مرور روزنامه های تهران؛ یکشنبه ۲۰ تهران

تیتر اول چند روزنامه امروز صبح تهران را گفته های آیت الله خامنه ای، رهبر ایران در تشویق مردم به حضور در راه پیمائی های انقلاب تشکیل می دهد.

چنان که روزنامه جمهوری اسلامی از زبان رهبر جمهوری اسلامی در عنوان اصلی خود نوشته، تظاهرات ۲۲ بهمن نماد همبستگی است و رسالت نوشته دشمن از راه پیمائی سالگرد انقلاب دچار خسران می شود، کیهان هم از قول آیت الله خامنه ای در تیتر اول خود نوشته انقلاب اسلامی جغرافیای منطقه را تغییر داد. روزنامه جوان با عنوان امید از دل تحریم ها به فضا رفت، همین سخنرانی را در صدر اخبار خود آورده است. حیات نو با جمله تحریم ها و تهدیدها اثری ندارد سخنان رهبر جمهوری اسلامی را در صدر گزارش های خبری خود منعکس کرده است.

کنفرانس برلین و گفته های رئیس مجلس در آن و روابط ایران و آمریکا بخش عمده ای از تیتر های اول روزنامه ها را به خود اختصاص داده است. آفتاب یزد از قول آقای لاریجانی در صدر گزارش خود نوشته "من سیاستمدار هستم نه مورخ، در مورد هولوکاست بحث نمی‌کنم."

اعتمادملی به این گزارش عنوان مناظره غیرمستقیم ایران و آمریکا داده است، مردم سالاری هم در تیتر اول خود اظهارات معاون اوباما درباره مذاکره با ایران را آورده است.

گفتگوی دولت و مجلس بر سر یک میلیاردی که در حساب های دولت گم شده است عنوان چند روزنامه را به خود داده اعتماد با ابراز شگفتی الهام از یک میلیارد گمشده، و صدای عدالت با تعجب الهام از گم شدن یک میلیارد دلار همین موضوع را در عنوان های اصلی خود نقل کرده اند و همشهری پاسخ نایب رییس مجلس به اظهارات سخنگوی دولت آن را منعکس کرده است.

جام جم سخن رئیس جمهوری را در عنوان اصلی خود آورده که در مراسم جایزه کتاب سال گفته علم را نجات دهیم و فرهنگ آشتی خبر داده که فیلم توقیف شده درباره الی که به دستور رئیس جمهور آزاد شد در جشنواره های تهران و برلین به نمایش در آمد. روزنامه های اقتصادی صبح تهران یا مانند دنیای اقتصاد در تیتر اول خود به چالش های ارزی در سال آینده پرداخته یا مانند روزنامه سرمایه به کاهش یک دهم در صدی تورم.

گزیده مقالات

مدیر روزنامه کیهان در سرمقاله این روزنامه به یادآورده چند سال پیش، ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه در یک مصاحبه مشترک با سه روزنامه واشنگتن پست و نیویورک تایمز -هر دو آمریکایی- و نوول ابزرواتور فرانسوی گفته بود، مقابله با ایران اسلامی ناممکن است و هزینه این مقابله بارها از هزینه قبول ایران هسته ای بیشتر خواهد بود. آن روز، بوش با عصبانیت از شیراک به عنوان رئیس جمهوری که نمی داند چه می گوید یاد کرد و امروز مقامات آمریکایی با اعتراف ناگفته، پذیرفته اند که نه فقط قدرت رویارویی با ایران اسلامی را ندارند، بلکه باید آبرومندانه به قدرت و اقتدار آن اذعان کنند.

به نوشته حسین شریعتمداری حالا آقای اوباما، سعی دارد این "نیاز" آمریکا را با عنوان "امتیاز" به ایران بفروشد و از مذاکره با جمهوری اسلامی سخن می گوید. مذاکره ای که ایران اسلامی دون شأن خود می داند و هرگز به آن تن نخواهد داد.

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشته دولت آمریکا به ملت ایران بدهکار است و اگر قرار باشد شرطی برای مذاکره درنظر گرفته شود این ایران است که باید شرط داشته باشد کمااینکه دارد. دولت اوباما اگر می خواهد با موضوع روابط با ایران برخوردی واقع بینانه نماید باید ابتدا ۵۵ سال سیاست خصمانه علیه ملت ایران را جبران نماید و سپس درخواست مذاکره کند.

به نوشته این مقاله شیوه زشت قلدری های بین المللی این است که ابتدا برخلاف موازین و مقررات بین المللی خود را از ملت ها طلبکار می کنند و سپس همان طلبکاری بیهوده را شرط قرار می دهند تا به خواسته های خود برسند. غنی سازی حق قانونی ملت ایران است. بنابراین اصولا آمریکا حق نداشت از شرطی تحت عنوان تعلیق غنی سازی سخن بگوید و به همین دلیل امروز نیز با عقب نشینی از این شرط جعلی منتی بر سر کسی ندارد.

کیوان برزگر در سرمقاله صدای عدالت نوشته بر خلاف دیدگاه‌های بدبینانه موجود در ایران، روند "تغییر" در سیاست خارجی اوباما نسبت به ایران را نباید دست‌کم گرفت، چرا که چنین تغییری به دلیل بروز تحولات جدید ژئوپلتیک در منطقه و افزایش نقش ایران، اجتناب‌ناپذیر شده است. در وضعیت جدید، سرنوشت درگیری های موجود در سه زیرسیستم منطقه‌ای، عراق و خلیج فارس، افغانستان و آسیای جنوبی و لبنان و فلسطین و خاور نزدیک ـ که آمریکا دارای منافع حیاتی در آنهاست ـ بستگی به حل معضلات استراتژیک بین ایران و آمریکا و "تعریف نقش‌های جدید" دارد.

به نظر این کارشناس مهمترین مسأله ایران و آمریکا در سال‌های آینده بر محور بازتعریف نقش منطقه‌ای ایران خواهد بود، که جایگاه منطقه‌ای و جهانی ایران را در دهه‌های آینده تعیین می‌کند. ایران باید از این فرصت استثنایی تاریخی در شرایط اوج نقش منطقه‌ای خود استفاده کرده و با حل معضلات استراتژیک خود با آمریکا، به "امنیت پایدار" و در نتیجه "توسعه پایدار" برسد. دولت جدید آمریکا نیز باید دریابد که تنها یک ایران قدرتمند و دارای نقش متناسب با شأن و جایگاه خود در منطقه، تمایل به گفتگو با آمریکا را خواهد داشت.‏

علی سرزعیم در سرمقاله دنیای اقتصاد با اشاره به پرتاب موشک امید و پیشرفت های پزشکی نوشته وجود توان بالای مهندسی و پزشکی از یک سو و ضعف در صادرات خدمات پزشکی و مهندسی از سوی دیگر،حکایت از وجود یک حلقه مفقوده در این بین دارد که مانع می‌شود امتیازات و قابلیت‌های مذکور به یک منفعت اقتصادی چشمگیر تبدیل شود.

به نوشته این اقتصاددان حلقه مفقوده مذکور ضعف دیپلماسی خارجی و ضعف سیاست‌گذاری اقتصادی باشد. دیپلماسی خارجی ایران نتوانسته است تصویری از ایران را در مردم منطقه و خارج از کشور ایجاد کند که آنها را برای خرید خدمات پزشکی و مهندسی به سمت ایران سوق دهد.

مردم سالاری در سرمقاله خود نوشته یادمان نرفته و نمی رود نوروز سال ۸۵ را که رئیس جمهور محترم و رئیس مجلس شورای اسلامی یک صدا از هدیه نوروزی خویش به ملت سخن می گفتند بنزین و حامل های انرژی گران نمی شود و سپس دیدیم که نه تنها گران شد که کار به سهمیه بندی و کارت سوخت رسید و عجبا که آقای احمدی نژاد و حداد عادل آن را حرکتی شجاعانه و ضروری خواندند. پس از آن که نفت بر سر سفره ها آمد نوبت مسکن شد .

به نوشته سرمقاله مردم سالاری دولت فعلی با پرداخت وام باعث افزایش تورم شد و به منظور کنترل تورم با مسدود کردن وام رکود را برای اقتصاد ایران به ارمغان آورد و این همه در حالی بود که نفت هر روز گران تر می شد و اقتصاد جهانی روزهای خوش و فراموش ناشدنی را سپری می کرد. در واقع وقتی نفت گران شد دولت اصولگرا چنین استدلال می کرد که همه چیز در جهان گران شده است و گرانی در کشور نه ناشی از سو عملکرد دولت که از خارج از مرزها می آید. پس ملت با موجی از گرانی روبه رو شد و البته مجلس اصولگرا همچنان حامی دولت بود.

عباس عبدی در گزارش ویژه اعتمادملی درباره انحلال سازمان برنامه و مدیریت نوشته آنچه امروز موجب خسارات فراوان به کشور شده، از میان رفتن مرز میان نقش سیاسی و نقش کارشناسی است. ما به رئیس‌جمهوری نیاز نداریم که کارشناس و خبره در امور اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و... باشد. من حتی معتقدم اگر یک اقتصاددان و دکترای خبره اقتصاد هم رییس‌جمهور شود، حق ندارد از موضع کارشناسی (هر چند کارشناس باشد) درمورد اقتصاد اظهارنظر کند. اما فاجعه وقتی رخ می‌دهد که کسی که نه اقتصاد می‌داند چیست و نه فرهنگ و اجتماع و سیاست بین‌الملل، در مقام ریاست‌جمهوری در تمام این زمینه‌ها از موضع کارشناسی خبره و همه‌چیزدان سخن بگوید! بدیهی است که در این شرایط وضعیت معیشت مردم با نفت بشکه‌ای ۱۵۰ دلا‌ر بدتر از وقتی خواهد بود که نفت آنان با بشکه‌ای ۳۰ دلا‌ر به فروش می‌رسید.

به نوشته این روزنامه نگار خطری که جامعه را تهدید می‌کند، وجود افرادی است که جهل مرکب دارند، یعنی نمی‌دانند و در عین حال نمی‌دانند که نمی‌دانند و خود را عقل‌کل می‌پندارند. ما نیازمند به سیاستمدارانی هستیم که با شجاعت اقرار کنند که کارشناس مسائل مختلف نیستند، اما آنان تنها یک چیز را باید خوب بدانند؛ اینکه باید به خردجمعی و کارشناسی احترام بگذارند و از دخالت در امور کارشناسی پرهیز کنند. آنان باید اقرار کنند که سیاستمدار هستند نه کارشناس.

محمد رضا خباز در گزارش ویژه اعتماد ملی نوشته در این سه سالی که از عمر دولت نهم می‌گذرد بی‌سابقه‌ترین اتفاق از زمانی که کشور ما دارای نفت بوده رخ داده است و آن اینکه حدود ۲۰۰ میلیارد دلا‌ر درآمد نفتی داشته‌ایم که باید هر سنت آن توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و بانک مرکزی و خزانه‌داری کل کشور مورد محاسبه قرار گیرد ولی به‌دلیل عدم وجود نظام برنامه‌ریزی در کشور شاهد بی‌انضباطی مالی بوده‌ایم. به‌دلیل خلاء وجود سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در کشور همواره انگشت تعجب به دندان گرفته‌ایم که این همه بی‌انضباطی مالی چگونه روی می‌دهد؟

نویسنده نقد اعتماد ملی تاکید کرد همانطور که ساختار برنامه‌ریزی در کشور به ویرانه‌ای تبدیل شد باید با یک مصوبه در هیات وزیران مصوبه قبلی لغو گردد و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی احیا شود و ادارات کل برنامه‌ریزی در استان‌ها که اکنون تحت نظر استانداری‌ها فعالیت می‌کنند احیا شوند. البته این را باید گفت که شخصیت‌های ارزشمند و متفکر در نظام برنامه‌ریزی از این ساختار خارج شده‌اند که باید دوباره آنها را فراخواند و به سیستم مدیریتی وارد و نظارت عمیق کشور را احیا کرد.