در آرزوی دوم خردادی دیگر؟

محمد خاتمی و مهدی کروبی
Image caption محمد خاتمی و مهدی کروبی

دوازده سال پیش، در روز دوم خرداد انتخاباتی برگزار شد که نتیجه آن، تاثیری قطعی و تعیین کننده بر مسیر حوادث بعدی و مرزبندی های سیاسی در جمهوری اسلامی برجای گذاشت.

در آن سال، جناح چپ جمهوری اسلامی که پس از کامیابی در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، رسما به عنوان جناح اصلاح طلب نامگذاری و شناخته شد، در پی ناکامی در ترغیب میرحسین موسوی برای حضور در رقابت های انتخاباتی، نه با امید به پیروزی بلکه با هدف تشکل دادن به جناحی که سال ها از عرصه قدرت دور نگه داشته شده بود، محمد خاتمی را به عنوان نامزد خود راهی میدان رقابتی کرد که تصور می رفت چهره پیروزش از قبل مشخص شده است. اما نتیجه انتخابات در فضای متفاوت و کم سابقه ای که در آخرین هفته های منتهی به انتخابات، به ویژه چهره ای متفاوت به شهرهای بزرگ ایران داده بود، همه پیش بینی ها را در هم ریخت. نشستن محمد خاتمی بر صندلی ریاست جمهوری، نقطه آغاز پیروزی های اصلاح طلبان و بروز تغییرات قابل توجهی شد که دامنه آن از پیشخوان روزنامه فروشی ها و ویترین کتابفروشی ها تا دانشگاه ها، شوراهای اسلامی شهر و روستا و مجلس شورای اسلامی گسترده بود. اصلاح طلبانی که در پی پیروزی در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶، کنترل شوراهای اسلامی شهر و روستا در تهران و بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ را در دست گرفته و اکثریت مجلس ششم را از آن خود ساخته بودند، اما در پی پیروزی مجدد محمد خاتمی در هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۰، به تدریج نه تنها شوراها و مجلس را به رقیب "محافظه کار" واگذاشتند، بلکه هم به دلیل عملکرد خود و هم به دلیل مقاومت رقیب درون حاکمیت خود نشانه های دوران اقبال را چه در رسانه ها و چه در دانشگاه ها، به عنوان دو مظهر اصلی پایگاه و جایگاه اجتماعی خویش رو به افول می دیدند. نتیجه این افول، در انتخابات مجالس هفتم و هشتم، دوره های دوم و سوم شوراهای اسلامی شهر و روستا و از همه مهم تر در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نمایان شد. در سال ۱۳۸۴، اصلاح طلبان بار دیگر به سراغ میرحسین موسوی رفتند، اما او باز هم از پذیرش دعوت سر باز زد. در آن انتخابات طیف های مختلف جناح اصلاح طلب، یا در مرحله اول دست کم پشت سر دو نامزد، مهدی کروبی و مصطفی معین صف بستند و در مرحله دوم جملگی به حمایت از اکبر هاشمی رفسنجانی پرداختند، یا تحریم انتخابات را پاسخی به برآورده نشدن مطالبات خود در دوران هشت ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی و نیافتن شعارهایی برای پیگیری این مطالبات در برنامه های نامزدهای جانشینی او دانستند. نتیجه چنین وضعیتی، پیروزی غیر منتظره دیگری بود که این بار نقطه اوج بازگشت رقبایی محسوب می شد که با نام اصولگرایان، در آستانه چیرگی بر اصلی ترین نهادهای انتخابی و غیرانتخابی جمهوری اسلامی قرار گرفته بودند.

۲۲ خرداد مساوی ۲ خرداد؟

Image caption محمد خاتمی و میرحسین موسوی - عکس: وب سایت موج سوم

اکنون و چهار سال پس از آن انتخابات، امید اصلاح طلبان آن است که دوم خردادی دیگر رقم بخورد و نقطه پایانی بر فرآیندهای سیاسی چند ساله اخیر گذاشته شود. اما شرایط سیاسی و اجتماعی امروز ایران، نحوه صف بندی های درونی در جناح اصلاح طلب و برخورداری محمود احمدی نژاد از امکاناتی که حضور در مقام ریاست جمهوری و داشتن حامیان مقتدر در ارکان قدرت در اختیار او گذاشته، سه هفته مانده تا حضور مردم در پای صندوق های رای، هاله ای از ابهام به گرد پاسخ این پرسش کشیده که آیا انتخابات روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، می تواند بدیلی برای دوم خرداد ۱۳۷۶ پدید آورد؟ به نظر می رسد بازداشتن محمود احمدی نژاد از راهیابی دوباره به کاخ ریاست جمهوری، می تواند دست اصلاح طلبان را در دادن پاسخی مثبت به این پرسش باز کند؛ اما تحقق چنین امری در شرایط کنونی با اما و اگرهای بسیاری همراه شده است. جدای از نگرانی های اصلاح طلبان در باره نحوه برگزاری انتخابات و احتمال جانبداری برخی نهادهای پرنفوذ در جمهوری اسلامی در فرآیند انتخابات، به نظر می رسد که آنان شرط اولیه برای شکست محمود احمدی نژاد را در مشارکت هر چه بیشتر شهروندان در انتخابات به ویژه در شهرهای بزرگ جست و جو می کنند. از این نگاه، محمود احمدی نژاد و حامیانش حتی در صورت به کار گرفتن تمامی توان خود و بسیج آنچه در اختیار دارند، در نهایت دارای میزان رای ثابتی در جامعه هستند. بر پایه این تحلیل، هر چه میزان مشارکت مردم در انتخابات کمتر باشد، شانس پیروزی محمود احمدی نژاد در دور اول بیشتر خواهد بود و بالعکس، هر چه میزان مشارکت مردم بیشتر شود، آقای احمدی نژاد در دست یافتن به میزان حد نصاب لازم برای پیروزی در دور اول با دشواری های بیشتری روبه رو خواهد شد. حضور طیف های مختلف جناح اصلاح طلب با دو نامزد متفاوت و گسترش شکاف و اختلاف میان آنها موجب شده که حتی خود احتمال چندانی برای پیروزی در دور اول انتخابات قایل نباشند. مهدی کروبی و میرحسین موسوی، اگرچه به رغم همه درخواست هایی که از آنها شده، اعلام کرده اند که از میدان رقابت کنار نخواهند رفت اما در این نکته همسخن بوده اند که اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود، سیاست حمایت از یکدیگر را جایگزین سیاست رقابت فعلی خواهند کرد. به این ترتیب، از نگاه اصلاح طلبان، حضور بیشتر مردم، به معنای کمرنگ کردن میزان اثر گذاری آرا ثابت حامیان محمود احمدی نژاد و افزایش احتمال کشانده شدن انتخابات به دور دوم و در نتیجه واریز کردن رای های دو پاره شده در دور اول به حساب یکی از دو نامزدی است که هواداران اصلاحات را گرد خود جمع کرده اند.

انتخابات؛ هم تاکتیک هم استراتژی؟

آنچه بر امیدواری حامیان مهدی کروبی و میرحسین موسوی افزوده، تغییر رویکرد کسانی است که در دور قبل از سیاست تحریم انتخابات دفاع کرده بودند. وضعیت جاری کشور در وجوه مختلف چه در سطح بین المللی و چه در حوزه داخلی، موجب شده که حتی منتقدان عملکرد اصلاح طلبان، به رغم انتقادهایی که ممکن است به شعارهای و برنامه های میرحسین موسوی یا مهدی کروبی داشته باشند، در یک نکته با حامیان این دو همرای باشند: جلوگیری از پیروزی محمود احمدی نژاد. از سوی دیگر به نظر می رسد برای آن دسته از گروه ها و فعالان سیاسی که تنها در مخالفت با رئیس دولت نهم و حامیانش در جمهوری اسلامی با دو نامزد جناح اصلاح طلب اشتراک نظر دارند، نفس شرکت در انتخابات و توانایی تاثیر گذاری بر نتیجه ای که مطلوب بخش های عمده ای از ارکان قدرت است، به خودی خود اهمیتی قابل توجه دارد و می تواند نشانه روشنی از نوع مطالبات و نارضایتی ها و تاکیدی بر موثر بودن ایجاد تغییرات با استفاده از سازو کارهای قانونی و مسالمت آمیز محسوب شود. با این همه، چنین رویکردی زمانی می تواند به نتیجه رسد که از حلقه های نسبتا محدود و فاقد ابزارهای لازم این گروه ها برای ارتباط با شمار بیشتری از شهروندان و اقناع آنان برای شرکت در انتخابات، فراتر رود؛ امری که به نظر می رسد در شرایط کنونی تا حدود زیادی وابسته به نحوه تبلیغات دو نامزد جناح اصلاح طلب و چگونگی انتخاب و بیان شعارها و برنامه هایشان است.