گاهشمار انقلاب

در سال 1357 جنبش مردمی علیه حکومت محمدرضا پهلوی، شاه ایران، شتاب سرنوشت سازی گرفت. سستی، خوش خیالی و بیماری شاه نیز انقلابیون را برای به ثمر رساندن مبارزه چندین ساله خود امیدوارتر کرد. آنچه در پی می آيد مروری است بر مهم ترین رویدادهای آن سال که تاریخ و جغرافیای سیاسی خاورمیانه را برای همیشه تغییر داد:

فروردین

هشتم: مردم یزد در ادامه اعتراضهای زنجیره ای شهرهای ایران دست به تظاهرات علیه شاه ایران زدند. بعد از انتشار مقاله ای توهین آمیز در مورد آیت الله روح الله خمینی، رهبر مخالفان مذهبی، در روزنامه اطلاعات در دی ماه 1356 ابتدا مردم قم در نوزدهم دی اعتراض کردند و در چهلم کشته شدگان قم، مردم تبریز به خیابانها ریختند و در چهلم قربانیان تبریز، مردم یزد دست به اعتراضی چند روزه زدند.

نوزدهم: زندانیان سیاسی در زندان قزل حصار اعتصاب غذا کردند.

بیست و یکم: تظاهرات دانشجویان در تهران به دست ماموران شاه سرکوب شد و شماری از دانشجویان مجروح شدند.

اردیبهشت

بیستم: دانشجویان چندین دانشگاه علیه حکومت شاه تظاهرات کردند. دولت با انتشار بیانیه ای تظاهرکنندگان را اخلالگر خواند و گفت مخالفان حکومت در مقابل جمعیت سی و پنج میلیون نفری وقت ایران "اقلیتی ناچیز" هستند. با این حال اعتراض دانشجویان ادامه یافت. در مقابل عده ای دانشجویان طرفدار حکومت با ارسال نامه ای به جمشید آموزگار، نخست وزیر وقت، اقدام معترضان را محکوم کردند.

خرداد

سوم: نخستین شورای حزب رستاخیز با پیام محمدرضا پهلوی آغاز به کار کرد. شاه در پیامش گفت که دنیا از بحران ایدئولوژی رنج می برد ولی راه رستاخیز که وی بر اساس فلسفه انقلاب شاه و ملت ترسیم کرده، می تواند نجات بخش دنیا باشد.

نهم: دانشجویان دانشگاه تهران با سر دادن شعارهایی علیه حکومت شاه، در کوی امیرآباد شمالی تظاهرات کردند و با نیروهای گارد درگیر شدند. روز بعد این اعتراض به خیابانهای شهر تهران کشیده شد.

شانزدهم: با شدت گرفتن اعتراضها، ارتشبد نعمت الله نصیری به فرمان شاه از ریاست سازمان امنیت و اطلاعات کشور، ساواک، کنار گذاشته و سفیر ایران در پاکستان شد. سپهبد ناصر مقدم ریاست ساواک را بر عهده گرفت. آقای نصیری در مهرماه به ایران بازگشت و بخاطر اتهام فساد مالی از سوی حکومت شاه دستگیر شد.

تیر

سی ام: شیخ احمد کافی از واعظان و منتقدان بی پروای حکومت شاه، در سانحه ای رانندگی جان باخت. مرگ آقای کافی که از مخالفان شرابخانه و کاباره بود، در بعضی شهرها به درگیری چندین روزه عزاداران و ماموران و حمله به سینماها و کاباره ها انجامید.

مرداد

ششم: در پی مرگ آقای کافی، امیر عباس هویدا، وزیر دربار، پیام تسلیتی منتشر کرد.

هشتم: بیش از بیست دانشجو به اتهام شرکت در تظاهرات و اخلال در امنیت کشور در ساری محاکمه شدند.

چهاردهم: محمدرضا پهلوی در پیامی به مناسبت هفتاد و دومین سالگرد انقلاب مشروطه وعده داد انتخابات را صد در صد آزاد برگزار کند. او گفت که مملکت در حال توسعه سیاسی و گسترش آزادیهای مدنی است. آیت الله خمینی ضمن رد این وعده شاه گفت که هدف آن "انحراف اذهان از مسیر عمومی حرکت است." او در آستانه شروع ماه رمضان خواست که مساجد به کانون مبارزه علیه شاه تبدیل شود. در تهران مسجد قبا به مرکزی مهم برای افشاگری علیه حکومت تبدیل شد.

نوزدهم: در آستانه برگزاری دوازدهمین دوره جشن هنر شیراز، مردم این شهر دست به اعتراض زدند و ماموران برای متفرق کردن آنها از گاز اشک آور استفاده کردند. همچنین سالن کنفرانس دانشگاه پهلوی شیراز به آتش کشیده شد. زد و خورد شیراز چندین روز ادامه داشت و به مرگ چند نفر انجامید. در اصفهان نیز هتل شاه عباس آتش زده شد و به علت شدت درگیری، حکومت نظامی اعلام و جلسات دعا و وعظ منع شد. در تهران نیز مخالفان شیشه چند بانک و سینما را شکستند. آیت الله خمینی در پیامی کشتار مردم شیراز و اصفهان را محکوم کرد.

بیست و سوم: داریوش همایون، سخنگوی دولت، بروز ناآرامی در شهرهای مختلف را نتیجه گسترش آزادی دانست، ولی اطمینان داد اوضاع تحت کنترل است و جای هیچ نگرانی نیست.

بیست و پنجم: در پی خشونتها در شیراز، جشن هنر لغو شد. در عقب نشینی دیگر حکومت، شماری از بازداشت شدگان درگیریهای شیراز و اصفهان آزاد شدند و ممنوعیت حضور در مساجد و برنامه های مذهبی لغو شد.

بیست و هشتم: چند صد نفر از جمله زنان و کودکان در آتش سوزی سینما رکس آبادان کشته شدند. شدت آتش سوزی به حدی بود که جسد بسیاری از قربانیان قابل شناسایی نبود. هیات تحقیق، آتش سوزی را عمدی دانست. انقلابیون از جمله آیت الله خمینی واقعه سینما رکس را "شاهکار بزرگ شاه" برای بدنام کردن انقلاب خواندند. در مقابل حکومت شاه با رد این ادعا، "مارکسیستهای اسلامی" را متهم کرد "به جای تمدن بزرگ، وحشت بزرگ" به مردم می دهند.

شهریور

اول: مردم در تهران دست به تظاهراتی گسترده زدند و به برخی بانکها، سینماها و کاباره ها حمله کردند.

چهارم: با زبانه کشیدن آتش خشم مردم، دولت جمشید آموزگار ناگزیر به استعفا شد. جعفر شریف امامی، روحانی زاده ای که رییس مجلس سنا بود، مامور تشکیل دولت "آشتی ملی" شد. آقای شریف امامی در اولین اقداماتش برای جلب نظر مراجع دینی و مخالفان مذهبی شاه، تاریخ ایران را از شاهنشاهی به هجری شمسی بازگرداند و دستور تعطیلی تمام کازینوها و قمارخانه ها را داد. همچنین برخی از روحانیون از زندان آزاد شدند. با این حال شعله های ناآرامی به بسیاری از شهرهای دیگر سرایت یافت.

سیزدهم: صدها هزار نفر از مردم تهران بعد از شرکت در نماز روز عید فطر در تپه های قیطریه علیه حکومت پهلوی راهپیمایی کردند.

هفدهم: بعد از تظاهرات گسترده یک روز پیشتر مردم تهران، ارتشبد غلامعلی اویسی، فرماندار نظامی تهران، در اولین ساعات روز هفدهم شهریور مقررات حکومت نظامی وضع کرد. ولی تظاهرکنندگان با نادیده گرفتن حکومت نظامی، در میدان ژاله تهران گردهم آمدند و در آنجا سربازان مردم را به گلوله بستند. در مورد شمار دقیق قربانیان تا به امروز اختلاف نظر هست، اما تردیدی نیست کشتار "جمعه سیاه" با تشدید اعتراضها و اعتصابها، به سرنگونی محمد رضا پهلوی شتاب بخشید.

هجدهم: امیر عباس هویدا که از سال 1343 تا 1356 نخست وزیر بود، از سمت وزارت دربار کنار گذاشته و علیقلی اردلان، 80 ساله، جانشین وی شد.

مهر

دوم: ماموران نظامی عراق خانه آیت الله خمینی در شهر مذهبی نجف را محاصره کردند تا مانع از مصاحبه او با خبرنگاران و صدور اعلامیه شوند، اما او گفت که هرجا باشد، به وظیفه شرعی خود عمل می کند. انقلابیون می گفتند این اقدام به درخواست حکومت شاه ایران صورت گرفته، ولی سخنگوی دولت این ادعا را رد کرد. همچنین در این روز کارگران پالایشگاه نفت آبادان دست به اعتصابی فلج کننده زدند که باعث کمبود و گرانی سوخت شد.

چهاردهم: آیت الله خمینی تحت فشارهای عراق به پاریس مهاجرت کرد و در نوفل لوشاتو واقع در حومه پایتخت فرانسه مستقر شد. کشورهای اسلامی تحت فشار شاه حاضر به پذیرش او نبودند. در حالی که برخی منابع اظهار می کنند پاریس از سوی نیروهای ملی گرای مخالف شاه به آیت الله خمینی پیشنهاد شد، نزدیکان وی بخصوص پسرش احمد اصرار داشتند که "امام خود تصمیم هجرت به فرانسه را گرفتند و همین حرکت به هیچ کس یا هیچ گروه سیاسی چه داخل و چه ایرانیان خارج مربوط نیست. فردا ادعا نشود ما آمدیم تا امام راهی پاریس شود."

بیست و دوم: مطبوعات بعد از دریافت تضمینهایی از دولت برای توقف سانسور، به اعتصاب خود پایان دادند. در جریان این اعتصاب چند روزه، روزنامه های صبح سه شماره و روزنامه های عصر دو شماره منتشر نکردند.

آبان

نهم: بیش از سی هزار کارگر صنعت نفت دست به اعتصابی بزرگ زدند. آنها خواهان پایان حکومت نظامی، آزادی زندانیان سیاسی و محاکمه ارتشبد نصیری بودند.

سیزدهم: در حمله ماموران به دانش آموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران دهها نفر کشته شدند. این روز به "شنبه سرخ" معروف شد و بعدا روز دانش آموز نام گرفت. در همین روز اعضای سندیکای روزنامه نگاران اعتصابی دو ماهه را آغاز کردند.

چهاردهم: تظاهرکنندگان با ماموران در تهران به زد و خورد پرداختند و به سفارت انگلیس حمله کردند. دولت شریف امامی زمام امور را به ارتشبد ازهاری، رییس ستاد مشترک ارتش، واگذار کرد. آقای ازهاری در اولین اقدام تمام مدارس را یک هفته بست و کلیه روزنامه را توقیف کرد و رادیو و تلویزیون را تحت کنترل خود درآورد. همچنین شماری از مقامات عالیرتبه دولتهای قبلی از جمله امیرعباس هویدا، نخست وزیر پیشین و وزیر سابق دربار، بازداشت شدند.

پانزدهم: محمدرضا پهلوی در نطقی تلویزیونی به معترضان گفت که صدای انقلاب آنها را شنیده است. او از پدران و مادران خواست نگذارند فرزندانشان "از راه شور و احساسات در آشوب و اغتشاش شرکت کنند." این سخنرانی انقلابیون را به کسب پیروزی امیدوارتر کرد.

بیستم: کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی ایران، که تازه از دیدار با آیت الله خمینی در فرانسه بازگشته بود، همراه با داریوش فروهر در ابتدای یک مصاحبه مطبوعاتی بازداشت شد.

دی

هشتم: شاه به منظور جلب نظر انقلابیون ارتشبد ازهاری را از مقام نخست وزیری کنار گذاشت و شاپور بختیار را مامور تشکیل دولت کرد.

بیست و دوم: شورای انقلاب با فرمان آیت الله خمینی تشکیل شد.

بیست و سوم: شورای سلطنت با فرمان شاه و به ریاست جلال الدین تهرانی تشکیل شد. انقلابیون این اقدام را تلاش بی ثمر محمدرضا پهلوی برای ارائه وجهی دموکراتیک از خود تفسیر و آن را رد کردند.

بیست و ششم: محمدرضا پهلوی همراه همسرش فرح دیبا و فرزندانش برای آخرین بار ایران را به مقصد مصر ترک کرد. شاه علت این خروج را استراحت عنوان کرد ولی انقلابیون این رویداد را به عنوان "فرار شاه" توصیف کردند. مردم با شنیدن این خبر به خیابانها ریختند و جشن گرفتند. آیت الله خمینی با صدور فرمانی مردم را به حفظ نظم دعوت کرد.

بهمن

سوم: آیت الله خمینی با صدور فرمانی شورای سلطنت را که شاه برای نجات خود تشکیل داده بود، غیرقانونی اعلام کرد. جلال الدین تهرانی، رییس شورای سلطنت، تنها بعد از استعفا و غیرقانونی خواندن شورا توانست به دیدار آیت الله خمینی برسد.

چهارم: پس از آن که اعلام شد آیت الله خمینی قصد بازگشت به ایران را دارد، ارتش به دستور آقای بختیار باند فرودگاه مهرآباد را با تانک و زره پوش بست. در نتیجه انقلابیون دست به تظاهرات زده و نخست وزیر را تهدید به درگیری مسلحانه کردند.

پنجم: رهبران وقت آمریکا، بریتانیا، آلمان و فرانسه در جزیره گوادالوپ در کنار سایر موضوعات درباره بی ثباتی سیاسی ایران گفتگو کردند. بنا به برخی روایات، جیمی کارتر، رییس جمهوری وقت آمریکا و جیمز کالاهان، نخست وزیر بریتانیا معتقد بودند روزهای حکومت محمدرضا پهلوی به شماره افتاده و او باید برود، اما والری ژیسکار دستن، رییس جمهوری فرانسه و هلمت اشمیت، صدر اعظم آلمان بر حمایت از شاه ایران پافشردند. برخی از مخالفان جمهوری اسلامی می گویند در این جلسه رهبران چهار کشور صنعتی بزرگ جهان تصمیم گرفتند راه به قدرت رسیدن آیت الله خمینی را هموار کنند، ادعایی که مقامات جمهوری اسلامی رد می کنند.

دوازدهم: آیت الله خمینی در میان استقبال میلیونی مردم از تبعید بازگشت و گفت که به اتکای ملت، دولت تشکیل می دهد.

پانزدهم: در حالی که دولت آقای بختیار در قدرت بود، مهدی بازرگان طی حکمی از سوی آیت الله خمینی مامور تشکیل دولت موقت شد. آیت الله خمینی منشاء مشروعیت این انتصاب را "حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که به رهبری جنبش ابراز شده" عنوان کرد. آقای بختیار هم در واکنش گفت که "در برخی مسائل و اصول، نه با شاه سازش می کنم نه با خمینی".

بیستم: هزاران نفر از طرفداران آقای بختیار در حمایت از دولتش در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی کنونی) گردهم آمدند.

بیست و یکم: آیت الله خمینی از مردم خواست حکومت نظامی را نادیده بگیرند. او به فرماندهان ارتش هشدار داد که "اگر دست از این برادرکشی برندارند، تصمیم آخرم (اعلام جهاد) را به امید خدا می گیرم."

بیست و دوم: بعد از چند روز درگیری سنگین مسلحانه بین تظاهرکنندگان و سربازان، ارتش به واحدهای خود دستور داد به درگیری پایان دهند و دولت آقای بختیار سقوط کرد. رادیو و تلویزیون نیز به دست انقلابیون افتاد. بدین ترتیب با پیروزی انقلاب، بیش از دو هزار و پانصد سال حکومت شاهنشاهی در ایران به پایان رسید.