مطالبات قومی و انتخابات؛ اکبر اعلمی نشانه ای از يک پديده؟

بین داوطلبان نامزدی ریاست جمهوری ایران، شخصیتی متفاوت به چشم می خورد که با شعارها و شیوه ای متفاوت وارد رقابتهای انتخاباتی شده است، هر چند بعید به نظر می رسد هنگامی که شهروندان ایرانی پای صندوق رأی بروند نام او را در فهرست رسمی نامزدهای انتخاباتی بیابند.

اکبر اعلمی که با شعار "بازیابی شکوه ایرانی و احیای حقوق اقوام" قصد تصدی مقام ریاست دولت جمهوری اسلامی را دارد، در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی نتوانست نظر موافق شورای نگهبان را برای نامزدی کسب کند و از اینکه برای سومین بار بر کرسی نمایندگی تبریز تکیه بزند بازداشته شد.

تاکنون در ایران سابقه نداشته که شورای نگهبان کسی را برای ریاست جمهوری صالح بداند که پیشتر او را شایسته ورود به صف قانونگذاران ندانسته است.

موضع گیری های تند اکبر اعلمی در مقابل شورای نگهبان و دیگر نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی و شدت گرفتن لحن انتقادی او هم هر گونه احتمالی را برای تغییر نظر شورای نگهبان بسیار کم رنگ می کند.

همین واقعیت سبب شده که رسانه ها اکبر اعلمی را رقیبی جدی در انتخابات ریاست جمهوری به شمار نیاورند و پوشش رسانه ای خود را متوجه داوطلبانی کنند که احتمال نقش آفرینی شان در صحنه رسمی رقابت ها به واقعیت نزدیک تر باشد، هرچند آقای اعلمی این کمبود پوشش رسانه ای را حرکتی علیه خود قلمداد کرده است.

با این حال اگر اکبر اعلمی امکان عبور از سد شورای نگهبان را بیابد، می تواند رقیبی جدی و در خور توجه در عرصه انتخابات شود، چرا که در دور پیشین انتخابات ریاست جمهوری، نامزدهایی که احقاق خواسته ها و حقوق قومی را در شعارهای انتخاباتی خود جای دادند، در مناطق قومیت نشین آرای قابل توجه و حتی بیشتر از برنده نهایی انتخابات کسب کردند.

این تمایز بیش از همه جا خود را در آذربایجان نشان داد که محسن مهرعلیزاده با اینکه کمترین آرا را در سراسر ایران کسب کرد، در آذربایجان، نفر اول دور نخست انتخابات بود.

به نظر نمی رسد که محبوبیت اکبر اعلمی از محسن مهرعلیزاده کمتر باشد؛ او در فعالیت های انتخاباتی خود آشکارتر و گسترده تر به مسئله مطالبات قومی پرداخته و سخنرانی هایش را به زبان ترکی ایراد کرده است، چنين اقداماتی می تواند نه تنها در آذربایجان، بلکه در میان دیگر قومیت های ایرانی نیز موقعيت خوبی را در اختيار او قرار دهد.

گفتمان قومی اگرچه در رسانه های فارسی زبان داخل و خارج ایران کمتر مطرح شده و شاید بخش بزرگی از جمعیت ایران هم توجه چندانی به آن نمی کنند، اما طی سال های اخیر، این پدیده جدی تر از گذشته در صحنه سیاسی و اجتماعی خودنمایی کرده است.

علی یونسی در واپسین نشست مطبوعاتی خود به عنوان وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی اعلام کرده بود که در آینده خطری سیاسی متوجه ایران نمی داند، اما معتقد است که اگر کشور دچار بحران شود، بر سر مسائل قومی و اجتماعی خواهد بود.

طی چند سال گذشته که حلقه محدودیت های سیاسی و فرهنگی در ایران تنگ تر شده، بخش درخور توجهی از جوانان ایرانی که از جریان های رسمی و سراسری سیاسی و دانشجویی ناامید شده اند، هویت قومی خود را انگیزه کارآمدتری برای ابراز نارضایتی یافته اند.

در دور کنونی انتخابات هم خواسته های قومی در برنامه های انتخاباتی داوطلبان نامزدی جای گرفته و بویژه مهدی کروبی که خود نیز به قومیت لر تعلق دارد، از اجرای اصول قانون اساسی در مورد حقوق اقوام سخن می گوید، اما تفاوت اکبر اعلمی این است که خواسته های قومی را محور برنامه های خود قرار داده و آشکارتر و بی پرواتر نارضایتی های قومی را مطرح می کند.

مطرح شدن این نارضایتی ها از زبان اکبر اعلمی که خود برخاسته از نظام جمهوری اسلامی است و برخلاف دیگر فعالان قومی، منتسب کردنش به توطئه بیگانگان دشوار به نظر می رسد، یاعث شده که او در آذربایجان و بسیاری از دیگر نقاط قومیت نشین ایران مورد توجه قرار گيرد.

فعالان قومی در ایران طیف گسترده ای را در بر می گیرند که در یک سوی آن، عده ای تا طلب جدایی از ایران و استقلال خواهی پیش رفته اند و در سوی دیگر طیف، به حق تحصیل و ترویج زبان مادری، دست کم در حدی که در قانون اساسی ایران به آن تصریح شده بسنده می شود.

به نظر می رسد موضعی که اکبر اعلمی اتخاذ کرده، می تواند سراسر این طیف را به خود جلب کند، آنهایی که خواسته های تندروانه تر دارند او را دست کم گامی به پیش برای دستیابی به خواسته هایشان می دانند و آنهایی که خط قرمزشان یکپارچگی ایران است نیز می توانند به او اعتماد کنند.

گذشته از مسائل قومی، انتقادات اکبر اعلمی از نهادهای حکومتی که بسیار صریح تر و شفاف تر از دیگر داوطلبان نامزدی انتخابات است نیز می تواند رأی خیلی ها را در سراسر ایران به سوی خود جلب کند.

از سوی دیگر، اکبر اعلمی اگرچه در صف اصلاح طلبان وارد صحنه سیاسی ایران شد، اما همیشه سیاستمداری تکرو بوده، اصلاح طلب بودن او مانع از انتقادات تند و صریح او از محمد خاتمی در زمان ریاست جمهوری اش نشد و بگومگوی رو در روی او با آقای خاتمی در صحن مجلسی که اکثریت آن را اصلاح طلبان در دست داشتند، زبانزد است.

در انتخابات دور هفتم مجلس، او بر خلاف بسیاری از اصلاح طلبان که حتی با وجود عبور از سد شورای نگهبان نتوانستند آرای کافی را برای ورود به مجلس کسب کنند، به پیروزی دست یافت و در حالی که همان اندک نمایندگان اصلاح طلب راه یافته به مجلس هفتم هم از شهرستانهای کوچک بودند، او شهری به بزرگی و اهمیت تبریز را نمایندگی می کرد. تکروی اکبر اعلمی او را بارها مورد انتقاد اصلاح طلبان قرار داده و باعث شده بود اکبر اعلمی بین اصلاح طلبان جدی گرفته نشود و حتی برخی موضع گیری هایش مایه مزاح و شوخی قرار گیرد، اما برای شهروندان عادی، همین ویژگی می تواند چهره مستقلی برایش بسازد که توجه رأی دهندگان به او را از مرزبندی اصلاح طلبی و اصولگرایی فراتر ببرد.

آذربایجان همیشه برای ایران تاریخ ساز بوده، سنگ بنای نخستین دولت مقتدر مرکزی در ایران پس از اسلام، در آذربایجان نهاده شد، اندیشه های نو سیاسی اغلب از راه آذربایجان وارد ایران شدند، معروف است که آذربایجان مشروطیت را نجات داد و جرقه انقلاب 1357 ایران در تبریز به شعله تبدیل گشت.

اکبر اعلمی هم پیش از ثبت نام در انتخابات، طی سخنرانی در مسجد ابوالفضل ارومیه گفت که آذربایجان تشکیلات اوست و با اعلام نامزدی اش از تبريز قصد دارد "اصلاح طلبی واقعی" را از آذربايجان شروع کند.

اکبر اعلمی بین همکاران مطبوعاتی و سیاسی اش به اظهارنظرهای جنجالی مشهور بوده که بسیاری از اوقات تنها واکنشی که به آنها نشان داده شده، خنده و لبخند بوده است.

اکنون هم شاید رسانه ها و جریان های سیاسی در جمهوری اسلامی اکبر اعلمی را جدی نگیرند و شاید با فرارسیدن موعد انتخابات اثری از او در صحنه دیده نشو،د اما پدیده حضور و بیان مطالبات قومی در انتخابات که اکنون اکبر اعلمی می کوشد آن را نمایندگی کند، پدیده ای در خور بررسی است که می تواند در آینده ایران نقشی جدی ایفا کند.

مطالب مرتبط