ایران را چگونه باید منصرف کرد؟

Image caption اوباما در پیام خود خواهان پایان تنش ها با ایران شد

در لندن، مقام های بریتانیایی غیر از مساله نشست گروه بیست، با مسایل دیگری هم مشغولند. امنیت هسته ای و احتمال آب شدن یخ روابط میان ایران و آمریکا.

توجهات بر روی باراک اوباما و دستور او برای بازبینی سیاست های این کشور است. اگرچه ایران اصرار می کند که اهداف هسته ای این کشور صلح آمیز است اما آمریکا و شرکای آن می گویند این کشور برنامه ای پنهانی برای دستیابی به سلاح های هسته ای دارد که این امر باعث بروز تغییرات عمده ای در خاورمیانه و شکل گیری دوباره مسابقه تسلیحاتی در این منطقه می شود. درخواست های غرب از ایران برای تعلیق فعالیت های غنی سازی کماکان ادامه دارد و در عین حال تحریم های آمریکا علیه ایران برای یک سال دیگر از سوی اوباما تمدید شده است اما در همین زمان، رئیس جمهوری آمریکا برای تغییر سیاست ها در قبال ایران پیش قدم شده است. پیشنهاد مذاکره مستقیم "در صورتی که ایران مشت گره کرده خود را کنار بگذارد"، تلاش برای همکاری با ایران در مسایل منطقه ای، دعوت از ایران برای شرکت در یک کنفرانس عمده در مورد افغانستان و احتمال اعزام یک مقام رسمی آمریکایی به اجلاس شانگهای در مسکو که نماینده ایران نیز در آن شرکت می کند از جمله این تغییرات است.

آقای اوباما یک پیام ویدئویی با زیر نویس فارسی نیز برای ایرانیان فرستاده که در آن گفته شده آمریکا "مایل به پایان گرفتن تنش و بهبود روابط دو جانبه با ایران" است.

این پیام، پاسخ صریح رهبر ایران را به دنبال داشت.

طبق معمول آیت الله خامنه ای، رهبر ایران از آمریکا انتقادهای تندی به عمل آورد و شرایط ایران را برای بهبود روابط با آمریکا بیان کرد. او خواهان پایان یافتن تحریم های آمریکا علیه ایران و حمایت های بی قید و شرط این کشور از اسرائیل شد. البته این را هم باید مورد توجه قرار داد که آقای خامنه ای گفت اگر آمریکا واقعا تغییر کند، ایران نیز رفتار خود را تغییر خواهد داد. این حس و حال وجود دارد که اوضاع در حال تغییر است. فارغ از هر چیزی، زمان زیادی برای از دست دادن وجود ندارد. به چند دلیل، مشکل ایران فوری است.

Image caption پیام اوباما، پاسخ صریح رهبر ایران را به دنبال داشت

اگر ایران واقعا می خواهد به جهان نشان دهد که می تواند بمب بسازد، زمان در حال از دست رفتن است. علی رغم گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا در دو سال پیش که می گفت تهدید ایران فوری نیست، گزارش جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی خاطرنشان می کند که ایران در تئوری در حال دست یافتن به حجم کافی اورانیوم برای تولید سلاحی کوچک است. این توافق وجود دارد که برای برقراری اعتماد میان طرفین،خساراتی که از قرار دادن ایران در "محور شرارت" حاصل شده، باید جبران شود. برخی دیپلمات های آمریکایی که در تدوین این سیاست دولت جورج بوش دست داشتند، به ناکامی آن اعتراف کرده اند.

آقای اوباما باید گسترده فکر کند و به طور استراتژیک عمل کند. او باید ایران را از یک دردسر به کمکی برای برقراری ثبات در کشورهای منطقه تبدیل کند. با این احتمال که اوباما برای چهار یا هشت سال رئیس جمهور خواهد بود، این سئوال ایجاد می شود آیا او رئیس جمهوری خواهد بود که به عنوان آخرین راه حل، اقدام به عملیات نظامی علیه ایران خواهد کرد یا رئیس جمهوری می شود که به خصومت سی ساله ایران و آمریکا پایان می دهد و جهان را از یک درگیری جدید هسته ای نجات می دهد. بحران مالی جهانی و بحران تغییرات آب و هوایی دو موضوع مهم در این بحث هستند.

سئوال این است چگونه می توان با خطرات رقابت های تسلحلیحات هسته ای در برابر چنین چالش هایی مقابله کرد.

گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا هفته پیش به این مساله اشاره کرد.

او گفت در زمانی که دنیا به دنبال خلاصی از سوخت های فسیلی است، تقاضا برای انرژی هسته ای، افزایش پیدا خواهد کرد.

طبق گزارش های سازمان ملل، در چهار دهه آینده سالانه سی و دو راکتور جدید برای به نصف رساندن میزان این سوخت ها مورد نیاز است.

"فلسفه جدید"

این امر این خطر را به دنبال دارد که کشورها از نیروگاه های اتمی غیرنظامی خود برای برنامه هایی با مقاصد نظامی استفاده کنند.

بریتانیا خواهان آن است که یک سیستم سفت و سخت بین المللی در این زمینه به کار گفته شود. طبق این سیستم، انرژی هسته ای در سطح بین المللی مورد استفاده قرار می گیرد اما نظارت های سفت و سختی بر استفاده آن صورت می گیرد و تحریم های شدیدی علیه ناقضان وضع می شود.

آقای براون افزود ایران "مورد آزمایشی" این "فلسفه جدید" خواهد بود. این کشور یا با همکاری در این زمینه موافقت می کند و از منافع آن بهره می گیرد یا مخالفت می کند و با مجازات های بیشتری رو به رو می شود.

اما این سئوال نیز مطرح می شود که چرا پنج کشوری که معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای را امضا کرده اند، اجازه دارند این سلاح ها را نگاه دارند اما هیچ کشور دیگری حق داشتن آن را نخواهد داشت؟

این امر ممکن است به نفع صلح جهانی باشد، اما قطعا عادلانه نیست، آن هم در زمانی که معاهده "ان پی تی" می گوید این کشورها باید در زمینه کاهش سلاح های خود و رساندن آنها به صفر، همکاری کنند.

بریتانیا و فرانسه تعداد سلاح های هسته ای خود را کاهش داده اند. بریتانیا تعداد کلاهک های هسته ای خود را از سال ۱۹۹۷ به نصف کاهش داده اما این مساله باعث نشد تا این کشور دو سال پیش زیردریایی های خود را که قابلیت حمل موشک هسته ای دارند، مدرنیزه نکند.

Image caption روسیه می خواهد ارتش خود را مدرنیزه کند

روسیه نیز در حال به روز کردن موشک های هسته ای خود است. هفته پیش دمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه اعلام کرد که بحران اقتصادی مانع از تجهیز ارتش روسیه به سلاح های جدید نخواهد شد. او اولویت را به تسلیحات هسته ای داد. چین نیز در حال تولید موشک ها و کلاهک های جدید هسته ای است.

آمریکا در دوره حکومت جورج بوش، رئیس جمهوری پیشین آمریکا در این زمینه مستثنی نبود. وزارت دفاع او تلاش کرد تا بودجه جدیدی برای تولید موشک هایی که می توانند از دیوارهای مستحکم پناهگاه های زیرزمینی عبور کنند، به دست آورد. پس بی جهت نیست که دو مرور معاهده ان پی تی در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۵ با ناکامی منجر شد.

تشویق به جای تنبیه؟

به غیر از این، هند، پاکستان و کره شمالی که معاهده ان پی تی را امضا نکرده اند و سلاح هسته ای آزمایش کرده اند، مجازاتی ندیده اند و به نوعی پاداش دریافت کرده و موضع آنها در مذاکرات مستحکم شده است.

اسرائیل نیز سال هاست مظنون به داشتن سلاح هسته ای است و تحت هیچ فشاری هم برای خلع سلاح نیست.

از نظر ایران، این یک استاندارد دوگانه است.

با توجه به همه اینها، چگونه می توان کشوری مانند ایران را که مایل است نقش پررنگ تری در منطقه به عهده بگیرد، قانع کرد تا برای دستیابی به سلاح هسته ای تلاش نکند؟

پاسخ قطعا در سیستم چماق و هویج یا تقویت گام به گام روابط دو جانبه نیست. باید در این زمینه سرمشقی تعیین کرد.

در این زمینه باید ابتدا به پنج کشور عضو شورای امنیت بنگریم.

در زمانه کاهش بودجه ها، کاهش بودجه تسلیحاتی پیشنهادی گیرا است.

آقای اوباما گفته او از ایده حذف سلاح های هسته ای حمایت می کند.

روسیه و آمریکا حدود ۹۵ درصد سلاح هسته ای دنیا را در اختیار دارند. آنها با آغاز مذاکرات برای جایگزینی معاهده قدیمی در این باره موافقت کرده اند.

بریتانیا نیز گفته است کاهش بیشتر سلاح های هسته ای را مد نظر قرار می دهد.

شاید مرور ان پی تی در سال ۲۰۱۰ با پیشرفت های واقعی رو به رو شود.

پرستیژ هسته ای

سلاح هسته ای تنها یک قابلیت و توانایی نیست و برای دارندگان آن یک پرستیژ و اعتبار محسوب می شود.

کشورهای دارای حق وتو چه کشورهایی هستند؟ پنج کشور دارای سلاح هسته ای. اصلاحات در شورای امنیت شاید به معنای تغییر در این دیدگاه باشد.

در هر صورت اگر اهداف هسته ای ایران صلح طلبانه است، چرا با پیشنهادهایی که غرب داده موافقت نکرده است. پیشنهادهایی مانند راه اندازی راکتور غیرنظامی و لغو محاصره های اقتصادی علیه این کشور.

اما چه اتفاقی می افتد اگر زمامداران در ایران تنها به دنبال خریدن زمان هستند و بهبود روابط با جهان خارج را یک فریب می دانند؟

مردم ایران شاید از تعامل بیشتر با جهان استقبال کنند اما آیا رهبران روحانی ایران نیز واقعا می خواهند درهای این کشور را به روی آمریکا باز کنند و خطر کاهش قدرت خود را هم از نظر سیاسی و هم اقتصادی به جان بخرند؟

حتی اگر آنها بگویند این امر {سلاح هسته ای} غیر شرعی و غیر قانونی است، اما محاسبات خصوصی آنها این است که ارعاب هسته ای، بهترین راه برای ماندن در قدرت است و نفود ایران را در منطقه و جهان افزایش می دهد. این ما را به سوی سناریویی کابوس مانند هدایت می کند.

هنگامی که از یک دیپلمات عالی رتبه بریتانیایی سئوال کردم اگر ایران نخواهد مذاکره کند، چه اتفاقی می افتد، نقشه بعدی چیست گفت: "فکر آن را هم نکن، قدم بعدی بسیار سخت و دشوار و ترسناک خواهد بود."

مطالب مرتبط