بررسی روزنامه های تهران، پنجشنبه 3 اردیبهشت

تیترهای اول

آقتاب یزد در تیتر اول خود خبر داده که در ادامه چالش در مورد تعداد واقعى واجدان شرایط رأى، وزیر کشور تکذیب می‌کند.

روزنامه جمهوری اسلامی در عنوان اصلی خود آورده "ثبت نام داوطلبان انتخابات از پانزده اردیبهشت ماه آغاز می شود" و روزنامه خبر در صدر گزارش های خود از "قطعی شدن نامزدی محسن رضائی" خبر داده و صدای عدالت در عنوان اول خود با اشاره به کاندیداتوری رضائی نوشته "شکاف میان اصولگرایان میانه رو و تندرو عمیق تر شد".

دنیای اقتصاد از "انتظارات اقتصادی از کاندیداها" نوشته، مردم سالاری در تیتر یک خود نوشته "موسوی مملکت را با نفت هفت دلاری اداره کرد" و حیات نو از قول محمد خاتمی در عنوان اصلی خود نوشته "موسوی توان تحقق خواست ها را دارد" و ابرار از زبان موسوی در تیتر بزرگ خود نوشته "مردم باید با احترام نه ترحم اداره شوند."

"بازگشت کردان به هیات دولت" تیتر اصلی روزنامه اعتماد است و سرمایه خبر داده درآمد نفتی کشور در چهار سال ۲۶۹ میلیارد دلار بوده است".

کیهان در عنوان اصلی خود نوشته "پیشنهاد ۵+۱ پاسخ داد" و رسالت همچنان گزارش های مربوط به واکنش رسانه ها به سخنرانی رییس جمهور در اجلاس دوربان دو را ادامه داده و در تیتر اول خود نوشته "شکست حامیان رژیم صهیونیستی در تغییر مصوبات اجلاس ژنو".

گزیده مقالات

کیهان در سرمقاله ای به مناسبت پاسخ ایران به کشورهای پنج به اضافه یک نوشته بیانیه ایران تاکید می کند گفت وگو باید در فضای همکاری انجام شود. مقصود از فضای همکاری در اینجا این است که طرف مقابل به مذاکره به مثابه یک راه حل بنگرد نه چنان که برخی امریکایی ها گفته اند به عنوان روشی برای افزایش فشار بیشتر و تقویت اجماع علیه ایران.

به نوشته سرمقاله کیهان در بخشی از پاسخ ایران تصریح شده که جمهوری اسلامی انتظار مشاهده یک رویکرد منسجم از جانب غرب دارد. دستگاه دیپلماسی ایران از مدت ها قبل به این نتیجه رسیده است که یکی از مهم ترین موانع به نتیجه مذاکرات این ذهنیت طرف غربی است که تصور می کند «فشار» مذاکره را موثر می کند. از دید ایران فشار مخل مذاکره است و حتی اگر راه حلی وجود داشته باشد امکان توافق بر سر آن را از بین می برد.

به نظر سرمقاله کیهان ایران امیدوار است اوباما و بقیه اعضای گروه ۶ به جای بسط ایده های جرج بوش در قالب های به ظاهر جدید دریابند که تنها هنگامی که حقوق ایران با احترام استیفا شود امکان تفاهم وجود خواهد داشت. بسته پیشنهادی ایران به گروه ۶ که اکنون در حال به روز رسانی است، ایده ای در همین راستاست. غربی ها تنها زمانی خواهند توانست به یک الگوی درست در برخورد با ایران برسند که چشم های خود را کاملا باز کرده و ابعاد قدرت و توانمندی های ایران دیده باشند.

مدیریت مقطعی

بهروز بهزادی در سرمقاله اعتماد نوشته یک زمان آوازه مدیریت ژاپنی در کشور ما همه جا را پر کرده بود؛ مدیرانی سختکوش، پرطاقت، جدی، کاردان و حرفه یی. اگر کشور ژاپن شرایط سخت بعد از شوک بزرگ در جنگ جهانی دوم و بمباران هسته یی هیروشیما و ناکازاکی را با جهش در زمینه های مختلف پشت سر گذاشت، مدیون انتخاب درست مدیریت ها و فعالیت مدیران اصلح بود.

به نوشته این روزنامه نگار این مدیریت ژاپنی را مقایسه کنید با مدیریت خود ما و اول از همه سبزی فروش سر محل که فقط و فقط به جیب خود می اندیشد. اندکی بالاتر مدیران به طور دائم در حال تعویض. و بالا و بالا و بالاتر مدیرانی مثل سرمربی های تیم ملی که بدون توجه به صفات شان می آیند و می روند، آمدن و رفتنی که ناشی از انتخاب شتابزده و بدون مطالعه بوده و حاصلش ناکامی تیم ملی تا اینجای کار.

سردبیر اعتماد اضافه کرده به دو سرمربی اخیر نگاه کنید، به این فهرست سرمربیان تیم ملی، روسای بانک ها، بیمه ها، مدیران کل، معاونان وزیر و حتی وزرایی را بیفزائید که طی این یکی دو سال گذشته آمدند و برکنار یا مستعفی شدند، ببینید نتیجه یی می توانید بگیرید.

مردم سالاری در سرمقاله خود نوشته فضای هیجانی و بعضا غبارآلود کنونی طی چندماه آینده فروکش خواهد کرد و درعوض روزگار داوری و قضاوت به خصوص درپیشگاه ملت و افکار عمومی فرا خواهد رسید. خوشا به حال آنان که تجسس در رفتار و گفتاری که بنا به ملاحظات زمانی و مکانی بروز داده اند تفاوت های معناداری نشان ندهد و شاهدی بر چرخش های منفعت پرستانه و نفرت انگیز نباشد.

در ادامه این مقاله آمده چه بدروزی خواهد بود برای کسانی که "چنبره" خود بر قدرت را پیچ وتابی از درد خدمتگزاری وانمود می کنند و آنان که مدام دم از هم کیشی و هم پیمانی می زنند، اما در خلوت "آن کار دیگر" می کنند و حتی حرمت "نان ونمک" نیز نگه نمی دارند. کدام مسلک ایشان را روسفید می داند و نزد کدام آیین آبرو و اعتبار خواهند داشت؟ زمین پاک

سرمایه نوشته در آستانه روز «زمین پاک» که مردم سراسر جهان اقداماتی نمادین یا حقیقی در جهت حفاظت بیش از پیش از محیط زیست انجام می دهند، دریاچه پریشان دوباره طعمه حریق شد و در حال سوختن است و این اتفاق برای چندمین بار در یک ماه اخیر صورت گرفته است.

به گزارش این روزنامه شدت آتش سوزی در دریاچه پریشان به حدی زیاد است که از شهر کازرون دود آن قابل مشاهده است. حادثه ای که بی توجهی مسوولان، آتش سوزی چندباره و همین طور راهسازی در این تالاب موجب آن شده است. با این حال طبق آخرین پیگیری ها هیچ مسوولی در حال حاضر از وضعیت دریاچه مطلع نیست و دریاچه ویران پریشان بدون حضور نیروهای ویژه در حال سوختن است

حیات نو در سرمقاله خود با این جمله شروع کرده "محیط‌زیست کشور در وضعیت شکننده‌اى قرار دارد" و نوشته مخاطب این جمله، برخلاف همیشه این بار، دولت، دستگاه‌هاى اجرایى یا سازمان حفاظت محیط‌زیست نیست. این جمله خطاب به کسى است که قرار است در آینده‌اى نزدیک کسوت ریاست‌جمهورى را بر تن کند. کسى که دست کم جدى‌تر از گذشته محیط‌زیست را حفاظت کند.

به نوشته این روزنامه کارشناسان و فعالان زیست‌محیطى گردهم آمدند تا براى نخستین‌بار خواسته‌هاى خود را در قالبى رسمى‌تر از رئیس‌جمهورى آینده مطالبه کنند. گفته‌ها و دغدغه‌هایشان اما، وضعیت «زیست‌محیطی» کشور را وخیم مى‌نمایاند چنانکه به زعم آنان، تنها تصمیم‌گیرى در سطوح عالى کشور به مانند رئیس‌جمهورى آینده مى‌تواند روزنه امیدى باشد براى برون رفت از این شرایط.

دلارهای نفتی

دکتر حسین آفریده در سرمقاله روزنامه اقتصادی سرمایه با عنوان فرصت سوزی در ۲۶۹ میلیارد دلار درآمدن نفتی نوشته درآمد صنعت نفت ایران در یکصدسال گذشته هزار میلیارد دلار بود و این در حالی است که همین رقم در چهار سال گذشته ۲۶۹ میلیارد دلار بوده یعنی در چهارسال معادل یک پنجم کل درآمد نفت تاریخ اقتصاد ایران درآمد به وجود آمده است.

به نوشته این استاد دانشگاه بیش از ۲۰ درصد درآمد نفتی صدساله ایران در چهار سال اخیر اتفاق افتاده که متاسفانه از این درآمد استفاده مطلوب صورت نگرفته است. در کنار این درآمد ۱۳ میلیارد دلار موجودی صندوق ذخیره ارزی در انتهای دولت هم صرف شده بدون آن که در هزینه کردن این پول شفاف سازی صورت نگرفت.

در ادامه این مقاله آمده بخشی از درآمد نفت صرف واردات کالاهای مصرفی و کاذب شد و بخشی دیگر هم توزیع شد.اما بخش عمده این درآمد مشخص نشد که در کدام زمینه ها مصرف شده است چنان که می توان گفت این درآمد کشور تاثیر موثر و مثبتی در اقتصاد کشور نداشت. رشد اقتصادی پیش بینی شده محقق نشد و پیش بینی های بین المللی نشان از رشد منفی اقتصاد ایران دارد. دولت نهم بدون داشتن یک برنامه ریزی و هدف مشخص جهت سرمایه گذاری در بخش های مختلف از جمله خود صنعت نفت و دیگر صنایع، اقدام به توزیع این درآمد کرد. با نامزدهای انتخابات

محمدصادق الحسینی در سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد نوشته فرصت اندکی تا انتخابات ریاست‌جمهوری دهم باقی است، اما کماکان هیچ برنامه مشخص و مدونی از سوی هیچ یک از نامزدهای انتخاباتی ارائه نشده و به غیر از یک مورد، عملا هیچ شعار مشخص و پیام سرراستی از سوی نامزدها به مخاطبان و رای‌دهندگان ارسال نشده است.

به نوشته این کارشناس اقتصادی در هر انتخاباتی در دنیا، اگر کشور در سراشیبی رکود باشد، اقتصاد به مهم‌ترین و اثرگذارترین جنبه هر انتخاباتی تبدیل می‌شود، چنان که انتخابات ریاست‌جمهوری آینده ایران نیز درچنین وضعیتی است و به نظر می‌رسد پیروز این انتخابات کسی خواهد بود که در کنار سایر ویژگی‌های لازم، بتواند در زمینه رفع مشکلات عدیده اقتصادی که‌گریبان‌گیر کشور است، اعتماد مردم را کسب نماید.

جام جم به عنوان مهم ترین خبر اقتصادی خود گزارش داده که نمایشگاه بین‌المللی نفت، گاز و پتروشیمی در حالی در تهران آغاز شد که عمده‌ترین شرکت‌های صنعتی اروپایی و آمریکایی در آن حضور یافته‌اند و این موضوع بیانگر آن است که شرکت‌ها و غول‌های نفتی اروپایی و آمریکایی با وجود تحریم ایران از سوی دولت‌هایشان، علاقه‌مند به حضور در صنعت نفت ایران هستند.

به نظر این روزنامه سیاستی که غربی‌ها برای متزلزل کردن صنعت ایران دنبال می‌کردند، توانمندی متخصصان داخلی را در پی داشته و این بار ۸۶۰ شرکت داخلی از بزرگ‌ترین گروه‌های صنعتی کشور در نمایشگاه شرکت کرده‌اند و این همه تاکیدی بر بی‌اثر بودن تحریم‌های ایران دارد .

مصیبت فوتبال

جعفر محمدی در سرمقاله روزنامه صدای عدالت نوشته محمد مایلی کهن هم عطای تیم ملی را به لقایش بخشید و با ۲ بیانیه جنجالی دومین تجربه حضورش در قامت سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران را به تلخی به پایان رساند و البته عجب دولت مستعجلی بود این سرمربیگری! مایلی کهن رفت تا تیم ملی در بحرانی ترین شرایط خود، همچنان بلاتکلیف باقی بماند، تا میلیون ها ایرانی خسته از جنجال های فوتبال نهیب بزنند: "تعطیل کنید بساط این فوتبال بی خاصیت وطنی را که چیزی جز اعصاب خردی برایمان ندارد".

به نوشته این روزنامه ماجرای "مایلی و ملی"، تنها بهانه ای است برای پرداختن به مصیبتی که نه فقط بر فوتبال که بر یک ملت وارد می شود! بیایید تعارفات را کنار بگذاریم، با خودمان روراست باشیم و به قول آذری ها "کج بنشینیم و راست حرف بزنیم".واقعیت این است که آنچه در عرصه فوتبال امروز ایران می گذرد یک تراژدی بزرگ است. مافیای فوتبال ایران، به عنوان یک کارتل بزرگ اقتصادی - شما بخوانید دلالی و کار چاق کنی- سالهاست که همانند زالو به جان بودجه ورزش کشور افتاده و عجب روزگار سرمستانه ای را سپری می کند! ‏

در ادامه مقاله صدای عدالت آمده در فوتبال امروز ایران پول های بی زبان مردم- که بسیاری شان به نان شب نیز محتاجند- در قالب قراردادهای میلیاردی به خورد این تیم و آن مربی و آن یکی بازیکن داده می شود تا قشری تازه به دوران رسیده شکل بگیرد ؛ افرادی که چون ظرفیت این همه شهرت و ثروت را ندارند، باد غرور و گستاخی سراسر وجودشان را آکنده می کند و خود می بینید رفتارهایی که از آنان سر می زند و ادبیات شان را که فقط مانده است ادعای خدایی کنند!

آزادی در کشور

آفتاب یزد در سرمقاله خود به ادعاهای دولتمردان در مورد وجود آزادی کامل در کشور اشاره کرده و به طعنه نوشته سه روز قبل خبرگزاری‌های مختلف، سند جدیدی را منتشر کردند که اوج آزادی اظهار نظر نسبت به دولت را به نمایش می‌گذارد! در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که ‌ادعاهای مربوط به ‌آزادی بی نظیر در دولت نهم را باور داشته و پرسیده بود چرا اعتبار مربوط به ترخیص واگن‌های متروی تهران را با تاخیر زیاد پرداخت کـردیـد؟ معاون وزارت کشور پاسخی خواندنی داده که اگر مصاحبه نمی کردند و آن حرف را نمی زدند، این پول را سه هفته زودتر می دادیم چرا که رئیس جمهور، خیلی زودتر دستور انجام آن را داده بود!

سردببر آفتاب یزد پرسیده آیا این اظهارات، با ادعای دولتی ها مبنی بر بی نظیر بودن تحمل دولت نهم نسبت به منتقدان هیچ تناسبی دارد؟ این اظهارات مفهومی ندارد جز آنکه یک دستگاه دولتی، تنها به خاطر تسلط بر منابع مالی و داشتن قدرت تصمیم‌گیری، می‌تواند پرداخت اعتبار مرتبط با حوزه فعالیت مدیران منتقد دولت را با تاخیر مواجه کند؛ در حالی کـه ایـن تاخیر به معنای تاخیر در ساماندهی ترافیک، تداوم اسراف در مصرف سوخت، ادامه آلودگی مرگبار هوا و... می‌باشد!

در ادامه این مقاله آمده صابون این روحیه در دولت فعلی قبلاً به نحوی به جامه مطبوعات نیز خورده است و آنها با این هشدار تلویحی - و گاه صریح - مواجه شده‌اند که »کسانی که خدمات دولت را منعکس نمی کنند، نباید توقع استفاده از کمک های دولت را داشته باشند. ورق زدن صفحات روزنامه های منتقد دولت و مقایسه آن با جراید شیفته دولت هم، مـی تواند ‌‌حاکمیت این روحیه بر بعضی تقسیم کنندگان امکانات دولتی را آشکار سازد.

ریاست جمهوری زنان

مریم بهروزی در مقاله ای در اعتماد نوشته کاندیداتوری زنان برای ریاست جمهوری منع قانونی ندارد. زنان آزاد هستند اگر در رقابت های انتخاباتی رای بیاورند، رئیس جمهور شوند اما من به شخصه نیاز کشور را در این مساله نمی بینم. یعنی کاندیداتوری زنان برای ریاست جمهوری اگر به معنای این باشد که در ایران زن می تواند رئیس جمهور شود؛ آقای کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان اعلام کردند کاندیداتوری زنان برای ریاست جمهوری منع قانونی ندارد اما اگر به معنای این باشد که در شرایط کنونی به زن رئیس جمهور نیاز داریم، به نظر من چنین نیست

به نوشته نماینده سابق مجلس در کابینه حتی یک وزیر زن نداریم. در هیچ کدام از سازمان های معتبر یا دانشگاه ها رئیس زن نداریم. در واقع در این شرایط، هیچ پست کلیدی در اختیار زنان نیست، بنابراین زن رئیس جمهور الان مساله مورد نیاز کشور نیست و ما باید تلاش کنیم رئیس جمهور آینده کشور چند پست کلیدی و کارساز در سطوح وزرا، معاونان وزرا، روسای سازمان ها و دانشگاه ها در اختیار زنان جامعه بگذارد و قابلیت زنان برای اداره این مناصب پذیرفته شود.

اعظم طالقانی نامزد ریاست جمهوری در اعتماد نوشته باید گفت در حالی که زنان برای مدیریت های کلان کشور آمادگی و توانایی دارند هنوز از آنچنان پشتوانه یی برخوردار نشده اند که بتوانند در مسوولیت های سطح بالای کشور حاضر شوند. هنوز شاهد آن هستیم که در کابینه دولت، وزیر زنی حضور ندارد.

به نوشته نماینده سابق مجلس در لایه های اجتماعی جامعه و در سطوح میانی، زنان در مسیر پیشرفت قرار گرفته اند و دارند ارتقا پیدا می کنند. اما باید به این نکته هم توجه کرد که این مقدار کافی نیست و تلاش های بیشتری لازم است تا زنان جامعه به جایگاه شایسته شان در عرصه های مختلف دست یابند چرا که در شرایطی که زنان به عنوان رئیس بانک و مدیریت های میانی در وزارتخانه ها موفق بوده اند هنوز نتوانسته اند در مسوولیت وزارت قرار گیرند.

فاطمه راکعی درباره احتمال ریاست جمهور زنان در ایران نوشته ته باید به مساله ساخت سیاسی کشور و همچنین مسائل فرهنگی و پدرسالاری برای عدم حضور جدی زنان در انتخابات ریاست جمهوری نیز توجه کرد. متاسفانه این دو عامل توانسته اند در سال های پس از پیروزی انقلاب همدیگر را تقویت کنند. یعنی به دلیل آن بافت سنتی جامعه که میراث مردسالاری دیرینه است، این سوال وجود دارد که مگر زنان هم می توانند رئیس جمهور شوند.

به نوشته این نماینده سابق مجلس یک نگاه همگانی در خصوص عدم توانایی زنان در طول قرن ها در تاریخ و در جوامع مختلف جا افتاده و یک حالت دور باطل فلسفی را ایجاد کرده است. به این معنا که زنان به دلیل اینکه از دیرباز در مسندهای بالای جامعه، حداقل به اندازه مردان حضور نداشته اند، نمی توانند در حال حاضر نیز در این مسند قرار گیرند. البته این درک به باور نداشتن توانمندی زنان بازمی گردد، در حالی که زنان خودشان را شناخته و باور دارند. در عین حال دیدگاهی در جامعه ما وجود دارد که به رغم بروز توانایی های زنان، حضور آنان در جامعه را بر نمی تابد. در واقع این دیدگاه عملاً با حضور زنان در اداره امور کشور مبارزه می کند.