رسانه های ارتباطی در انقلاب: از مسجد تا راديو

شبکه ارتباطی مخالفان شاه چگونه فعالیت می کرد و چه سازمان ، نهاد و یا رسانه ای درسال های منتهی به انقلاب، پیام انقلابیون و مبارزان را در نقاط مختلف کشور منتشرمی کرد و در دسترس مردم قرار می داد؟

در شرایطی که خبری ازرسانه های جدید و فراگیری مانند اینترنت و ماهواره که مرز ها را پشت سر می گذارند ، نبود و رادیو و تلویزیون و مطبوعات هم در اختیار رژیم پهلوی قرار داشت ، اطلاع رسانی در دوران انقلاب به چه شيوه ای انجام می گرفت؟

در آستانه سی سالگی انقلاب اسلامی در ایران ، سخن گفتن در باره شیوه های موثر شبکه ارتباطی مخالفان شاه و عناصر این شبکه همچنان موضوعی قابل بررسی است.

سی سال پيش تکنولوژی های پیشرفته کنونی کمتر نقشی در انتقال پیام انقلاب به مردم ایران داشتند و در مقابل آن طور که عباس عبدی روزنامه نگار و پژوهشگر که خود حضوری فعال در انقلاب داشت، می گوید مساجد و هیئت های مذهبی نقشی به مراتب مهم تر در انتقال پیام انقلاب ايفا کردند.

به گفته آقای عبدی ، شبکه ارتباطی اصلی مخالفان شاه نهادهای مذهبی بود. به این دلیل که این نهاد های مدنی تنها نهاد هایی بودند که شاه از جانب آنها احساس خطر نمی کرد، در نتیجه این نهاد ها توانستند از دست شاه جان سالم به در ببرند و بعد از سال 1342 به شدت گسترش پیدا کنند.

اما به اعتقاد عباس عبدی در ماه های آخر منتهی به پیروزی انقلاب ، رسانه های خارجی هم در این جریان نقش موثری را ایفا کردند.

محمد علی ابطحی معاون پارلمانی رییس جمهوری پیشین ایران با تاکید بر این نکته که اطلاعات و پیام ها بیشتر به صورت شفاهی در جامعه انتشار می یافت ، شبکه اصلی ارتباطی میان مخالفان شاه را نمایندگان و روحانیون مبارز معرفی می کند و می گوید این افراد نوعی ارتباط با آیت الله خمینی و اندیشه های او داشتند و با ضبط پیام های آیت الله خمینی آنها را در اختیار مردم قرار می دادند.

با توجه به اینکه رژیم پهلوی با در اختیار داشتن رادیو و تلویزیون و کنترل مطبوعات از پخش هر گونه مطلب و یا خبری جلوگیری می کرد ، فعالان ترجیح می دادند که با تکثیر نوارهای سخنرانی و پخش اعلامیه پیام انقلاب را به سراسر ایران منتقل کنند. عباس عبدی ضمن اشاره به سانسور حاکم بر رسانه ها می گوید در آن زمان تلویزیون از گستردگی فعلی برخوردار نبود و برای بسیاری از مردم، رادیو و تلویزیون و حتی مطبوعات مسئله ای جدی نبود و این رسانه ها در نزد مردم از اعتبار و اعتمادی برخوردار نبودند.

در اختیارنداشتن امکانات مدرن تبلیغاتی و رسانه ای به شکل کنونی، و عدم گستردگی تلویزیون در آن دوران موضوع دیگری است که به گفته محمد علی ابطحی بر تاثیر گذاری رسانه های مکتوبی همانند اعلامیه ها و بیانیه ها که به صورت مخفی منتشر می شدند، می افزود.

به اعتقاد آقای ابطحی، هر چند که مطبوعات پس از آزادی شکل جدی تری به خود گرفتند و مقالات و دیدگاه های مختلفی را مطرح می کردند، اما بخش عمده ای از مطبوعات به نوعی در اختیار روشنفکرانی بود که دیدگاه های خاصی را بیان می کردند.

اما با توجه به سانسور حاکم بررسانه های کشور نقش رسانه های خارجی درمنعکس کردن اخبار مربوط به ایران چه بود؟

آیا افزایش سانسور در دوران انقلاب بر محبوبیت رسانه ها و بويژه رادیو های خارجی در کشور افزوده بود؟ این رادیوها تا چه حد تحولات ایران را دنبال می کردند؟

لطفعلی خنجی ، از کسانی که در دوران انقلاب در رادیو بی بی سی مشغول به کار بود معتقد است که نحوه انعکاس اخبار توسط رسانه های خارجی به میزان اهمیتی مربوط می شد که رویدادهای داخلی ایران داشت.

به گفته این روزنامه نگار، در شرایطی که اوضاع ایران بحرانی تر شد و نشان می داد که تحولی تاریخی در شرف وقوع است، طبیعتا نحوه انعکاس این رویدادها و تحولات گسترده تر بود.

آقای ابطحی معتقد است که این رادیوها مورد توجه مردم بود ودر میان این رسانه ها، رادیو بی بی سی اخبار را به صورت واقع بینانه ای مطرح وبخش های عمده ای از مسائل انقلاب را ارائه می کرد.

به گفته معاون پارلمانی رییس جمهوری پیشین ایران، شاید تعجبی ندارد که در خاطرات چهره های حکومت پهلوی شاهد دل نگرانی هایی هستیم که شاه و وابستگان رژیم گذشته از بی بی سی داشتند.

به هر حال از نگاه برخی تحلیلگران ، در نبود رسانه های آزاد ، ابزارهای ارتباطی دیگری مثل اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی بودند که به رغم همه محدودیت ها یشان در عمل، به جریان انقلاب در ایران سمت و سو دادند.