احمدی نژاد در خاورمیانه مطلوب کیست؟

دهمین دورره انتخابات ریاست جمهوری ایران در حالی فرا می‌رسد كه روابط ایران با اسرائیل از یك سو و با كشورهای میانه‌رو عرب از سوی دیگر، به وخامت بی‌سابقه‌ای رسیده است.

از این رو، دهمین انتخابات نه فقط از منظر تاثیر آن بر سیاست داخلی ایران بلكه از نقطه نظر تاثیرات منطقه‌ای آن نیز مورد توجه محافل بین‌المللی قرار گرفته است.

در داخل و خارج ایران تقریبا كمتر كسی تردید دارد كه مهار سیاست خارجی ایران بخصوص در حوزه مسائل مربوط به فلسطینی ها و لبنان، در دست آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی است و نقش رئیس جمهوری در این زمینه‌ها چندان تعیین كننده نیست.

با این حال، رئیس جمهوری و وزارت خارجه تحت فرمان او برای اجرای سیاست مورد نظر رهبری نظام، راههای مختلفی پیش رو دارند و در برابر مسائل منطقه‌ای و جهانی قادرند لحن‌ها و شیوه‌های متفاوتی را در پیش گیرند.

ظاهرا در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، لحن او در برابر رویدادهای منطقه‌ای و بین‌المللی برای برخی از كشورهای عرب خاورمیانه مساله ساز شده است، لحنی كه به جای رعایت قواعد دیپلماتیك رایج بین دولت‌ها، بی‌پروا توده‌های عرب و مسلمان را هدف گرفته و آنها را علیه سیاست‌های جهان غرب و اسرائیل و به طور غیر مستقیم علیه رهبران محافظه كار عرب تحریك می‌كند.

در واقع رهبران میانه‌رو عرب همواره در برابر سران كشورهایی كه مبارزه‌جویی علیه اسرائیل را با زبانی تند و گزنده به سطح تریبون‌های علنی و رسانه‌ها می‌كشند، مشكل داشته‌اند.

این مشكل در واقع ناشی از پارادوكسی است كه این كشورها در نوع تعامل خود با جهان غرب بویژه آمریكا كه پذیرش موجودیت اسرائیل در چارچوب مرزهای قبل از جنگ شش روزه ژوئن 1967 بخش ضروری آن است، از یك طرف و تهییج مردم خود علیه برنامه‌ها و سیاست دولت اسرائیل از طرف دیگر، برای خود ایجاد كرده‌اند.

قاعدتا یك رهبر ضد اسرائیلی در بین كشورهای عرب و مسلمان با به چالش كشیدن اصل موجودیت اسرائیل می‌تواند افكار عمومی كشورهای فوق را كه همه روزه از رسانه‌های كشور خود اخبار تهییج كننده‌ای علیه رفتار خشونت آمیز اسرائیل علیه مردم فلسطین می‌شنوند، به سوی خود جلب كند و عملكرد رهبران آن كشورها در برابر اسرائیل را مورد چالش قرار دهد.

ظاهرا این كاری است كه محمود احمدی نژاد به روایتی «ماهرانه» و به روایت دیگری «ناشیانه» آن را انجام داده و برای حاكمان میانه رو عرب سبب دردسر شده است.

بر این اساس، كشورهای میانه‌رو عرب ترجیح می دهند كه فردی با لحنی ملایمتر و دیپلماتیك ‌تر از آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شود، هر چند كه آنها از اصل سیاست های ایران در خاورمیانه به جای خود بیمناكند.

بدین ترتیب، به نظر می‌رسد تحلیلی كه این روزها در برخی رسانه‌های منتقد عربی مبنی بر علاقه كشورهای عرب به انتخاب دوباره آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران شایع شده، چندان واقع بینانه نباشد.

طبق تحلیل فوق، حاكمان محافظه‌كار عرب ترجیح می دهند كه آقای احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور ایران شود تا آنها بتوانند ناكامی‌های خود در جهت جلب رضایت مردم و تامین آزادی‌های سیاسی و مذهبی را به دوش او اندازند.

شاید واقعا آقای احمدی نژاد در مواردی كار ویژه فوق را برای برخی رهبران عرب داشته باشد، اما در مجموع دردسری كه وی برای اعراب متحد آمریكا در منطقه به وجود آورده، فراتر از كارویژه فوق است و از همین جهت به نظر می رسد كه آنها علاقه‌ای به ورود دوباره او به كاخ ریاست جمهوری ایران نداشته باشند.

در مقابل، اسرائیل و همینطور گروههایی مانند حزب‌الله لبنان، جهاد اسلامی فلسطین و احیانا حماس، هر كدام به دلایل خاص خود علاقمند به ادامه ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد به نظر می‌رسند.

علت علاقه حزب‌الله و جهاد اسلامی به انتخاب دوباره آقای احمدی نژاد تقریبا روشن است. آنها ظاهرا نه فقط محدودیتی برای دریافت كمك از دولت وی ندارند بلكه از قضا همان لحن آقای احمدی نژاد در برابر اسرائیل را وسیله مناسبی برای ترویج گفتمان مذهبی خاص خود در بین مسلمانان منطقه می دانند.

علت استقبال اسرائیل از انتخاب دوباره آقای احمدی نژاد اما اندكی پیچیده‌تر است. اسرائیلی‌ها انتخاب فردی معتدل‌تر از آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری ایران را فقط فرصتی برای جمهوری اسلامی در جهت پیگیری برنامه هسته‌ای خود بدون اعمال فشارهای جدی بین‌المللی تلقی می‌كنند.

قاعدتا وقتی كه فردی معتدل‌تر به ریاست جمهوری ایران برگزیده شود، جامعه بین‌المللی برای آشنایی با سیاست‌ها و برنامه كاری او باید چند ماهی را منتظر تشكیل كابینه جدید و عملكرد آن بماند و از نظر اسرائیل، این به معنای فرصتی برای جمهوری اسلامی است تا بتواند به صورت خاموش و آرام برنامه هسته‌ای خود را دنبال كند.

انتخاب دوباره آقای احمدی نژاد اما به مفهوم ادامه وضعیت موجود است، وضعیتی كه در چشم جهان غرب انعطاف ناپذیر و نامطلوب است و به همین علت، از نگاه اسرائیل، به فشارهای احتمالی جامعه جهانی علیه ایران سرعت می‌بخشد.

مطالب مرتبط