نقش مشکلات اقتصادی ایران در انتخابات ریاست جمهوری

محمود احمدی نژاد
Image caption در ایران روحانیون غالبا اختیارات رئیس جمهوری را محدود می کنند.

کارشناسان اقتصادی پیش بینی می کنند که به دلیل کاهش فاحش قیمت نفت، ایران در ظرف چند ماه آینده با مشکلات مالی جدی مواجه خواهد شد.

کسری بودجه ایران که به دلیل کاهش بهای نفت و بحران بانکی جهانی است، موضوعی است که نامزدهای ریاست جمهوری ایران باید به آن توجه نشان دهند.

اقتصاد ایران تقریبا کاملا به نفت وابسته بوده و 80 درصد ارز خارجی ایران از صدور نفد تامین می شود و نفت و گاز منبع 70 درصد درآمد دولت ایران است.

بهای نفت از هر بشکه 140 دلار به حدود هر بشکه 40 دلار تنزل پیدا کرده و کاهش قابل توجه درآمد دولت سبب شده که برای اولین بار از هنگام انقلاب اسلامی در سال 1979 ، هنگامی که ایرانی ها در ماه ژوئن در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنند، به جای توجه به مسائل ژئوپولیتیک، وضعیت اقتصادی کشور را مد نظر داشته باشند.

تاثیر تحریم ها

علاوه بر رکود اقتصادی و کاهش قیمت نفت، ایران همچنین باید با تحریم های آمریکا و سازمان ملل متحد علیه ایران، دست و پنجه نرم کند.

این تحریم، مشکلاتی برای شرکت های نفت و گاز جهت معامله با ایران ایجاد کرده، حساب های بانکی خارجی 13 شرکت ایرانی مسدود شده است و فروش تولیداتی به ایران، که احتمال استفاده نظامی از آن وجود دارد ممنوع شده است.

مهرداد عمادی- مقدم از دانشگاه استافوردشایر در بریتانیا می گوید همین محدویت ها سبب شده که ایران نتواند تکنولوژی یا کالاهای مورد نیاز خود را مستقیما خریداری کند و در نتیجه با خرید آن از طریق کشور ثالث، این کالاها را 10 تا 12 درصد گرانتر خریداری کند.

از سوی دیگر به دلیل این که ایران قادر به مدرنیزه کردن تکنولوژی خود نیست، کارخانجات این کشور فرسوده شده اند.

علی پهلوان که در یک شرکت مهندسی در تهران کار می کند می گوید: "اجرای تعدادی از پروژه ها که بیشتر آنها متعلق به وزارتخانه هاست به دلیل نبودن پول، متوقف شده است."

علی پهلوان اذعان می کند که بخشی از مشکلات کشور به دلیل تک محصولی بودن اقتصاد ایران است ولی می گوید دولت نیز مقصر است: "دولت انقلابی عمدتا هدف های عقیدتی و سیاسی را دنبال می کند و اقتصاد به حاشیه رانده شده و مهمترین اولویت نیست."

انتظارات اجتماعی

مشکلات اجتماعی ایران مزمن بوده و بیکاری فزاینده نیز موجب نگرانی است.

با وجود ثروت نفتی قابل توجه، ایران هنوز دارای 26 درصد نرخ تورم سالانه و سطح بالای بیکاری است.

بیش از 35 درصد جمعیت زیر سی سال ایران، بیکار است.

دکتر عمادی-مقدم به وجود دو گانگی در ایران اشاره می کند و می گوید در حالی که بخشی از جمعیت با تازه ترین ابتکارات غرب آشنایی دارد، دسترسی آزادانه بخش دیگری از جمعیت به ایده ها و ارتباط با اقتصاد جهان از طریق شناساندن طرح ها و فعالیت هایشان ممنوع است.

Image caption از جمعیت 69 میلیونی ایران، 12 میلیون نفر در تهران زندگی می کنند

مهرداد عمادی-مقدم می گوید: "وقتی همه این عوامل را در نظر می گیرید به این نتیجه می رسید که ایران واقعا عقب رفته است و در فهرست کشورهایی که دارای سرمایه گذاری خارجی و عملکرد خوب در تجارت بین المللی هستند در رده بسیار پایین قرار دارد."

از نظر رشوه و فساد نیز تقریبا در تمام شاخص های شناخته شده بین المللی، ایران سابقه خوبی ندارد.

وتوی روحانیت

اقتصاد ایران با در نظر گرفتن استانداردهای سنتی، به شیوه ای غیرعادی و بی منطق اداره می شود.

با توجه به این که معیار سنجش ارزش ریال ایران، با دلار آمریکاست، ارزش دلارهای نفتی ایران مرتبا کاهش می یابد و دولت به خاطر اعتراض مردم نمی تواند برای جبران این امر، مالیات ها را افزایش دهد.

تلاش هایی هم که رئیس جمهوری ایران برای رفع مشکلات ناشی از بعضی از تصمیم های اقتصادی دولت به عمل آورده به نتیجه نرسیده است.

محمود احمدی نژاد اخیرا "طرح تحول اقتصادی" را پیشنهاد کرد که هدف از آن کاهش وابستگی دولت به درآمد نفتی و مبارزه با مشکلات اقتصادی کشور از جمله افزایش نرخ تورم بود ولی این طرح با مخالفت نمایندگان مجلس ایران به این عنوان که هزینه آن بیش از حد است، روبرو شده است.

علاوه بر این اگر چه ایران یک دموکراسی است ولی روحانیت حق وتوی هر قانونی را دارد.

هنگامی که آقای احمدی نژاد برای انتخاب مجدد به سمت ریاست جمهوری دست به مبارزه انتخاباتی می زند، شعار وی مبارزه با فساد و توزیع عادلانه ثروت خواهد بود.

ولی مهرداد عمادی-مقدم می گوید آقای احمدی نژاد در طی چهار سال گذشته در همه موارد شکست خورده است و دستاوردهای وی، یا نبود این دستاوردها، نقش کلیدی در انتخابات آتی خواهد داشت.

مطالب مرتبط