محمد رضا شاه پهلوی؛ زندگی نامه آخرین شاه

Image caption شاه که به عنوان یک پادشاه شیعه در سال 1346 تاجگذاری کرد، برخی از رخدادها نظیر نجاتش از برخی حوادث را ناشی از توجه امامان شيعه به خود می دانست.

محمد رضا پهلوی (1359- 1298 ) آخرین پادشاه ایران است که در 26 دی ماه 1357 به دلیل گسترش تظاهرات خیابانی گروه های وسیع مردم علیه او و به امید آنکه خروجش از ایران زمینه را برای پایدار ماندن نهاد سلطنت و حکومت پسرش فراهم سازد ایران را ترک کرد.

برخی صاحب نظران خروج او را ناشی از بیماری او در آن سال ها و روحیه شکننده اش در برابر تحولات سخت و ناگوار دانسته اند و در مقابل هوادارانش دلیل آن را پرهیز او از خونریزی می دانند.

حکومت 37 ساله محمدرضا پهلوی در 25 شهریور 1320 و پس از خروج پدرش رضا شاه از ایران آغاز شد و ناظران آن را به سه دوره تقسیم کرده اند: هفت سال آغازین حکومت او یکی از آزاد ترین دوران سیاسی تاریخ معاصر است.

دوره دوم با ترور او در سال 1327 آغاز می شود که به طور رسمی به یک متعصب مذهبی متمایل به حزب توده نسبت داده شد.

پس از ترور شاه، موج دستگیری مخالفان گسترش یافت و شاه با تاسیس مجلس موسسان اختیارات بیشتری گرفت. مخالفان این اقدام او را به معنی تکیه بیشتر به آمریکا و انگلستان تلقی کردند.

پس از این تغییرات سیاسی، تقاضای ملی برای تسلط بیشتر بر نفت در ایران بالا گرفت که به نام جنبش ملی شدن نفت شناخته می شود و با وجود حمایت شاه از این تحولات در آغاز سرانجام به تنش میان شاه و نخست وزیرش محمد مصدق انجامید.

این تنش سرانجام با خروج شاه از ایران و سقوط دولت مصدق در کودتای 28 مرداد 1332 به نفع شاه حل شد.

پس از کودتا سومین دوره حکومت او آغاز شد که با تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) همراه است.

این دستگاه امنیتی که زیر نظر مستقیم شاه اداره می شد از سوی منتقدان به عنوان عامل اصلی سرکوب مخالفان و بسته کردن فضای سیاسی کشور همواره مورد انتقاد بود و سازمان های بین المللی ناظر بر حقوق بشر پیوسته از آن انتقاد کرده اند.

در فاصله سال های 1340 تا 1344 آیت الله خمینی مهم ترین مخالف شاه بود که در سال های جوانی هوادار آیت الله حسن مدرس بود که از مخالفان سر سخت پدر شاه به حساب می آمد. شاه آیت الله خمینی و هوادارانش را با تعبیر ارتجاع سیاه مورد حمله قرار می داد.

از دیگر نهاد هایی که در این دوره قدرت یافت سازمان برنامه و بودجه بود که مجری برنامه های توسعه ایران بود که بسیاری آن را ناشی از بلند پروازی های شاه می دانستند و در طی دو دهه چهل و پنجاه به رشد سریع شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی در ایران منتهی شد.

در این دوره از حکومت شاه نوسازی عمده نهاد های فرهنگی و اجتماعی و دستگاه اداری با سرعت دنبال می شد که پس از برنامه تبلیغاتی و فرهنگی دولت در سال 1350 در قالب بزرگداشت دو هزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران به وجهه ای بین المللی برای حکومت شاه انجامید.

در جریان این برنامه گسترده تبلیغاتی شاه هدف دستیابی به تمدن بزرگ را مطرح کرد که از سوی مخالفان داخلی و منتقدان خارجی به عنوان بلند پروازی و تجمل افسار گسیخته توصیف شد.

Image caption محمد رضا پهلوی در 4 آبان 1298 در تهران به دنیا آمد و در هنگام تولد پدر او رضا خان میرپنج سوادکوهی نامیده می شد.

در دوره سوم، شاه برای ایجاد سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) تلاش کرد و موقعیت منطقه ای ایران از نظر سیاسی و نظامی اهمیت بیشتری یافت.

نظر شاه در این زمان این بود که برای پیشرفت سریع تر کشور باید از هرگونه اختلاف سیاسی پرهیز کرد و به همین دلیل حزب واحدی به نام حزب رستاخیز را در سال 1352 تاسیس کرد که عملا یک حزب دولتی بود و نوعی اجبار به حضور در آن وجود داشت.

شاه امید وار بود از طریق این حزب بتواند نیروهای نوسازی را سازمان دهد؛ نيروهايی که معتقد بود خود آنان را نمایندگی می کند.

برخی از برنامه های سیاسی و فرهنگی نظیر شرکت دادن زنان در انتخابات و آنچه آزاد سازی زنان توصیف می شد از سوی نیروهای مذهبی از جمله آیت الله خمینی در ادامه برنامه کشف حجاب رضا شاه دانسته و محکوم می شد.

همچنین منتقدان نظر مثبتی به تلاش شاه برای نوسازی و تجهیز ارتش با سلاح های جدید نداشتند و از اين تلاش ها به عنوان هزینه های غیر ضروری و وابسته کردن ایران به آمریکا ياد می کردند. نیروهای چپگرا او را با تعبیر ژاندارم منطقه در چارچوب سیاست جنگ سرد علیه شوروی مورد حمله قرار می دادند.

محمد رضا پهلوی پس از ترک ایران در 26 دی ماه 1357 به مصر رفت. او در فاصله 29 مهر ماه 1358 تا 23 آذر ماه همان سال به آمریکا رفت، اما به دلیل اینکه دولت آمریکا از دادن اقامت به او پرهیز کرد به پاناما و سرانجام به مصر رفت.

او در پنجم مرداد 1359 در مصر درگذشت و در وصیتی که فرح پهلوی آن را خواند، آخرین اراده خود را تمایلش به رسیدن فرزند بزرگش به پادشاهی ایران دانست.

محمد رضا پهلوی در 4 آبان 1298 در تهران به دنیا آمد و در هنگام تولد پدر او رضا خان میرپنج سوادکوهی نامیده می شد.

دوران مدرسه را در یک دوره اختصاص مدرسه نظام گذراند و در 12 سالگی برای ادامه تحصیل به سويیس اعزام شد. در 17 سالگی به ایران بازگشت و به دانشگاه افسری رفت.

Image caption شاه در سال 1337 با فرح دیبا ازدواج و تا پایان عمر با او زندگی کرد.

محمد رضا پهلوی زندگی خانوادگی پرتلاطمی داشت. سه بار ازدواج کرد. در سال 1318 با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد و 6 سال بعد از او جدا شد.

سه سال بعد با ثریا اسفتدیاری ازدواج کرد که دختر یکی از خوانین بختیاری بود و این ازدواج پس از 7 سال با این توضیح رسمی که همسر شاه باردار نمی شود از یکدیگر جدا شدند.

شاه در سال 1337 با فرح دیبا ازدواج و تا پایان عمر با او زندگی کرد. فرح پهلوی به عنوان ملکه ایران در زندگی سیاسی شاه حضور داشت و طراح بسیاری از برنامه های فرهنگی در دوره سوم حکومت شاه بود؛ برنامه هايی که عمدتا در جهت حفظ و معرفی هنر و فرهنگ ایرانی و گسترش فرهنگ و هنر مدرن بود. یکی از مهم ترین این برنامه ها مجموعه جشن هنر شیراز بود که با حضور هنرمندان سرشناس جهانی برگزار می شد. این برنامه ها حملات شديد روحانيون و مخالفان شاه را به همراه داشت.

شاه که به عنوان یک پادشاه شیعه در سال 1346 تاجگذاری کرد، به طور رسمی پایبندی خود به اسلام را ابراز می کرد و در خاطرات خود برخی از رخدادها نظیر نجاتش از برخی حوادث را ناشی از توجه امامان شيعه به خود می دانست.

او روش برخورد شدید پدرش با روحانیون را دنبال نکرد و تا پیش از آیت الله خمینی با مراجع شیعیان در ایران مانند آیت الله بروجردی روابط مسالمت آمیزی داشت.