دسته بندی های عمده سیاسی در ایران در آستانه انتخابات

حسن روحانی، از سیاستمداران میانه رو ایرانی سیزدهم اردیبهشت امسال، در جریان یک سخنرانی که به مناسبت فرارسیدن انتخابات ریاست جمهوری در جمع اعضای حزب اعتدال و توسعه داشته، گفته است که فضای سیاسی کشور هم‌اکنون به دو قطب جدید یعنی "مدافعان وضع موجود" و "خواستاران وضع بهتر" تقسیم شده است.

به گفته آقای روحانی، رقابت اصلی بین دو قطبی است که یکی از آن‌ها از وضعیت موجود دفاع می‌کند و شرایط کشور طی چهار سال گذشته را ایده‌آل می‌بیند و دیگری منتقد وضعیت موجود و معتقد است ادامه شرایط فعلی خیلی قابل تحمل نیست، شرایط باید تغییر کند و خواستار شرایط بهتر برای کشور است.

اما آیا چنین تقسیم بندیی می تواند تصویری روشن از آرایش نیروی های سیاسی در آستانه انتخابات ایران به دست دهد؟

بر اساس تقسیم بندی آقای روحانی، مدافعان وضعیت سیاسی موجود در ایران عمدتا نزدیکان محمود احمدی نژاد در دولت و برخی از چهره های سیاسی شناخته شده از جمله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان است.

اما منتقدان سیاست های دولت فعلی ایران را طیفی از چهره ها و گروه ها تشکیل می دهند که در میان آنها حتی برخی از اعضای سابق کابینه آقای احمدی نژاد نیز به چشم می خورد.

به نظر می رسد که تقسیم بندی سیاسی آقای روحانی در یک صورت بندی کلی، مرز بندی دو طیف اصلی سیاسی ایران یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان را در هم می ریزد و آنها را در کنار یکدیگر می نشاند هر چند در عمل، دیدگاه های اصلاح طلبان با اصولگرایان برای مدیریت کشور همخوانی ندارد.

به طور مثال در حالی که محسن رضایی (دومین کاندیدای جناح اصولگرا در انتخابات) منتقد سیاست های آقای احمدی نژاد و از این جهت با اصلاح طلبان هم رای است اما دیدگاه سیاسی و مطالبات مشترک چندانی با اصلاح طلبان ندارد و بر فرض پیروزی او در انتخابات، یا پیروزی یکی از دو نامزد نامزد اصلاح طلبان در انتخابات(میر حسین موسوی و مهدی کروبی) ائتلاف سیاسی فراگیر میان این افراد محتمل نیست.

به این ترتیب گروه های سیاسی ایران در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در چه دسته بندی هایی بهتر شناخته می شوند؟

دسته بندی اصلی: اصولگرایان و اصلاح طلبان

مهمترین دسته بندی گروه های سیاسی در حال حاضر در ایران مربوط به دو طیف اصلاح طلبان و اصولگرایان است.

اصلاح طلبان: انتخابات ریاست جمهوری امسال، سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری است که دسته بندی موسوم به "اصلاح طلبان" در آن حضور دارند.

پس از انتخاب محمد خاتمی در انتخابات مشهور دوم خرداد ۱۳۷۶ که با شعار اصلاح طلبانه وارد میدان شد، عملا جریان موسوم به اصلاح طلب در ایران شکل گرفت که با پیوستن برخی از گروه ها و چهره های سیاسی و سپس ظهور احزاب و گروه های مدنی قدرت این جریان را در طول هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی بالا برد.

اصلاح طلبان سپس در جریان انتخابات مجلس ششم صورتی متشکل تر به خود گرفتند و توانستند اکثریت کرسی های مجلس را از آن خود کنند.

این پیروزی در اولین انتخابات شوراهای شهر و روستا و سپس پیروزی مجدد محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری تکرار شد.

آغاز افول قدرت اصلاح طلبان در ایران مربوط به شکست در دومین انتخابات شوراهای شهر و روستا بود که محمود احمدی نژاد را به شهرداری تهران رساند.

شکست اصلاح طلبان در جریان انتخابات مجلس هفتم نیز تکرار شد و با واگذاری قدرت در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، عملا کرسی های قدرت از دست اصلاح طلبان خارج شد.

در انتخابات پیش رو اصلاح طلبان به دو گروه حامی میر حسین موسوی (شامل حزب مشارکت، حزب کارگزاران، مجمع روحانیون مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) و حامیان مهدی کروبی (حزب اعتماد ملی و برخی چهره های شاخص گروه های اصلاح طلب) تقسیم شده اند.

اصولگرایان: سال های پایانی دهه سوم عمر جمهوری اسلامی را می توان سال های ظهور جریان جدیدی به نام اصولگرایی دانست. جریان اصولگرایی با پیروزی در انتخابات دوره دوم شوراهای شهر و روستا تولد یافت و با پیروزی در انتخابات مجلس هفتم و سپس دستیابی به کرسی ریاست جمهوری توسط محمود احمدی نژاد تثبیت شد و قدرت را در عرصه سیاسی ایران را به دست گرفت.

اصولگرایانی که با انسجام توانستند کرسی های شورای شهر، پارلمان و کرسی ریاست جمهوری را از چنگ رقیبانشان به درآورند اینک به چندین جناح تبدیل شده اند که مهمترین آنها دولتمردان کابینه محمود احمدی نژاد هستند.

از جمله این افراد می توان به محمد باقر قالیباف شهردار تهران، جمعی از نمایندگان منتقد سیاست های دولت در مجلس هفتم و هشتم و اعضای سابق کابینه آقای احمدی نژاد همچون علی لاریجانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی اشاره کرد.

هریک از این گروه ها تعریف خاص خود را از اصولگرایی دارند اما در مجموع اصولگرایان جریانی رقیب اصلاحات محسوب می شوند که آرمانشان بازگشت به شعار های سال های اول انقلاب با تاکید برشعائر اسلامی است.

اصولگرایان از زمان ورود به رقابتهای انتخاباتی نه همانند اصلاح طلبان وعده های دمکراتیک داده اند و نه شباهتی به محافظه کارانی داشته اند که حفظ وضع موجود را خواستارند. اصولگرایان با تاکید بر "اسلامیت " نظام جمهوری اسلامی شعار بازگشت به وعده های انقلاب اسلامی و کمک به وضع معیشتی "مستضعفان" سر می دهند.

طیفی از اصولگرایان که شاخص ترین نماینده آنها در فضای سیاسی فعلی محمود احمدی نژاد است، از لحاظ تئوریک خود را به محمدتقی مصباح یزدی، رئیس موسسه پژوهشی امام خمینی در قم و از روحانیون با نفوذ وابسته می دانند.

در حال حاضر اصولگرایان در جریان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، به دو گروه حامی محسن رضایی و طرفداران محمود احمدی نژاد تقسیم شده اند.

نارضایتی برخی از اصولگرایان از عملکرد چهار ساله آقای احمدی نژاد این گروه ها را در حمایت قطعی از او به تردید کشانده به طوری که برخی از گروه های سیاسی محافظه کار که در انتخابات های اخیر به جریان اصولگرایی پیوسته اند، در حمایت از آقای احمدی نژاد به اجماع نرسیدند.

تقسیم بندی چپ و راست و دگرگونی مفاهیم

دسته بندی چپ و راست در ایران چندان منطبق با تعریف رایج جهانی آن نیست و به خصوص پس از انقلاب اسلامی و سپس فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تعاریف آن دگرگون شد. این دسته بیشتر در دو دهه اول انقلاب اسلامی کاربرد داشت.

چب: برای تعریف احزاب چپ در ایران باید نگاهی به تاریخچه فعالیت چپ در ایران به خصوص پس از تشکیل اتحاد جماهیر شوروی انداخت. مهمترین حزب چپ در ایران، حزب توده است که از دیدگاه آمریکا ستیزانه آیت الله خمینی در جریان انقلاب اسلامی حمایت می کرد اما نظام اسلامی ایران جهان بینی حزب توده را که مبتنی بر آرای مارکسیستی بود، به شدت رد می کرد.

هر چند حزب توده در سال ۱۳۶۲ به ظن طراحی کودتا سرکوب و فعالیت آن در ایران عملا پایان یافت اما موضع چپ گرایانه ای که این حزب در مخالفت جدی با آمریکا مطرح می کرد بر دیدگاه بسیاری از گروه های سیاسی تاثیرات جدی گذاشت.

در سال های اول انقلاب اسلامی گروه هایی که به اقتصاد دولتی تمایل داشتند، در ردیف چپگرایان تعریف می شدند.

از آنجا که گروه های چپ دیدگاهی ضد آمریکایی داشتند، از حرکت هایی همچون تسخیر سفارت آمریکا در تهران حمایت و حتی در آن مشارکت می کردند.

در دهه دوم پس از انقلاب اسلامی، بسیاری از شخصیت ها و سیاستمدارانی که تا آن هنگام به دلیل اعتقاد به اقتصاد دولتی چپگرا خوانده می شدند، به اقتصاد آزاد و سرمایه داری تمایل پیدا کردند و در شمار منتقدان اقتصاد دولتی درآمدند.

در دهه سوم انقلاب عمده گروه های چپ گرا که از نامزدی محمد خاتمی در انتخابات حمایت می کردند، شعار اصلاح طلبی و افزایش آزادی های اجتماعی و فرهنگی سر دادند.

چپگرایان که تا پیش از آن از تسخیر سفارت آمریکا در تهران حمایت می کردند و حتی مخالف گفت و گو با آمریکا بر سر مسائل بین المللی بودند، در این دوره مواضع خود را به حمایت از ضروری بودن برقراری روابط سیاسی با آمریکا تغییر دادند.

در این دوره معنی گروه های سیاسی چپ از مدافعان اقتصاد دولتی به "منتقد درون حکومتی" تغییر یافت و آرام آرام گفتمان چپگرایانه جای خود را به اصلاح طلبی داد.

راست: در سال های آغازین انقلاب، به فعالان سیاسی و احزاب و گروه هایی اطلاق می شد که به اقتصاد آزاد تمایل داشتند و توسط بازاریان حمایت می شدند یا خود ریشه در بازار داشتند.

راستگرایان در ایران اگرچه در سال های نخست پیروزی انقلاب منتقد اقتصاد دولتی بودند و با کاهش نفوذ بازار هم مخالف بودند اما موافقتی هم با نظام سرمایه داری نداشتند.

جامعه روحانیت مبارز تهران که گروهی سیاسی متشکل از روحانیون و برخی از شاگردان آیت الله خمینی است و یک سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت، یکی از مهمترین گروه هایی راستگرا است. چند سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی با موافقت آیت الله خمینی، جمعی از اعضای این تشکل که دیدگاهی چپگرایانه داشتند و از مدافعان اقتصاد دولتی محسوب می شدند، از جامعه روحانیت مبارز جدا و مجمع روحانیون مبارز را تاسیس کردند. محمد خاتمی، مهدی کروبی، محمد موسوی خوئینی ها از جمله این افراد بودند.

به تبع شرایط انقلابی و برخلاف تعریف کلاسیک از مفهوم سیاسی "راستگرایان" در سال های اول پیروزی انقلاب در ایران تمایلی به غرب نداشتند اما پس از پیروزی دوم خرداد و تغییر دیدگاه چپگرایان که شعار افزایش آزادی و اصلاحات سر می دادند، راست ها به یکی از مخالفان اصلاح طلبی تبدیل شدند.

از دوران اصلاحات صفت "راست" در ادبیات سیاسی ایران به معنای جبهه مخالف با اصلاحات درآمد.

افول محافظه کاران و چراغ خاموش ملی مذهبی ها و تحریمی ها

در حال حاضر دسته بندی های دیگری نیز در آرایش نیروی های سیاسی ایران به چشم می خورد که گرچه به فراگیری اصلاح طلبان و اصولگرایان نیستند اما در مقاطعی از تاریخ ایران فعالیت بیشتر داشتند و تاثیرگذار تر بوده اند.

محافظه کاران: واژه محافظه کاران که پس پیروزی محمد خاتمی در ادبیات سیاسی ایران وارد شد، به معنای گروه هایی از طیف بیشتر راست و کمتر چپ و شامل عده ای از سیاستمداران درون حاکمیت ایران است که رقیب و منتقد اصلاح طلبان محسوب می شدند.

این گروه عمدتا پشتوانه مالی بازار را در اختیار دارند، و هویت از تشکل های مذهبی (و گروه های سیاسی غیر حزبی با شکلی سنتی) می گیرد. محافظه کاران که دوران اوج قدرت سیاسی شان از دهه دوم انقلاب اسلامی آغار شد و تا اواسط دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی از طیف های سیاسی قدرتمند محسوب می شدند اینک دوران افول خود را می گذرانند و برخی از گروه های و چهره های جوان تر این طیف در سال های اخیر خود را در قالب اصولگرایان احیا کرده اند.

ملی مذهبی ها: طیفی سیاسی در ایران است که با ارائه قرائتی روزآمد از اسلام سیاسی، از ایده سازگاری اسلام با دمکراسی حمایت می کند اما در عین حال انتقاد هایی نیز به ساختار موجود دارد.

اعضای این طیف به لحاظ اقتصادی هم شامل راستگرایان ( حامیان نظام سرمایه داری و اقتصاد آزاد) و هم چپگرایان ( طرفداران قدرت برتر دولت در اقتصاد) است.

ملی مذهبی ها از طرفداران اصلاحات سیاسی محمد خاتمی بودند و در دوران ریاست جمهوری او در شمار طیف اصلاح طلبان فعالیت می کردند اما فعالیت سیاسی ملی مذهبی ها در ایران عموما با محدودیت مواجه است.

اعضای این طیف در تعاریفی که نظام سیاسی ایران ارائه می کند به همراه چهره هایی از اصلاح طلبان که خواهان تغییرات وسیعتری همچون اصلاح قانون اساسی هستند و گروه هایی که با انتقاد از اصل ولایت فقیه و نظارت استصوابی شورای نگهبان از تحریم انتخابات سخن می گویند، "غیر خودی" شناخته می شوند.

مطالب مرتبط