعه جهانی به درگیری های این کشور با پاکستان، تامین می کند.

مطالب مرتبط