نامزدهای انتخابات و معمای دسته بندی سیاسی

آقایان احمدی نژاد، رضایی، کروبی و موسوی

در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران یک سوال، ذهن ناظران سیاسی را مشغول کرده است: چطور می توان دیدگاه های سیاسی محمود احمدی نژاد، محسن رضایی، میر حسین موسوی و مهدی کروبی را با معیارهای کنونی طوری دسته بندی کرد که نمایانگر تضاد آرای آنها باشد؟

مطابق طبقه بندی رایج می توان آقای احمدی نژاد و محسن رضایی را محافظه کار، راستگرا یا اصولگرا دانست.همچنین دیدگاه های آقایان موسوی و کروبی را می توان در پوشه اصلاح طلب و چپگرا گذاشت.

اما نگاهی گذرا به سخنان این نامزدها نشان می دهد که نظرات و باورهای سیاسی آنها منحصرا در یک پوشه دسته بندی نمی شود.

از یک طرف آقای رضایی می گوید آقای احمدی نژاد کشور را به پرتگاه سوق داده و از طرف دیگر، آقای موسوی خود را اصلاح طلب اصولگرا می نامد. طرفه این که همه این چهار نامزد خود را "پیرو خط امام" معرفی می کنند که اشاره به پایبندی آنها به اصول مورد تایید آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، دارد.

پس تکلیف چیست؟ آیا به برچسبهای تازه ای برای کمک به دسته بندی بهتر شخصیتها و جناحهای سیاسی نیاز هست؟ و این برچسبها باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

اصلاح طلب مقابل محافظه کار

مهرزاد بروجردی، استاد علوم سیاسی در آمریکا می گوید که از ابتدای انقلاب تقسیم بندی های متعددی در فضای سیاسی ایران صورت گرفته که از جمله آن می توان به "راست و چپ"، "خودی و غیر خودی"، "طرفداران اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی" و "اصلاح طلب و محافظه کار" اشاره کرد.

آقای بروجردی اما می گوید که تقسیم بندی اصلاح طلب و محافظه کار هنوز می تواند تصویری روشن از قطب بندیهای سیاسی و اجتماعی ایران به دست دهد.

Image caption عبارت اصلاح طلب همزمان با پیروزی محمد خاتمی در هفتمین انتخابات ریاست جمهوری بر سر زبانها افتاد

پیش از دوم خرداد ۱۳۷۶، ملاک فراگیری برای تقسیم بندی گروه ها و جناح های سیاسی در ایران وجود نداشت، هر چند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در یک تقسیم بندی گروه ها و جناح های سیاسی ایران را به دوازده جریان تقسیم کرده بود. با این حال توافقی عمومی در سطحی عمومی در جامعه بر سر این تقسیم بندی شکل نگرفت.

اما جریان های عمده سیاسی در ایران پس از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۷۶ از سوی برخی از چهره های سیاسی و روزنامه نگاران به دو جریان عمده "اصلاح طلبان" و در مقابل آن "محافظه کاران" تقسیم شدند.

از آنجایی که واژه محافظه کار دربرگیرنده آن دسته افراد افراد، گروه ها و احزاب سیاسی ای بود که وجه مشترک همگی آنها، انتقاد از جریان اصلاح طلبی بود و برای اشاره به همه این گروه ها نیازی به ذکر نام چندین جریان سیاسی نبود، بکار گیری واژه محافظه کار به زودی عمومیت یافت.

ماشاالله شمس الواعظین، سردبیر چند روزنامه توقیف شده از جمله روزنامه "جامعه" است که در عمومی کردن واژه محافظه کار نقش داشته است.

آقای شمس الواعظین می گوید که روزنامه جامعه و پیش از آن حلقه "کیان" که جمعی از روشنفکران دینی را در بر می گرفت، جامعه ایران را به دو دسته تقسیم کرد. به گفته او، این تقسیم بندی یکی اصلاح طلبان یا جریان تجدد خواهی بود و دیگری محافظه کاران یا جریان سنت گرایان .

به گفته این کارشناس سیاسی، این تعریف کلی جامعه سیاسی ایران را به دو قطب تقسیم کرد و به زودی به یک گفتمان ملی بدل شد.

از سید حسین نصر تا جامعه مدرسین

تعریف سنت گرایان یا محافظه کاران شامل احزاب و افرادی می شد که از سید حسین نصر، متفکر ایرانی و یکی از سرشناس‌ترین نظریه‌پردازان "سنت‌گرایی دینی" تا جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را که یکی از سنتگراترین نهادهای منتفذ مذهبی است، در بر می گرفت.

جریان اصلاح طلبی هم که به گفته برخی صاحب نظران، قدمت آن به دوره سید جمال الدین اسد آبادی می رسد و خود را در دهه ۵۰ توسط علی شریعتی و اواخر دهه ۶۰ و ۷۰ توسط عبدالکریم سروش به روز کرده بود زیر چتر روشنفکران دینی ظهور کرد.

محمد خاتمی هم با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری در دوم خرداد ۱۳۷۶ شکل سیاسی جریان اصلاح طلبی را نمایندگی می کرد.

اصولگرایی شاخه ای از محافظه کاری؟

Image caption اصولگرایانی همچون محمود احمدی نژاد عقیده دارند نباید از ارزشهای انقلاب اسلامی فاصله گرفت

در جریان دومین دوره انتخابات شورای شهر و روستا در ایران در ۱۳۸۱، جریانی به پیروزی رسید که "اصولگرایی" نام گرفت.

این جریان با پیروزی در انتخابات مجلس هفتم در ۱۳۸۳ و سپس دستیابی به کرسی ریاست جمهوری توسط محمود احمدی نژاد در ۱۳۸۴ تثبیت شد و قدرت را در عرصه سیاسی ایران به دست گرفت.

اصولگرایان اگرچه سیاستمداران برخاسته از همان گروه هایی هستند که پیش از این محافظه کار خوانده می شدند، اما برای بازسازی درونی و فاصله گرفتن از فضایی که در آن از اصلاح طلبان شکست خورده بودند، از نامیده شدن با عنوان محافظه کار خودداری می کردند.

بااین همه تفاوتهایی در نگرش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اصولگریان با محافظه کاران وجود دارد.

صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی در دانشگاه تهران می گوید که جریان اصولگرایی خواهان بازگشت به گفتمان دهه اول انقلاب است و از مبارزه با استکبار و دشمنی با غرب به خصوص آمریکا و اسرائیل سخن می گوید در صورتی که جریان های عمده محافظه کار همچون حزب موئتلفه اسلامی اعتقادی به درگیری با غرب و ادامه دشمنی با آمریکا ندارد.

برچسبهای تازه برخی از سیاستمداران و ناظران مسائل ایران اعتقاد دارند که در جریان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با تغییر آرایش نیروهای سیاسی، دیگر اصطلاحاتی مانند اصلاح طلب و اصولگرا و محافظه کار چندان گویای واقعیت های سیاسی ایران نیست برای تعاریف این گروه ها به واژه های تازه ای نیاز است.

حسن روحانی، از سیاستمداران میانه رو ایرانی در جریان یک سخنرانی به مناسبت فرارسیدن انتخابات ریاست جمهوری، گفته است که فضای سیاسی کشور هم‌ اکنون به دو قطب جدید یعنی "مدافعان وضع موجود" و "خواستاران وضع بهتر" تقسیم شده است.

به گفته آقای روحانی، رقابت اصلی بین دو قطبی است که یکی از آن‌ها از وضعیت موجود دفاع می‌کند و شرایط کشور طی چهار سال گذشته را ایده‌آل می‌بیند و دیگری منتقد وضعیت موجود و معتقد است ادامه شرایط فعلی خیلی قابل تحمل نیست، شرایط باید تغییر کند و خواستار شرایط بهتر برای کشور است.

بر اساس این تقسیم بندی پیشنهادی ، مدافعان وضعیت سیاسی موجود در ایران عمدتا نزدیکان محمود احمدی نژاد در دولت و برخی از چهره های سیاسی شناخته شده از جمله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان هستند.

اما منتقدان سیاستهای دولت فعلی ایران را طیفی از چهره ها و گروه هایی تشکیل می دهند که در میان آنها حتی برخی از اعضای سابق دولت محمود احمدی نژاد نیز به چشم می خورد.

به نظر می رسد که تقسیم بندی شخصیتها و جناحهای سیاسی کنونی ایران به مدافعان وضع موجود و خواستاران وضع بهتر، در یک صورت بندی کلی، مرز بندی دو طیف اصلی سیاسی ایران یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان را در برخی موارد بر هم می ریزد و آنها را در کنار یکدیگر می نشاند، هر چند در عمل، دیدگاه های اصلاح طلبان با اصولگرایان برای مدیریت کشور به طور کامل همخوانی ندارد.

به این ترتیب اگر چه به نظر نمی رسد که اصطلاحاتی همچون اصولگرا ، محافظه کار و حتی اصلاح طلب تصویری دقیق و شفاف از آرایش نیروهای سیاسی ایران به دست دهد اما در عین حال هنوز فعلان سیاسی یا کارشناسان، اصطلاحات و نام های تازه ای که بتواند گویای شرایط موجود باشد، وارد ادبیات سیاسی ایران نکرده اند.