بررسی روزنامه های صبح تهران؛ سه شنبه اول اردیبهشت

تیتر اول ها

آفتاب یزد با تیتر " اوباما هم راه بوش را مي‌رود به گزارش سخنرانی رییس جمهور در اجلاس دوربان 2 پرداخته و اعتماد با عنوان "سخنراني جنجالي احمدي نژاد در ژنو" همان را آورده و ابرار این تیتر را برای همان سخنرانی برگزیده "نامه اى درباره راهكارهاى حل بحران اقتصادى جهان تهيه كرده ام " جام جم در تیتر اول خود در کنار عکسی از محمود احمدی نژاد نوشته است: "مرد اول ژنو."

روزنامه جمهوری اسلامی این تیتر را برای گزارش اصلی خود برگزیده "صهیونیسم جهانی و حامیانش بزرگ ترین تهدید جهانی هستند"، رسالت با تیتر "خشن ترین نژاد پرستان به بهانه هولوکاست فلسطین را اشغال کرده اند" همان گزارش را در صدر اخبار خود منعکس کرده ، روزنامه سرمایه هم در تیتر اول خود نوشته "خروج اعتراضی چهل دپیلومات غربی"، کیهان جمله "استقبال از احمدی نژاد، نفرت از اسرائیل نژاد پرست" را در عنوان اول خود آورده است.

مردم سالاری از قول میرحسین موسوی نوشته "گاه ماجراجویی در سیاست خارجی مصرف داخلی دارد."

حیات نو در تیتر اول خود خبر داده با وجود ابتلاى ده‌ها هزار نفر "وزارت بهداشت شيوع بيمارى تب مالت را نپذيرفت" صدای عدالت "دولت و جرم تصرف غیرقانونی در وجوه و اموال دولتی" را عنوان گزارش اصلی خود قرار داده است.

"زمان اوج‌‌گيري تقاضاي مسكن" تیتر اصلی روزنامه دنیای اقتصاد است و "خواب رقیبان برای ناطق نوری" تیتر روزنامه خبر.

گزیده مقالات

انتخابات

سجاد سالک در مقاله ای در اعتماد نوشته از زمان جدايي روحانيون اصلاح طلب از جامعه روحانيت مبارز، اين تشکل سياسي هيچ گاه در درون خود اختلاف نظري به شدت آنچه اينک وجود دارد را تجربه نکرده است. شکاف در سنتي ترين تشکل سياسي جناح محافظه کار به حد غيرقابل انکاري رسيده و باعث شده جلسات اخير جامعه روحانيت مبارز بي نتيجه پايان يابد. موضوع اختلاف بحث داغ اين روزها يعني انتخابات و حمايت يا عدم حمايت از محمود احمدي نژاد است.

به نوشته این کارشناس مسائل داخلی معلوم نيست دو هفته مانده به زمان ثبت نام و در حالي که تا به حال هيچ کانديداي اصولگرايي براي حضور در صحنه اعلام آمادگي نکرده، تعلل اصولگرايان به چه منظور است و اينها منتظر چه تغييري در آرايش انتخاباتي نشسته اند. تعلل اصولگرايان و موکول کردن نظر نهايي به تحولات روزهاي پاياني نشان مي دهد بايد منتظر اتفاقي ويژه در آرايش انتخاباتي باشيم.

سیاست خارجی

محمد صدر در مقاله ای در اعتماد به انتقاد از سیاست خارجی دولت احمدی نژاد پرداخته و نوشته اولين ويژگي اين دوران در عرصه سياست خارجي را بايد نگاه غيرعلمي به سياست خارجي دانست. ويژگي هايي که در سياست خارجي دولت آقاي احمدي نژاد وجود دارد مثل همان اولین سفر به سازمان ملل است . رئيس دولت نهم در حالي که بيشتر مسوولان و کارشناسان وزارت امور خارجه به ايشان گفته بودند در دانشگاه کلمبيا حاضر نشوند به آنجا رفت و سخنراني کرد. در آن زمان بررسي ها نشان مي داد در آنجا رئيس جمهور ايران مورد توهين قرار خواهد گرفت.

به نوشته معاون سابق وزارت خارجه نگاه غيرعلمي نتايج ديگري هم دارد و آن مسووليت جهاني براي خود قائل بودن است. به عنوان نمونه ايشان در سخنان شان بشارت مي دهند دنيا در حال تغيير است و به زودي اتفاقات مهمي خواهد افتاد و بلافاصله بعد از اين مي گويد ما بايد براي دنيا فکر کنيم. در همين چارچوب نيز به رئيس جمهور امريکا و خانم مرکل نامه يي با مضمون هدايت فرستاده مي شود. اگر شما به متن آن نامه ها نگاه کنيد، مي بينيد محتوايش قرابتي با مسائل علمي سياست خارجي نداردو نشانه عدم شناخت محيط بين المللي و عدم استفاده از کار کارشناسي خبرگان سياست خارجي است.

بي اثر دانستن قطعنامه هایی که اثرشان به مرور زمان در اقتصاد کشور ديده شده و انتقال پرونده هسته ای به شورای امنیت که قرار بود قطعنامه ای در آن جا صادر نشود که شد و به کار بردن ادبيات غيرديپلماتيک و سیاست تهاجمی از دیگر انتقادهای محمد صدر به سیاسیت خارجی دولت فعلی است.

هرمیداس باوند در مقاله ای در اعتماد نوشته اين طور ادعا مي شود که براي حل مسائل عراق و افغانستان امکان همکاري با ايران وجود دارد که نمونه اخير آن در اجلاس لاهه براي بررسي مسائل افغانستان را مي توان مشاهده کرد اما. به طور کلي اگر راندمان سياست خارجي آقاي احمدي نژاد را بررسي کنيم، سياست خارجي است که با نارسايي و نابساماني روبه رو بوده و منافع ملي همواره فداي موضع گيري هاي غيرکارشناسي شده است.

این استاد دانشگاه در مقاله اعتماد اشاره کرده در مورد مساله تکنولوژي هسته يي نيز من معتقدم حل آن به نفع کشور است براي اينکه مصلحت در آن است که با يک گفت و گوي سازنده هر دو طرف ايران و ايالات متحده امريکا تعديلاتي را در مواضع خود انجام دهند. براي اينکه اين مذاکرات به نتيجه مورد قبول هر دو طرف منتهي شود، مي توان از عرصه هايي که امکان تفاهم به صورت نسبي وجود دارد مانند مساله افغانستان و تا حدودي عراق استفاده کرد.

امير دبيري مهر در سرمقاله صدای عدالت با عنوان تفاوت شهروند ايراني با شهروند آمريکايي به پرونده رکسانا صابری خبرنگار آمریکائی اشاره کرده و نوشتهاز روز نخستيني که خانم صابري دچار اين گرفتاري شده تمام دستگاه تبليغاتي، ديپلماسي و رسانه‌اي آمريکا با تمام توان و امکانات در حمايت از خانم صابري فعال شده اند. حجم اين فشارها به حدي است که رئيس‌جمهور ايران نيز از موضع دفاع از حقوق خانم صابري وارد ماجرا شده و خواستار تامين حقوق نام‌برده مي‌شود.

به نوشته سرمقاله صدای عدالت چند سال قبل که يک تاجر ايراني مقيم آلمان به اتهام کمک به ايران براي دستيابي به تجهيزات هسته‌اي در آلمان بازداشت و 18 ماه در زندان‌هاي اين کشور تحت بدترين شرايط به سر برد آن‌چه که بيشتر از هر چيزي این شهروند ایران و ايرانيان را آزرده مي‌سازد انفعال و بي‌تفاوتي و بي‌تحرکي دستگاه ديپلماسي و تبليغاتي کشور است که نتوانست از اين مسئله کوچکترين تاثيري بر روند پرونده بگذارد.

به نوشته این مقاله امروز در وضعيتي هستيم که ضعيف‌ترين و بي‌ريشه‌ترين کشورها نيز به خود اجازه مي‌دهند به شهروندان ايراني توهين کرده و حقوق اوليه آن‌ها را تضييع کنند زيرا از بايت واکنش‌هاي جدي دولت ايران هيچ نگراني به خود راه نمي‌دهند. اميدوارم اين سکانس دل‌آزار زودتر پايان يابد.

نقش سپاه

کیهان در سرمقاله خود نوشته سپاه در دهه سوم انقلاب اسلامی نقش کلیدی در بر هم خوردن توطئه های داخلی علیه انقلاب داشت و در همان حال با اقتدار، مرزهای ایران در غرب و شرق کشور- علیرغم وجود نزدیک به 200هزار نیروی نظامی و نیز حدود 200 هزار نیروی امنیتی آمریکا در آن کشورها- را با اتخاذ روش های بدیع امن گردانید و این امنیت آرام آرام به درون مرزهای دو کشور همسایه منتقل شد.

به نوشته کیهان با همین ترتیب بود که مردم با برخورداری از امنیت نسبی تا حد زیادی توانستند دولت های مورد نظر خود را در کابل و بغداد بر سر کار آورند.

دیکتاتوری کدام است

روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله خود در جواب یک رسانه هوادار دولت که تلاش مجلس برای افزایش اختیارات رییس آن قوه را دیکتاتوری پارلمانی خوانده نوشته اگر قانوني كه به تاييد 180 نماينده مجلس رسيده است، ديكتاتوري باشد براي برخي رفتارهاي ديگر چه نامي بايد برگزيد؟ مثلاً ايستادگي دولت در برابر مصوبه مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام و عدم احياي شوراهاي منحل شده، شايسته چه عنواني است؟

سردبیر این روزنامه پرسیده انتظار از مجلس براي تصويب بي‌چون و چراي بودجه پيشنهادي دولت را چه مي‌توان ناميد؟ اگر پافشاري نمايندگان مجلس بر تقويت جايگاه رئيس قوه مقننه و تحكيم موقعيت او براي اجراي اصل 138 قانون اساسي را بتوان "ديكتاتوري" ناميد پافشاري دولتي‌ها براي »انحصار قدرت در دولت و رئيس‌جمهور« و بي‌تابي آنها در برابر بعضي تذكرات مشفقانه نسبت به تصميمات يك جانبه دولت چه نام دارد؟

سردبیر آفتاب یزد نوشته هنوز واكنش يك مشاور رئيس جمهور بـه تـذكـر دلـسـوزانـه رئيس قوه قضائيه در خصوص »كثرت تغييرات مديريتي« فراموش نشده است. آيا اينكه يك مقام دست چندم دولتي از رئيس قوه‌قضائيه بخواهد »حرف خود را پس بگيرد تا بر اختيارات رئيس‌جمهور خدشه‌اي وارد نشود«‌به »ديكتاتوري« نزديك‌تر استيا تصويب قانون براي تبيين اختيارات كسي كه اگر از حوزه وظايف خود خارج شود به راحتي قابل بركناري توسط نمايندگان مجلس است؟

حذف کنکور

اعتماد در مورد حذف کنکور که قانون آن به تصویب مجلس رسید گزارشی تهیه کرده که نشان می دهد به جز رییس کمیسون آموزش و پرورش مجلس دیگر مسوولان و کارشناسان با این فکر مخالفند چنان که برخي کارشناسان مسائل آموزشي که از جمله منتقدان سياست هاي دولت به شمار مي روند در مقام حمايت از مواضع علي احمدي برآمدند و همچون او از غيراجرايي بودن، ناعادلانه بودن و سياسي بودن اين قانون سخن گفتند.

به نوشته اعتماد شیرزاد عبداللهي کارشناس آموزش و پرورش گفته قانون حذف کنکور فقط انتقال کنکور از وزارت علوم به آموزش و پرورش است. به جاي آنکه يک کنکور تستي چهارساعته برگزار شود، کنکورهاي متعددي در مدارس برگزار مي شود که همه بدي ها و تبعات قبل را دارد، با اين تفاوت که طولاني تر هم هست و کلاس هاي درس دبيرستان را تبديل به کلاس هاي کنکور چهارساله مي کند.

ادبیات چاله میدانی

بهروز بهزادي سردبیر اعتماد در سرمقاله این روزنامه نوشته اين روزها در بحث هاي مربوط به مسائل کشور با رفتار و ادبياتي روبه رو مي شويم که در نخستين واکنش از اينکه فرهنگ ما دچار چنين ضايعاتي شده است، متاسف مي شويم. تازه ترين نوع اين نابهنجاري فرهنگي را در بيانيه آقاي مايلي کهن سرمربي تيم ملي مي توان ملاحظه کرد.

به نوشته این روزنامه نگار بحث انتخابات مي توان در بعضي از رسانه هاي راستگرايان با ادبيات توهين و تحقير و تهمت عليه بزرگان و کانديداهاي جريان اصلاح طلب روبه رو شد به گونه يي که خواننده تصور مي کند درهاي تعامل يا انتقاد بسته است و طرف چاره يي جز ايراد تهمت و فحاشي ندارد. اگر از من ايراد نگيريد، بايد اضافه کنم اين ادبيات و نوع رفتار متاسفانه در کشور ما تبديل به فرهنگ شده و از پايين به بالا رسوخ يافته است تا جايي که چيزي موسوم به ادبيات چاله ميداني وارد کلام کساني شده است که مدارک دانشگاهي دارند و به نوعي تکنوکرات هاي کشور محسوب مي شوند.