خاتمی و موسوی؛ رو در رو يا همراه؟

محمد خاتمی و میر حسین موسوی

کناره گيری محمد خاتمی از عرصه رقابت های انتخابات رياست جمهوری، نه تنها اصلاح طلبان جمهوری اسلامی را برای برداشتن گام های بعدی با ترديدها و اما و اگرهای تازه ای مواجه ساخته، بلکه به نظر می رسد اصولگرايان حاکم را نيز با چالش های جديدی روبه رو کرده است.

آقای خاتمی، علت انصراف خود از نامزدی را پايبندی به اخلاق و ايستادگی بر وعده قبلی خود عنوان کرده است.

وی که پيش از اعلام نامزدی خود، گفته بود تنها به شرطی در عرصه رقابت های انتخاباتی حاضر خواهد شد که ميرحسين موسوی از پذيرش نامزدی سر باز زند، به دنبال اعلام نامزدی آقای موسوی، عملا در موقعيتی قرار گرفت که ادامه نامزدی خود در انتخابات را به طور جدی مورد بازنگری قرار دهد.

با اين حال، هم متن بيانيه محمد خاتمی و هم جواب ميرحسين موسوی به اقدام آقای خاتمی، برخی تحليل ها در باره علت اصلی انصراف رييس جمهوری پيشين ايران را پر رنگ تر می کند.

به نظر می رسد جدای از سخن آقای خاتمی برای حضور در انتخابات به شرط خودداری ميرحسين موسوی از اعلام نامزدی، دلايل ديگری نيز برای اعلام انصراف آقای خاتمی وجود داشته که موجب شده است او اصرار هوادارانش و اختلافات آنان با ديدگاه های آقای موسوی را ناديده انگارد.

آقای خاتمی در متن بيانيه انصراف خود، ضمن تاکيد بر صبغه اخلاقی اقدامش و تمجيد از شخصيت آقای موسوی، اعلام نامزی ميرحسين موسوی را "ديرهنگام" قلمداد کرد و از وجود "تفاوت ها و تمايزهايی بين نظر و عمل" خود با او سخن گفت.

ميرحسين موسوی نيز روز سه شنبه 27 اسفند ماه در نامه ای به محمد خاتمی، هرچند به طور متقابل محمد خاتمی را ستود، اما کناره گيری آقای خاتمی از رقابت ها را ناشی از اعلام نامزدی خود ندانست.

آقای موسوی در نامه خود نه تصميم محمد خاتمی را قطعی دانسته و نه تصميم خود برای کانديداتوری را غيرقابل بازگشت خوانده، با اين حال، وی با استناد به "مختصات زمانه" سخن از آن گفته که خود را برای ادامه "طريق اصلاحات" مناسب تر از پايه گذار آن، يعنی محمد خاتمی می داند.

به اين ترتيب، ميرحسين موسوی نه تنها کناره گيری محمد خاتمی را به اعلام نامزی خود پيوند نداده، بلکه خطاب به وی نوشته است:" تاخیر خود یا شما یا هریک از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات می‌شناسم."

اصلاح طلبان و تغيير ناخواسته؟

از سوی ديگر، نخستين موج واکنش ها از سوی هواداران محمد خاتمی نشان نمی دهد که آنها برای رويارويی با چنين وضعيتی آماده بوده اند.

هرچند احزاب و گروه های هوادار محمد خاتمی هنوز به طور رسمی واکنشی به کناره گيری محمد خاتمی و حمايت نه چندان پوشيده وی از نامزدی مير حسين موسوی نشان نداده اند، اما سايت های اينترنتی نزديک به هواداران محمد خاتمی، عملا ناخرسندی خود از اعلام نامزدی ميرحسين موسوی را به نمايش گذاشتند.

دامنه اين واکنش ها از انتقادهای تند به ميرحسين موسوی، تا گلايه از محمد خاتمی و وعده ادامه تلاش ها برای بازگرداندن او به صحنه رقابت های انتخاباتی در نوسان بوده است.

مجموعه اين شرايط، دست کم در نخستين ارزيابی ها از تحولات جاری در اردوگاه طيفی از اصلاحی طلبان جمهوری اسلامی، نشان می دهد که همه حاميان محمد خاتمی نه آماده بوده اند و نه چندان به سادگی حاضرند که به طور يکپارچه به صف حاميان ميرحسين موسوی که از نگاه آنان تعريفی متفاوت از اصلاحات عرضه می کند، بپيوندند.

اگرچه اصلاح طلبان در ارزيابی های خود ابراز اميدواری کرده اند که ميرحسين موسوی بتواند هم به دليل پيشينه و هم به دليل ديدگاه هايش علاوه بر آراء حاميان اصلاحات، بخش قابل توجهی از آراء حاميان جناح اصولگرا را نيز به دست آورد، اما همين نکته خود موجب بروز انتقادها و ترديدهايی در باره ميزان پايبندی آقای موسوی به جريان "اصلاح طلبی" پس از دوم خرداد 1376 شده است.

در واقع به نظر می رسد که آقای موسوی، در جلب حمايت چهره هايی در جناح اصلاح که به عنوان اعضای جناح چپ جمهوری اسلامی همکار نخست وزير دوران جنگ بودند دشواری چندانی داشته باشد، اما ممکن است دشواری اصلی وی ترسيم خطوط تمايز خود از اصولگرايان و جذب آراء تاثير گذار و تعيين کننده جوانانی باشد که دوران نخست وزيری او در دهه شصت خورشيدی را تجربه نکرده اند.

اختلاف در جناح اصلاح طلب تنها به مباحث نظری در تعريف اصلاحات محدود نمی شود. تاکيد مهدی کروبی بر نامزدی خود می تواند بر مشکلات اين جناح برای پيروزی در انتخابات بيفزايد؛ دشواری هايی که گذر از آن می تواند نه تنها برای مهدی کروبی و ميرحسين موسوی، بلکه برای جناح اصلاح طلب با همه طيف های متنوعش چندان ساده و کم هزينه نباشد؛ مگر آنکه مسير حوادث به گونه ای رقم خورد که يکی از اين دو، حاضر شود به سود ديگری از ميدان رقابت خارج شود، يا در اقدامی که اکنون پيش بينی ناپذير به نظر می رسد نامزد سومی به جمع اين دو اضافه شود و معادلات را به طور کلی تغيير دهد.

خروج خاتمی، ورود موسوی و اصولگرايان

دامنه پيامدهای کناره گيری آقای خاتمی و تصميم ميرحسين موسوی برای پايان دادن به نزديک دو دهه دوری از ميدان سياست و مسئوليت، تنها به جناح اصلاح طلب جمهوری اسلامی ايران محدود نمی ماند و جناح اصولگرای رقيب را نيز در بر می گيرد و می تواند بر تصميمات و حتی شمار نامزدهای اين جناح تاثيری جدی بر جای بگذارد.

اصولگرايان در مجموع تا کنون نه تنها به طور جدی ميرحسين موسوی را مورد انتقاد قرار نداده اند، بلکه در مواردی وی را چهره ای اصولگرا قلمداد کرده اند که تفاوت هايی بنيادين با دست کم طيفی از اصلاح طلبان دارد.

هرچند آقای موسوی در سال های دوری از سياست، چندان مواضع و ديدگاه های خود را توضيح نداده اما اصولگرايان به ويژه به دليل تاکيد ميرحسين موسوی بر ارزش ها و آرمان های اوليه انقلاب، ديدگاه های او در عرصه سياست خارجی و رويکردش در حوزه اقتصاد را نشانه هايی از نزديکی او به اصولگرايان يا دست کم دوری از اصلاح طلبان می دانند.

علی لاريجانی، رييس مجلس هشتم که از او به عنوان يک نامزد احتمالی برای انتخابات رياست جمهوری ياد شده بود، روز سه شنبه ميرحسين موسوی را چهره ای ملی خواند که حضورش موجب آراستگی انتخابات می شود.

با اين همه، اصولگرايان برای موضع گيری در برابر ميرحسين موسوی منتظرند تا او با طرح ديدگاه ها و مواضعش، ابتدا نسبت خود با اصلاح طلبان را مشخص کند.

جدا از اعلام نامزدی ميرحسين موسوی، صرف کناره گيری آقای خاتمی هم می تواند موجب بروز دوباره انشقاق ها و شکاف هايی در جناح اصولگرا شود.

با اعلام نامزدی آقای خاتمی، به نظر می رسيد که اصولگرايان برای پيروزی در انتخابات به رغم برخی اختلاف نظرهای جدی درونی، بر روی نامزدی محمود احمدی نژاد به اجماع برسند، اما اکنون ممکن است با کناره گيری او بر شمار نامزدهای جناح اصولگرا نيز افزوده شود.

مطالب مرتبط