16:17 گرينويچ - چهارشنبه 04 فوريه 2009 - 16 بهمن 1387

اتحاد شوروی و انقلاب ایران

انقلاب سال 1357 ایران هر چند كه از جهات مختلفی بخصوص علاقه رهبران آن به احیای سنت و در آمیختن مذهب و سیاست، پدیده ‌ای منحصر به فرد بود، اما شعارهای رایج در انقلاب، عموما از افكار چپگرایانه حاكم بر جنبش‌های جهان سومی در نیمه دوم قرن 20 تاثیر گرفته بود.

در واقع، حمایت آیت‌الله خمینی از "كوخ نشینان" و "مستضعفین"، موضع گیری او علیه "كاخ نشینان" و "مرفهان بی درد" و ضدیتش با "استكبار جهانی" ترجمانی از شعارهای حمایت از طبقه كارگر، مبارزه با بورژوازی بخصوص بورژوازی كمپرادور و مبارزه با امپریالیسم بود كه توسط گروه ها و جنبش ‌های چپ مطرح و تبلیغ می ‌شد.

البته آیت‌الله خمینی همه این شعارها را با ادبیاتی مذهبی كه گویا از ادبیات دكتر علی شریعتی هم تاثیر پذیرفته بود، مطرح می‌ كرد و هدفش نیز نه پیروی از جریان چپ، بلكه به گونه ‌ای پیچیده به چالش گرفتن این جریان بود.

حزب توده ایران كه در آن سال‌ ها تصور می‌شد روابط بسیار نزدیكی با اتحاد جماهیر شوروی دارد، به همراه سایر گروه های ماركسیستی از انقلاب ایران دفاع می ‌كرد و شعارهای مطرح شده از سوی آیت‌ الله خمینی را "مترقی" و "ضد امپریالیستی" می ‌دانست.

با این حال، نمی‌توان موضع حزب توده در مقابل انقلاب ایران را دقیقا موضع اتحاد جماهیر شوروی به شمار آورد، زیرا مسكو در آن زمان پدیده‌های بین‌المللی را در چارچوب نوع تعامل خود با جهان غرب به رهبری آمریكا در چارچوب جنگ سرد ارزیابی و قضاوت می‌ كرد.

در حقیقت، همزمان با انقلاب ایران، روس‌ها درگیر منازعه داخلی افغانستان بودند، جایی كه دو حزب خلق و پرچم در حال منازعه‌ ای خونین برای تسلط بر این كشور بودند.

تحولات داخلی افغانستان در آن زمان، جهان غرب را به شدت نسبت به نیات اتحاد شوروی بدبین كرده بود و برخی تحلیلگران بر این باور بودند كه لئونید برژنف رهبر وقت شوروی قصد دارد تا از طریق كنترل افغانستان به وصیت نامه پطر كبیر مبنی بر لزوم دسترسی كشورش به آب‌های گرم اقیانوس هند عمل كند.

اینكه آیا هدف آقای برژنف در افغانستان، هموار كردن راه دسترسی كشورش به اقیانوس هند بوده است یا خیر، محل ابهام است، اما در آن دوره روس‌ها از آنچه سبب تحریک آمریكا و متحدانش علیه شوروی شود نیز بیمناک بودند.
بر این اساس، شوروی نمی ‌خواست به گونه‌ ای در مسائل انقلاب ایران درگیر شود كه سوء ظن جهان غرب نسبت به سیاست این كشور را افزایش دهد.

شوروی البته روابط چندان سردی با شاه ایران نداشت، اما اتحاد مستحكم شاه ایران با آمریكا، برای شوروی بدون دردسر و نگرانی هم نبود.

شعارهای آیت‌الله خمینی و ضدیتش با "استكبار جهانی" ترجمانی از شعارهای حمایت از طبقه كارگر ومبارزه با امپریالیسم بود كه توسط گروه ها و جنبش ‌های چپ مطرح و تبلیغ می ‌شد.

از این رو، احتمال اینكه شوروی از سقوط نظام پهلوی خشنود بوده باشد بسیار است، اما دلایل مستحكمی نیز از نگرانی آنها نسبت به انقلاب ایران وجود دارد.

روس‌ها قاعدتا از مذهبی بودن انقلاب ایران و تاثیر احتمالی آن بر جمهوری‌های مسلمان نشین در آسیای مركزی و قفقاز هراسان بودند و نمی‌دانستند كه رهبری انقلاب ایران در نهایت به چه سمتی حركت خواهد كرد.

به این دلایل، شوروی سیاستی احتیاط‌آمیز در مقابل انقلاب ایران در پیش گرفت به این امید كه نیروهای چپ از جمله حزب توده به تدریج بتوانند سمت و سوی ضد غربی انقلاب و نظام بر آمده از آن را تقویت كنند.

این اتفاق قاعدتا فاصله ایران از آمریكا و متحدانش را حفظ می‌ كرد، بدون آنكه حساسیت غرب نسبت به اتحاد شوروی را افزایش دهد.

احتمالا به همین علت، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، حزب توده نوک حملات تبلیغاتی خود را متوجه جناح "لیبرال" سهیم در حكومت كرد و با جانبداری از جناح روحانیت كه آنها را ضد امپریالیسم می‌دانست، "لیبرالیسم را جاده صاف كن امپریالیسم" نامید.

در همین حال، حمله ارتش سرخ به افغانستان یک سال پس از پیروزی انقلاب ایران، كه گویا به قصد بركناری حفیظ‌ الله امین رهبر حزب خلق افغانستان از قدرت صورت گرفت، اما از سوی جهان غرب و اسلام به معنای توسعه طلبی شوروی تعبیر شد، زمینه‌های همكاری ایران و آمریكا علیه روس‌ها را در آن دوره فراهم كرد و ایران با حمایت قاطع از گروه های "جهادی" افغان در این موضوع خاص عملا در كنار آمریكا، مصر، عربستان و پاكستان قرار گرفت.

با این حال، حزب توده در داخل ایران همچنان هدف اساسی خود را دفاع از روحانیت و حذف لیبرال‌ها از قدرت می‌دانست.

وقتی كه دانشجویان "پیرو خط امام" با اشغال سفارت آمریكا در تهران سبب خروج لیبرال‌های مورد نظر حزب توده از قدرت شدند، این حزب اظهار شادمانی كرد، اما چندی نگذشت كه حزب توده نیز متهم به طراحی كودتا علیه نظام نوپای اسلامی شد و برخی از رهبران آن بازداشت و زندانی و برخی دیگر از كشور متواری شدند.

خلاصه آنكه فرانسوا میتران رئیس جمهوری وقت فرانسه در وصف انقلاب ایران گفته بود كه این انقلاب، ایران را از مدار غرب خارج كرد، اما به بلوک شرق هم ملحق نكرد؛ از این رو، توازن قوای جهانی بر اثر این انقلاب به هم نخورد.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.