عباس میلانی: شرکت در انتخابات پذیرش حق مردم است

انقلاب ایران حرکتی دمکراتیک بود. خواست و شعار همگانی اش را استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی تشکیل می داد.

در شرح و وصف این خواست آیت الله خمینی در دوران اقامتش در پاریس بارها به تاکید و تصریح گفته بود که روحانیون در کار سیاست دخالتی نخواهند کرد.

حتی یک بار هم در آن دوران واژه ولایت فقیه را به کار نبرد. در ایران، البته بداء حاصل شد و کاشف به عمل آمد که آن وعده ها همه از جنس تقیه بود.

روحانیون همراه آیت الله خمینی به محض آنکه چم وخم کار اداره مملکتی به پیچیدگی ایران را ازهمدلان خود در دولت موقت گرفتند، قدرت را قبضه کردند و حاصلش را امروز در وضعیت کلی ایران و در مفاهیمی چون ولایت فقیه و نظارت استصوابی می بیینیم.

آزادی در مفهوم قرن بیست و یکمی اش به معنای حق طبیعی هر انسان در انتخاب و عزل حکومت خویش است. در این مفهوم، انسان متجدد محتاج قیم و ولی و ناظر - حتی اگر استصوابی هم باشد - نیست.

مصلحت خویش را خویش بهتر از هر کس می داند. نظارت استصوابی طبعا ناقض بی چون و چرای آزادی ایرانیان است، اما به رغم این نقض عمده، حق شرکت در انتخابات کماکان بخشی از حقوق ایرانیان و جزئی از میراث آن حرکت دمکراتیک است.

اگر به لحاظ نظارت استصوابی بخش اعظم این حق را روحانیون برای خود غصب کرده اند، نفس این حق را نباید به آنان وا گذاشت.

انتخابات چهارسال پیش آشکارا نشان داد که حتی در چارچوب سخت معیوب و محدود و غیر دمکراتیک انتخاباتی که شورای نگهبان کاندیدهایش را دست چین و گاه حتی نتایجش را خودسرانه تعیین می کند، گزینش یکی بر دیگری می تواند تفاوت هائی فاحش بر وضع زندگی روزمره مردم، وضعیت اقتصادی کشور، وضع فرهنگی جامعه و چند وچون سانسور، وضعیت زنان و کم و کیف فشارها و حق شکنی ها زن- ستیز و بالاخره در وضعیت بین المللی ایران (و لاجرم ایرانیان) پدید آورد.

می گفتند شرکت در انتخابات به معنی توجیه و تثبیت وضع موجود است. فراموش می کردند که شرکت نکردن در آن در شرایطی که بدیلی معقول و ممکن در افق نیست، به معنای تثبیت بدترین روایت "وضع موجود" است.

در سی سال اخیر دیده ایم که "وضع موجود" روایاتی گوناگون دارد وگاه انتخاب به راستی میان روایتی خطرناک تر و زیانبارتر از "وضع موجود" و روایت صرفا ناخوشایند "وضع موجود" است.

عدم شرکت درچنین انتخابی به معنای واگذاشتن حق این انتخاب به کسانی است که "وضع موجود" را رهبری و هدایت می کنند.

اگر کماکان برای برگزیدن یکی از دو جناح خود، حکام به رای مردم محتاج اند، این به معنای بقای وجوهی هر چند اندک از همان میراث دمکراتیک انقلاب است و یا از آن برای برگزیدن جناح کم خطرتر و بالمال، در صورت امکان، برای تحدید قدرت غاصبین بهره جست.

چهارسال پیش من هم در زمره کسانی بودم که می گفتم با نظارت استصوابی شورای نگهبان شرکت در انتخابات گره برباد زدنی بیش نیست.

اما به گمانم تاریخ چهارسال اخیر نشان داد که گزینه من خود در واقع گره برباد زدن نگاهی کمال طلب بود. نگاهی که می گفت اگر انتخابات صد در صد آزاد نباشد نباید در آن شرکت کرد.

حتی در آمریکا هم هستند کسانی که می گویند- وشمارشان هم اندک نیست- انتخابات آمریکا صد در صد آزاد نیست. می گویند ( و درست هم می گویند) که اهل ثروت در اینجا نفوذی بیشتر از بقیه شهروندان دارند.

اما در چهارچوب همین انتخابات گاه شخصیتی چون باراک اوباما و زمانی کسی چون جورج بوش انتخاب می شوند و بعید می توان انکار کرد که میان این دو تفاوت فراوان است.

بدون شک مقایسه انتخابات آمریکا و ایران قیاسی مع الفارق است. قانون اساسی در آمریکا منادی و موید آزادی بلا قید وشرط انسان هاست. در مقابل قانون اساسی فعلی ایران هنوز انسان ها را محتاج ولی و قیم می داند.

با این حال شرکت در انتخابات و نفس وجود آنها به معنای پذیرش حق مردم و بخشی از میراث دمکراتیک جامعه است.

شرکت نکردن در آن به دلیل عیب و نقص های عمده ای که در نحوه انجام انتخابات وجود دارد بسان کسی است که در اعتراض به غصب بخش اعظم منزلش توسط مشتی غاصب از اندک حقوقی که هنوز غصبش نکرده اند هم استفاده نمی کند.

تجربه تاریخی نشان داد که شاید می توان از طریق همین انتخابات معیوب غاصبین را به اندکی عقب نشینی واداشت و بخش بزرگتری ازاین منزل و میهن مان را به نور آزادی و به حضور انسانهایی رها از قیم هایی خود- برگزیده منور کرد.

من و انتخابات" عنوان کلی مطالبی است که تعدادی از چهره های ایرانی در حوزه های مختلف در خصوص دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برای وبسایت بی بی سی فارسی نوشته اند.

نویسندگان مطالب به عنوان شهروند ایرانی از دلایل خود برای شرکت در انتخابات و یا تحریم آن می گویند. در روزهای آتی مطالب نویسندگان دیگر نیز در همین صفحه منتشر خواهد شد.

مطالب مرتبط