12:10 گرينويچ - پنج شنبه 05 فوريه 2009 - 17 بهمن 1387

نورالدین كیانوری

با وقوع كودتا، نورالدين كیانوری و مريم فیروز چهار سال مخفیانه در ایران زندگی كردند، سپس به اتحاد شوروی گریختند و پس از دو سال به آلمان شرقی رفتند.


نورالدین كیانوری در سال 1294 به دنیا آمد. او نوه پسری شیخ فضل الله نوری بود. آقای كیانوری در دارالفنون تهران دوره دبیرستان را گذراند و پس از فارغ التحصیلی (1313) به دانشكده فنی رفت.

پس از یک سال تحصیل در دانشكده فنی، به شهر آخن در آلمان رفت و در رشته راه و ساختمان تحصیل كرد و دكتری گرفت.

آقای كیانوری در سال 1319، در اثنای جنگ جهانی دوم، به ایران بازگشت و به خدمت نظام وظیفه رفت.

حدود یک سال بعد، با ورود متفقین به ایران و بركناری رضا شاه در شهریور 1320، اعضای گروه 53 نفر، حزب كمونیست ایران، از زندان آزاد شدند و حزب توده ایران با محوریت آنها و عده‌ای دیگر از روشنفكران در مهرماه 1320 تاسیس شد.

در نخستین مرامنامه حزب توده سخنی از كمونیسم نبود. حزب هدفش را مبارزه با استبداد برای استقرار دموكراسی، مبارزه با فاشیسم، و اصلاحات آموزشی، اقتصادی، بهداشتی اعلام كرده و خواهان حفظ تمامیت ارضی كشور بود.

من به مسئولیت سنگین خود عمیقا آگاهم و حتی جرات نمی‌كنم از آنها خواهش كنم كه مرا ببخشند

نورالدین كیانوری

نورالدين كیانوری پس از پایان خدمت سربازی ‌اش در سال 1321 به حزب توده پیوست.

آقای كیانوری در سال 1323 با مریم فیروز (1292-1386)، دختر عبدالحسین فرمانفرما، از اشراف قاجار، كه او نیز به حزب توده پیوسته بود ازدواج كرد.

نورالدين كیانوری با برگزاری دومین كنگره حزب در اردیبهشت 1327 كه در آن، حزب توده رسما خود را حزبی "ماركسیست- لنینیست" معرفی كرد، به عضویت كمیته مركزی و هیئت اجرائیه درآمد و مسئول تشكیلات حزب شد.

یک سال بعد محمدرضا شاه هدف تیراندازی نافرجام ناصر فخرايی، یكی از اعضای حزب توده، قرار گرفت.

حزب به طراحی این ترور متهم و غیر قانونی اعلام شد. چند تن از اعضای حزب مخفیانه از ایران خارج شدند، چند تن دیگر از جمله آقای كیانوری بازداشت و محاكمه شدند.

نورالدين كیانوری در خاطرات خود گفته كه توسط یكی از اعضا در جریان قصد فخرايی برای ترور شاه قرار گرفته، اما ضمن پیگیری ماجرا سیاست حزب و نظر كمیته مركزی مبنی بر مغایرت رسیدن به "اهداف انقلاب از راه ترور" را به او اعلام كرده است.

حزب توده كه به فعالیت مخفی روی آورده بود، در سال 1329 آقای كیانوری و دیگر رهبران زندانی را با كمک نظامیان این حزب از زندان فراری داد.

زمانی كه دکتر محمد مصدق در سال 1330 به نخست وزیری رسید، حزب با اینكه غیر قانونی اعلام شده بود، دوباره به فعالیت علنی روی آورد.

رابطه حزب با دکتر مصدق و طرفداران او خصوصا در جریان ملی شدن نفت رابطه‌ای پر كشمكش بود.

حزب توده پس از حمایت مردمی در 30 تیر 1331 خود را بیشتر به دکتر مصدق نزدیک كرد و در عین حال به قدرت ‌نمایی بیشتری پرداخت.

در 24 مرداد 1332 حزب توده اطلاعاتی را كه از سوی افسران این حزب در مورد كودتای فردای آن روز به آقای كیانوری رسیده بود، به دولت دکتر مصدق داد و كودتا خنثی شد.

كیانوری در سال 1323 با مریم فیروز ، دختر عبدالحسین فرمانفرما ازدواج كرد.

با افشا شدن طرح كودتا، تظاهرات و میتینگ‌های مختلفی از سوی جبهه ملی و حزب توده برگزار شد. مجسمه‌های شاه به زیر كشیده شد و حزب توده شعار الغای سلطنت سر داد.

با این همه، در روز 28 مرداد، كودتایی دیگر صورت گرفت كه در آن دولت مصدق سرنگون شد و مخالفان از جمله حزب توده و خصوصا سازمان نظامی آن به سركوب شدند.
روایت‌ها در مورد حزب توده و كودتای 28 مرداد بسیار مختلف است.

آقای كیانوری در خاطرات خود گفته كه حزب می‌ توانست در برابر این كودتا بایستد، اما دکتر مصدق كه نمی‌خواست درگیری رخ دهد مخالفت كرد.

نقل‌ های دیگری وجود دارد كه می ‌گوید محمد مصدق از طریق مریم فیروز كه دختر دایی او بود و به منزلش رفت و آمد داشت از حزب خواسته بود كه هر چه می‌ تواند در برابر كودتا انجام دهد.

خاطرات برخی دیگر از رهبران وقت حزب توده، از جمله آوانسیان، حاوی این ادعا است كه آقای كیانوری از مخالفان اصلی اقدام حزب توده برای مقابله با كودتا بوده است.

مستقل از همه این داوری‌ها، حزب با توجه به مواضعی كه پیش از كودتا گرفته بود می ‌توانست پیش‌ بینی كند كه در صورت پیروزی كودتاچیان به شدت ضربه خواهد دید.

با وقوع كودتا، نورالدين كیانوری و مريم فیروز چهار سال مخفیانه در ایران زندگی كردند، سپس به اتحاد شوروی گریختند و پس از دو سال به آلمان شرقی رفتند.

فعالیت‌های حزب توده از این پس بسیار محدود بود.

همزمان با اوج گیری انقلاب 1357، آقای كیانوری در كنگره حزب در آلمان شرقی به دبیر اولی حزب توده برگزیده شد.

آقای كیانوری و همسرش در اردیبهشت 1358 به همراه اكثر رهبران حزب به ایران بازگشتند.

حزب توده به رهبری نورالدين كیانوری سیاست "حمایت از انقلاب" را در پیش گرفت.

حزب توده در سوگیری‌های سال‌های نخست پس از انقلاب عمدتا علیه لیبرال‌ها و به حمایت از خمینی موضع گرفت.

آقای كیانوری همچنين از طریق روابطی كه با نظامیان داشت از فعالیت‌هایی كه به نام " كودتای نوژه" مشهور شد خبر یافت و حكومت وقت را از طرح آن مطلع كرد.

در خاطرات اعضای حزب توده قراین بیشتری از همكاری‌ های اطلاعاتی حزب با جمهوری اسلامی می ‌توان یافت.

رابطه حزب توده با دکتر مصدق و طرفداران او خصوصا در جریان ملی شدن نفت رابطه‌ای پر كشمكش بود.

اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس وقت مجلس نیز در خاطرات خود اشاره دارد كه چند ملاقات میان او و آقايان كیانوری و عمویی از حزب توده صورت گرفته بود.

حزب توده كه پیش از حمله عراق به ایران نسبت به وقوع آن هشدار داده و خواستار وحدت ملی برای حفظ تمامیت ارضی شده بود، پس از باز پس ‌گیری خرمشهر، مخالفت خود را با ادامه جنگ و ورود به خاک عراق اعلام كرد.

با ورود ایران به خاک عراق، شوروی به طور علنی اقدام به ارسال تسلیحات به عراق كرد و همچنین نیروهای شوروی افغانستان وارد شدند.

آقای كیانوری در یادداشت‌ های سال ‌های آخر عمر خود نوشته كه این تحولات در تغییر روابط جمهوری اسلامی با حزب توده موثر بوده‌اند.

به هر حال، سرانجام موج سركوب احزاب داخلی به حزب توده و فداییان اكثریت كه با آن متحد شده بودند نیز رسید.

در سال 1361 و 1362 طی دو یورش، اعضای رهبری و بسیاری از كادرهای حزب توده دستگیر شدند و به اتهام "كودتا" مورد بازجویی قرار گرفتند.

حزب توده پیش از آن از امكان چنین یورشی اطلاع یافته بود. آقای كیانوری در یادداشت‌های خود نوشته كه شوروی‌ها به رهبری حزب هشدار داده بودند كه از ایران خارج شود.

رهبران حزب امكان فرار نیافتند، سوای غافلگیر شدن شواهدی مبنی بر بی ‌میلی آنها به فرار نیز موجود است.

علاوه بر آن، آقای كیانوری در یادداشت‌های خود به نشانه‌ هایی از رخنه عوامل جمهوری اسلامی در بالاترین كادرهای حزب و همكاری آنها با ماموران امنیتی در زندان نیز اشاره كرده است.

نورالدين كیانوری به همراه مریم فیروز و دختر او در 17 بهمن 1361 در نخستین یورش دستگیر شدند.

افسانه اسفندیاری دختر مریم فیروز از نخستین ازدواجش، و فرزند 11 ساله اسفندیاری نیز بازداشت شدند.

مدتی بعد اعترافات تلویزیونی رهبران حزب پخش شد كه ضربه بزرگی به روحیه اعضای بیرون از زندان وارد كرد.

آقای كیانوری 7 سال بعد، در نامه‌ ای از زندان به علی خامنه ‌ای، نوشت كه او و مریم فیروز برای گرفتن اعتراف در مورد داشتن طرح "كودتا" به شدت شكنجه شده بودند.
او در این نامه شرح داده كه این اعترافات در چه وضعیتی گرفته شده‌اند. در آن هنگام نورالدين كیانوری 68 و مريم فیروز 70 ساله بودند.

اتهام كودتا سپس كنار گذاشته شد و آنها به جاسوسی برای شوروی متهم شدند.

بسیاری از اعضای رهبری و كادر حزب توده در بازجویی یا پس از آن كشته شدند.

آخرین موج كشتار به تابستان 1367 مربوط می‌شود. نورالدين كیانوری در این واقعه اعدام نشد و پس از آن در زندان با گالیندوپل گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل گفت و گو كرد و بر وجود شكنجه در زندان شهادت داد.

نورالدين كیانوری و مریم فیروز از سال 1370 در بیرون از زندان در خانه ‌ای تحت نظر ماموران زندگی می‌ كردند.

مریم فیروز از سال 74 و اقای كیانوری از سال 75 اجازه یافتند در منزل خود زندگی كنند.

نورالدین كیانوری در 15 مرداد 1377 درگذشت. او در آخرین بند وصیتنامه‌ ای كه در سال 67 زمانی كه خطر اعدام تهدیدش می‌كرد نوشته بود، از همه اعضا و هواداران حزب كه در زمان دبیر اولی او دچار گرفتاری‌های "بزرگ و كوچک" شده بودند، عذر خواسته است و گفته كه از این بابت "عمیقا درد می‌كشم" و "افزوده كه «من به مسئولیت سنگین خود عمیقا آگاهم و حتی جرات نمی‌كنم از آنها خواهش كنم كه مرا ببخشند."

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.